ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۲۳۵۷

غلامرضا ظریفیان از دستور رییس‌جمهور برای بررسی حوادث اخیر می‌گوید

واکاوی اعتراضات با محوریت دانشگاه

واکاوی اعتراضات با محوریت دانشگاه

به اعتقاد معاون وزیر علوم دولت اصلاحات درخواست رییس‌جمهور برای واکاوی ابعاد مختلف اعتراضات اخیر در نهاد دانش کشور، اتفاق مناسبی است که می‌تواند پاسخ‌هایی علمی، صادقانه و شفاف برای چرایی وقوع بحران اخیر شکل بدهد.

تبلیغات
تبلیغات

پس از وقوع رخدادهای اعتراضی اخیر، پرسش‌های بسیاری پیش روی افکار عمومی و تحلیلگران قرار گرفته است. ابهاماتی که لازم است از منظر تحلیلی و علمی بررسی شود و پاسخی معقول و کاربردی برای آن یافته شود.

به گزارش اعتماد، رییس‌جمهور از روز یکشنبه از نهاد علم و دانشگاهیان خواست تا تحلیلی جامع از چرایی بروز بحران دی ۱۴۰۴ ارائه کرده و راه‌های حل مسائل و چگونگی تحقق مطالبات مردم را نیز استخراج کنند.

غلامرضا ظریفیان، معاون وزیر علوم دولت اصلاحات معتقد است که رخدادهای اخیر به دلیل‌عدم توجه به همه هشدارها و تذکارهایی که دلسوزان کشور طی سال‌ها و دهه‌های اخیر داده‌اند، بروز کرده است.

به اعتقاد ظریفیان درخواست رییس‌جمهور برای واکاوی ابعاد مختلف اعتراضات اخیر در نهاد دانش کشور، اتفاق مناسبی است که می‌تواند پاسخ‌هایی علمی، صادقانه و شفاف برای چرایی وقوع بحران اخیر شکل بدهد.

به اعتقاد این تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی کشور، نظام سیاستگذاری و تصمیم‌سازی ایران پس از سال ۸۴ در مسیری متفاوت با مطالبات مردم و مصالح عالیه کشور حرکت کرد. دولت اصلاحات در شرایطی ساختار اجرایی را تحویل دولت پس از خود داد که اقتصاد ایران با حدود ۷۰۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی، همراه با ترکیه و عربستان سه راس اصلی رشد اقتصادی در منطقه محسوب می‌شدند، مناسبات ارتباطی با اروپا و غرب در شرایط کم‌تنشی بود و دورنمای مطلوبی پیش روی ایران قرار داشت.

بر این اساس سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ با دورنمای رشد پایدار و مستمر طراحی شد. اما دولت‌های نهم و دهم این زنجیره به هم پیوسته رشد را متوقف ساخت و آن را در مسیر معکوس به کار گرفت. احمدی‌نژاد بر اساس اعلام نزدیکانش تصمیم گرفت همه کاشته‌ها و داشته‌های دولت اصلاحات را منکوب سازد و طرحی نو در اندازد.

اما نه‌تنها طرحی درخور نام و ظرفیت ایران در نینداخت بلکه با اجرای سیاست‌های تنش‌زایی، حاشیه‌سازی، اتلاف منابع، پول‌پاشی و… ۷۰۰ میلیارد دلار درآمدهای نفتی ایران را به باد داد.

بسیاری از تحلیلگران از جمله ظریفیان معتقدند باید نگاهی به مسیر طی شده پس از سال ۸۴ انداخته شود و سیاست‌هایی اتخاذ شوند که نتیجه آن بهبود شاخص‌های زیست انسانی و اقتصادی مردم و افزایش مشارکت است. 

با فروکش کردن نسبی حوادث دی ماه ۱۴۰۴، ضرورت واکاوی چرایی بروز بحران و راهکار عبور از آن به شدت احساس می‌شود. شما چه تفسیر و تحلیلی از حوادث اخیر دارید؟ 

آنچه امروز در جامعه ایرانی رخ داده، محصول یک فرآیند بلندمدت است. در حوادثی که حداقل طی دو دهه اخیر شکل گرفته، بسیاری از صاحب‌نظران، اندیشمندان، جامعه‌شناسان، مردم‌شناسان و کسانی که با اقتصاد کشور و بحث‌های توسعه‌ای آشنایی و مطالعه دارند، روش‌ها، راهبردها و رویکردهای متفاوتی را برای بهبود وضعیت پیشنهاد داده‌اند اما به‌رغم همه این تذکارها از سوی سیستم توجه لازم به این هشدارها و راهبردها نشان داده نشد.

تعبیر مولوی در این زمینه زیباست، زمانی که می‌گوید: «صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم/ یا راه نمی‌دانی یا نامه نمی‌خوانی…» بسیاری از دلسوزان کشور مسائل را مطرح کردند اما توجهی به این دلسوزی‌ها نشد. وقتی به این هشدارها، تذکارها و رویه‌ها توجه نشان داده نشد، هر بار مشکلات، بحران‌ها و اعتراضات به صورت پیچیده‌تر و ترکیبی‌تر بروز کردند. آنچه دی‌ماه ۱۴۰۴ در جامعه ایرانی رخ داد، اعتراض بحق مردم بود که دیگران سعی کردند این اعتراض بحق را مصادره کرده و به سمت خشونت ببرند.

وقتی مساله را واکاوی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که نباید بحران اخیر را صرفا به مطالبات اقتصادی تقلیل بدهیم. هرچند بخشی از جامعه به دلیل مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی‌های معیشتی با مشکلات جدی مواجه هستند اما ترکیب افرادی که در این اعتراضات شرکت کردند جوانان بین ۱۷ تا ۲۰ سال است. این نسل عموما تحت حمایت خانواده خود قرار دارند و بحران‌های حاد اقتصادی ندارند. هرچند نمی‌توان انکار کرد که معادلات اقتصادی یکی از مطالبات جدی مردم است. اما در کنار آن موضوعاتی چون بهبود مناسبات با جهان، به رسمیت شناختن سبک زندگی مردم، توسعه راه‌های ارتباطی و فناورانه و… نیز مطالبات جدی مردم هستند. 

گمان می‌کنم، امروز کسی در این کشور وجود ندارد که از مطالبات مردم و مشکلات ریشه‌ای کشور بی‌خبر باشد. اما در زمینه راه‌حل عبور از مشکلات هنوز به یک درک واحد نرسیده‌ایم. در مورد راه‌حل‌ها چه می‌توان گفت؟ 

به نظرم باید تفکیکی بین «نیاز» و «خواسته» صورت بگیرد. «نیازها» به مسائل اقتصادی معطوف می‌شود. نان، آب، مسکن و… بخش مهمی از خواسته مردم ماست. اما وقتی کسی تامین مالی شود به این معنا نیست که فرد، دیگر خواسته‌ای ندارد. خواسته‌هایی که با آن به خود معنا بدهد. در جهانی که با صداها و امواج مختلف و جهان مجازی است، سبک زندگی، نوع به رسمیت شناختن تکثر و تنوع او و… مهم است.

اگر بخواهیم سراغ حل مساله برویم، باید به این گزاره‌ها توجه کنیم. ما در فهم مساله مشکل داریم. اگر مسائل کلیدی را متوجه نشویم راه‌حل‌ها را هم پس می‌زنیم. اینکه پس از هر بحران و اعتراضی مسوولان نفسی بکشند و بگویند، تمام شد! این مطالبات به خواسته‌های هیبریدی و اجماعی از خواسته‌های سرکوب شده بدل می‌شوند و دوباره به اشکالی بحرانی‌تر به بهانه‌ای دیگر از جایی دیگر سر بر می‌آورند. دولت کار بسیار درستی انجام داد که ارزیابی و بررسی بحران اخیر را به دانشگاه‌ها سپرد و اعلام کرد، دانشگاه‌ها ظرف دو ماه با بررسی ابعاد مختلف، اعتراضات اخیر را واکاوی کند. 

این درخواست از سوی دولت چه زمانی و با چه کیفیتی مطرح شد؟ 

رییس‌جمهور از طریق وزیر علوم ابلاغ کرد که این حوادث اعتراضی ظرف دو ماه و با استفاده از همه ظرفیت‌های دانشی کشور و شبکه نخبگی مورد واکاوی و تحلیل قرار بگیرد. متاسفانه گاهی اوقات مسائل با عینک دولت و حاکمیت بررسی می‌شود و کمتر شاهد آن هستیم گه مسائل از زاویه دید مردم و معترضا ن‌بررسی شود. نخستین معادله، موضوع فهم درست مساله است که به ما برای ارائه راه‌حل‌ها کمک می‌کند. این تصور اشتباه که گفته شود، همه کسانی که برای اعتراض به خیابان آمدند دشمن هستند! یک فرضیه اشتباه است.

باید توجه داشت که اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ که جامعه را با مصیبت و عزا مواجه ساخت، ناشی از مطالبات فروخورده در داخل است. مساله را باید خوب فهمید. بر اساس طبقه‌بندی اولویت‌ها را شناخت و سپس با جدیت و شجاعت به سمت اصلاح ساختارها و روندها و فرآیندها رفت. بخش مهمی که باعث شده جوانان و اقشار مختلف این گونه وارد میدان اعتراض شوند، بحث طردشدگی، تحقیر و دیده نشدن است. این موارد باید در فهم مساله دیده شود و راهکارهای مناسب برای آن تدارک دیده شود. 

چگونه می‌توان این راه‌حل‌ها را شناسایی کرد و مهم‌تر از آن زمینه اجرای این فرمول‌ها را برای حل مساله فراهم ساخت؟ 

برای این منظور به گفت‌وگوی جدی نیاز داریم. سیستم باید با قشرهای مختلف که در این اعتراضات حضور داشتند وارد گفت‌وگوی واقعی شود. نه گفت‌وگوی تزئینی برای پر کردن آمارها. در عین حال باید ایران را برای همه ایرانیان ساخت. امروز آنچه در خطر قرار دارد، کلیت ایران است. این بحران در عین حال که آثار مخرب بسیاری برای کشور داشت، می‌تواند فرصتی برای اصلاح، واکاوی مسائل و بهبود وضعیت باشد. در حل مساله هم نقش اول را جوانان ایفا می‌کنند.

واقع آن است که جوانان ایرانی امروز با مشکلات عدیده‌ای مواجهند. جوانانی که مشکل اشتغال و معیشت دارند و خود را با جوانان سایر کشورها مقایسه می‌کنند و دلسرد می‌شوند. خوب است هر جا که اشتباهی صورت گرفته، شجاعانه پذیرفته شود و دریچه‌ای برای حل مساله باز شود. نباید مشکلات را به آینده و فردا موکول کنیم. برای رفع مشکلات همین امروز هم دیر است. 

امروز بسیاری از بزرگان کشور درخصوص ضرورت اصلاح و به‌روزآوری سیستم و پاسخگویی به مطالبات مردم صحبت می‌کنند. به نظر می‌رسد تا سال ۱۳۸۴ کشور در مسیر نسبتا درست‌تری قرار داشت. اما رخدادهای پس از سال ۱۳۸۴ باعث بروز مشکلات زیربنایی مانند تحریم‌ها، یک سوم شدن کیک اقتصادی، فشار بیشتر بر جوانان و… شد. چگونه می‌توان کشور را در مسیر درست قبل از سال ۱۳۸۴ قرار داد؟ 

بسیاری از تحلیلگران معتقدند ریشه بسیاری از انحرافات امروز کشور به رخدادهای پسا۸۴ باز می‌گردد. گروهی روی کار آمدند که برنامه چهارم را که یک برنامه دانش‌بنیان بود را کنار گذاشت و فکر کرد باید هم و غم خود را در ستیز با جهان بگذارد. بسیاری از کارشناسان و نهاد دانش را به کنار گذاشت و با نگاه مالیخولیایی به سمت خالص‌سازی و کنار گذاشتن دلسوزان حرکت کرد. انحراف اصلی از همین نقطه و این رویکردها آغاز شد. ایران که تافته جدا بافته از جهان نیست.

حکمرانی یک علم است. جهان هم در امریکا و کشورهای اروپایی خلاصه نمی‌شود. بسیاری از کشورها در حال حکمرانی توسعه‌محور و دانش‌محور هستند. با حکمرانی دانش‌بنیان و استفاده از نیروهای توانمند این مسیر را طی کرده‌اند. اما در ایران وقتی در گزینش‌ها به گونه‌ای عمل می‌شود که متخصصان و دردمندان و توانمندان به حاشیه می‌روند و کشور با مهاجرات‌های جدی مواجه می‌شود، طبیعی است که دستیابی به توسعه دشوار می‌شود.

در هر اعتراض و بحران و رخدادی بسیاری از ظرفیت‌های علمی و تخصصی کشور جلای وطن کرده‌اند. ما باید به سمت حکمرانی شایسته حرکت کنیم. این نوع حکمرانی مردم بنیاد، شفاف و عالمانه است. منابع را متکی بر دانش مصرف می‌کند.

بسیاری از راهبردها را با استفاده از نهاد علم می‌سازد. از تجارب جهانی بهره‌برداری می‌کند. نمی‌توان ارتباط ایران را با جهان کم یا قطع کرد. نمی‌شود هر روز به گونه‌ای عمل کنیم که انزوای بیشتری را تجربه کنیم. راه برون‌رفت از این وضعیت، تکیه بر منافع ملی است. در عین حال باید راه ارتباطی با جهان باز شود. دیپلماسی ایران با تعامل و هوشمندانه باشد. 

به بحث مهاجرت ایرانیان اشاره کردید. جمعیت ایرانیان خارج از کشور امروز به اعداد و ارقام عجیبی رسیده است. تجربه جنگ ۱۲روزه هم نشان داد که ایران برای این ایرانیان مهم است. چگونه می‌توان از این ظرفیت به نفع توسعه کشور بهره برد؟ 

میلیون‌ها ایرانی خارج از کشور ثروتمند هستند. توانمند هستند. بسیاری از آن‌ها دانشمند و باتجربه هستند. هم توان اقتصادی و هم توان دانشی آن‌ها را می‌توان در مسیر رشد کشور به کار گرفت. مثل اتفاقاتی که طی سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ رخ داد، می‌توان کاری کرد که این ایرانیان سرمایه‌ها و تجربیات خود را در ایران به کار بگیرند. باید عزم تغییر و اصلاح ایجاد شود.

باید بدانیم که با رویه‌های گذشته نمی‌توان مسائل جدید را حل کرد. برای حل این مسائل باید راهبردهای تجربه شده جهانی را به کار گرفت. از رفتارهایی که باعث طرد شدن مردم می‌شود و طمع دشمنان را تقویت می‌کند، پرهیز کرد. 

ریشه بخش قابل توجهی از بحران‌های اخیر به خارج شدن مرجعیت رسانه‌ای از داخل باز می‌گردد. مردم اخبار را نه از صدا و سیما، بلکه از طریق رسانه‌های بیرونی دنبال می‌کنند. در حوزه رسانه‌ای چه اتفاقاتی باید رخ بدهد تا مردم اخبار رخدادها را از درون دریافت کنند؟ 

رسانه ملی از رخدادها بسیار بسیار عقب مانده است. تلویزیون ما و رسانه ملی ما با نیازهای مردم ایران و تکثر جامعه ایرانی فاصله زیادی دارد. حاصل این می‌شود که مردم یا این رسانه را نمی‌بینند یا اگر هم ببینند، به جای اینکه امیدواری بیشتری پیدا کنند، نگرانی و اعتراض افزون‌تری کسب می‌کنند. در این حوزه هم باید اصلاحات قابل توجهی ایجاد شود. باید زمینه‌ای فراهم شود تا رسانه‌های شریف و صادق فعالیت حرفه‌ای خود را دنبال کنند و مرجعیت رسانه‌ای را که از دست رفته به درون منتقل کنند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات