چرا اروپاییها بهدنبال سلاح هستهای هستند؟
نخستوزیر سوئد با بیان اینکه چون روسیه مسلح به سلاح هستهای به دنبال بلعیدن یک همسایه است، تا زمانی که قدرتهای بد سلاحهای هستهای دارند، دموکراسیها نیز باید در این بازی باشند.
وبگاه تحلیلی «آتلانتیک» آمریکا با انتشار مقالهای به قلم «ایزاک استنلی بکر» نویسنده و تحلیلگر حوزه امنیتی خود، دلایل چرخش نگاه اروپاییها نسبت به موضوع سلاح هستهای را مورد بررسی قرار داده و نوشت از دست رفتن اعتماد اروپاییها به تضمینهای امنیتی آمریکا، به معنای تلاش بیشتر آنها برای ایجاد یک بازدارندگی هستهای تماما اروپایی است.
استنلی بکر در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ با نخست وزیر سوئد در این باره گپ زده و در مقالهای تحت عنوان «چرا اروپا از سلاح هستهای صحبت میکند» نوشته:
پس از جنگ جهانی دوم، سوئدِ صلحدوست شروع به کار بر روی بمب هستهای کرد تا از تهاجم احتمالی شوروی جلوگیری کند. اما در دهه ۱۹۶۰، این کشور اسکاندیناویایی تحت فشار ایالات متحده، که زرادخانه هستهای آن حدود ۸۰ سال از امنیت اروپا محافظت کرده است، این برنامه را کنار گذاشت.
«اولف کریسترسون»، نخستوزیر سوئد، امروز در مصاحبهای این تاریخ را به من یادآوری کرد. اعتماد کشورش به نظم صلحآمیزی که توسط واشنگتن حفظ میشد، زمانی چنان مطلق بود که حاضر بود از جاهطلبیها برای دستیابی به مخربترین فناوری جهان دست بکشد. اکنون سوئد در حال تجدیدنظر است و به دنبال حفاظت هستهای رسمیتر توسط بریتانیا و فرانسه است. نخستوزیر سوئد به من گفت: «ما در تمام برنامهریزیهای هستهای ناتو تازهکار هستیم» - اما سوئدیها این برنامهریزی را «بسیار بسیار جدی» میگیرند.
![]()
کریسترسون یکی از صدها سیاستمدار، دیپلمات، مقام امنیتی و تاجر اسلحه است که این آخر هفته در کنفرانس امنیتی مونیخ گرد هم میآیند تا پایان دوره قدرت بیرقیب آمریکا را بررسی کنند. در دوران جدید، رهبران اروپایی نه تنها قول میدهند که مسئولیت بیشتری برای دفاع متعارف از قاره خود بر عهده بگیرند؛ بلکه شروع به صحبت در مورد بازدارندگی هستهای گستردهتر خود نیز کردهاند. در عمل، این به معنای استفاده از قابلیتهای بریتانیا و فرانسه، که در حال حاضر تنها دو کشور اروپایی دارای سلاح هستهای هستند، خواهد بود.
کریسترسون گفت: «این موضوع اکنون آشکاراتر از گذشته مورد بحث قرار میگیرد و ما در این بحثها شرکت میکنیم.»
سوئد از سال ۱۸۱۴ وارد هیچ جنگی نشده و در طول دو جنگ جهانی بیطرف مانده است. این کشور در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ یکی از برجستهترین و از نظر سیاسی قویترین جنبشهای ضد هستهای اروپا را داشت. و تنها دو سال پیش به ناتو پیوست، که ناشی از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین بود. بنابراین، نکته قابل توجه این بود که کریسترسون ماه گذشته در مصاحبهای با تلویزیون دولتی سوئد، به گفتگوهای مقدماتی با قدرتهای هستهای اروپا اذعان کرد.
او سپس با اشاره به اینکه نیروهای هستهای بریتانیا در سازوکارهای برنامهریزی هستهای ناتو ادغام شدهاند، در حالی که نیروهای هستهای فرانسه اینطور نیستند، گفت: «ما اکنون در حال انجام مذاکرات مداوم با فرانسه و بریتانیا هستیم.»
او اشاره کرد که نیروهای هستهای بریتانیا در سازوکارهای برنامهریزی هستهای ناتو ادغام شدهاند، در حالی که نیروهای هستهای فرانسه اینطور نیستند: «آنها هنوز خیلی دقیق نیستند و فرانسویها منحصرا فرانسوی هستند، اما فرانسه نیز برای گفتگو با سایر کشورها آمادگی نشان میدهد.»
امروز که با او صحبت کردیم، نخست وزیر اظهارات خود را با هشدارهایی همراه کرد که به دلیل خطر آنچه او «تفسیرهای اغراقآمیز» نامید، ضروری بود، زیرا هر زمان که مساله هستهای مطرح میشود، این موضوع نیز مطرح میشود. کریسترسون گفت، در حال حاضر، «چتر هستهای آمریکا کاملا غالب است.» و او هیچ نشانهای ندیده است که واشنگتن قصد دارد آن را محدود کند، حتی با اینکه دولت ترامپ به کشورهای اروپایی فشار میآورد تا مسئولیت بیشتری برای دفاع از خود بر عهده بگیرند. با این حال، نخست وزیر گفت، «این چیز خوبی است» که کشورهای اروپایی با چنین قابلیتهایی (قابلیت هسته ای) وجود دارند.
داشتن این قابلیتها یک چیز است. اما اکنون تعهد جدیدی برای استفاده از آنها به خاطر دفاع مشترک وجود دارد. تابستان گذشته، رهبران بریتانیا و فرانسه برای اولین بار اعلام کردند که برنامهریزی هستهای خود را هماهنگ خواهند کرد و متعهد شدند که در صورت تهدید شدید اروپا، به طور مشترک پاسخ دهند.
«فریدریش مرتس»، صدراعظم آلمان، امروز در سخنرانی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت که در حال مذاکره با «امانوئل مکرون»، رئیس جمهوری فرانسه، در مورد احتمال ایجاد یک بازدارندگی هستهای جمعی اروپایی است و اعلام کرد که رهبری ایالات متحده «به چالش کشیده شده است، شاید حتی از دست رفته باشد.» صدراعظم آلمان افزود، نظم بینالمللی مبتنی بر قانون «دیگر وجود ندارد.»
یکی از قوانینی که این نظم بر اساس آن بنا شده بود، اخیرا از بین رفته است: پیمان استارت جدید، آخرین توافق مهم کنترل تسلیحات هستهای بین ایالات متحده و روسیه، در این ماه منقضی شد. حتی در حالی که دولت ترامپ سعی میکند مسئولیت دفاع از اروپا را از دوش خود بردارد، به نظر میرسد فرستادگان آن به صحبتهای جدید اروپا در مورد سلاحهای هستهای روی خوش نشان نمیدهند.
«البریج کولبی»، معاون سیاسی وزیر جنگ آمریکا، امروز در مونیخ به حضار گفت که واشنگتن از «گسترش دوستانه سلاحهای هستهای» حمایت نمیکند. او دیروز در سخنانی خطاب به وزرای دفاع ناتو تایید کرد: «ما به ارائه بازدارندگی هستهای گسترده ایالات متحده ادامه خواهیم داد.»
اما در حالی که واشنگتن دائما به متحدان اروپایی توهین و قلدری میکند و تهدید به تصرف قلمرو حاکمیتی متحدانش میکند، تعهدش به یک چیز بیارزش تبدیل میشود. کاهش اعتماد به ایالات متحده، واژگان پان اروپایی خود را ایجاد کرده است. آلمانیها از Vertrauensverlust یا «از دست دادن اعتماد» استفاده میکنند. کریسترسون معادل سوئدی آن را به من آموخت: förtroendeskadligt یا «آسیب رساندن به اعتماد».
نخستوزیر سوئد گفت: «ما از هم نپاشیدهایم، اما با دقت تماشا میکنیم و گوش میدهیم و از این واقعیت آگاه هستیم که ممکن است ناگهان غافلگیر شویم و این را دوست نداریم.» «معنیاش همین است.»
امنیتی که ایالات متحده فراهم کرده بود، صلحطلبی سوئد را تضمین میکرد. نخستوزیر سوئد گفت: «ما به شدت مخالف سلاحهای هستهای شدیم.» اما با توجه به اینکه روسیه مسلح به سلاح هستهای به دنبال بلعیدن یک همسایه است، او دیدگاه واقعگرایانهتری را بیان کرد: «تا زمانی که قدرتهای بد سلاحهای هستهای دارند، دموکراسیها نیز باید در این بازی باشند.»
کریسترسون پیشبینی کرد که نتیجه جنگ روسیه در اوکراین به تعیین نحوه برخورد اروپا با مساله هستهای کمک خواهد کرد. هرچه نتیجه به نفع روسیه باشد، دلیل برای افزایش بازدارندگی هستهای قانعکنندهتر است. او خاطرنشان کرد که تاریخ آموزنده است: اوکراین سلاحهای هستهای را که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به ارث برده بود، در ازای تضمینهای امنیتی از روسیه، ایالات متحده و دیگران، واگذار کرد. این تضمینها پوچ از آب درآمدند.
کریسترسون به روشنی گفت که بحثهای او در مورد سلاحهای داخلی از نوعی که کشورش پس از جنگ جهانی دوم به دنبال آن بود، نیست. در سال ۱۹۵۷، سازمان سیا ارزیابی کرد که سوئد «یک برنامه رآکتور به اندازه کافی توسعه یافته دارد که آن را قادر میسازد ظرف پنج سال آینده مقداری سلاح هستهای تولید کند.»
ایالات متحده خواستار کنار گذاشتن این برنامه شد و در مورد چتر هستهای خود اطمینان خاطر داد. دولت استکهلم پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را در سال ۱۹۶۸ امضا کرد و آزمایشگاه پلوتونیوم خود را در سال ۱۹۷۲ تعطیل کرد.
امروز، نخستوزیر بر توانایی سوئد برای بهرهمندی از قابلیتهای هستهای متعلق به آنچه او «قدرتهای دوست» مینامید، تاکید میکند. با این حال، وقتی از او پرسیدم که آیا میتواند آن نوع گسترش سلاحهای هستهای را که سوئد تقریبا پس از جنگ جهانی دوم، قبل از تغییر مسیر، در آن نقش داشت، رد کند، پاسخ داد: «آیا میتوانم آن را برای همیشه کنار بگذارم؟ البته که نمیتوانم.»