سلطان تونلها و مخفیگاههای زیرزمینی چگونه عجیبترین فرار دنیا از زندان را انجام داد
زندان آلتیپلانو بهعنوان یک زندان ضدفرار طراحی شده بود، اما الچاپو تنها کمی بیش از یک سال در آنجا ماند و یکی از تاریخیترین فرارهای زندان را رقم زد؛ فراری که هنوز هم آن را شبیه فیلمهای هالیوودی میدانند.
وقتی رگبار مسلسلها به سمت این ماشین متوقف شد، هنوز کسی نمیدانست چه کسی داخل خودروی سفیدِ «مرکوری گرند» هدف قرار گرفته است. اعضای کارتل تیخوانا تصور میکردند الچاپو را به قتل رساندهاند، اما خیلی زود مشخص شد کسی که کشته شده، کاردینال «خسوس پوساداس اوکامپو»، اسقف اعظم گوادالاجارا بوده است.
درگیری چند دقیقه بیشتر طول نکشید، اما صحنه پارکینگ فرودگاه گوادالاجار اینچنین به یک میدان جنگ واقعی تبدیل شده بود. کاردینال با چهارده گلوله از فاصله نزدیک کشته شد، رانندهاش یازده گلوله خورد و در مجموع هفت نفر، یعنی کاردینال، راننده و پنج نفر دیگر جان باختند.
در آن زمان جنگ شدیدی میان کارتل سینالوآ و کارتل تیخوانا در مکزیک جریان داشت. الچاپو برای یک جلسه یا شاید حتی فرار به فرودگاه گوادالاخارا رفته بود. او سوار بر یک خودروی سفیدِ مرکوری گرند بود؛ درست شبیه خودروی کاردینال اعظم گوادالاجارا. همین شباهت میان خودروها جان او را نجات داد و الچاپو که آن لحظه در فرودگاه بود، به گواتمالا گریخت. اما این اتفاق سرآغاز درگیریهایی شد که در نهایت دولت مکزیک را وادار کرد تصمیم بگیرد پرونده کارتلهای مواد مخدر را برای همیشه ببندد.
خواکین آرچیوالدو گوسمان لوئرا، معروف به الچاپو، در سال ۱۹۵۷ در خانوادهای بسیار فقیر در ایالت سینالوآی مکزیک به دنیا آمد؛ جایی که کارتل گوادالاخارا تحت رهبری میگل آنخل فلیکس گایاردو فعالیت میکرد. او از جوانی وارد تجارت مواد مخدر شد؛ ماریجوانا و خشخاش میکاشت و با عموزادههایش میفروخت. پدرش هم همین کار را میکرد، اما الچاپو جاهطلب بود و خیلی زود پیشرفت کرد.
او در اوایل دهه ۱۹۸۰، زمانی که به کارتل سینالوآ پیوست، در ابتدا فقط رانندگی میکرد، اما خیلی سریع به مسئول لجستیک و حملونقل مواد مخدر از کلمبیا و مکزیک به آمریکا تبدیل شد. الچاپو بهخاطر روشهای نوآورانهاش در قاچاق، مانند استفاده از هواپیماهای کوچک، تونلها و مخفیکردن کوکائین در قوطیهای فلفل، خیلی زود به شهرت رسید. همین موضوع باعث شد زمانی که کارتل گوادالاجارا با دستگیری گایاردو در سال ۱۹۸۹ فروپاشید، الچاپو به همراه شرکایش، از جمله اسماعیل زامبادا گارسیا و خوان خوزه اسپاراگوسا، کارتل سینالوآ را تشکیل دهد و مسیرهای اصلی قاچاق در غرب مکزیک و مرزهای کلیدی با آمریکا به دست آنها بیفتد.
اما ساختن یک کارتل بزرگ مواد مخدر، آن هم بدون درگیری با رقبا، کار آسانی نبود. به همین دلیل در دهه ۱۹۹۰، زمانی که جنگهای خونینی میان کارتلها درگرفت، الچاپو با استفاده از شبکه توزیع گسترده مواد مخدر در آمریکا، رقبایش را بهتدریج تضعیف کرد. ماجرای فرودگاه و کشتهشدن کاردینال باعث شد او در سال ۱۹۹۳ برای نخستین بار دستگیر شود.
کاملاً مشخص بود که کاردینال اعظم گوادالاجارا به اشتباه و توسط کارتل رقیب، یعنی تیخوانا، کشته شده است، اما کلیسای کاتولیک و بسیاری از محققان معتقد بودند این کشتار و مرگ کاردینال عامدانه بوده و همین موضوع باعث شد دولت مکزیک فشار زیادی برای دستگیری الچاپو وارد کند.
الچاپو به گواتمالا فرار کرده بود، اما نیروهای امنیتی آن کشور او را نزدیک مرز مکزیک دستگیر کردند. او هنگام دستگیری ادعا کرد که یک کشاورز است، اما خیلی زود شناسایی شد و به اتهام قاچاق مواد مخدر فوراً به مکزیک مسترد شد. در مکزیک نیز به دلیل قتل و جنایت سازمانیافته به بیش از بیست سال زندان محکوم و به زندان فوقامنیتی پونته گرانده منتقل شد.
الچاپو هشت سال در این زندان ماند. در این مدت عملاً زندان را تحت کنترل خود درآورده بود؛ میلیونها دلار خرج کرده، رشوه داده و از سادهترین کارکنان تا نگهبانان و حتی رؤسای زندان برای او کار میکردند. سرانجام در سال ۲۰۰۱، با رشوهای که گفته میشود حدود دو میلیون دلار بوده، درون یک سبد لباسهای کثیف پنهان شد و نگهبانان سبد را از زندان خارج کردند و او آزاد شد. هرچند بعدها بسیاری گفتند داستان سبد لباسهای چرک کاملاً ساختگی است و الچاپو آنقدر زندان را خریده بود که عملاً در را برایش باز کردند و او شبانه از زندان خارج شد.
الچاپو سیزده سال در بیرون از زندان ماند، به رئیس کارتل سینالوآ تبدیل شد و یکی از بزرگترین شبکههای مواد مخدر جهان را راهاندازی کرد. تونلهای متعددی به آمریکا حفر کرد و مواد مخدر را از طریق آنها وارد خاک ایالات متحده میکرد. آمریکا سالها به دنبال او بود، اما الچاپو یاد گرفته بود چگونه پنهان شود. او تقریباً به سرزمین مادریاش بازگشته بود و در درهها و جنگلهای آن منطقه زندگی میکرد.
با این حال، مکزیک و آمریکا دست از تعقیب او برنداشتند و یک عملیات طولانی و مشترک را آغاز کردند. با دستگیری افراد نزدیک به الچاپو، حلقه اطراف او تنگتر شد تا اینکه سرانجام با اشتباه یکی از محافظان ارشد کارتل، از طریق یک گوشی موبایل روشن و پیامکی که ارسال شده بود، متوجه شدند او در شهر ساحلی و توریستی مازاتالان در ایالت سینالوآ زندگی میکند. در ۲۱ فوریه ۲۰۱۴، حدود ۴۰ نیروی دریایی مکزیک به همراه مأموران آمریکایی به یک مجتمع مسکونی به نام «میرامار» یورش بردند. الچاپو را به همراه همسر و فرزندانش در آپارتمان شماره ۴۰۱ پیدا کردند. این دستگیری بدون هیچ درگیری انجام شد و گفته میشود عملیات کمتر از سه دقیقه طول کشید و حتی یک گلوله هم شلیک نشد.
دولت مکزیک این دستگیری را یکی از بزرگترین و موفقترین عملیاتهای خود معرفی کرد و الچاپو به زندان فوقامنیتی آلتیپلانو منتقل شد. او در تمام این سالها که به نوعی قهرمان مردمی در سینالوآ محسوب میشد، با کمک مردم محلی پنهان شده بود؛ مردمی که اغلب اطلاعات غلط به مقامات میدادند و حتی شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه او خارج از مکزیک زندگی میکند.
گفته میشود گروه بزرگی از محافظان مسلح همیشه او را همراهی میکردند و با استفاده از خودروهای ضدگلوله، هواپیماهای کوچک، وسایل نقلیه آفرود، شبکه گسترده جاسوسی، دوربینها و افراد نفوذی، امنیت او را تأمین میکردند و مانع ردیابیاش میشدند. در این سیزده سال، علاوه بر حفر تونلهای قاچاق به آمریکا، تونلهای گستردهای هم در داخل مکزیک ایجاد کرده بود تا بتواند محل زندگیاش را تغییر دهد و از دستگیری فرار کند. تا زمان دستگیریاش در سال ۲۰۱۴، او به قدرتمندترین و ثروتمندترین قاچاقچی مواد مخدر جهان تبدیل شده بود که زندگیای شاهانه اما کاملاً مخفی داشت.
زندان آلتیپلانو بهعنوان یک زندان ضدفرار طراحی شده بود، اما الچاپو تنها کمی بیش از یک سال در آنجا ماند و یکی از تاریخیترین فرارهای زندان را رقم زد؛ فراری که هنوز هم آن را شبیه فیلمهای هالیوودی میدانند. کارتل تحت رهبری او طی یک سال تونلی کاملاً مهندسیشده به طول حدود یک و نیم کیلومتر حفر کرد که دقیقاً به زیر دوش سلول الچاپو میرسید. تونل حدود ده متر عمق داشت و مجهز به تهویه، نور، برق و یک ریل با موتورسیکلت کوچک بود تا او را به محل فرار برساند.
آخرین بار، الچاپو اینجا در زندان دیده شد که به سمت دوش رفت و سپس در نقطهای که دوربینها او را نمیدید ناپدید شد. او از سوراخ زیر دوش پایین رفت و با موتورسیکلت به خانهای نیمهساز در آن سوی تونل رسید. گفته میشود هزینه این فرار خارقالعاده حدود ۵۰ میلیون دلار بوده است.
جاهطلبی الچاپو بار دیگر برایش دردسرساز شد. حدود شش ماه پس از این فرار کمنظیر، او دوباره دستگیر شد. الچاپو تصمیم داشت فیلمی بیوگرافی درباره زندگی خود ساخته شود و به همین دلیل باشان پن، بازیگر آمریکایی، و کیت دل کاستیلو، بازیگر مکزیکی، تماس گرفت. او میخواست در دیدار با این دو هنرپیشه داستان زندگیاش را تعریف کند تا به یک فیلم سینمایی تبدیل شود.
کارتل سینالوآ برای این دیدار مخفیانه در اکتبر ۲۰۱۵ همه تمهیدات امنیتی را در نظر گرفت. آنها در منطقهای جنگلی و دورافتاده با هم ملاقات کردند؛ دیداری که گفته میشود هفت ساعت گفتوگوی مداوم به همراه داشت. اما مقامات مکزیکی موفق شدند ارتباطات تلفنی و پیامهای الچاپو را ردیابی کنند و به محل تقریبی او برسند.
سرانجام صبح زود ۸ ژانویه ۲۰۱۶، نیروهای ویژه دریایی مکزیک بر اساس اطلاعات اطلاعاتی بهدستآمده، خانهای در شهر لوس موچیس را محاصره کردند. درگیری مسلحانه شدیدی رخ داد؛ محافظان الچاپو مقاومت کردند، پنج نفر از اعضای کارتل کشته شدند، شش نفر دستگیر شدند و یک سرباز مکزیکی بهشدت زخمی شد.
الچاپو ابتدا از طریق تونل فاضلاب فرار کرد و خودرویی را سرقت کرد، اما چند ساعت بعد در جادهای در همان نزدیکی دستگیر شد؛ در حالی که بهشدت خسته و کثیف بود. این آخرین باری بود که او در مکزیک بازداشت شد، چرا که پس از آن، به درخواست دولت آمریکا، به این کشور مسترد شد.
محاکمه الچاپو در بروکلینِ نیویورک برگزار شد. این دادگاه در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ انجام گرفت و او در تمام اتهامات، از جمله رهبری سازمان جنایی، قاچاق مواد مخدر، پولشویی و قتل، مجرم شناخته شد. دادگاه او را به حبس ابد بهعلاوه ۳۰ سال زندان محکوم کرد. اکنون الچاپو در زندان فوقامنیتی ADX فلورنس در ایالت کلرادو، معروف به آلکاتراز کوههای راکی، نگهداری میشود؛ زندانی که هیچ تماس مستقیمی با دنیای بیرون در آن ممکن نیست و تا سال ۲۰۲۶ هیچ گزارش جدیدی از فرار یا تغییر وضعیت او منتشر نشده است.
امروز فرزندانش، معروف به «چاپیتوس»، همچنان کارتل سینالوآ را فعال نگه داشتهاند، اما افسانه الچاپو با انتقال او به آمریکا و زندگیش در دل کوههای راکی به پایان رسیده است. با این حال، پس از دستگیریاش، مصاحبهشان پن با او منتشر شد که یکی از جنجالیترین مصاحبههای آن سالها بود. یکی از پاسخهای الچاپو بیش از همه دیده شد؛ جایی که در پاسخ به این سؤال که چرا قاچاق مواد مخدر میکند، گفت: «من مواد مخدر تأمین میکنم چون تقاضا وجود دارد. اگر من نباشم، یکی دیگر هست.»