فردین: دوست داشتم با مهرجویی کار کنم/ کیمیایی به گیشه فکر نمیکرد
فردین میگوید خیلی دوست داشته با داریوش مهرجویی کار کند اما او و کارگردانهای مشابهش، افکار دیگری داشتند و اول خود را میدیدند بعد یککار خوب را.
محمدعلی فردین یکی از بازیگران مهم سینمای پیش از انقلاب است که پرچمدار نوعی از سینما با نام سینمای فردینی است و پس از انقلاب با وجود ماندن در ایران و عدم مهاجرت، در فیلم سینمایی یا مصاحبهای شرکت نکرد. به هیاهو و جنجال هم نپرداخت و تا زمان درگذشتش، پایگاه مردمی طرفداران و مخاطبان سینمای خود را حفظ کرد.
اینبازیگر که بهعنوان کارگردان و تهیهکننده هم در سینما فعالیت میکرد، پیشینهای ورزشی دارد و در رشته کشتی با ورزشکارانی چون غلامرضا تختی، عباس زندی و ... دوست و همکار بوده است. خاطرات و تاریخ شفاهی او از اینجهت، بخشی از تاریخ سینمای ایران را در بر میگیرد که نکات و ناگفتههایی را در خود جا داده است.
بخشی از گفتوگوی او با عباس بهارلو به شرح زیر است:
* فردین از ابتدا تا محبوبیت
نخستین فیلمی که فردین در آن بازی کرد، اواخر سال ۱۳۳۸ با نام «چشمه آب حیات» اکران شد. فیلم بعدی «فردا روشن است» بود که اوایل سال ۱۳۳۹ روی پردههای سینما رفت و پس از آن «فریاد نیمهشب» بود که تابستان ۱۳۴۰ اکران شد. تا پیش از سال ۱۳۴۰ که «فریاد نیمهشب» به نمایش درآمد، بیشتر سینماهای تهران در مناطق پایینشهر بودند و آنچه به فیلمهای ایرانی میدان میداد، سلیقه بینندههای جنوبشهری بود.
چندماه پس از نمایش «فریاد نیمه شب»، فیلم «بیوههای خندان» به نمایش درآمد که آغازگر سینمای فردینی محسوب میشد. اتفاقی که برای اینفیلم افتاد، این بود که مخاطبان رنجور از محرومیت اجتماعی، شخصیت تعمیرکار جوان اینفیلم را با نجابت درونی و پاکی اخلاقیاش بهعنوان چهره فاتح و قهرمان طبقه خودشان یعنی طبقه محروم جامعه پسندیدند.
فیلم بعدی فردین با نام «دختری فریاد میکشد» اواخر سال ۱۳۴۰ به نمایش درآمد و پس از آن «طلای سفید» و «زمین تلخ» هر دو در سال ۱۳۴۱ اکران شدند. یکسال بعد هم «زنها فرشتهاند» اکران شد که فردین در آن، نقش یکشخصیت کلاهمخملی دلپاک را با ایمان و رفتار مردمان مذهبی داشت. اینشخصیت کلاهمخملی، ورزشکار و نمازخوان بود و اگر به کافهای میرفت، مشروب نمیخورد.
محبوبیت و شهرت بیشتر فردین با فیلم «آقای قرن بیستم» از راه رسید و مردم جنوب شهر، او را در قامت نماینده معنوی خود پذیرفتند. شخصیت داشحبیب اینفیلم حاضر بود برای خوشنودی دیگران، دست به هرکاری بزند؛ حتی اگر آنکار از نظر اخلاقی با چارچوبهای شخصی خودش مطابقت نداشته باشد.
«انسانها»، «قهرمان قهرمانان»، «خوشگل خوشگلا» و «گنج قارون» طی سالهای ۱۳۴۳ و ۴۴ اکران شدند و تاثیرپذیریشان از فیلم «آقای قرن بیستم» کاملا مشهود بود. در همینبازه زمانی فیلمهای دیگر فردینی هم با نامهای «مسیر رودخانه»، «ترانههای روستایی»، «جهنم زیر پای من»، «دهکده طلایی»، «ببر کوهستان»، «عشق و انتقام» و «چرخ و فلک» هم به نمایش درآمدند و چهره فردین بهعنوان مرد اول فیلمها تکمیل شد.
* حذف بیت دوم پیش از اکران «چرخ و فلک»
نکته جالب درباره اکران فیلم «چرخ و فلک» این است که اداره ممیزی وزارت فرهنگ و هنر وقت، پیش از نمایش عمومی اثر، بیت دوم شعر «اگر دستم رسد بر چرخ گردون/ از او پرسم که این چون است و آن چون/ یکی را میدهی صد ناز و نعمت/ یکی را نان جو آلوده در خون» را حذف کرد. علت اینجرح و تعدیل هم تبلیغ آشکار ضدسرمایهداری عنوان شد.
با ذکر اینخاطره، بد نیست به ایننکته نیز اشاره کنیم که یکی از علل اصلی عدم سیاسیشدن قهرمانهایی چون علیبیغم و مملفشفشه در فیلمهای فردین، فشارهای اداره ممیزی فرهنگ و هنر بود.
* سینمای روشنفکری و چالشهای فردین
اواخر دهه ۱۳۴۰ که سینماگران جوان و متفکر و بهاصطلاح روشنفکری چون داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ناصر تقوایی، علی حاتمی و ذکریا هاشمی وارد سینمای ایران شدند، فیلم فارسی و مهمترین بخش آن یعنی سینمای فردین که یکی از اهدافش تولید انبوه بود، در معرض بحرانی جدی قرار گرفت. چون جنبههای قهرمانی مرد اول، حالت مضحکی پیدا کرده و در سالهای اول دهه ۵۰، فیلم فارسی و فیلمهای فردین، قابلیت رقابت با فیلمهای خارجی را نداشتند.
در آنشرایط عموم بینندگان به سینمایی گرایش پیدا میکردند که قهرمانش را در موقعیتی فلاکتبار و وضعی رقتانگیز نشان میداد. در همانروزها بود که فیلمهایی مثل «مواظب کلات باش»، «تعصب»، «جهنم + من» و «قرار بزرگ» از نظر تجاری ناموفق شدند. تلاش فردین هم برای رسیدن به ابعاد تازه در کارش که آرزویش را داشت، یعنی بازی در فیلم «غزل» مسعود کیمیایی ۱۳۵۵ برایش توفیقی به همراه نداشت.
فردین درباره اینمقطع از زندگی هنریاش میگوید کارگردانهای جوان و تحصیلکرده وقتی وارد سینمای ایران شدند، میخواستند خود را معرفی کنند. به همیندلیل از دیگران کناره میگرفتند و حتی نشست و برخاست و حرفزدن با فردی مثل او را در شان خود نمیدیدند. او با دلخوری میگوید «میگفتند اینها ارزش این را هم ندارند که دو کلام با آنها حرف بزنیم. به همیندلیل هیچکدام از اینها منهای کیمیایی سراغ من نیامدند. آنها به هرحال در سینمای ایران مهرهای بودند، سواد داشتند و میتوانستند به اینسینما خدمت کنند ولی در اقلیت و انزوا قرار گرفته بودند. اگر اینها یکقدم بهطرف من برمیداشتند من شاید هزار قدم برمیداشتم.»
کارگردان «سلطان قلبها» درباره سینمای روشنفکری ایران در دوران پیش از انقلاب میگوید ایننوع سینما آنقدر خوب بود که او دائم منتظر بود از طرف کارگردانهای جوان و باسواد به بازیگری دعوت شود. اما هیچکدام از افراد نامبرده سراغش نیامدند. جمعبندی و تحلیل فردین از اینعدم دعوت این است که اگر آنتیپکارگردانهای روشنفکر سراغش میآمدند و فیلمشان موفق میشد، با اینگزاره روبرو میشدند که موفقیت فیلم بهخاطر حظور فردین بوده و اینچیزی بود که آنها نمیخواستند.
* دوست داشتم با مهرجویی کار کنم/کیمیایی به گیشه فکر نمیکرد
فردین میگوید خیلی دوست داشته با داریوش مهرجویی کار کند اما او و کارگردانهای مشابهش، افکار دیگری داشتند و اول خود را میدیدند بعد یککار خوب را.
کیمیایی اصلا به گیشه فکر نمیکرد و در واقع به خودش لطمه میزد./ بیش از آنکه فکر میکردم به کارش تسلط داشت. خیلی با حوصله کار میکرد. از تکرار کردن صحنهها واهمه نداشت و عصبی نمیشد. به هنرپیشهاش توضیحات لازم را میداد. برخوردش با من رفیقانه بود و توضیحاتش طوری نبود که به من بر بخورد. حاتمی هم همینطور بود. موقعی که کارش را شروع کرد چهاربرابر سن خودش میفهمید.
محمدعلی فردین میگوید تنها خدمتی که او به سینمای ایران کرد و خیلی هم مهم بوده، این است که تماشاچی ساخت و سینماها را پر کرد. تهیهکنندهها هم به اتکای اینمردم جرات میکردند برای فیلمهای کیمیایی، حاتمی و دیگر کارگردانهای جوان، سرمایهگذاری کنند. عقیده اینکارگردان و بازیگر پیش از انقلاب این است که اگر سالنهای سینما خالی بودند، هیچکدام از کارگردانهای روشنفکر جرات ساختن آنتیپ فیلمها را نداشتند و بسیاری از کارگردانهای جوان آندوره مثل مهرجویی جایی در سینمای ایران پیدا نمیکردند.
اشتباه فیلمسازان جوان اواخر دهه ۴۰ از دید فردین، این بود که او را به بازی نگرفتند و شاید اگر به بازی میگرفتند، با سرعت بیشتری به خواستههای خود میرسیدند. فردین در اینباره میگوید «من میگفتم نه آنقدر سلیقه مردم را به بازی بگیریم که پنجاه تا مثل گنج قارون بسازیم و نه اینکه مردم را به کل کنار بگذاریم و فیلمی باب طبع دو دوازده داور جشنواره تهیه کنیم. "فیلمهای فستیوالی" فقط به درد فستیوالها میخورد و هیچکجای دنیا فروش نمیکند. کارگردان اینفیلم بهجای اینکه مردم را در نظر بگیرد، هیات ژوری را در نظر میگیرد.»
فردین میگوید نمیخواسته مردم به یکنواختی سینما عادت کنند و سینمای مورد علاقهاش با «سینمای فردین» فرق داشته است. چون سینمای فردین، به مردمی اختصاص داشت که فردین را دوست داشتند. در حالیکه روشنفکران جامعه، مخالف ایننوع سینما بودند و مخالفتشان هم از نظر فردین، درست و قابل قبول بوده است.
منبع: تابناک