ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۳۹۴۸

ارتشی که امیرکبیر می‌خواست بسازد و بیگانگان نگذاشتند

ارتشی که امیرکبیر می‌خواست بسازد و بیگانگان نگذاشتند

بنیان قشونی که امیرکبیر تاسیس کرد بر بنیچه (سربازگیری) در چارچوب اخذ مالیات بود و سازمان آن از ۵۰ فوج (هنگ) پیاده، ۱۲ واحد سواره‌نظام، ۲ هزار توپچی، ۲۰۰ زنبورکچی (توپ‌های کوچک)، چندین فوج شترسوار برای نواحی بلوچستان و کرمان و چندین فوج مرزی برای نگهبانی از حدود ایران تشکیل می‌شد.

تبلیغات
تبلیغات

محمدتقی خان امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین‌شاه یکی از چهره‌های درخشان تاریخ چندصدساله ایران است که به‌عنوان فردی وطن‌پرست و ایران‌دوست شناخته می‌شود و البته دشمنان ایران و باعث و بانیان قتلش، از او برای سرپوش‌گذاشتن روی برخی واقعیت‌ها و جنایات خود استفاده می‌کنند.

به گزارش تابناک، امیرکبیر با کفایت و شایستگی خود، اعتماد ناصرالدین‌شاه را جلب کرد و در جایگاه صدر اعظم او، جنگ مهمی را با فرقه بهاییت، به‌عنوان گماشتگان یهود و نیروهای نفوذی‌اش در ایران آغاز کرد که به توفیقات زیادی هم دست پیدا کرد. اعدام علی‌محمد باب و تبعید سران بابی و بهایی ازجمله توفیقات او بودند.

کینه‌ای که فعالان بهاییت این‌روزها در فضای مجازی از امیرکبیر دارند، نمی‌تواند به سیاه‌نمایی چهره درخشان او در تاریخ ایران منجر شود، اما به تحریف واقعیت‌های زیادی از تاریخ قاجار انجامیده که جای طرح و توضیح درباره‌شان در این‌مطلب نیست. اما به‌طور خلاصه می‌توان گفت امیرکبیر قربانی دسیسه‌های گروه‌ها و جریاناتی شد که با آن‌ها مبارزه کرده بود و خونش را هم به گردن شاه قاجار انداختند.

یکی از طرح‌های بزرگ امیرکبیر برای آینده ایران آن‌روز، مربوط به ارتشی بود که توانایی مقابله با نیروهای نظامی بیگانه و متجاوز به خاک ایران را داشته باشد و به هیچ‌کدام از قدرت‌های بین‌المللی آن‌روز (روس و انگلیس) هم وابسته نباشد. 

اما پس از قتل میرزاتقی‌خان در حمام فین کاشان، همه اصلاحات زیربنایی او در نیمه راه بریده شد و از آن‌جمله پایه‌گذاری ارتشی یکپارچه، مستقل و سازمان‌یافته بود. او با آگاهی از تجربه تلخ جنگ‌های ایران و روس در نیمه اول قرن سیزدهم هجری می‌دانست یکی از نقاط اصلی ضعف مملکت، نبود ارتش نیرومند و مستقل است. 

بنیان قشونی که امیرکبیر تاسیس کرد بر بنیچه (سربازگیری) در چارچوب اخذ مالیات بود و سازمان آن از ۵۰ فوج (هنگ) پیاده، ۱۲ واحد سواره‌نظام، ۲ هزار توپچی، ۲۰۰ زنبورکچی (توپ‌های کوچک)، چندین فوج شترسوار برای نواحی بلوچستان و کرمان و چندین فوج مرزی برای نگهبانی از حدود ایران تشکیل می‌شد.

هریک‌از رسته‌های مورد اشاره به گروه‌ها و نفرات کوچک‌تر تقسیم می‌شدند. برای نمونه پیاده‌نظام شامل ۵۰ فوج می‌شد. هر فوج هزار سرباز داشت که در ۱۰ دسته جا می‌گرفتند. فرمانده هر دسته با یک سلطان (سروان) بود. هر سلطان دو نایب، دو بیک‌زاده، چهار وکیل و چهار سرجوخه زیردست داشت. امور اداری هر فوج به وسیله یک مشرف (ناظر) خرج و چهار منشی انجام می‌شد. درجه فرمانده فوج‌ها، سرتیپ بود.

در سازمان‌دهی بعدی، قشون ایران به ۱۰ تومان و هر تومان به فراخور استعداد، ۱۰ تا ۱۵ فوج را در خود جا داد. همه کوشش امیرکبیر بخشیدن استقلال به ارتش ایران و زدودن گرد وابستگی از چهره آن بود. از این رو ساخت کارخانه باروت‌سازی، توپ‌سازی، اسلحه‌سازی و دیگر جهازات نظامی در شهرهای تهران، تبریز، مشهد و اصفهان از اقدامات پسین او بود. اندیشه تاسیس مدرسه نظامی برای آموزش نیروهای متخصص ایرانی و به کار نگرفتن مستشاران خارجی در همین‌راستا در ذهن او نقش بست. 

به نظر می‌رسد پس از طی دوره قاجار و سپس استیلای سلسله پهلوی با کمک انگلستان و حفظ آن با کمک آمریکا، در نهایت با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آرزوی امیرکبیر برای داشتن نیروی نظامی غیروابسته و خودکفای ایران برآورده شد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات