ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۰۳۵۴

گزارش ترور مارتین لوتر کینگ جونیور در ۱۵ فروردین ۱۳۴۷

گزارش ترور مارتین لوتر کینگ جونیور در ۱۵ فروردین ۱۳۴۷

عصر روز قتل کینگ، یک تفنگ شکاری رمینگتون کالیبر ۰۶-۳۰ در پیاده‌روی کنار یک خانه اجاره‌ای، در فاصله یک بلوک از متل لورین، پیدا شد. در هفته‌های بعد، این تفنگ، گزارش‌های شاهدان عینی و اثر انگشت‌های روی سلاح همگی به یک مظنون اشاره داشتند: جیمز ارل ری، زندانی فراری.

اندکی پس از ساعت ۶ عصر در چهارم آوریل ۱۹۶۸ [۱۵ فروردین ۱۳۴۷]، مارتین لوتر کینگ جونیور هنگامی که بر بالکن بیرون اتاق خود در طبقه دوم متل لورین در ممفیسِ تنسی ایستاده بود، بر اثر شلیک گلوله به ‌طور مرگبار هدف قرار گرفت. این رهبر جنبش حقوق مدنی برای حمایت از اعتصاب کارگران خدمات شهری به ممفیس رفته بود و در راه رفتن به محل شام بود که گلوله‌ای به چانه‌اش اصابت، و نخاع او را قطع کرد. کینگ پس از انتقال به بیمارستانی در ممفیس درگذشته اعلام شد. او ۳۹ سال داشت.

مارتین لوتر کینگ در ماه‌های پیش از ترورش، بیش از پیش نگران مشکل نابرابری اقتصادی در آمریکا شده بود. او «کارزار مردم فقیر» را برای تمرکز بر این مسئله سازمان‌دهی کرد، که شامل برنامه‌ریزی برای راهپیمایی‌ای در واشنگتن نیز می‌شد. او در مارس ۱۹۶۸ برای حمایت از کارگران خدمات شهری آفریقایی‌تبار که با آن‌ها بدرفتاری می‌شد، به ممفیس سفر کرد. در ۲۸ مارس [۸ فروردین ۱۳۴۷]، راهپیمایی اعتراضی کارگران به رهبری کینگ به خشونت کشیده شد و منجر به مرگ یک نوجوان آفریقایی‌تبار گردید. کینگ شهر را ترک کرد اما قول داد اوایل آوریل بازگردد و تظاهرات دیگری را رهبری کند.

مارتین 2

در ۳ آوریل [۱۴ فروردین ۱۳۴۷]، کینگ که دوباره به ممفیس بازگشته بود، آخرین خطابه خود را ایراد کرد و گفت: «روزهای دشواری در پیش داریم. اما اکنون برای من چندان اهمیتی ندارد، زیرا من به قله کوه رسیده‌ام… و خداوند به من اجازه داده تا به بالای کوه بروم. من از آن بالا نگاه کرده‌ام و سرزمین موعود را دیده‌ام. شاید نتوانم همراه شما به آن‌جا برسم، اما می‌خواهم امشب بدانید که ما، به‌ عنوان یک ملت، به سرزمین موعود خواهیم رسید.»

یک روز پس از بیان این سخنان، دکتر کینگ توسط تک‌تیراندازی هدف قرار گرفت و کشته شد. با انتشار خبر ترور او، در شهرهای مختلف ایالات متحده شورش‌هایی رخ داد و نیروهای گارد ملی در ممفیس و واشنگتن دی‌سی مستقر شدند. در ۹ آوریل [۲۰ فروردین ۱۳۴۷]، کینگ در زادگاهش آتلانتا در ایالت جورجیا به خاک سپرده شد. ده‌ها هزار نفر در خیابان‌ها صف کشیدند تا هنگام عبور تابوتش، که بر ارابه چوبی مزرعه‌ای توسط دو قاطر کشیده می‌شد، به او ادای احترام کنند.

عصر روز قتل کینگ، یک تفنگ شکاری رمینگتون کالیبر ۰۶-۳۰ در پیاده‌روی کنار یک خانه اجاره‌ای، در فاصله یک بلوک از متل لورین، پیدا شد. در هفته‌های بعد، این تفنگ، گزارش‌های شاهدان عینی و اثر انگشت‌های روی سلاح همگی به یک مظنون اشاره داشتند: جیمز ارل ری، زندانی فراری. ری که یک مجرم خرده‌پا بود، در آوریل ۱۹۶۷ هنگام گذراندن محکومیت خود برای یک سرقت مسلحانه از زندانی در ایالت میزوری گریخته بود. در ماه مه ۱۹۶۸ جست‌وجوی گسترده‌ای برای یافتن او آغاز شد. اف‌بی‌آی سرانجام مشخص کرد که او با هویتی جعلی گذرنامه کانادایی گرفته؛ کاری که در آن زمان نسبتاً آسان بود.

مارتین 3

در ۸ ژوئن [۱۸ خرداد ۱۳۴۷]، مأموران اسکاتلندیارد [مرکز پلیس شهر لندن] ری را در فرودگاهی در لندن دستگیر کردند. او می‌کوشید به بلژیک پرواز کند و بعداً اعتراف کرد که هدف نهایی‌اش رسیدن به رودزیا بوده است. رودزیا، که امروز زیمبابوه نام دارد، در آن زمان تحت حکومت سرکوبگر و محکوم‌شده یک اقلیت سفیدپوست قرار داشت. ری پس از استرداد به ایالات متحده، در مارس ۱۹۶۹ در برابر قاضی دادگاهی در ممفیس حاضر شد و برای اجتناب از مجازات صندلی الکتریکی، به قتل کینگ اعتراف کرد. او به ۹۹ سال زندان محکوم شد.

سه روز بعد، او تلاش کرد اعترافش را پس بگیرد و ادعا کرد که در ترور کینگ بی‌گناه است و در یک توطئه بزرگ‌تر به ‌عنوان «قربانی ساختگی» معرفی شده است. او گفت که در سال ۱۹۶۷ مردی مرموز به نام «رائول» به او نزدیک شده و او را برای مشارکت در یک شبکه قاچاق اسلحه جذب کرده است. ری ادعا کرد که در ۴ آوریل ۱۹۶۸ [۱۵ فروردین ۱۳۴۷] فهمیده قرار است به ‌عنوان مقصر اصلی ترور کینگ معرفی شود و به همین دلیل به کانادا گریخته است. درخواست او رد شد؛ همان‌طور که ده‌ها درخواست دیگرش برای برگزاری دادگاه طی ۲۹ سال بعد نیز رد شد.

در دهه ۱۹۹۰، همسر و فرزندان مارتین لوتر کینگ جونیور به ‌طور علنی از ری و ادعاهای او حمایت کردند و او را بی‌گناه دانستند و درباره احتمال وجود توطئه‌ای برای ترور، با دخالت دولت و ارتش ایالات متحده، گمانه‌زنی کردند. در نگاه طرفداران نظریه توطئه، مقام‌های آمریکایی به‌ طور غیرمستقیم در این ماجرا دخیل بودند. جی. ادگار هوور، رئیس اف‌بی‌آی، نسبت به کینگ حساسیت و وسواس زیادی داشت و معتقد بود او تحت تأثیر کمونیست‌ها قرار دارد. کینگ در شش سال پایانی زندگی‌اش، به ‌طور مداوم تحت شنود تلفنی و آزار و فشار اف‌بی‌آی قرار داشت. همچنین توسط دستگاه اطلاعاتی ارتش آمریکا زیر نظر بود؛ گفته می‌شود پس از آنکه او در سال ۱۹۶۷ به ‌طور علنی جنگ ویتنام را محکوم کرد، از این نهاد خواسته شده بود فعالیت‌هایش را زیر نظر بگیرد. افزون بر این، کینگ در سال ۱۹۶۸ با درخواست اصلاحات اقتصادی رادیکال، ازجمله تضمین درآمد سالانه برای همه شهروندان، در دولت آمریکا در دوران جنگ سرد دوستان چندان جدیدی پیدا نمی‌کرد.

در طول سال‌ها، موضوع ترور چندین‌بار مورد بازنگری قرار گرفته است: توسط کمیته منتخب مجلس نمایندگان درباره ترورها، دفتر دادستان منطقه‌ای شهرستان شلبی در تنسی، و سه بار توسط وزارت دادگستری آمریکا. همه این تحقیقات به یک نتیجه واحد رسیدند: جیمز ارل ری، مارتین لوتر کینگ را کشته است.

کمیتهمجلس پذیرفت که ممکن است یک توطئه سطح‌ پایین وجود داشته باشد که در آن یک یا چند همدست به ری کمک کرده باشند، اما هیچ مدرکی برای اثبات قطعی این نظریه پیدا نشد.

علاوه بر انبوه شواهد علیه او - ازجمله اثر انگشت‌هایش روی سلاح قتل و اعترافش به حضور در همان خانه اجاره‌ای در ۴ آوریل - ری یک انگیزه مشخص برای ترور کینگ داشت: نفرت.

به گفته خانواده و دوستانش، او نژادپرستی افراطی داشت و بارها به آن‌ها گفته بود که قصد دارد دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور را بکشد.او در سال ۱۹۹۸ درگذشت.

منبع: خبر آنلاین

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ