ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۴۷۰

خلأ اطلاعاتی، امنیت دولت است یا آزادی شهروند/ روایتی از تولد اینترنت‌های چندپاره

خلأ اطلاعاتی، امنیت دولت است یا آزادی شهروند/ روایتی از تولد اینترنت‌های چندپاره

این مقاله به تحلیل «دکترین بقای دیجیتال» در شرایط کنونی ایران می‌پردازد؛ راهبردی که در آن، قطع اینترنت بین‌الملل از اقدام امنیتی ساده به ابزاری دفاعی در برابر تهاجم ترکیبی (هوایی و سایبری) بدل شده است

تبلیغات
تبلیغات

هر چند خبرهای مثبتی دایر بر احتمال رفع محدودیت از برخی سرویس های اینترنتی شنیده شده و احتمال دارد هنگام انتشار و مطالعه این نوشتار به وقوع پیوسته باشد و اخبار دریافتی حاکی از تلاش وزارت ارتباطات برای دست رسی کاربران به اینترنت جهانی ( ولو به صورت تدریجی ) است اما مقولۀ قطع اینترنت بین‌الملل چنان اثرگذار بوده که نمی توان به آن نپرداخت .

به گزارش عصر ایران، مقالۀ حاضر با این پیش فرض نوشته شده که  قطع اینترنت از اقدام امنیتی به «دکترین بقای دیجیتال» تبدیل شده است. 

متن کامل مقاله به قرار زیر است:  در دقایق نخستِ آغاز درگیری‌ها، شبکۀ اینترنت بین‌الملل به‌طور کامل از دسترس خارج شد و جای خود را به «شبکۀ ملی اطلاعات» داد. این اقدام با دو هدف استراتژیک صورت گرفت: نخست، سد کردن نفوذ سایبری به این دلیل که بخش بزرگی از حملات به زیرساخت‌های برق، گاز و پدافند از بستر پروتکل‌های جهانی هدایت می‌شود.

 دوم، مدیریت جنگ روانی و جلوگیری از انتشار تصاویر هراس‌آور و اطلاعات نادرست (فیک‌نیوز) که با هدف فروپاشی انسجام داخلی تولید می‌شوند. گرچه در این بازه، خدمات بانکی و دولتی بر بستر شبکۀ داخلی پایدار ماند، اما قطع دسترسی به پلتفرم‌های جهانی، اقتصاد دیجیتال و ارتباطات بین‌المللی، شهروندان را با چالشی بی‌سابقه مواجه کرد. این وضعیت نشان داد در جنگ‌های نوین، «مرزهای دیجیتال» به اندازۀ مرزهای جغرافیایی حیاتی هستند و قطع اینترنت، به مثابۀ انهدام پل‌های پشت سر برای جلوگیری از پیشروی دشمن به ذهنیت عمومی و زیرساخت ملی است. 

حیات دیجیتال در سایۀ جنگ ۱۴۰۵ دگرگون شد. با آغاز تقابل نظامی اخیر، یکی از استراتژیک‌ترین اقدامات دفاعی، قطع دسترسی به اینترنت بین‌الملل و انتقال فوری به شبکۀ ملی اطلاعات بود. این اتفاق، فضای ارتباطی کشور را در وضعیتی پارادوکسیکال قرار داد: «قرنطینۀ سایبری» برای محافظت از زیرساخت‌ها در برابر حملات دشمن، در حالی صورت گرفت که مشخص بود اقتصاد و ارتباط روزمرۀ شهروندان چالش جدی مواجه می‌شود.

   حاکمیت دیجیتال، امنیت پایدار و انزوای ارتباطی

حاکمیت دیجیتال در زمان جنگ، شمشیر دو لبه‌ای است که بین حفاظت و انزوا در نوسان است. از سویی، قطع اینترنت با مسدودکردن حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی، امنیت فیزیکی ایجاد می‌کند و از سوی دیگر، این اقدام بلافاصله به انزوای اطلاعاتی منجر می‌شود که بر اثر آن روایت‌های دشمن در سطح بین‌المللی بدون پاسخ می‌ماند. امنیت پایدار صرفاً با بستن مرزها به دست نمی‌آید.  اقتصاد دیجیتال، شریان حیاتی معیشت امروز است و قطع کامل آن، نوعی «خودتحریمی» در میانۀ جنگ محسوب می‌شود. کارشناسان این حوزه معتقدند امنیت واقعی نیازمند زیرساختی است که بتواند در عین اتصال به جهان، ترافیک مخرب را فیلتر کند، نه اینکه کل شبکه را به اغما ببرد.

با این حال، در مختصاتِ منحصربه‌فرد ایران، قطع اینترنت نه به‌مثابۀ انتخاب ایده‌آل، که به‌عنوان «ضرورت دفاع پیشگیرانه» در برابر جنگ تمام‌عیار سایبری ظاهر شد. زیرساخت‌های حیاتی کشور، از شبکه‌های توزیع انرژی تا سامانه‌های بانکی، پیوسته در معرض حملات «تروریسم دیجیتال» قرار دارند که هدفشان ایجاد هرج‌ومرج اجتماعی و فلج‌کردن زندگی روزمره است. در شرایطی که دشمن از فضای مجازی به عنوان اتاق جنگ برای هدایت آشوب و عملیات‌های روانیِ سازمان‌یافته استفاده می‌کند، قطع دسترسی موقت، لایه‌ای حفاظتی برای صیانت از امنیت جانی و روانی شهروندان است. این اقدام، در واقع فرصتی برای پدافند غیرعامل مهیا می‌کند تا پیش از سرایت ویروس‌های مخرب به شریان‌های اصلی، منشأ تهدید را شناسایی و ایزوله کند. بنابراین، در اوج بحران، «امنیت بقا» بر «رفاه اتصال» ارجحیت می‌یابد تا از فروپاشی سیستمی جامعه در اثر حملات برون‌مرزی جلوگیری شود.

اینترنت ماهواره‌ای و زوال انسداد فیزیکی

البته در عصر تکنولوژی‌هایی مانند استارلینک، «قطع اینترنت» محلی از اعراب ندارد. اینترنت ماهواره‌ای مرزهای جغرافیایی را بی‌معنا کرده و انسداد فیزیکیِ درگاه‌های اینترنتی را به ابزاری با کارایی محدود بدل کرده است. تجربۀ اصفهان (عملیات نجات خلبان آمریکایی)* نشان داد که به‌‌رغم محدودیت‌های شدید زمینی، سیگنال‌های ماهواره‌ای کماکان برقرارند. لذا نمی‌توان روی قطع دسترسی به عنوان استراتژی دفاعی بلندمدت حساب کرد. دفاع هوشمند در آینده به جای تلاش برای قطع فیزیکی سیگنال، بر «جنگ الکترونیک» هدفمند و تقویت محتوای داخلی برای رقابت در فضای آزاد تمرکز خواهد داشت. منظور این است که تکیۀ صرف بر انسداد، صرفاً باعث عقب‌ماندگی در برابر ابزارهای نوینِ دور زدن محدودیت‌ها می‌شود.

تعادل میان امنیت ملی و حقوق شهروندی

برقراری تعادل میان امنیت دولت و حق شهروند در هر بحران سیاسی و اجتماعی، نیازمند تدوین «قرارداد اجتماعی دیجیتال» است. معمولاً در بازۀ جنگ، حق دسترسی به اطلاعات، قربانی بقای نظامی می‌شود و خلاء اطلاعاتی، مردم را به سمت شایعات و فیک‌نیوزها سوق می‌دهد. راهکار اخلاقی و عملی، لایه‌بندی دسترسی‌هاست؛ یعنی تضمین دسترسی به منابع خبری معتبر و ابزارهای ارتباطی پایه، حتی در سخت‌ترین شرایط. رسانۀ موثق و قدرتمند داخلی یا ایجاد شفافیت در اعلام دلایل محدودیت‌ها، از فرسایش سرمایۀ اجتماعی جلوگیری می‌کند. تعادل زمانی برقرار می‌شود که شهروند حس کند محدودیت برای حفاظت از او وضع شده، نه برای سانسور؛ در غیر این صورت، بی‌اعتمادیِ ناشی از قطع ارتباط، به تهدید امنیتی بدل می‌شود.

 تجربۀ جهانی، مدل‌های پیشرفته و بهترین سناریوی ارتباطی در خلال جنگ 

تجربۀ کشورهایی نظیر اوکراین نشان می‌دهد که «تمرکززدایی»، کلید بقاست. این کشورها به جای قطع اینترنت، با استفاده از فناوری ماهواره‌ای و انتقال سرورها به فضای ابری، ارتباط دولت و ملت را حتی در موشک‌باران حفظ کرده‌اند. بهترین سناریوی ارتباطی برای رفاه شهروندان، «تاب‌آوری توزیع‌شده» است؛ یعنی داشتن شبکۀ داخلی قدرتمند برای خدمات حیاتی، تنوع‌بخشی به مبادی ورودی اینترنت (زمینی و ماهواره‌ای) و جایگزینی «دفاع سایبری فعال» به جای «انسداد غیرفعال». دسترسی آزاد در پرتو امنیت تنها زمانی محقق می‌شود که امنیت نه با بستن درها، که با قدرت زیرساختی و توان مقابله در فضای باز تأمین شود.

تحقق این تاب‌آوری مستلزم گذار از ذهنیت «دیوارکشی» به سمت «امنیت هوشمند» است. در مدل‌های پیشرفته، لایه‌های حفاظتی به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که با شناسایی آنی الگوهای نفوذ، ترافیک آلوده را در درگاه‌های اینترنتی خنثی کنند و اجازه دهند جریان عادیِ زندگی دیجیتال تداوم یابد. سرمایه‌گذاری بر شبکه‌های توزیع محتوای بومی و تقویت پیام‌رسان‌های داخلی در کنار حفظ اتصال بین‌المللی، باعث می‌شود در زمان بحران، قطع ارتباط با جهان به معنای فلج‌شدن کامل خدمات داخلی نباشد.

در واقع، هدف نهایی باید ایجاد ساختاری باشد که در آن شهروند در دوراهی «امنیت» و «آزادی» قرار نگیرد. بهترین حالت این است که امنیتِ زیرساخت، تضمین‌کننده و پشتیبانِ فعالیت‌های آزادانه و پایدار شهروندان در فضای مجازی باشد؛ این همان اقتدار دیجیتال در قرن بیست و یکم است. در جهان شبکه‌محور امروز، اقتدار راستین در توانایی مدیریت هوشمندانه و تاب‌آوری زیرساختی در عین اتصال به جهان نهفته است. بلوغ دیجیتال قادر است امنیت را به بستری برای ثبات و پایداری ملی بدل کند. گذر از رویکرد انسداد به «امنیت پویا»، نفوذناپذیری در برابر تهدیدات خارجی را به حداکثر می‌رساند و با صیانت از اعتماد عمومی، پیوند میان دولت و ملت را در میانۀ بحران‌ها مستحکم می‌سازد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات