ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۹۶۵

یک کارشناس: هویت ایرانی یک‌شبه شکل نگرفته است

یک کارشناس: هویت ایرانی یک‌شبه شکل نگرفته است

این مقاومت را می‌توان «تاب‌آوری» نیز نامید. اینکه این تاب‌آوری از کجا نشات گرفته و چگونه در جامعه نهادینه شده است، می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد؛ اما آنچه روشن است، بخش عمده‌ای از این مساله به سویه‌های فرهنگی و اجتماعی در میان مردم بازمی‌گردد.

این روزها شاهد یکی از حساس‌ترین و بحرانی‌ترین مقاطع در تاریخ معاصر کشورمان هستیم. جنگی نابرابر و غیرانسانی به ایران تحمیل شده که در عین حال با مقاومتی بی‌سابقه از سوی مردم و حاکمیت مواجه شده است. این شیوه مواجهه با جنگ، بسیاری را در نقاط مختلف جهان متاثر کرده و از سوی بخش عمده‌ای از مردم دنیا با تحسین همراه بوده است.

به گزارش اعتماد؛ این مقاومت را می‌توان «تاب‌آوری» نیز نامید. اینکه این تاب‌آوری از کجا نشات گرفته و چگونه در جامعه نهادینه شده است، می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد؛ اما آنچه روشن است، بخش عمده‌ای از این مساله به سویه‌های فرهنگی و اجتماعی در میان مردم بازمی‌گردد.

غلامرضا امیرخانی  که متخصص حوزه تاریخ است و هم‌اکنون ریاست سازمان اسناد و کتابخانه ملی را بر عهده دارد،  به ریشه‌های تاریخی این تاب‌آوری اشاره کرده و جنبه‌های فرهنگی آن را با تکیه بر علم تاریخ مورد واکاوی قرار می‌دهد.

   ‌برای پرسش نخست بفرمایید اساسا منظور از تاب‌آوری فرهنگی چیست و اهمیت آن، به‌ویژه در شرایط کنونی در چیست؟

در مورد اینکه تاب‌آوری فرهنگی چیست، سعی می‌کنم در آغاز با استفاده از یک مثال این مفهوم را توضیح دهم. کسانی که اهل مبارزه سیاسی هستند، زمانی که دستگیر شده و به زندان می‌افتند، می‌توانند کلیه رنج‌های اسارت - اعم از حبس‌های طولانی، شکنجه‌ها، سلول‌های انفرادی و دیگر مصائب - را تاب بیاورند، مشروط بر آنکه ایمان داشته باشند مسیری که پیموده‌اند، درست بوده است. اما به محض آنکه احساس کنند و به این باور برسند که آن مسیر اشتباه بوده است، حتی یک ساعت زندان نیز برایشان قابل تحمل نخواهد بود. به تعبیر خود زندانیان، در چنین شرایطی «می‌شکنند». اگر فرد از اعتقاد و باور لازم برخوردار باشد، از تاب‌آوری بالایی نیز بهره‌مند خواهد بود. در سطح جامعه نیز بدین منوال است؛ اگر جامعه‌ای به هدف و غایتی باور و ایمان کامل داشته باشد، حتی جان خود را نیز فدا می‌کند، اما تسلیم نمی‌شود. اینجاست که می‌توان از مفهوم تاب‌آوری فرهنگی در جامعه سخن گفت. هنگامی که جامعه‌ای قهرمانانه در برابر یک تجاوز ناجوانمردانه ایستادگی می‌کند، در واقع از منظر فرهنگی توانسته است تاب‌آوری خود را به نمایش بگذارد.

  ‌همان‌طور که شاهد هستیم، این روزها جامعه ایران مقاومت قابل ‌توجهی از خود نشان داده؛ امری که مورد تحسین بسیاری از مردم جهان قرار گرفته است. به نظر شما این تاب‌آوری از کجا نشات می‌گیرد؟

اگر می‌بینیم جامعه ما از تاب‌آوری بالایی برخوردار است، پایه و اساس آن به فرهنگ این جامعه بازمی‌گردد. دقت کنید که در جنگ‌ها، اقتصاد یک جامعه آسیب می‌بیند. در غزه نیز مشاهده کردیم که مردم به سختی به آب و غذا دسترسی داشتند؛ گونه‌ای از شبه‌قحطی شکل گرفته بود که عامل اصلی آن رژیم کودک‌کش اسراییل بود. با این حال، می‌بینیم که مردم مقاومت می‌کنند. چرا؟ زیرا ممکن است مسائلی مانند اقتصاد و معیشت دستخوش تغییر شود، اما فرهنگ چیزی نیست که در شرایط جنگ و سختی دگرگون شود. این موضوع به مساله تعلق بازمی‌گردد؛ اینکه افراد به چه چیزی احساس وابستگی می‌کنند. زمانی که فردی خود را ایرانی می‌داند و به این آب‌ و خاک احساس تعلق روحی، فکری و فرهنگی دارد، یقینا در عرصه تاب‌آوری رفتاری متفاوت از خود نشان خواهد داد. به هر میزان که تعلق افراد به کشور و فرهنگ افزایش یابد، تاب‌آوری نیز تقویت می‌شود و بالعکس، هر چه این احساس تعلق کاهش پیدا کند، میزان تاب‌آوری نیز کاهش خواهد یافت. برای تایید این موضوع کافی است به ساکنان رژیم صهیونیستی در اسراییل بنگریم. مشاهده می‌کنیم که با بروز بحران‌ها و رخدادهایی مانند جنگ، برخی مردم آن کشور را ترک می‌کنند. این امر ناشی از آن است که وابستگی و تعلق عمیقی به آن سرزمین ندارند؛ چراکه بسیاری از آنان از دیگر کشورها به اسراییل مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شده‌اند. بارها مشاهده شده است که در لحظات حساس، فرودگاه بن‌گوریون مملو از افرادی است که قصد خروج از اسراییل را دارند. در مقابل در کشور خودمان هم در جنگ ۱۲روزه و هم در جنگ اخیر شاهد پدیده‌ای متفاوت بودیم؛ امری که حتی رسانه‌های ترکیه با شگفتی آن را بازتاب دادند. برخلاف انتظار نه‌تنها هجوم گسترده‌ای برای خروج از مرزهای زمینی رخ نداد، بلکه بسیاری از ایرانیان از آن سوی مرزها به کشور بازگشتند.

  ‌آیا قبول دارید که روزی ممکن است این تاب‌آوری با خلل همراه شود؟

بله، این نکته درستی است. باید آن را هشداری جدی تلقی کرد و به این واقعیت توجه داشت که تاب‌آوری فرهنگی، امری ابدی و تضمین شده نیست. برای درک این موضوع کافی است به برخی هموطنان فریب‌خورده در خارج از کشور بنگریم. من تاکید دارم از عنوان «فریب‌خورده» استفاده کنم، زیرا معتقدم آنان نیز ایران‌دوست هستند و تحت تاثیر بمباران رسانه‌ای شبکه‌های معاند به چنین مواضعی رسیده‌اند. آنان چشم خود را بر بسیاری از جنایات و فجایع، از جمله فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب بستند و از حمله بیگانه دفاع کردند؛ امری که به‌طور قطع خیانت محسوب می‌شود. البته آگاه هستم که بسیاری از این افراد از مواضع پیشین خود بازگشته و نسبت به آن ابراز پشیمانی کرده‌اند. در مجموع می‌توان گفت که هر چند تاب‌آوری فرهنگی پدیده‌ای دیرپا و ماندگار است، اما لزوما همیشگی نیست و در شرایط خاص می‌تواند دچار خدشه شود.

  ‌هویت‌های فرهنگی چگونه ساخته می‌شوند و این هویت‌ها چگونه در بحران‌های تاریخی عمل می‌کنند؟

هویت‌ها، به‌ویژه هویت ایرانی، یک‌شبه یا در کوتاه‌مدت شکل نگرفته‌اند، بلکه این امر ریشه‌ای عمیق در تاریخ دارد و با پایداری و مقاومت پیوندی ناگسستنی یافته است. در طول تاریخ، وقایعی را مشاهده می‌کنیم که در آنها با رادمردی و شجاعتی مثال‌زدنی از این سرزمین دفاع شده و همین امر بیش از هر چیز به تقویت هویت ایرانی انجامیده است. به عبارت دیگر، هویت‌ها از دل همین مقاومت‌ها و پایداری‌ها شکل می‌گیرند. برای نمونه، در تاریخ ایران جنگ چالدران را داریم. مشهور است که در این نبرد، هیچ اسیری از سپاه ایران گرفته نشد؛ یعنی پایداری به اندازه‌ای بود که رزمندگان ترجیح می‌دادند در میدان نبرد جان ببازند، اما به دست دشمن نیفتند. این روحیه پایداری را در دوران‌های پیشین حتی پیش از اسلام نیز مشاهده می‌کنیم؛ زمانی که ایرانیان با امپراتوری‌های بزرگ جهان می‌جنگیدند و در بسیاری از موارد نیز پیروز می‌شدند. اگر این ایستادگی‌ها وجود نداشت، اساسا نامی از کشور ایران باقی نمی‌ماند. کشوری با چنین تاریخ و فرهنگ مقاومتی، بی‌تردید تاب‌آوری متفاوتی را تجربه می‌کند. این عشق و علاقه به میهن همواره وجود داشته و محدود به این روزها و این دوران نیست.

  ‌در این شرایط، اهل فرهنگ چه نقشی می‌توانند و بایسته است که ایفا کنند؟

همان‌گونه که تاثیر فرهنگ امری دیرپاست، نقش و اثرگذاری اهالی فرهنگ نیز از همین جنس است. برای مثال هنگامی که از مسائل اقتصادی سخن می‌گوییم، نمی‌توان به واقعه‌ای در هزار سال پیش استناد کرد؛ اما وقتی صحبت از پاسداری فرهنگی و وطن‌دوستی به میان می‌آید، همگی به شاهکاری به نام شاهنامه می‌اندیشیم که چگونه توانسته روح ایران‌دوستی را در طول قرون متمادی زنده نگه دارد. کافی است به این بیت مشهور فردوسی توجه کنیم: «همه سربه‌سر تن به کشتن دهیم/از آن به که کشور به دشمن دهیم». مشاهده می‌کنیم که این بیت تا چه اندازه بر زبان ایرانیان جاری است. از همین رو می‌توان گفت که یک اهل فرهنگ، همانند فردوسی در شاهنامه قادر است اثری دیرپا و ماندگار برجای گذارد. اهل فرهنگ می‌تواند شاعری در هزار سال پیش یا نویسنده‌ای معاصر باشد. ما در طول زمان شاهد حضور فعالان فرهنگی بسیاری بوده‌ایم که با وجود اختلاف‌نظرها و انتقاداتی نسبت به وضع موجود و نظام، در بزنگاه‌های حساس با تمام وجود به میدان آمده و از ایران دفاع کرده‌اند. در اینجا شایسته است از متفکر برجسته، دکتر عبدالکریم سروش نام ببرم. دیدیم که ایشان در جریان این جنگ و حتی در جنگ دوازده‌ روزه، با استواری ایستادند و از ایران دفاع کردند و حتی برای ایران شعر سرودند.

  ‌تاریخ به عنوان یک علم می‌تواند کارکردهای زیادی داشته باشد. در این شرایط خاص کشور، تاریخ چه کمکی به حفظ و تقویت روحیه ملی می‌کند؟

کشوری که تاریخ و فرهنگ نداشته باشد، می‌توان گفت در خلأ قرار دارد؛ اصطلاحا در زمین و آسمان معلق است. تاریخ صرفا برای کتاب‌های درسی و امتحان دادن یا دانستن تاریخ سلسله‌ها نیست. تاریخ، افزون بر جنبه آموزندگی و عبرت‌آموزی، کارکردی مهم در هویت‌بخشی نیز دارد. کسی که از پیشینه تاریخی کشور خود آگاه باشد و بداند جغرافیایی که آن را ایران می‌نامند چگونه به این نقطه رسیده است، چه خون‌دل‌هایی خورده شده، چه بزرگانی در این تاریخ زیسته‌اند و چه رشادت‌هایی رقم خورده، طبیعی است که میزان درک، نوع تعامل و شکل کنش او نیز متفاوت خواهد بود. به همین دلیل، کشورهایی که در پیرامون ما شکل گرفته‌اند و عموما زاییده استعمار هستند، کمتر نشانی از چنین رشادت‌هایی در آنها دیده می‌شود. برای مثال زمانی که عراق به رهبری صدام در جنگ خلیج‌فارس به کویت حمله کرد، این کشور در عرض چند روز سقوط کرد. این وضعیت را می‌توان با ایران در همین جنگ اخیر مقایسه کرد؛ جایی که مشاهده می‌شود ایران در برابر یکی از بزرگ‌ترین و در عین حال جنایتکارترین ابرقدرت‌های جهان چگونه مقاومت کرد، مردانه ایستاد و با هر مقیاسی که بسنجیم، پیروز و سربلند بیرون آمد. بخشی از این امر به تاریخ درخشان ایران بازمی‌گردد. یک دولت-ملت کهن و ریشه‌دار با هویتی مشخص، چنین مقاومتی را رقم زد. حتی سخنان سخیفی همچون نابود کردن تمدن ایران، واکنش منفی بسیاری از سیاستمداران امریکایی را نیز در پی داشت و آنان از چنین اظهاراتی اعلام برائت کردند.

  ‌به نظر شما در شرایط کنونی، استادان علوم انسانی، روشنفکران و دانشگاهیان، به‌ویژه استادان و پژوهشگران تاریخ چه نقش و وظیفه‌ای بر عهده دارند؟

در هر حوزه‌ای که بنگریم، می‌بینیم که در این روزها تلاش‌های شایسته‌ای صورت گرفته و همه قابل تقدیر هستند. با این حال، در حوزه تاریخ می‌توان با ذکر مثالی این موضوع را روشن‌تر ساخت. هنگامی که به تاریخ دوره خوارزمشاهی مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم که از سلطان محمد خوارزمشاه کمتر به دلیل نحوه حکمرانی یا رفتار با مردم یاد می‌شود؛ آنچه در تاریخ ماندگار شد، این بود که مغول به ایران حمله کرد و او به جزیره آبسکون گریخت. در مقابل، پسرش جلال‌الدین خوارزمشاه مردانه ایستاد و جنگید و همین امر در حافظه تاریخی ثبت شد. حتی مرحوم حمیدی‌شیرازی قصیده‌ای زیبا درباره نبرد سند سروده است. مقصود آن است که هر چند هویت حاکمان، نوع حکومت و نحوه تعامل با مردم بسیار اهمیت دارد، اما هنگامی که هجوم بیگانه آغاز می‌شود، همه این موارد در سایه قرار می‌گیرد و تاریخ تنها رفتار حاکمان و ملت‌ها را در برابر این تجاوز قضاوت می‌کند. نمونه‌ای که همواره به آن اشاره می‌کنم، اتحاد جماهیر شوروی، استالین و جنگ جهانی دوم است. با وجود جنایات گسترده استالین، هنگامی که شوروی مورد حمله آلمان نازی قرار گرفت، قاطبه مردم از او حمایت کردند و پشت سر او ایستادند. تاریخ به ما آموخته است که هنگامی که کشوری در معرض هجوم نیروی بیگانه قرار می‌گیرد، دفاع از وطن یک وظیفه ملی است. اگر کسی از سرزمین خود دفاع نکند، حتی اگر معاند و عامل دشمن نباشد، دست‌کم فریب‌خورده دشمن است و بی‌تردید از وطن‌دوستی و تاریخ آگاهی چندانی ندارد. آیندگان نیز در صفحات تاریخ خواهند نوشت که چگونه مردمی از سرزمین خود دفاع کردند و ابرقدرتی جنایتکار را به عقب راندند.

  ‌همان‌گونه که اشاره کردید، تاریخ می‌تواند در امر هویت‌سازی کارکردهای فراوانی داشته باشد. این امر در مورد ایران چگونه است، به‌ویژه آنکه این روزها درباره مقاومت در میان مردم ایران سخنان بسیاری مطرح می‌شود؟

تاریخ در ایران چیزی فراتر از یک هویت برساخته است. کافی است نگاهی کوتاه به چهار سوی این سرزمین داشته باشیم؛ در هر سو آثاری تاریخی با قدمتی چندین هزار ساله مشاهده می‌شود. از شمال تا جنوب، نشانه‌هایی از تمدن و تاریخ به چشم می‌خورد که هر یک بیانگر پیشینه‌ای دیرینه و ریشه‌دار است. از نخستین سلسله‌ای که حدود و ثغور ایران را شکل داد، یعنی هخامنشیان و نخستین پادشاه آن، کوروش بزرگ - که از نیک‌نام‌ترین پادشاهان تاریخ به شمار می‌رود و برخی او را با ذوالقرنین مذکور در قرآن مرتبط می‌دانند - تا امروز، یعنی جمهوری اسلامی، ایران از یک پیوستگی و انسجام هویتی و سرزمینی برخوردار بوده است. می‌توان گفت امروز ایران تنها کشوری است که پرچم مقابله با ظلم و استکبار را در دست گرفته است. اگر هزینه‌ای پرداخته، در دفاع از مردم مستضعف منطقه بوده است. ممکن است برخی انتقاد کنند و بر این باور باشند که این رویکرد مشکلاتی برای کشور ایجاد کرده است، اما باید وجدان خود را قاضی قرار دهیم. اگر در انقلاب اسلامی آرمان دفاع از مظلومان را مطرح کرده‌ایم، ریشه در آموزه‌های دینی و میهنی ما داشته است. چنانکه حضرت امام خمینی (ره) در یکی از بیانات خود فرموده‌اند: «ما از مظلوم دفاع می‌کنیم و بر ظالم می‌تازیم.» در حالی که بسیاری از کشورهای عربی در برابر ظلم‌هایی که بر مردم فلسطین روا شده، اقدام موثری انجام ندادند، این ایران بود که در برابر این ستم‌ها ایستادگی کرد. ما به عنوان کشوری که در چند قرن اخیر هیچ گاه متجاوز نبوده و همواره از خاک خود دفاع کرده و خواستار صلح برای همگان بوده‌ایم، چنین جایگاهی را در تاریخ حفظ کرده‌ایم.

  ‌نهادها و موسسات فرهنگی مانند سازمان اسناد و کتابخانه ملی در این زمینه چه نقشی باید ایفا کنند؟

مقاومت و ایستادگی در سراسر جهان ماهیتی مشترک دارد؛ مبارزه با هرگونه سلطه و زور و نفی هر گونه استبداد، مخرج مشترک همه این جنبش‌ها و مبارزات است. سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نیز در این زمینه می‌تواند نقشی موثر ایفا کند. این سازمان، افزون بر ارایه اسناد مربوط به تاریخ این مبارزات می‌تواند نشریات، کتاب‌ها و دیگر منابع مکتوب را در اختیار پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار دهد. به هر حال، بسیاری از این آثار در این نهاد نگهداری می‌شود. در میان نسخه‌های خطی و همچنین در میان صدها میلیون سندی که در این مجموعه حفظ و نگهداری می‌شود، اسنادی وجود دارد که از افتخارات ملی به شمار می‌آیند. این اسناد، برگ‌هایی از تاریخ مقاومت مردمی هستند که در بحران‌های مختلف انسجام ملی خود را حفظ کرده و در برابر سلطه ایستادگی کرده‌اند. وظیفه اصلی ما در سازمان اسناد و کتابخانه ملی، حفظ و صیانت از این اسناد و منابع است؛ آثاری که می‌توانند به عنوان منبعی ارزشمند برای شکل‌گیری پژوهش‌های مهم در این حوزه مورد استفاده قرار گیرند. همچنین نوید می‌دهم که در آینده‌ای نه چندان دور، برنامه‌های متنوعی در کتابخانه ملی، از جمله نشست‌های تخصصی، جلسات نقد و بررسی، سخنرانی‌ها و دیگر رویدادهای علمی و فرهنگی با محوریت این روزهای مقاومت برگزار شود.

ارسال نظرات
خط داغ