عاقبت ماجراجویی تازه ترامپ در تنگه هرمز؛ چرا محاصره دریایی ایران «خطرناک» است؟
بررسی تفاوتهای راهبردی تهران و کاراکاس، مرور نقش چین در تنگه هرمز و توجه به تأثیرپذیری قیمت جهانی نفت و بازارهای انرژی کمک میکند بفهمیم تهدید ترامپ به محاصره دریایی ایران تا چه اندازه کارساز خواهد بود
فرارو- تهدید دونالد ترامپ درباره محاصره دریایی ایران، ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه روز دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ عملی شد اما بعید است جغرافیای پیچیده خلیج فارس اجازه دهد او به خواستههایش دست پیدا کند.
به گزارش فرارو؛ پس از آنکه مذاکرات فشرده میان نمایندگان ایران و ایالات متحده در اسلامآبادِ پاکستان، بدون دستیابی به نتیجهای مشخص خاتمه پیدا کرد، رئیسجمهوری ایالات متحده تهدید کرد به اقدامی مشابه آنچه پیش از این در قبال ونزوئلا انجام داده بود دست میزند. او به صراحت از عبارت «محاصره دریایی ایران» استفاده کرد و باعث شد بازارهای جهانی انرژی در وضعیت آمادهباش قرار بگیرند. به طور همزمان افکار عمومی در سرتاسر دنیا به طرح سوالاتی درباره توانایی عملیاتی واشینگتن در یکی از پرتنشترین آبراههای جهان پرداخت و گروهی از ناظران و تحلیلگران گفتند چون ترامپ در این قمار جدید، تفاوتهای بنیادین جغرافیایی، نظامی و ژئوپلیتیک میان خلیج فارس و دریای کارائیب را نادیده گرفته، محاصره دریایی ایران میتواند به جای اهرم فشار کارآمد به یک بنبست استراتژیک و پرهزینه برای نیروی دریایی آمریکا تبدیل شود. شما در این مورد چطور فکر میکنید؟
مقایسه محاصره دریایی ایران و ونزوئلا؛ تفاوت کارائیب و خلیج فارس
اولین و مهمترین نکتهای که باید در نظر گرفت تفاوت فاحش جغرافیایی است. ونزوئلا در حاشیه دریای کارائیب قرار دارد؛ فضایی باز که نیروی دریایی آمریکا در آن حاکم مطلق است ولی ایران بر لبه یکی از حساسترین گلوگاههای جهان یعنی تنگه هرمز حکمرانی میکند.
نیروی دریایی آمریکا در ونزوئلا با یک کشور منزوی طرف بود که توانایی پاسخدهی دوربرد را نداشت اما در ایران، با یک نوار ساحلی (با طول بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر) که در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان قرار گرفته روبرو خواهد بود. بعید است ترامپ این مرز ساحلی و عمق استراتژیک آن را در محاسبات خود لحاظ نکرده باشد. محاصره کشوری با این حجم از دسترسی به آبهای آزاد و اشراف بر مسیرهای بینالمللی، به معنای درگیر کردن کل ترافیک دریایی جهان است.
رقابت آمریکا و چین در تنگه هرمز؛ واکنش پکن به توقیف نفتکشها چه خواهد بود؟
یکی از بزرگترین چالشهای نیروی دریایی آمریکا در اجرای این محاصره، برخورد با قدرتهای جهانی دیگر است. تصور کنید یک نفتکش غولپیکر چینی در حال عبور از تنگه هرمز است. آمریکا قصد دارد با آن چه کند؟
- اگر آمریکا بخواهد این کشتی را متوقف کند، مستقیماً با پکن وارد یک درگیری دیپلماتیک و شاید نظامی میشود.
- آیا چین تماشا خواهد کرد؟ بسیار محتمل است که نیروی دریایی چین برای اسکورت کشتیهای خود وارد عمل شود.
حضور ناوهای چینی در کنار تانکرها، معادله محاصره را از نقشهای برای فشار یکجانبه به یک بحران بینالمللی تبدیل میکند. واشینگتن برای متوقف کردن ایران، مجبور است رودرروی بزرگترین شریک تجاری جهان بایستد. اینجاست که باید بدانیم آیا ترامپ آماده است برای بستن بنادر ایران، وارد تنش با چین شود؟
مخاطرات توقیف کشتیها در آبهای ایران؛ وقتی محاصره به جنگ تبدیل میشود
در تئوری محاصره دریایی اگر یک کشتی از دستور توقف پیروی نکند، نیروهای محاصرهکننده باید اقدام به توقیف یا اشغال آن کنند اما در تنگه هرمز و دریای عمان، این کار به سادگیِ آنچه در دریای کارائیب رخ داد، نخواهد بود.
اشغال یک کشتی در فاصله چند کیلومتری از سواحل ایران، یعنی قرار گرفتن در برد مستقیم موشکهای ساحل به دریای ایران. از آن گذشته هرگونه تلاش برای فرستادن تیمهای عملیاتی به روی عرشه کشتیها، میتواند به یک درگیری تمامعیار تبدیل شود. ایران نشان داده در حفاظت از آبهای سرزمینی خود تعارف ندارد. بنابراین محاصره دریایی به سرعت از یک «اقدام نظارتی» به «عملیات جنگی» تبدیل میشود.
آیا دونالد ترامپ آماده است برای بستن بنادر ایران، وارد تنش با چین شود؟
بنبست استراتژیک آمریکا در تنگه هرمز؛ کیش و مات جغرافیایی ترامپ
نکته کلیدی بعدی این است که ایران در مسیر آبهای سرزمینی خود اقدام به بستن تنگه هرمز کرده است و در مقابل نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا ناچار است آنسوی دریای عمان صفآرایی کند چون ورود ناوهای هواپیمابر و ناوشکنهای آمریکایی به داخل خلیج فارس در شرایط محاصره، آنها را به اهدافی آسیبپذیر تبدیل میکند.
عرض کم تنگه هرمز اجازه مانور به ناوهای بزرگ را نمیدهد. موقعیت عجیبی است، درست مثل اینکه آمریکا از بیرونِ اتاق برای قفل کردن در تلاش کند اما بداند ایران، کلید و دستگیره را در اختیار دارد. این بنبست جغرافیایی باعث میشود آمریکا نتواند کنترل موثری بر عبور و مرور شناورها داشته باشد، مگر اینکه به طور کامل وارد حریم دریایی ایران شود که این به معنای شروع رسمی جنگ است.
قدرت نظامی ایران در نبرد نامتقارن؛ موشکهای کروز و قایقهای تندرو
حتی اگر ادعای دونالد ترامپ درباره ضعیف شدن نیروی دریایی ایران را بپذیریم، باز هم واقعیت میدان تغییر نمیکند. توان نظامی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز با نیروهای نظامی ونزوئلا قابل قیاس نیست. استراتژی ایران بر پایه نبرد نامتقارن بنا شده است:
- قایقهای تندرو: صدها قایق تندرو مجهز به موشک که میتوانند ناگهان به ناوهای بزرگ حمله کنند.
- اژدرها و مینهای دریایی: سلاحهایی که شناسایی آنها در آبهای کمعمق خلیج فارس برای رادارهای پیشرفته آمریکایی دشوار است.
- موشکهای کروز ساحلبهدریا: ایران کل پهنای خلیج فارس را تحت پوشش موشکی خود دارد.
وجود این تجهیزات، نیروهای آمریکایی را وادار میکند برای حفظ محاصره در منطقه مرگ عملیات کنند. آنها باید مدام نگران شلیکهایی باشند که از بنادر کوچک ساحلی به سمتشان میآید.
واکنش زنجیرهای متحدان ایران؛ انسداد بابالمندب و تهدید تجارت جهانی
ایران تنها نیست. یکی از جدیترین نگرانیها برای ثبات جهانی، اقدامات تلافیجویانه متحدان منطقهای ایران است. محاصره دریایی ایران میتواند بلافاصله به مسدود شدن بابالمندب توسط حوثیها منجر شود.
با بسته شدن یا ناامن شدن بابالمندب، مسیر تجارت جهانی بین آسیا و اروپا عملاً قطع میشود و بخش بزرگی از کالاهای استراتژیک جهان پشت درهای بسته متوقف خواهد شد. این فشار مضاعف، آمریکا را در برابر متحدان اروپایی و آسیایی قرار میدهد که به شدت به این مسیرهای آبی وابسته هستند.
شوک نفتی محاصره ایران؛ قیمت بنزین و پاشنه آشیل اقتصادی ترامپ
تلاش برای محدود کردن صادرات نفت ایران، واکنشی تند از سوی تهران در پی خواهد داشت که هدف آن مختل کردن ترافیک انرژی است. این یعنی به محض توقیف اولین تانکر در محاصره دریایی آمریکا، قیمت جهانی نفت جهشی بیسابقه را تجربه خواهد کرد.
کارشناسان پیشبینی کردهاند امکان دارد قیمت نفت به راحتی از بشکهای ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار عبور کند. این اتفاق همچنین به معنای انفجار قیمت بنزین در جایگاههای سوخت آمریکا و اروپا است. ترامپ که با وعدههای اقتصادی به قدرت بازگشته، بعید است بتواند تبعات سیاسی افزایش شدید قیمت سوخت را در داخل کشورش تحمل کند.
چرا محاصره دریایی ایران کارساز نیست؛ از توهم استراتژیک تا واقعیت میدان
محاصره دریایی که غربیها اغلب آن را به عنوان یک جایگزین کمهزینه برای جنگ میشناسند، در مورد ایران میتواند یک توهم استراتژیک باشد. در قدم نخست، وسعت جغرافیایی ایران و توانمندیهای دفاعی آن باعث میشود انجام و تداوم چنین عملیاتی محتاج منابع عظیم باشد.
از سوی دیگر، تابآوری ایران در دهههای گذشته نشان داده فشارها معمولاً نتیجه عکس میدهند. کارشناسان خارجی نیز اعتقاد دارند ایران به جای تسلیم، احتمالاً پس از بازسازی بازدارندگی خود از طریق اقدام نظامی پاسخ خواهد داد.
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر امنیتی و کارشناس مسائل خاورمیانه که تمرکز اصلیاش روی ایران، اسرائیل و تحولات منطقهای است اخیرا در حساب توییتر خود نوشته: «اگر محاصره دریایی واقعاً راهکاری قاطع و بینقص بود، چرا در دورههای قبلی یا توسط دولتهای مختلف به کار گرفته نشد؟ پاسخ ساده است؛ خلیج فارس، دریای کارائیب نیست و ایران، ونزوئلا نیست. هرگونه بازی با امنیت این آبراهه، بازی با آتش در انبار باروت اقتصاد جهانی است.»
صبح روز سهشنبه وقتی جهان با خبرهای جدید از خلیج فارس بیدار میشود، به احتمال زیاد قیمت نفت و خیلی از معادلات امنیتی تغییر کرده است. در این صورت همگی باید به روی این نکته تاکید کنیم که هیچ میانبر نظامی یا «محاصره جادویی» برای مسئله ایران وجود ندارد.