نقد فیلم «بازی خونی»/ روایتی ناقص از خون و دود
فیلم سینمایی «بازی خونی» تلاش میکند تا روایتی متفاوت از حوادث سال ۶۰ در آمل داشته باشد اما در نهایت به اثری ناقص تبدیل شده که جذاب نیست
فرارو- نسخه آنلاین فیلم سینمایی «بازی خونی» ۶ بهمن منتشر خواهد شد. فیلمی برگرفته از حوادث دهه ۶۰ که در پایان در فضایی از دود گم میشود.
به گزارش فرارو، قصه به سراغ آمل میرود، شهری که در سال ۶۰ روزهای ملتهبی را گذراند و تلاش میکند روایتی متفاوت از این حوادث را نشان دهد.
تلاشی شکست خورده از نمایش قهرمان و ضد قهرمان
فیلم پر از سکانسهای اضافه است که آن را از ریتم انداخته، در واقع داستان آنقدر کاراکتر و موقعیتهای اضافه دارد که کارگردان نمیداند با آنها چکار کند، مانند سکانس پرستار با بازی لیندا کیانی که هیچ تاثیری در قصه ندارند.
در عین حال داستان شروع جذابی ندارد و به درستی طرح مساله نمیکند و این ایراد تا انتها باقی است. «بازی خونی» در روایت و خلق شخصیت تلاش میکند شبیه به «ماجرای نیمروز» باشد اما بر خلاف اثر مهدویان که فقط به قهرمان پرداخته، کارگردان «بازی خونی» به سراغ ضدقهرمان هم میرود اما در پرداختن به هر دو ناکام میماند. قهرمانی فاقد عمق، وزن و باورپذیری قطعا ضد قهرمانی ضعیف را هم نشان میدهد. اینعدم تعادل دراماتیک تعلیق را از قصه گرفته و آن را به اثری تکبعدی تبدیل کرده است.
![]()
ضعف بزرگ قصه گم شدن ماجرای اصلی در دل خرده روایتهاست، داستان روایت حضور مردم آمل در حوادث سال ۶۰ است اما در طول قصه کمترین اشارهای به این موضوع نمیشود و مخاطب فقط در نریشن پایانی متوجه ماجرا میشود. فضاسازی به جای نمایش دراماتیک قصه به دنبال دیکته کردن مفهومی است که خودش هم نمیداند چیست.
در مقابل همه ایرادات بازی خوب برخی از بازیگران را میتوان نقطه اتکای فیلم دانست که آن را از ضعیف به اثری متوسط ارتقا میدهد اما نمیتواند نجات بخش باشد. بازیگران تلاش میکنند به شخصیتها جان بدهند، اما ضعف فیلمنامه دست آنها را میبندد.
در نهایت «بازی خونی» را میتوان در دسته آثاری قرار داد که روایت جذابی از تاریخ ندارد. در واقع فیلم اگر به درستی ماجرا را روایت میکرد میتوانست نمایش یک نبرد دراماتیک از واقعیت باشد اما تبدیل به بازی خون و دود شده که جذاب نیست.