فناوری مدرن چگونه مغز انسان را تحت فشار قرار داده است؟
بسیاری از ما به شوخی میگوییم در سالهای اخیر با ظهور فناوریهای دیجیتال و سرگرمیهای صفحهنمایش-محور، گستره توجه ما بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است، اما علم این مشاهدات را تأیید میکند.
ما اغلب به شوخی میگوییم که در سالهای اخیر با ظهور فناوریهای دیجیتال و سرگرمیهای صفحهنمایش-محور، گستره توجه ما بهطور قابلتوجهی کاهش یافته است، اما واقعیت این است که علم هم این مشاهدات را تأیید میکند. در واقع، کم شدن میزان توجه یکی از عوارض جانبی اخیر حواسپرتیهای ناشی از فناوری صفحه است.
ریچارد ای. سایتوئیک، متخصص مغز و اعصاب و نویسنده در کتاب خود به نام «مغز عصر حجر شما در عصر صفحه نمایش: مقابله با حواسپرتی دیجیتال و اضافهبار احساسی» به این موضوع میپردازد که چگونه مغز انسان از عصر حجر تغییر قابلتوجهی نکرده است، به این معنا که ما برای کنترل تأثیر و جذابیت فناوریهای مدرن آن چنان مجهز نیستیم. در این گزیده، سایتوئیک نشان میدهد چگونه مغز ما برای همگام شدن با سرعت برقآسایی که در آن فناوری، فرهنگ و جامعه مدرن در حال تغییر هستند، تلاش میکند.
از دیدگاه مهندسی، مغز محدودیتهای انرژی ثابتی دارد که تعیین میکند در یک زمان معین چقدر کار میتواند انجام دهد. احساس اضافهبار کردن منجر به استرس میشود. استرس منجر به حواسپرتی میشود. حواس پرتی منجر به خطا میشود. راهحلهای روشن یا متوقف کردن جریان ورودی است یا کاهش استرس.
هانس سلی، متخصص غدد مجارستانی که مفهوم استرس را توسعه داد، گفته که استرس «آنچه برای شما اتفاق میافتد نیست، بلکه نحوه واکنش شما به آن است.» خصیصهای که به ما کمک میکند استرس را با موفقیت مدیریت کنیم، انعطافپذیری است. داشتن انعطافپذیری یک ویژگی خوشایند است، زیرا تمام خواستههایی که شما را از همایستایی (تمایل بیولوژیکی در تمام موجودات برای حفظ محیط داخلی باثبات) دور میکند منجر به استرس میشود.
حواسپرتیهای ناشی از صفحه نمایش، کاندیدای اصلی بهم زدن تعادل همایستایی هستند. مدتها پیش از ظهور رایانههای شخصی و اینترنت، آلوین تافلر اصطلاح «سرریز دادهها» را در کتاب پرفروش خود، «شوک آینده» در سال ۱۹۷۰ رایج کرد. او ایده تاریک وابستگی نهایی انسان به فناوری را ترویج کرد. تا سال ۲۰۱۱، قبل از اینکه بیشتر مردم گوشی هوشمند داشته باشند، آمریکاییها نسبت به بیست و پنج سال قبل، در یک روز معمولی پنج برابر بیشتر اطلاعات دریافت میکردند و امروزه حتی نسلهای دیجیتال شکایت دارند که فناوری فعلی چقدر آنها را تحت فشار قرار میدهد.
سرریز بصری بیش از سرریز شنوایی مشکل است زیرا امروزه شمار ارتباطات چشم به مغز از نظر آناتومیکی حدوداً سه برابر بیشتر از ارتباطات گوش به مغز است. ادراک شنیداری برای اجداد اولیه ما اهمیت بیشتری داشت، اما بینایی به تدریج برتر شد چون میتوانست سناریوهای «چه میشود اگر» را به ذهن بیاورد. بینایی نیز ورودیهای همزمان را بر ورودیهای متوالی اولویت میدهد، به این معنا که همیشه از زمانی که امواج صوتی به پرده گوش شما برخورد میکند، تأخیر وجود دارد تا مغز بتواند آنچه را که میشنوید بفهمد. ورودی همزمان بینایی به این معناست که تنها تأخیر در درک آن، یکدهم ثانیهای است که طول میکشد تا از شبکیه به قشر بینایی اولیه، V۱ سفر کند.
![]()
گوشیهای هوشمند به دلایل آناتومیکی، فیزیولوژیکی و تکاملی به راحتی بر تلفنهای معمولی پیروز میشوند. محدودیت چیزی که من آن را ورودی صفحه دیجیتال مینامم میزانی است که عدسی هر چشم میتواند اطلاعات را به شبکیه، لوب زانویی جانبی و از آنجا به V۱، قشر بینایی اولیه منتقل کند. مسئله مدرنی که ما خودمان را درون آن مهندسی کردهایم، به شار وابسته است، جریان انرژی تابشی که حواس ما را از دور و نزدیک بمباران میکند. سالها، تنها شاری که گیرندههای حس انسان باید به ادراک تبدیل میکردند شامل مناظر، صداها و مزههای دنیای طبیعی میشد. از آن زمان تا کنون، ما تنها قادر به شناسایی کوچکترین تکه از کل تشعشعات الکترومغناطیسی بودهایم که ابزارها به ما میگویند به طور عینی وجود دارد. ذرات کیهانی، امواج رادیویی و سیگنالهای تلفن همراه پنهان (بدون اینکه ما بفهمیم) از ما عبور میکنند، چون ما فاقد حسگرهای بیولوژیکی برای تشخیص آنها هستیم. اما ما نسبت به شار تولیدشده که در قرن بیستم آغاز شد و در رأس شار پسزمینه طبیعی قرار دارد، حساس هستیم.
اشباع دیجیتالی خودساخته ما بیوقفه به ما برخورد میکند و ما چارهای نخواهیم داشت جز اینکه به آن توجه کنیم و حواسمان پرت شود. ذخیره گوشیهای هوشمند بر حسب دهها گیگابایت و دیسک سخت یک کامپیوتر بر حسب ترابایت (۱۰۰۰ گیگابایت) اندازهگیری میشود، در حالی که حجم دادهها بر حسب پتابایت (۱۰۰۰ ترابایت)، زتابایت (۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ گیگابایت) و فراتر از آن محاسبه میشود. با این حال انسانها هنوز هم همان مغز فیزیکی اجداد عصر حجرمان را دارند. درست است، زیستشناسی فیزیکی ما به طرز شگفتآوری تطابقپذیر است و ما در تمام نقاط روی این سیاره ساکن شدیم، با این حال، نمیتوانیم خودمان را با سرعت خیرهکننده تعییر تکنولوژی مدرن، فرهنگ و جامعه سازگار کنیم.
یک مطالعه مرجع توسط Microsoft Research Canada ادعا میکند که میزان توجه به کمتر از هشت ثانیه کاهش یافته (کمتر از ماهی قرمز) و از قرار معلوم به همین دلیل توانایی ما برای تمرکز از بین رفته است. اما این مطالعه کاستیهایی دارد و «میزان توجه» یک اصطلاح محاورهای است تا علمی. گذشته از این، مغز عصر حجری برخی افراد، توانایی ساخت یک سمفونی، نظارت بر جریان دادههای یک راکتور هستهای یا ایستگاه فضایی یا حل مسائل غیرقابلحل در ریاضیات را دارد. در ظرفیت و توانایی مقابله با رویدادهای استرسزا تفاوتهای فردی وجود دارد. گلوریا مارک از دانشگاه کالیفرنیا در ایروین و همکارانش در مایکروسافت، میزان توجه را در محیطهای روزمره اندازهگیری کردند. سال ۲۰۰۴، میزان توجه مردم به طور متوسط ۱۵۰ ثانیه قبل از جابجایی از یک صفحه به صفحه نمایش دیگر بود. سال ۲۰۱۲ آن زمان ۴۷ ثانیه کاهش یافت. نتایج مطالعات دیگر نیز این مشابه همین بود. مارک میگوید: «ما مصمم شدیم دچار حواسپرتی شویم، اگر نه به واسطه دیگران، به واسطه خودمان. خالی شدن ناشی از تغییر این صفحه به آن صفحه، مثل وجود مخزن بنزینی است که نشتی دارد.» مارک دریافت یک نمودار ساده یا تایمر دیجیتالی که افراد را به استراحتهای دورهای ترغیب کند بسیار مفید است.
عصبشناسی توجه پایدار، توجه انتخابی و توجه متناوب را متمایز کرده است. «توجه پایدار» توانایی تمرکز بر چیزی برای مدت طولانی است. «توجه انتخابی» استعداد فیلتر کردن حواسپرتیهای رقیب برای پایبندی به کار در دست انجام است. «توجه متناوب» ظرفیت جابجایی از یک کار به کار دیگر و بازگشت دوباره به جاییست که آن را متوقف کردهاید. از نظر هزینه انرژی ناشی از تغییر مکرر توجه در طول روز، نکته نگرانکننده اینست که به محدوده عصر حجری مغز رسیده باشیم. فراتر رفتن از آن منجر به تفکر مهآلود، کاهش تمرکز، انسداد فکری، نقص حافظه میشود، هر ابزاری به سرعت شبیه ضمیمه خود میشود. همین امر در مورد دستگاههای هوشمند هم صدق میکند. دو قرن پیش، وقتی نخستین لوکوموتیوهای بخار به سرعت سریع ۳۰ مایل در ساعت رسیدند، هشداردهندگان هشدار دادند بدن انسان نمیتواند چنین سرعتی را تحمل کند. از آن زمان به بعد، ماشینهای سریعتر، روشهای ارتباطی، هواپیماهای جت و وسایل الکترونیکی در فرهنگ و زندگی روزمره ما منتشر شدهاند. در زمانهای قبل، فناوریهای جدید کمتری در هر دهه ظاهر میشد، افراد کمتری لایو بودند و جامعه بسیار کمتر از امروز متصل به اینترنت بود.
برعکس، اختراع، تکثیر و تکامل فناوری دیجیتال، وضعیت موجود را در نوسان دائمی قرار داده است. بر خلاف همتایان آنالوگ مانند تلفن ثابت یا گردونه، دستگاههای هوشمند مدام توجه ما را میطلبند. ما خودمان را پایبند کردهایم که به پیامها و تماسهای دریافتی فوراً پاسخ دهیم. بدون تردید، گاهی مشاغل و معیشت به واکنش فوری ما بستگی دارد. با این حال، ما بهای آن را از نظر هزینه انرژی ناشی از تغییر مداوم و تمرکز مجدد توجه میپردازیم.