مشکلات کسبوکارهای مجازی بعد از قطعی اینترنت؛ دخل خالی کاسبان آنلاین
به نقل از انجمن کسب و کارهای اینترنتی گفته شده که هر روز قطعی اینترنت، بالای ۴ هزار میلیارد تومان آسیب را به اقتصاد کشور وارد میکند. این عدد بسیار قابل توجه است.
کسب و کارهای اینترنتی در ایران از دهه نود شمسی جانی تازه گرفت و به مرور زمان، آنقدر جا افتاد که بسیاری افراد تصمیم به راهاندازی کسب و کارهای کوچک شخصی به صورت آنلاین گرفتند. برخی حتی در کنار فروشگاههای بزرگ برای خرید حضوری، بخشی را هم به خرید اینترنتی اختصاص دادند که این قسمت کمکم میان متقاضیان راهش را پیدا کرد. به طوری که امروز برخی افراد مقدار قابل توجهی از خریدهای روزانه خود را به صورت مجازی انجام میدهند.
به گزارش اعتماد، حالا بیش از دو هفته است که قطعی سراسری اینترنت در ایران ادامه یافته است؛ اتفاقی که ابتدا تبعاتش چندان به چشم نمیآمد، اما هر چه گذشت، این خاموشی ممتد، چشمهای بیشتری را نگران کرد. آنها که چشمانشان از لحظه بیدار شدن به صفحه گوشی همراهشان بود تا لحظه خواب، حالا دو هفتهای میشود که حتی حوصله جواب دادن زنگهای تلفن همراه خود را هم ندارند.
هر چند تا زمان نگارش این گزارش برخی پیامرسانهای داخلی قابل دسترسی شده است، اما قطعی طولانی اینترنت، برای هر فردی دغدغهای به نسبت نوع و میزان استفادهاش از آن ایجاد کرد. از مادری که هر روز با شنیدن صدا و دیدن تصویر فرزندان و نوههایش در آن سوی آب، روزش را میساخت گرفته تا زنی که هنرش را از هفت شهر آن طرفتر به تهرانیها و دیگر شهرها عرضه میکرد.
از ترشی گرفته تا کلاههای بافتنی، دخترکی در رشت، هنوز بیست سالش هم نشده اما با کلاههای بافتنی و ویدیوهایی که از دستبافتههایش با سلیقه خاص خود میساخت و در اینستاگرام به اشتراک میگذاشت، رزقی برای روزهای آیندهاش میاندوخت، حال دو هفته است که حتی دل و دماغ ندارد در خیابانهای سرد رشت، با نمای بازارِ سوخته قدم بزند. انگار غم به جای باران به شهر قشنگ و زندهشان ریخته است. حتی حالِ بافتنِ آن هدبندهای خوشرنگ را هم ندارد. کامواها در اتاق کوچکشان روی هم انباشته شدند؛ چون غمی که از در و دیوار بالا میرود و زخمهای شهر را به هم میبافد.
«سعید قاسمی»، مربی فدراسیون دوچرخهسواری و مالک گروه دوچرخهسواری دامون، درباره آثار قطعی اینترنت برکسب و کار خود گفت: «کسب و کار ما برگزاری تورهای دوچرخهسواری در مقاصد داخلی ایران، بسته به فصل، به مناطقی با آب و هوای مناسب آن است. هر سال در زمستان به دلیل گرمتر بودن هوا، تورهای جنوب را برگزار میکردیم و همه اطلاعرسانیها، جذب و ثبتنام مخاطب از طریق اینترنت و روی پیج اینستاگرام ما بود.
همچنین اطلاعرسانی آنچه در تورهای قبلی گذشته، به صورت تصویری شامل عکس و ویدیو در پیج ما موجود بود. تورهای جدیدی که قرار بود برگزار شود هم در آنجا معرفی میشد. بخش عمده متقاضیان ما از طریق اینستاگرام آشنا و از زمان و مکان تورها مطلع میشدند. با قطع شدن اینترنت در دو هفته اخیر کاملا این فضا برای ما غیرقابل دسترس است و نه میتوانیم اطلاعرسانی برنامههای آینده و نه شرح گزارش برنامههای قبل را داشته باشیم.»
حالا چند روزی میشود که برخی پلتفرمهای داخلی قابل دسترس شدهاند. اما برای افرادی که برای کسب و کارشان نیاز به ارتباط با دنیای خارج از ایران دارند، همچنانعدم دسترسی وجود دارد. اینستاگرام در سالهای اخیر به عنوان بخشی از بستر کسب و کارهای آنلاین تبدیل شد، گروهی از شاغلان آنلاین از طریق تبلیغ و ارایه فعالیت خود، از این فضا برای جذب مخاطب و سرمایه اجتماعی و اقتصادی استفاده کردند. فضایی که با قطعی اینترنت، عملا مخاطبانی که در داخل ایران کسب و کاری داشتند، دو هفته است چراغ دخل مجازیشان خاموش شده است.
قاسمی با اشاره به اینکه هیچ کدام از پلتفرمهای داخلی نمیتواند کار اینستاگرام را انجام بدهد، گفت: «در هفت سالی که در اینستاگرام فعالیت داشتیم، به حدود ۱۱ هزار مخاطب رسیدیم که همه آنها از طریق پیج اینستاگرام با ما در ارتباط بودند و با این قطعی اینترنت ارتباط همه آنها با ما قطع شده است و ما حتی اگر بخواهیم با یک پلتفرم جدید شروع به جذب مخاطب کنیم، دوباره هفت سال زمان میبرد تا به این حجم از مخاطب برسیم. بخش دیگری از مخاطبان ما هم از طریق کانال تلگرام در جریان اطلاعرسانی و اعلام برنامهها قرار میگرفتند که در آنجا هم حدود سه هزار نفر عضو داشتیم که ارتباطمان در این دو هفته با آنها هم قطع شده است و متاسفانه هیچ راهی برای اطلاعرسانی با این حجم از افراد نداریم که اگر برنامهای قرار است برگزار شود، برای ثبتنام اقدام کنند.»
برگزاری تورهای گردشگری و طبیعتگردی عملا ناممکن شده است
درآمد برگزاری تور برای این گروه، در حال حاضر و بدون امکان برگزاری برنامهها، با مخاطبانی که در خاموشی اینترنت، در فضایی که نیست، عملا انگار گم شدهاند، به صفر رسیده است.
او ادامه داد: «درآمد اصلی ما در حال حاضر صفر است. هر توری باید یک تعداد حداقلی داشته باشد تا برگزار شود و ما اگر بخواهیم در پلتفرمی تازه دوباره عضوگیری کنیم، تا به مرحله درآمدزایی برسد، باز سالها طول خواهد کشید. درآمد دیگر ما از طریق آموزش دوچرخهسواری و فروش تجهیزات مربوط به آن بود که در این بخش هم مخاطب از طریق اینستاگرام داشتیم که آن هم قطع شده است. ما در زمان وصل اینترنت تقریبا از این دو بخش حدود ماهی ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان درآمد داشتیم که حالا به صفر رسیده است.»
قطعی جیپیاسها در دو هفته اخیر و نقشههای مسیریابی و آب و هوا، سبب شد بسیاری از برنامههای طبیعتگردی و کوهنوردی نیز با وقفه مواجه شود یا همچون راه رفتن در دل تاریکی باشد. به خصوص در سرمای ناگهانی روزهای اخیر، بسیاری از افراد حتی نمیدانستند که در ارتفاعات چه میگذرد.
این گروه دوچرخهسواری هم حتی اگر موفق شوند که با استفاده از پلتفرمهای داخلی مخاطبی هر چند حداقلی را جذب و تورهایشان را برگزار کنند، باز به گفته قاسمی با چالشی دیگر مواجه هستند: «اغلب نرمافزارهای مسیریابی، آب و هوا و نقشههای ماهوارهای به اینترنت بینالمللی وابسته است. وقتی توری را برگزار میکنیم، بهخصوص در مکانهایی مانند جنگل یا کویر، حتما نیاز به نقشههای دقیق ماهوارهای است که در حال حاضر دسترسی به هیچ کدام آنها وجود ندارد. برای برگزاری تور در مسیرهای خاص نیاز به اپلیکیشنهایی داریم که اصطلاحا جادهها در آن تعریف میشود، مثل strava یا wikiloc که به اینها هم دسترسی نداریم.
یعنی مسیری که قرار است طی کنیم را به آن دسترسی نداریم و امکان ثبت رکورد هم نداریم. تحلیل دادههای تور را هم نمیتوانیم داشته باشیم. به دلیل اینکه اکثر مسیرهای دوچرخهسواری ما غیرشهری و در نقاط غیرمعبری است، هیچ اپلیکیشن عادی آنها را نمایش نمیدهد و ما با تصاویر ماهوارهای آب و هوا و شرایطش را میسنجیدیم که آن هم فعلا قطع است.
مساله دیگر هم فضای عمومی و روحی جامعه است که با این فضا و قطعی اینترنت و استرس جدیدی که به مردم بابت نگرانی بسیاری از کسب و کارها ایجاد شده است، خیلیها اصلا دل و دماغ شرکت در تورهای دوچرخهسواری و برنامههای اینچنینی را هم ندارند و باید منتظر بمانیم تا شرایط جامعه از التهاب فاصله بگیرد و بعد از آن، کمکم افراد به تفریحات عادی خود بازگردند. ما این مساله را بعد از جنگ ۱۲ روزه هم تجربه کردیم و آن وقت هم زمان زیادی برد تا مردم حال عادی پیدا کنند.»
روزهای اول قطعی اینترنت، تاکسیهای اینترنتی هم قطع بودند. اما بعد از گذشت یکی، دو روز وصل شد. هر چند برخی مواقع برای یافتن مسیرها یا پرداخت وجه، کمی نوسان داشت. حالا خود رانندهها هم از کاهش قابل توجه مسافران خبر میدهند.
یکی از آنها میگوید: «درصد قابل توجهی، شاید حدود ۴۰ درصد کاهش مسافر را نسبت به دوره قبل از قطعیها شاهدش هستیم. اما نوسان جیپیاس رانندهها و مسافران را گاهی سردرگم میکند. به گفته یکی از رانندهها، وقتی جیپیاس قطع میشود، اگر مسیر را بلد نباشیم کنسل میکنیم یا خود مسافر کمک میکند تا مسیر را بیابیم. برخی مواقع برای پیدا کردن آدرس باید کمی بیشتر از گذشته منتظر بمانید تا بالاخره مسیر با اینترنت تاخیری یافت شود و بتوانید تاکسی بگیرید. اما بعد از یکی، دو روز اول طبق تجربه خودم، غیر از چند باری که با کمی معطلی برنامه باز شد و یکبار که پرداخت کمی مشکل داشت، تقریبا هر بار توانستم تاکسی بگیرم.»
دو هفته بیکاری و درآمدِ صفر
خانم «پ» معلم آموزش زبان فارسی و انگلیسی که اغلب شاگردانش در کشورهای دیگر زندگی میکنند، درباره تاثیر قطعی اینترنت بر زندگی خود و شاگردانش گفت: «کلاسهای من همه بینالمللی است و نمیتوانم از پیامرسانهای ایرانی برای ارتباط با شاگردانم استفاده کنم. باید حتما تلگرام، واتساپ یا حتی اینستاگرام را داشته باشم. در آن فضا ما ساعت کلاسها را هماهنگ کرده، حضور غیاب و همه اتفاقهای کلاس در آنجا انجام میشد. با پلتفرمهای خارجی مثل گوگلمیت کلاسها را برگزار میکردیم. حالا یک پلتفرم ایرانی مانند الوکام هم وجود دارد که باز میشود ولی دانشآموزان داخل ایران فقط میتوانند از آن استفاده کنند. کلاسهای ما به ناگهان قطع شد و بچهها هیچ ایدهای نداشتند که معلمشان کجا رفت.
من الان دو هفته است که هیچ ارتباطی با آنها ندارم. برخیشان شهریه ترم جدید را هم پرداخت کرده بودند و قطعا نگران شدهاند. از طرفی برای من این قطعیها ضربه سنگین اقتصادی داشته و دارد. کلاسهای بچهها چهار هفتهای است که عملا دو هفتهاش کنسل شد و اگر ادامه پیدا کند، درآمدی حدود ۳۰ میلیون تومان در ماه به صفر میرسد و من واقعا نمیدانم چه باید کنم؟ از طرفی دلتنگ شاگردانم هم هستم.»
این معلم که به دانشآموزان ایرانی در روسیه، سوئد و آلمان درس میدهد، همه سعیاش را کرده بود تا تصویر زیبا و متمدنی از ایران ارائه بدهد، حالا باوجود قطعی ناگهانی اینترنت، جدای از بار مالی سنگینی که برای معلم در برداشته، با عبور از این شرایط، خودش میگوید نمیدانم حتی چگونه برایشان توضیح بدهم که چرا اینترنت به ناگاه قطع شد. خانم «ش» بیش از چهار سال است که مربی یوگاست. شاگردانش اغلب آنلاین هستند و ۸ نفر آنها خارج از ایران زندگی میکنند.
با آغاز قطعیها برنامه همه آن ۸ شاگرد خارجی و چهار شاگردی که در داخل ایران بودند و به صورت آنلاین کلاس داشتند، قطع شد. کل برنامه روزانه این مربی به همراه شاگردانش تعطیل شد. حتی چند شاگرد محدود حضوریاش هم دل و دماغ شرکت در کلاس را نداشتند. این مربی میگوید خیلی از شاگردانش مشکلات جسمی داشتند، مانند کمردرد و درد سیاتیک که با قطع دورهها، دوباره دردهایشان بازگشتند.
یکی از شاگردانش به گفته او دو روز است که از پادرد نمیتواند پاهایش را حرکت بدهد. دردهایی که با درمان یوگا آرام گرفته بود، حالا بازگشته است. این یکی از دهها مربی است که این روزها بیکار شدهاند. خودش هم قرار بود اسفندماه در دوره مربیگری در هند شرکت کند که حالا اصلا مشخص نیست تکلیف مبلغ زیادی که برای کلاسش پرداخت کرده است، چه میشود؟
مربی دورهشان ساکن امریکاست و هیچ تماسی هم برقرار نمیشود. شاگردانش آن سر دنیا، کلاسهایشان قطع شده است و آنها که در ایران هستند هم این روزها اگر دل و دماغی برایشان باقی مانده باشد، سعی میکنند با یکی از برنامههای داخلی وصل شوند که به قول خودش تنها بعد از دو هفته توانست یک جلسه کلاس برگزار کند که آن هم مدام قطع و وصل میشود و تنها با دو کاربر رایگان برگزار میشد و به ازای هر کاربری که افزوده شود، باید اشتراک بیشتری پرداخت کنند.
به گفته رضا الفتنسب، رییس اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی به ایلنا، میزان فروش تاکسیهای اینترنتی ۲۵ تا ۴۰ درصد، پلتفرمهای گردشگری ۶۰ تا۷۰ درصد و سایتهای نیازمندی ۳۰ درصد کاهش یافته است.
این روزها هیچ کس دل و دماغ ندارد. فروشندههای آنلاینشاپها، حتی حوصله پاسخ به سوالهای مرا هم ندارند. برخیشان گفتند دوست نداریم خودمان را درگیر کنیم. حتی نمیخواستند اسم شهر محل سکونتشان را بیاورم. تنها به همین نکته اشاره میکنم که صاحب یک آنلاینشاپ در شهری مرزی که از اغلب شهرهای ایران مشتری داشت، حالا دو هفته است که با قطعی اینترنت که مشتریهایش از طریق پیج اینستاگرامش با او در ارتباط بودند و سفارش میدادند، خانهنشین شده است.
میگوید: «هیچ کاری نمیکنیم. منتظر بازگشت دوباره و روشن شدن صفحه تاریک دنیای مجازی میمانیم.» فروشنده دیگری که فروشگاه حضوری هم دارد، میگوید: «شاید یکی، دو نفر که از قبل شماره تلفن را داشتند تماس بگیرند و سفارشی بدهند، اما حتی مشتریهای حضوری هم کمتر شده است. کسی حوصله خرید کردن ندارد.»
خانم دیگری که مزون دارد هم میگوید که حالا قرار بود در اوج فروش پیش از شب عید باشیم، اوجی که امسال زود افول کرد و حالا حتی نمیدانیم که اجناس شب عید را تولید کنیم؟ آیا اصلا به بازار میرسیم؟ اصلا متقاضی باقی خواهد ماند؟ اینترنت وصل میشود؟ میگوید: «همه اجناس چندبرابر شده است و در بازار برخی حتی پارچه هم نمیفروشند. همه اجناسشان را از ترس تمام شدن انبار کردهاند. هر چه را از دست بدهی باید چندبرابر تهیه کنی. دستمان در حنا مانده است.»
به گفته برخی کارمندان شرکتهای خصوصی تعدادی از شرکتها نیز که زیربنای فعالیتشان با اینترنت است، حالا به کارمندان خود هشدار دادهاند که در صورت ادامه وضعیت قطعی اینترنت، توان پرداخت حقوقشان را ندارند. به نوعی که برخی از آنها به کارمندان خود اعلام کردهاند که اگر تا ۱۵ بهمن این قطعی اینترنت ادامه پیدا کند، توان پرداخت حقوق کارمندان خود را ندارند و حتی بیم بیکار شدن آنها میرود.
«کیوان نقرهکار» کارشناس حوزه فناوری اطلاعات و فضای مجازی، درباره تاریخچه کسب و کارهای اینترنتی در جهان و در ایران گفت: «با ظهور اینترنت در دنیا، کسب و کارهایی از این دست شکل گرفت. در امریکا و اروپا به عنوان پیشگامان آن، در دهه هفتاد میلادی و البته با توسعه اینترنت در دهه هشتاد و نود میلادی ما شاهد اتفاقات بزرگی بودیم. وجود شرکتهایی مانند آمازون، یاای بیبه عنوان پیشگامان این عرصه، بر هیچ کس پوشیده نیست. گوگل هم چه بسا در همین دهه هشتاد میلادی شکل گرفت و امروز به نوعی یکی از شرکتهای بزرگ فناوری است.
اما اگر بخواهیم دهه هشتاد و نود میلادی را مقایسه کنیم با آنچه در کشور ما رخ داد، شاید همان هشتاد و نود را بتوانیم این بار تبدیلش کنیم به شمسی یعنی در دهه هشتاد و نود شمسی بود که خیلی از نگاهها به سمت کسب و کارهای اینترنتی رفت. از دهه هفتاد شمسی در ایران اینترنت به نوعی رواج پیدا کرد، اما نگاه ویژهتر در بحث توسعه کسب و کاری از دهه هشتاد شکل گرفت. جایی که شرکتهایی مانند دیجیکالا فعالیتشان را آغاز کردند.
اما دهه نود شمسی برای توسعه کسب و کارها بسیار کمککننده بود. زمانی که گوشیهای لمسی و شبکههای اجتماعی و پیامرسانها به زندگی ما راه پیدا کردند و سبب شدند که شاهد تحول بزرگی در حیطه کسب و کاری را شاهد باشیم. بنابراین این روزها بسیاری از کسب و کارها وابسته به فناوری اطلاعات و به خصوص اینترنت هستند.»
دو و نیم میلیون شغل وابسته به اینستاگرام
نقرهکار درباره تبعاتعدم دسترسی به اینترنت برای صاحبان مشاغل آنلاین نیز گفت: «ما حدود دو و نیم میلیون شغل داریم که کاملا وابسته به اینستاگرام هستند. توجه کنید که صرفا اینستاگرام و نه فقط اینترنت یا فناوری اطلاعات و شاید در کنار این ۲.۵ میلیون شغل، بالای ۲۰ میلیون نفر باشند که از این حضور در فضای مجازی درآمد مستقیم کسب میکنند و زندگی خود و اقتصاد کشور را میچرخانند.
اخیرا به نقل از انجمن کسب و کارهای اینترنتی گفته شده که هر روز قطعی اینترنت، بالای ۴ هزار میلیارد تومان آسیب را به اقتصاد کشور وارد میکند. این عدد بسیار قابل توجه است. ما وقتی از مشاغلی که در حوزه استفاده از اینترنت یا فضای مجازی میتوانند کار خود را توسعه بدهند صحبت میکنیم، صرفا فقط مشاغل فناورمحور نیستند و بسیاری از مشاغل سنتی هم کسب و کارشان از طریق اینترنت جریان پیدا میکند.
مثلا یک بانوی سرپرست خانواده که لباسی میدوزد یا قالی میبافد یا غذایی را طبخ میکند، صرفا از طریق اینترنت یا فضای مجازی و شبکههای مجازی است که میتواند رزق زندگی خود را سپری کند و قطعی اینترنت صرفا فقط عدد ریالی و دلاری نیست، بلکه گاهی اوقات باعث مرگ بسیاری از کسب و کارها میشود. اگر این نوع از کسب و کارها از بین برود، بازگشتش بسیار سخت است. بنابراین قطعی اینترنت و نبود شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای مختلف میتواند برای بسیاری از کسب و کارها آسیبزننده باشد و تفاوتی نمیکند چه کسب و کار یکنفره باشد و چه کاری که چندین هزار نفر پرسنل دارد و نبود اینترنت میتواند این فضا را دچار مشکل کند.»
به گفته نقرهکار، دو نگاه برای مواجهه با شرایط امروز وجود دارد: یک نگاهی است که موافقان اینترنت ملی به آن اشاره میکنند، یعنی اینکه ما میتوانیم تمام آنچه مدنظرمان است را در داخل کشور داشته باشیم. شاید نمونهاش کشور چین باشد. برخی هم که اعتقاد دارند که اینترنت باید اینترنت جهانی باشد و شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای بینالمللی را استفاده کنیم.
کارشناسانی که معتقدند اینترنت باید ملی باشد و ما میتوانیم شبیه چین باشیم، باید چند نکته را در نظر بگیرند؛ زیرساختهای کشور چین بسیار مهیاست و جمعیت کشور چین به اندازه شاید چندین کشور باشد. قوانین و مقررات و حمایتهایی که در کسب و کارهای آنجا وجود دارد و تمام شرایط آنجا، این فرصت را برای آنها به وجود آورده که بتوانند از آن زیرساختها بهره ببرند.
ما سالهاست که در حال تلاش هستیم که زیرساختهای بومی و ملی را داشته باشیم. از سیستم عامل ملی تا جستوجوگر بومی و ایمیل ایرانی، ولی متاسفانه هیچ کدامش را جز اینکه هزینه صرف کنیم، نتوانستهایم به موفقیت برسانیم و به نظر هم نمیآید که بتوانیم به آن فضایی که میخواهیم، برسیم. نکته دیگر اینکه فرصتهای بینالمللی برای کشور ما بسیار مهم است. ما نخبگان، محصولات و جامعهای داریم که میتوانند از این زیرساختهای بینالمللی و ارتباط با دنیا برای کشور سودآوری کنند.
اگر میخواهیم کسب و کار بزرگتری با نام اقتصاد دیجیتال در کشور ما شکل بگیرد، نیاز است اینترنت مهیا باشد. اگر اینترنت مهیا نباشد بسیاری از افراد کسب و کارشان را از دست میدهند که این از دست دادن در جامعهای با رویکرد اقتصادی یعنی از دست دادن شغل و این به معنای از دست دادن زندگیشان است و این یعنی باز هم دلزدگی و ناراحتی.
اگر ما نگاهی امنیتی برای قطع اینترنت داریم، خوب است که دولتمردان ما بدانند با قطع اینترنت چه بسا بسیاری مشاغل از بین میرود و نابود میشود و باز هم یک ناراحتی و دلخوری و فاصله بین دولت و مردم ایجاد میشود. صاحبان کسب و کارهای اینترنتی همچنان با چراغهای نیمه خاموش، پشت دخلهای مجازی خود، مگس میپرانند و برخی هم خیره به نقطهای روشن، در آیندهای دور یا نزدیک، شاید که آینده، از آنِشان شود و باز برای دیدن تعداد بازدیدکنندههایشان که روزبهروز بیشتر میشد، ذوقزده شوند و وقت سر خاراندن هم شب عیدی پیدا نکنند و بستههای پستی خیالی را یکی بعدِ دیگری ارسال کنند. باشد که نور بدمد بر تاریکی و آفتابِ روشن از پسِ روز برآید و اینترنتِ همه ساکنانِ گربه غمگینِ خاورمیانه هم وصل شود.