فیلم سینمایی «متروپل»/ نمایش تصویری متفاوت از شهری در محاصره
«سینما متروپل» را میتوان فیلمی توصیف کرد که یک پلان از اوضاع جنگ به خصوص در شهر آبادان را به خوبی توصیف کرده است
فرشته نامور، در روزنامه اعتماد نوشت: «سینما متروپل» با نمایش فیلمی کلاسیک شروع میشود و عدهای بیننده با چهرههایی پوشیده و حالاتی عجیب که مخاطب را متعجب میکند، اما به نظر ابهاماتی منطقی است، چراکه مخاطب را کنجکاو و ترغیب میکند به ادامه تماشای فیلم. در «سینما متروپل» پیوند زندان با سینما هم برای افرادی که اهل آبادان نبوده یا شاید از روزهای جنگ بیخبر ماندهاند، جای سوال است. اما در واقع سینمای متروکه متروپل صرفا مکانی به عنوان نمایش فیلم نیست، بلکه هم تداعی زندان است، هم بیمارستان، هم مکانی فرهنگی برای نمایش فیلم و در پایان هم سنگری برای مبارزه علیه دشمنی قسیالقلب و متجاوز که از تمام خطوط قرمزها عبور میکند و فجایعی بسیار به وجود میآورد که برای هیچ کسی مورد قبول نیست و از بچه و بزرگ گرفته تا زن و مرد به نحوی به مبارزه برمیخیزند و در فیلم این رشادتها و مبارزات و مقاومت و ایستادگی برای حفظ جان و حیثیت و کشور که در واقعیت به خاک و خون کشیده شده بودند، به خوبی به تصویر کشیده شده است.
بازی بازیگران در نقشهای خود جالب توجه است اگرچه ابتدای امر شاید اسم هومن برقنورد تداعی فیلم کمدی باشد یا پرسشی به وجود بیاورد که اگر کمدی نیست، برقنورد در فیلمی دفاع مقدسی چه میکند؟ اما هر چه جلوتر میرویم و بازی کاراکترها را در صحنههایی از فیلم میبینیم که همزمان غم و اندوه و خنده و شادی و شوخطبعیهایی دارد، دیگر این سوالات از ذهن خارج شده و با کاراکترها خو میگیریم، مثل رضا کیانیان که به عنوان یک سانسورچی دقیق و بیحاشیه عمل کرده است، هر چند نقش پررنگش در فیلم، ما را به سختیها و خفقان کار سینماگران و اصحاب رسانه برای انعکاس مشکلات و نابسامانیها و ناهنجاریها و مسائل گوناگون در زمینههای مختلف در جوامع، از دیروز تا امروز میرساند با این توضیح که فیلم متروپل هم سه سال توقیف و در انتظار اکران بوده است. اگرچه گفتن و نوشتن از تجربهها و خشونتها و واقعیات غیرقابل انکار در جوامع از نظر برخی سانسورچیها تابو است.
از دیگر نقاط مثبت فیلم، تلاش و پشتکار جوانان و مردم آبادان در جنگ 8 ساله است، جنگی که در فیلم هم بارها تکرار شده شهری در محاصره دشمن که چیزی از آن باقی نمانده و همه جا بمباران شده و شاید تنها مکان همین سینما باشد و جوانانی که با همت و غیرت مثالزدنیشان ماندند و جنگیدند و تلاش کردند تا شهر را با فرهنگشان زنده نگه دارند و این استقامت و مبارزه در حفظ خاک و ارزشهای مرز و بومی که طی 8 سال جنگی که بر مردمی که زیر حملات شدید زمینی و هوایی بودند، تحمیل شد، تحسینبرانگیز است. نتیجه اینکه «سینما متروپل» را میتوان فیلمی پربار توصیف کرد که یک پلان از اوضاع جنگ به خصوص در شهر آبادان را به خوبی توصیف کرده، شهری در محاصره کامل که توانسته مخاطبان خود را پس از دیدنش راضی کند، مخاطبانی که شاید طی چند سال اخیر فیلم مورد علاقهشان را ندیده باشند.