ترنج موبایل
کد خبر: ۹۵۸۸۳۱

آثار باستانی ایران چگونه دولت فرانسه را نجات دادند؟!

آثار باستانی ایران چگونه دولت فرانسه را نجات دادند؟!

شاید تاکنون در مطبوعات فارسی انعکاس پیدا نکرده باشد که کاشف اولیه نفت ایران د. مرگان بوده است، منتهی «دارسی» از گزارشی که او در این خصوص به پاریس فرستاد واقف گردید و پیش از آن‌که فرانسویان به فکر تحصیل امتیاز و بهره‌برداری از نفت ایران بیفتند، پیشی جست.

بیش از هفتاد سال پیش، در فروردین ۱۳۳۴، حبیب‌الله صمدی ـ موزه‌دار ایران باستان ـ در مجله «اطلاعات ماهانه» روایتی خواندنی از ماجراهای حفاری‌های شوش و شخصیت پرحاشیه باستان‌شناس فرانسوی «ژاک دُ مرگان» نوشت.

متنی که امروز هم از چند جهت جالب است: هم تصویری از آغاز کاوش‌های علمی در شوش به دست می‌دهد، هم از مناسبات پیچیده میان باستان‌شناسان خارجی، دربار قاجار و قدرت‌های اروپایی پرده برمی‌دارد، و هم به حاشیه‌هایی کمتر شنیده‌شده اشاره می‌کند؛ از ادعای کشف اولیه نشانه‌های نفت در ایران تا ماجرای لباس غواصی که مردم دزفول آن را تلاشی برای نبش قبر حضرت دانیال پنداشتند.

در سال ۱۸۹۶ «د. مرگان» باستان‌شناس فرانسوی با عشق و علاقه خاصی مشغول خاک‌برداری از گورستان فراعنه بود و این آرزو را در دل می‌پروراند که روزی بتواند عملیات سلف خویش «مارسل دیولافوآ» را در سرزمین ایران و مخصوصا ویرانه‌های تاریخی شوش که مقر پادشاهان با اقتدار پیش از اسلام بوده دنبال کند. تصادفا در همین هنگام ناصرالدین‌شاه به ضرب گلوله از پای درآمد و مظفرالدین‌شاه به سلطنت رسید که «د. مرگان» باستان‌شناس فرانسوی را از روزگار ولیعهدی خود خوب می‌شناخت و بدو توجه مخصوص داشت. مارسل دیولافوآ وجهه خود را در ایران از دست داده و نمی‌توانست مجددا برگردد بنابراین موجبات عزیمت د. مرگان به ایران از هر حیث فراهم شد.

وی با اختیارات تامی دانشمندانی بصیر چون «پرشیل» متخصص خط میخی را جهت همکاری خود برگزید که می‌توان گفت راز پیشرفت و توفیق در تحصیل امتیاز حفاری فرانسه و نتایج رضایت‌بخش آن مرهون د. مرگان و همکاران او می‌باشد.

کاشف اولیه نفت ایران

مورگان

اطلاعات او منحصر به شناسایی طبقات زمین بود و به همین جهت این مسئله شاید تاکنون در مطبوعات فارسی انعکاس پیدا نکرده باشد که کاشف اولیه نفت ایران د. مرگان بوده است، منتهی «دارسی» از گزارشی که او در این خصوص به پاریس فرستاد واقف گردید و پیش از آن‌که فرانسویان به فکر تحصیل امتیاز و بهره‌برداری از نفت ایران بیفتند، پیشی جست و روی همین اصل هم شرکت سابق نفت تا آخرین روز حیات د. مرگان همه‌ساله به عنوان پاداش به او کمک‌هایی می‌کرد.

د. مرگان فطرتا آقامنش و باشخصیت بوده، تعینی که وی در مسافرت‌های علمی نشان داده و دستگاه تجملی که به وجود آورده در میان هیأت‌های خارجی بی‌سابقه بوده است. شاید خوانندگان گرامی تعجب کنند اگر بگوییم که وی بهترین سرویس‌های نقره و غذاخوری و مبل و غیره جهت رفاه هیأت خود به سرزمین شوش آورده بود و پیشخدمت‌های هیأت در این زمان مجبور به داشتن یقه آهاری و دستکش و لباس رسمی بوده‌اند.

هرگاه که به قصد گردش و شکار بیرون می‌آمد چهل اسب‌سوار همراه او حرکت می‌کردند و برای صید ماهی و گردش روی رودخانه شوش (شاوور) دو قایق لاستیکی در آن ایام از پاریس با خود آورده بود که تا همین اواخر بقایای این دو قایق در قلعه شوش موجود بوده و حتی برای کاوش و تفحص اعماق رودخانه لباس غواصی آورده بود. این را هم بشنوید بد نیست که وقتی مردم این لباس را برای نخستین بار دیدند، تصور کردند که قصد فرنگیان از این کار نبش قبر حضرت دانیال و بردن تابوت این پیامبر به سرزمین مسیحی‌نشین است. از این رو در همان اوان مردم دزفول در مسجد گرد آمده و از این اعمال بی‌رویه مردی که شیشه به سر زده و در آب‌های اطراف بقعه غواصی می‌کند ناله و فغان راه انداختند.

خوشبختانه با وساطت روحانیون دزفول از وقوع پیش‌آمد سوئی جلوگیری به عمل آمد. چون قلمروی شوش در آن ایام آباد و امن نبود، رئیس هیأت فرانسه با سیاست و تدبیری که داشت درصدد برآمده بود که از مقامات ذی‌نفوذ و شیوخ و قبایل عرب این حدود عملا دلجویی نماید. برای تامین این نظر آن‌چه که لازم بود از بذل و بخشش اشیایی مانند تختخواب فولادی، تفنگ شکاری، تقدیم کردن اسب و غیره دریغ نمی‌ورزید و به طوری که اینک نقل می‌شود همین خاصه خرجی‌ها موجب وبال این دانشمند فرانسوی گردید.

از شکایت خانم منشی تا استیضاح دولت فرانسه

آثار باستانی 2

در میان اعضای هیأت زنی بود به نام «مادام لامپر» که با شوهرش هریک وظایف خاصی در هیأت علمی فرانسه داشتند. مادام لامپر به واسطه کاردانی و زیرکی مورد توجه د. مرگان رئیس هیأت بود و وظایف منشی‌گری را انجام می‌داد. در مراجعت به پاریس این وضع به هم خورد. زن مزبور که از ارقام هزینه هیأت مطلع بود، د. مرگان را متهم به سوءاستفاده و افراط و تفریط در اموال و اعتبارات کرد. شکایت او در پارلمان فرانسه مطرح گردید و مجلس ملی فرانسه در سال ۱۹۱۲ به خاطر این موضوع رسما وزیر فرهنگ را استیضاح کرد. در این تاریخ وزیر فرهنگ فرانسه «کلمانسو» بود که بعدها به مقام نخست‌وزیری نیز رسید و بعد از جنگ اول بین‌المللی عنوان «ببر فرانسه» را پیدا نمود.

کلمانسو برای دادن پاسخ و کسب اطلاعات لازم از عملیات د. مرگان نابهنگام به موزه «لوور» رفت و موزه‌داران را احضار نمود. همین که موضوع مطرح شد، مقامات موزه کلمانسو را در تالار مخصوص شوش گردش داده و آثار مکشوفه او را که جزء بزرگ‌ترین سرمایه‌های تاریخی جهان است یکایک نشان دادند. وزیر فرهنگ فرانسه از دیدن آن ذخایر قیمتی مبهوت مانده به مجلس بازگشت و پاسخ دندان‌شکنی به استیضاح‌کننده داد که درنتیجه استیضاح‌ پس گرفته شد و درحقیقت ذخایر تاریخی ایران موقعیت متزلزل کابینه فرانسه را ثبات بخشید.

د. مرگان پس از این واقعه مریض شد و تا آخرین روز حیات از کمک نقدی شرکت سابق برخوردار بود و می‌توان گفت سرزمین خوزستان زندگی او را تامین نمود.

منبع: خبرآنلاین

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ