ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۰۶۵۰

علیرضا شریفی یزدی در گفت‌وگو با فرارو تحلیل کرد

گسل‌های خطرناک جامعه ایران

گسل‌های خطرناک جامعه ایران

گسل‌هایی که موجود بوده یکی یکی فعال می شوند اما این گسل‌ها کدام هستند؟: «گسل مذهبی و گسل نسلی که بین نسل زد و نسل‌های ماقبل ایجاد و فعال شده و تفاوت‌ها به شدت بروز می‌یابند و باعث تفرقه، جدایی و درک ناپذیری یکدیگر می‌شود. گسل اقتصادی که طبقه متوسط تحت فشار است و مدام ریزش می‌کند و قشر کوچک فربه فرادست جامعه افزوده شده. مجموعه این‌ها یک شرایط ملتهب را برای جامعه ایجاد کرده و این تفکر را منتقل می‌کند که دولت دیگر توان حل مشکلات اساسی کشور یا ناترازی را ندارد؛ نامی که برای تمام این سرخوردگی و کمبودها انتخاب شده است. مردم احساس می‌کنند دولت توان مدیریت این ناترازی را ندارد.»

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- پرسش در مورد چگونگی آرام کردن ناآرامی‌های اخیر یکی از مباحث مطروحه این روزهای آسیب‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی‌ست؛ برای به دست آوردن پاسخ این پرسش دو محور کلیدی مطرح است. ابتدا دیدن واقعیت‌های جامعه و پتانسیل‌های نسل زد و دیگری راه خروج از بن‌بستی که به تعبیر برخی نوعی «پوست‌اندازی» است. 

به گزارش فرارو، اعتقاد علیرضا شریفی یزدی، آسیب‌شناس و روان‌شناس اجتماعی در مورد ناآرامی‌ها و التهابی که گاهی در قالب سکوت منتقل می‌شود این است که جامعه در حال پوست‌‎اندازی، رشد و حرکت است؛ برخلاف برخی از افراد که شرایط را بن‌بست می‌دانند و به این می‌اندیشند جامعه دچار خمودگی و رکود شده، جامعه امروز ایران به دلیل مشکلات ریز و درشت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، محیط زیستی، آموزشی، امنیتی و حتی بهداشتی که به آن فشار آورده برای اولین بار بعد از مدت‌ها به این پرسش رسیده است که «ما کجاییم؟»، «شرایط چیست؟» و «چکار باید کرد؟» 

علیرضا شریفی یزدی در گفت‌وگو با فرارو می‌گوید: «بحث در مورد وضعیت امروز جامعه ایران را باید از چندین سال گذشته در نظر گرفت؛ اولین چاه نفتی که حفر شد و ما از یک اقتصاد چند محصولی به سمت اقتصاد تک محصولی حرکت کردیم. در آن نقطه بخش بزرگی از آنچه در کشور بود تقسیم شد؛ بخشی به دست انگلیس افتاد و دولت بخشی از آن را تبدیل به یارانه و رانت کرد که نتیجه آن را در پرونده‌های قضایی موجود می‌توان رصد کرد. از همان روزها ما به سیستمی از زندگی عادت کردیم که در آن نفت بفروشیم و ارزانی کاذب و رفاهی بی‌پایه اقتصادی ایجاد کنیم؛ این مساله سال‌ها ادامه پیدا کرد اما جریان تحریم نشان داد خام فروشی منطقی نیست و اقتصاد شکننده‌ای ایجاد شده.» 

او در گفت‌وگو با فرارو می‌افزاید: «در حال حاضر فضای مدیریتی دو الی سه هزار نفری داریم که در ۴۷ سال گذشته مدام جابه‌جا می‌شوند و همان سیاست‌های گذشته را تکرار می‌کنند؛ اگر امروز کسی شهردار است فردا رئیس جمهور یا رئیس مجلس می‌شود یا پستی دیگر در سطوح تصمیم‌گیری می‌گیرد، بنابراین تصمیم‌گیری در نقاط بحرانی همان چیزی می‌شود که پیش‌تر بود. درواقع همان افراد با همان تصمیم‌گیری‌ها و تفکرات در سیستم باقی می‌مانند و خروجی همان چیزی می‌شود که پیش‌تر اتفاق می‌افتاد.» 

پس از شرح این وضعیت باید به این پرسش بازگشت که در حال حاضر در جامعه ایران چه خبر است؛ شریفی یزدی اذعان دارد: «در کشوری به سر می‌بریم که سرمایه اجتماعی کشور در بعد عرضی و طولی در پایین‌ترین سطح خود به سر می‌برد. این در حالی است که سرمایه اجتماعی هسته مرکزی دیگر سرمایه‌هاست؛ از سرمایه اقتصادی گرفته تا فرهنگی و نمادین که برخاسته از سرمایه اجتماعی است. نکته این است که سرمایه اجتماعی ۳ مولفه روشن دارد؛ اعتماد، مشارکت و دیگری شفافیت. برای پاسخ به این پرسش که «الان کجاییم» باید این ۳ مولفه را بررسی کنیم.»

مولفه اول؛ یعنی اعتماد که مهم‌ترین مولفه برای سرمایه اجتماعی است از دید این آسیب‌شناس اجتماعی این چنین آسیب دیده است که: «اعتماد دو بخش دارد که اولی اعتماد نهادی است؛ اعتمادی که به حاکمیت، دولت و مردان آنان مربوط است و دیگری اعتماد مردمی؛ اعتماد من به هم‌وطنم. در زمینه اعتماد نهادی براساس تمام داده‌ها جامعه امروز در پایین‌ترین سطح اعتماد مردم به نهادهای دولتی به سر می‌برد.» 

او می‌افزاید: «در حال حاضر بین چند هزار مدیری که تصمیم‌گیرنده هستند افرادی که مردم به حرف آنان اعتماد کنند را نمی‌توان نام برد و لیست کرد. به عبارتی دولت و حاکمیت مرجعیت مدیریت جامعه را در بین افکار عمومی از دست داده‌اند. در مورد اعتماد مردم به مردم هم می‌توان وضعیت را از روی چک‌های برگشتی و دیگر موارد مشاهده کرد. تصور کنید وقتی در سوپر مارکت کالایی را می‌بینید که گران شده فکر می‌کنید مغازه‌دار است که گران می‌فروشد؛ این اتفاق به خصوص در کلانشهرها با شدت بیشتری در حال رخ دادن است.» 

مولفه بعدی نیز از دید شریفی یزدی بحث مشارکت است که در این مورد می‌گوید: «مشارکت هم در جامعه تضعیف شده؛ شاید بتوان نمود بیرونی آن را در انتخابات مشاهده کرد که نماد مشارکت سازمان یافته است. تعداد آرائی که نماینده‌های مجلس دارند چقدر است؟ همین تعداد کم آرا سبب شده که در حال حاضر در مجلس چنین تصمیم‌گیری‌هایی صورت گیرد.» 

شفافیت هم مولفه دیگر سرمایه اجتماعی است که از دید این جامعه شناس: «بسیاری از بودجه‌ها، اعتبارات و درآمدهای سالیانه غیر شفاف هستند. استدلال آنان برای این‌عدم شفافیت آن است که در شرایط تحریم نمی‌توانند آن را بیان کنند اما مگر پیش از تحریم هم وضعیت شفافیت به همین صورت نبود؟ این سه مولفه باعث شده که سرمایه اجتماعی در کف خود قرار گیرد و میزان مشروعیت دولت به تبع آن در کف خود باشد.» 

آن‌طور که شریفی یزدی به فرارو می‌گوید: «حجم سقوط سرمایه اجتماعی به شکلی است که امروز جامعه را وارد فاز جدیدی کرده. تورم دو رقمی که بین ۴۰ تا ۵۰ صورت گرفته با مقوله اخلاق هم پیوند می‌خورد. مگر می‌توان رابطه بین اخلاق و تورم را نادیده گرفت؟ اگر امروز به خواهر خود ۱۰ میلیون پول قرض دهید مدام به این فکر می‌کنید که ماه آینده ارزش آن ۸ میلیون خواهد شد و همین مساله ممکن است منجر به این شود که این پول را به او ندهید. بنابراین اخلاقیات هم به شدت سقوط کرده.» 

همه این مسائل از دید او باعث شده گسل‌هایی که موجود بوده یکی یکی فعال شوند اما این گسل‌ها کدام هستند؟: «گسل مذهبی و گسل نسلی که بین نسل زد و نسل‌های ماقبل ایجاد و فعال شده و تفاوت‌ها به شدت بروز می‌یابند و باعث تفرقه، جدایی و درک ناپذیری یکدیگر می‌شود. گسل اقتصادی که طبقه متوسط تحت فشار است و مدام ریزش می‌کند و قشر کوچک فربه فرادست جامعه افزوده شده. مجموعه این‌ها یک شرایط ملتهب را برای جامعه ایجاد کرده و این تفکر را منتقل می‌کند که دولت دیگر توان حل مشکلات اساسی کشور یا ناترازی را ندارد؛ نامی که برای تمام این سرخوردگی و کمبودها انتخاب شده است. مردم احساس می‌کنند دولت توان مدیریت این ناترازی را ندارد.» 

از دید او: «تمامی این گسل‌هایی که اکنون فعال شده‌اند مردم را پس از سرخوردگی به سه دسته تقسیم کرده است؛ دسته‌ای مهاجرند یا خواهان آن، گروهی در خود فرورفته هستند که به سمت آسیب‌های اجتماعی همچون اعتیاد می‌روند و لذت‌های زودگذر و گروهی هم به خشم آمده‌اند از وضعیتی که هست که به وجود آورنده ناآرامی‌های موجود است؛ از قضا این ناآرامی‌ها قابل پیشبینی بود و بارها در مورد آن هشدار داده شده بود.» 

این آسیب‌شناس اجتماعی می‌گوید: «وقتی این ناآرامی‌ها که در حالت طبیعی خود را در قالب اعتراض نشان می‌دهد با فعال بودن این گسل‌های همه جانبه بروز پیدا کند ممکن است خارجی‌ها بر روی آن سوار شده و از آن سو استفاده کنند تا بتوانند ناآرامی را تبدیل به رفتارهای رادیکال کنند. مجموعه این شرایط انگار می‌گوید ما باید فکر جدیدی کنیم؛ فکر جدید نیازمند این است که افرادی که درگیر جریان نبودند را وارد کنیم؛ کسانی که دغدغه‌مند و دلسوز و باسواد هستند. این افراد کم نیستند اما تا کنون به بازی گرفته نشده‌اند. باید فضا را بازتر کرد تا بتوانیم از این بحران‌ها عبور کنیم.» 

در مورد بحث پوست‌اندازی جامعه که پیش‌تر مطرح شد، شریفی یزدی می‌گوید: «مردم ما در مقاطع مختلف به حاکمیت فرصت داده تا بتواند اصلاحاتی انجام دهد؛ آخرین بار انتخابات سال گذشته بود. با این وجود که ابتدا ۶۰ درصد مشارکت نداشتند اما در دور بعد امیدی ایجاد شد و ۵۰ درصد آمدند. اما بعد متوجه شدند که دولت حتی توان این که بتواند به وعده‌هایش عمل کند را ندارد؛ به عنوان مثال بحث فیلتر شدن شبکه‌های اجتماعی که وضعیت آن نامشخص ماند. در نتیجه مردم سرخورده شدند.» 

با این وجود هنوز این بحث مطرح است که پوست‌اندازی جامعه چطور قرار است صورت بگیرد؛ در این مورد این جامعه‌شناس می‌گوید: «مردم دیگر به رفتارهای کوچک دلخوش نیستند بلکه به دنبال فکری اساسی‌اند. غیر از سواستفاده خارج‌نشینان از فضا، عقیده بر این است که نسل جدید با نوع تفکر و نگاه متفاوتی که به مشکلات دارد از ان نوع نگاه سنتی که نسل‌های قبل را همچنان در چنبره مشکلات گیر انداخته فاصله می‌گیرد. جامعه در حال حاضر با نگاه نسل جدید رشد کرده و لباس ما برای او مندرس و کوچک شده. حالا مدام بخش‌هایی از آن پاره می‌شود. او باید به فکر لباس جدیدی باشد که بتواند مشکلات را به شکل مناسب حل کند. این پوست اندازی در فکر، اندیشه و نوع عمل نسل جدید مشاهده می‌شود.» 

شریفی یزدی می‌گوید: «زمانی می‌گفتند نسل جدید بی‌عار و بی‌مسئولیت است اما عیان شد که اینگونه نیست؛ تقریبا ۴۰ سال است می‌بینیم این تزها و تحلیل‌ها در بدنه عظیمی از جامعه غیرواقع بینانه به نظر می‌رسد. نسل جدید، نگاه، حرف و نسخه جدید دارند. اگر مسئولین ما بتوانند از پتانسیل نسل جدید استفاده کنند اولا ناآرامی‌ها به آرامش بدل می‌شود و دوما در جهت رشد جامعه حرکت خواهد کرد. به شرطی که از شعارهای ناکارآمد و ناشدنی و شعارهایی که با زمان و مکان و مقتضیات جامعه امروز ایران نیست بتوان فاصله گرفت.» 

او در نهایت اشاره می‌کند: «به کار گیری نسل جدید مستلزم این است که تغییراتی در اجزا ایجاد کنیم؛ برخی از مدیران که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد همچنان از مسندی به مسندی دیگر در سطوح بالای جامعه هستند. در این سطح باید تغییرات اساسی ایجاد کنند و انسان‌های نوتر، امروزی‌تر و با سواد و درک بیشتر بتوانند جامعه را از هرج و مرج خارج کنند. ناآرامی‌های چند سال اخیر باید این درس را به ما داده باشد که با تصمیم‌گیری‌هایی که در این مقاطع گرفته می‌شود مردم به این نتیجه نمی‌رسند که باید از هرج و مرج فاصله بگیرند. از سویی دولت نیز باید به این نتیجه برسد که با خشونت نمی‌تواند مساله را حل کند؛ تا کنون چنین لحظه‌ای نرسیده.»

تبلیغات
خبرنگار : طناز سادات حسینی‌فر
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۱۹ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات