کریدور ترامپ و بازآرایی ژئوپلیتیک قفقاز
برنامه پنهان ترامپ برای آینده قفقاز چیست؟
ایالات متحده همزمان با بررسی گزینههای نظامی علیه ایران، سطح تعامل خود را با ارمنستان و جمهوری آذربایجان افزایش داده و با میانجیگری فعال، توافق صلح و پروژه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» را پیش میبرد؛ کریدوری ۲۶ مایلی که با اتصال باکو به نخجوان از خاک ارمنستان، ژئواقتصاد قفقاز را بازآرایی میکند. این ابتکار در بستر رقابت با روسیه و چین و با حساسیتهای ایران شکل میگیرد و میتواند موازنه اوراسیا را دگرگون سازد.
فرارو- یوجین چائوسوفسکی مدیر ارشد مؤسسهٔ نیولاینز و تحلیلگر ارشد اوراسیا در شرکت تحلیل ژئوپلیتیکی استراتفور.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، در شرایطی که دولت ترامپ احتمال انجام حملات نظامی به ایران را بررسی میکند، ایالات متحده همزمان و بهگونهای کمسروصدا اما معنادار، سطح تعامل خود را با دو کشور واقع در شمال ایران یعنی ارمنستان و جمهوری آذربایجان افزایش میدهد. دولت ترامپ بهطور عمیق در میانجیگری دیپلماتیک میان این دو دشمن دیرینه درگیر میشود و این تلاش را بر بستر ابتکارهای پیشین آمریکا برای تقویت پیوندهای اقتصادی در منطقه راهبردی قفقاز، از طریق گسترش تجارت بینالمللی و توسعه زیرساختها بنا میکند. این رویکرد واشنگتن در قفقاز میتواند الگویی برای مدیریت سایر بحرانهای جهانی و نیز برای نحوه رقابت راهبردی با روسیه و چین ارائه دهد.
قفقاز در مسیر بازچینی ژئوپلیتیک پساجنگ
اگرچه منطقه قفقاز زیر سایه جنگهای بزرگتر و پرصداتر در اوکراین و خاورمیانه قرار میگیرد، اما خود نیز از درگیریهای نظامی مصون نمیماند. از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا همین سالهای اخیر، ارمنستان و جمهوری آذربایجان بر سر منطقه ناگورنو-قرهباغ در وضعیت جنگی طولانیمدت قرار میگیرند.
پس از آنکه تلاشهای میانجیگرانه گروه مینسک ــ که اکنون منحل شده و ریاست مشترک آن را روسیه، ایالات متحده و فرانسه بر عهده داشتند بینتیجه ماند، جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۲۰ و بار دیگر در سال ۲۰۲۳ عملیات نظامی را برای بازپسگیری اراضی ازدسترفته در ناگورنو-قرهباغ و مناطق پیرامونی که تحت کنترل ارمنستان قرار داشتند آغاز میکند. روسیه که سالها ضامن امنیتی ارمنستان محسوب میشد و نیروهایی در منطقه مستقر میکرد، بهدلیل فقدان تعهدات معاهدهای نسبت به سرزمینهایی خارج از مرزهای بهرسمیتشناختهشده بینالمللی ارمنستان و سپس بهسبب درگیری در جنگ اوکراین، از مداخله خودداری کرد.
عملیات نظامی جمهوری آذربایجان در ناگورنو-قرهباغ یکی از اهداف دیرینه باکو را محقق ساخت؛ زیرا نهتنها اراضی ازدسترفته بازپسگرفته شدند، بلکه از این دستاوردها برای بازسازی و تقویت ارتباطات با مناطقی استفاده شد که در پی درگیری طولانیمدت قطع شده بودند. این مناطق جمهوری خودمختار نخجوان و همچنین اراضی غربی نزدیک به ترکیه را دربرمیگیرند؛ کشوری که جمهوری آذربایجان با آن روابط نزدیک دیپلماتیک و امنیتی برقرار میکند.
گرایش به اتصال منطقهای موجب میشود جمهوری آذربایجان پس از پایان درگیری نظامی، تمرکز خود را بهسرعت بر دستیابی به توافق صلح و عادیسازی روابط دیپلماتیک با ارمنستان معطوف کند تا از این مسیر، پروژههای اتصال منطقهای تسهیل شوند. نیکول پاشینیان که در سال ۲۰۱۸ از رهگذر یک انقلاب مردمی به قدرت میرسد و فرصت پساجنگی را برای خروج ارمنستان از وضعیت محصور در خشکی و کاهش آسیبپذیری ناشی از وابستگی بیشازحد به روسیه درک میکند، با وجود مخالفت شدید برخی گروههای داخلی، وارد روند عادیسازی دیپلماتیک با جمهوری آذربایجان میشود.
گفتوگوهای میان دو کشور آهسته اما پیوسته پیش میروند و موضوعاتی چون تعیین و تحدید مرزها و کاهش موانع تجاری در دستور کار قرار میگیرند. بازگشت دولت ترامپ در اواخر سال ۲۰۲۴ به این روند شتاب میبخشد. در چارچوب تلاشهای دونالد ترامپ برای تقویت اعتبار دیپلماتیک و تثبیت نقش خود در عرصه صلحسازی، هر دو کشور در پی جلب حمایت و پشتیبانی ایالات متحده از روندهای جاری برمیآیند و تعامل با واشنگتن را به بخشی از محاسبات راهبردی خود تبدیل میکنند.
کریدور ترامپ؛ بازی بزرگ تازه در قفقاز
در ماه اوت گذشته، الهام علی اف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در کاخ سفید در کنار دونالد ترامپ حاضر میشوند و در مراسمی پرمخاطب، توافق صلح را امضا میکنند؛ توافقی که شامل اعلامیهای متقابل است و تأکید میکند دو طرف در مسیر تصویب نهایی توافقی قرار دارند که به درگیری طولانیمدت پایان میدهد.
یکی از مؤلفههای حیاتی توافق سال ۲۰۲۵، ایجاد یک کریدور ترانزیتی عمده است که «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» نام میگیرد. این پروژه زیرساختی با حمایت ایالات متحده، جمهوری آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان و با اتکا به جاده، راهآهن و خط لوله به نخجوان متصل میکند. طبق اعلام رسمی، ایالات متحده برای مدت ۹۹ سال حقوق انحصاری توسعه در این محدوده را در اختیار میگیرد. در تازهترین گفتوگوها، تمرکز بر تملک ۷۴ درصد سهام این کریدور تحت اختیار آمریکا قرار می گیرد در حالی که ارمنستان سهم باقیمانده را حفظ میکند.
اگرچه قلمرو مورد بحث کوچک است و تنها حدود ۲۶ مایل امتداد دارد، اما پیامدهای اتصال منطقهای آن میتواند بسیار گسترده باشد. قفقاز نهتنها سرشار از منابع انرژی همچون نفت و گاز طبیعی است و در آن سوی دریای خزر نیز آسیای مرکزی از ظرفیت مشابهی برخوردار است، بلکه این منطقه بر یکی از شاهراههای اصلی ترانزیتی قرار میگیرد. جمهوری آذربایجان هماکنون نفت و گاز خود را به ترکیه و سپس اروپا صادر میکند و به منبعی مهم برای تنوعبخشی به وابستگی انرژی اروپا به روسیه تبدیل میشود. کریدور جدید میتواند مسیر کوتاهتر و کارآمدتری برای انتقال منابع حیاتی آسیای مرکزی از جمله مواد معدنی عناصر نادر خاکی به بازارهای غربی فراهم سازد.
در همین حال، چین نیز در پی گسترش حضور خود در منطقه است و قفقاز و آسیای مرکزی را بهعنوان گرههای کلیدی «کریدور میانی» تعریف میکند؛ مسیری که چین را به اروپا متصل میسازد و اهمیت ژئواقتصادی فزایندهای مییابد. با این همه، موانع متعددی میتواند نقشآفرینی ایالات متحده در قفقاز را پیچیده کند.
نخست آنکه روند عادیسازی دیپلماتیک میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان هنوز بهطور رسمی نهایی نمیشود. یکی از نقاط عطف پیشِرو، انتخابات پارلمانی ارمنستان در ماه ژوئن است. هرچند نظرسنجیها حاکی از پیشتازی حزب حاکم پاشینیان است، اما حضور فعال گروههای مخالف در داخل و خارج از کشور این انتخابات را به آزمونی تعیینکننده برای آینده سیاسی او و دستورکار صلح تبدیل میکند.
چالش دیگر از سوی بازیگران خارجی بروز میکند. روسیه آشکارا با پروژههای اتصال شرق به غرب در قفقاز مخالفت میکند، بهویژه آن دسته از طرحهایی که نقش این کشور را بهعنوان تأمینکننده عمده انرژی و مسیر ترانزیتی تضعیف میکند و پای بازیگران غربی مانند ایالات متحده را به منطقه میگشاید. هرچند نفوذ مسکو در ارمنستان و قفقاز کاهش مییابد، اما این کشور همچنان در منطقه فعال باقی میماند و در عرصههایی از اوکراین تا آفریقا نشان میدهد در صورت تهدید منافعش میتواند نقش اخلالگر ایفا کند. جنگ فرسایشی اوکراین ظرفیت کرملین را محدود میکند، اما آن را بهطور کامل از میان نمیبرد.
ایران نیز به دلایل مشابه با پروژههای اتصال شرق به غرب مخالفت میکند و روابط اقتصادی و امنیتی جمهوری آذربایجان با اسرائیل بر این حساسیت میافزاید. تشدید تنشها میان تهران و واشنگتن بر سطح عدمقطعیت میافزاید.
در مجموع، بازیگران متعددی تلاش می کنند آینده قفقاز را بر اساس منافع خود شکل دهند. تلاشهای ایالات متحده برای تسهیل عادیسازی روابط میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و پیشبرد پروژه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی»میتواند به نقطه عطفی در ژئوپلیتیک اوراسیا تبدیل شود و الگویی بالقوه برای مدیریت بحرانها و رقابتهای راهبردی در سایر مناطق جهان ارائه کند.