ترنج موبایل
کد خبر: ۶۹۰۹۷

انقلابات تکنولوژیک و جهان مدرن

«تهدیدات سایبری» در عصر جدید

«تهدیدات سایبری» در عصر جدید


فرارو-
مارکس در قرن نوزده گفت که جهان جدید «نمیتواند بدون انقلاب دائم در ابزار تولید و بنابراین، روابط تولید و همراه با آنها، کل روابط و مناسبات جامعه، به حیات خویش ادامه دهد... انقلاب دائم در تولید، باعث زیر و رو کردن مداوم تمامی وضعیتها و موقعیتهای اجتماعی و عدم اطمینان و اضطراب پایدار شده، و این عصر را از تمامی اعصار پیشین متمایز می‌کند. تمامی روابط ثابت و صُلب و سخت با فساد و تباهی دیرپایشان به کنار می‌روند. پدیده های جدید قبل از آنکه بتوانند جا خوش کنند منسوخ می‌شوند. هر آنچه سخت است و استوار، دود می‌شود و به هوا می‌رود.»

به گزارش فرارو، عبارات فوق روز به روز بیشتر مصداق یافته و تعبیر می شوند. در قرن بیست و یک «انقلاب سایبرنتیک»، جهان را متحول کرده است. اکنون اطلاعات و نه تولید، به عامل کلیدی در اقتصاد فراصنعتی بدل شده. هر جنبش سیاسی که کنترل ابزار اطلاعات (و نه ابزار تولید) را به دست گیرد انقلابات آینده را رهبری خواهد کرد. نیروهای انقلابی جدید، دانشمندان، اپراتورها و کاربران فناوری سایبرنتیکی اند.

درگذشته، ارتباطات، جامعه صنعتی و ارتشهای مدرن بر یک نظام سلسله مراتبی متمرکز بود، «انقلاب سایبرنتیک» این روند را معکوس کرده است. شبکه های ارتباطی سایبرنتیکی که امروز بر پایه اینترنت و شبکه فراگیر جهانی عمل میکند نه به خاطر یک نظام فرماندهی هرمی از بالا به پایین، بلکه به خاطر اقدام همزمان افراد و برهم کنشی آنها، گسترش یافته. سازمان سیاسی- اقتصادی- اجتماعی دیگر در فضای فیزیکی (مثلا در یک سالن اجتماعات، کارخانه و یا کلیسا) متحقق نمیشود، بلکه در عوض، در فضای سایبری- که محل اجماع اپراتورهای سایبرنتیکی- کامپیوتری است- صورت میگیرد و به همین دلیل، فضای سایبری به میدان جنگ انقلاب بدل شده است.

داشتن یک کامپیوتر، یک مودم و مکانی برای لینک شدن به فرد این تواناییها را اعطا میکند: یک ابزار ایمنی ارتباطی، توانایی ایجاد ارتباط با میلیونها تن دیگر، ابزاری برای تبلیغ و اشاعه افکار و توانایی نفوذ در سیستمهای کامپیوتری دشمن و خنثی کردن اقدامات آنها.

در حقیقت هر فرد میتواند به یک کادر انقلابی تک نفره بدل شود. این فرایند از طریق میلیونها اپراتور سایبرنتیکی مشابه رشدی تصاعدی پیدا میکند و روشن است که اقدامات سرکوبگرانه با بهره گیری از ابزار سنتی به شکل اجتناب ناپذیری محکوم به شکست است. به این ترتیب موازنه قدرت به سود فرد در حال تغییر است. فضای سایبرنتیک به اقتضای طبیعتش آشفته است و تئوری آشفتگی درمورد آن صدق میکند.

چند رخداد سایبری مهم که طی چند ماه اخیر اتفاق افتاده عبارتند از:
1- ویکی لیکس
در جریان این رخداد یک افسر جوان سازمان اطلاعات ارتش امریکا به نام «منینگ» که به اقضای شغل خود به برخی از «اسناد محرمانه کمتر محافظت شده» دسترسی داشت، موفق شد صدها هزار سند را از سازمانهای امنیتی امریکا به سرقت ببرد. افشای این اسناد در سایت ویکی لیکس و توسط جولیان آسانژ یک زلزله سیاسی در عرصه سیاسی و دیپلماتیک جهان بوجود آورد.

2- «استاکس نت»، کرمی برای خرابکاری‌های بزرگ
جنگ سایبری می‌تواند همان ویرانگری را داشته باشد که جنگ‌نظامی دارد. تابستان سال گذشته خبرهای تایید نشده ای در رسانه ها منتشر شد مبنی بر اینکه یک کرم کامپیوتری به نام «استاکس نت» موفق شده با نفوذ در تاسیسات هسته ای ایران در بوشهر، در کار این تاسیسات اخلال ایجاد کند.

ویروسی مثل«استاکس‌نت» توان خرابکاری در کارخانجات شیمیائی و خطوط لوله نفت و گاز را هم دارد. از طریق این حمله‌ها، انسان‌ها نیز ممکن است کشته شوند. دست‌کم سناریوهای هولناکی که یک کشور را کاملا فلج کنند و به بهای جان صدها نفر تمام شوند، قابل تصور است.

کرم کامپیوتری استاکس‌نت، ثابت کرده است که جنگ سایبری، دیگر یک رویای علمی نیست. برای نخستین بار، چیزی کشف شده که کارش خرابکاری در تاسیسات بزرگ فنی است.

3- تونس و مصر
مردم در تونس و مصر از طریق شبکه های اجتماعی به صف آرایی در برابر حکومتهای خود پرداختند. انقلابیون جوان مصری از ابزارهای سده بیست ویک همچون اینترنت، فیس بوک و توئیتر برای سازماندهی دور نخست اعتراضاتشان در اواخر ژانویه استفاده می کردند، چهره نمادین این اعتراضات نیز یک کاربر اینترنتی شرکت گوگل بود، جوان 30 ساله ای که پس از آزادی از زندان برای بسیج مردمی علیه مبارک به شدت فعال بود.

تبعات نظامی و سیاسی «انقلاب سایبری»
جنگها در عصر جدید دیگر صورت سخت افزاری ندارد و مسائل امنیتی فقط در اعداد و ارقام تجهیزات نظامی خلاصه نمی شود. بلکه تحولات سایبری نقشی روزافزون می گیرد، بی دلیل نیست که در سند راهبردی جدید ناتو، تحت عنوان فهم استراتژیک جدید، «امنیت سایبری» و «تروریسم سایبری» به عنوان یک مسئله مهم برجسته شده است. اینجاست که رابطه بین تکنولوژی و امنیت ملی شاخص تر می شود.

دو دهه پیش، کارشناسان کامپیوتر نسبت به احتمال آغاز حمله‌های غافلگیرکننده به شبکه‌های کامپیوتری هشدار دادند. در سال ۲۰۰۷ میلادی، این هشدار برای اولین بار به صورت جدی، جنبه عملی به خود گرفت. سرویس‌های اطلاعاتی روسیه، شبکه‌های اینترنتی استونی و گرجستان را مورد حمله قرار دادند و فلج کردند. حمله روس‌ها به شبکه‌های اینترنتی استونی و گرجستان به عنوان «جنگ روانی اینترنتی» طبقه بندی شد.

ريچارد کلارک کارشناس سابق امنيت سايبري کاخ سفيد در کتاب سال دو هزار و ده خود با عنوان «جنگ سايبري» سناريوي وحشتناکي را مطرح کرد که در آن، حملات اينترنتي آمريکا را به يک بن بست مي کشاند که کارشناسان حتي نمي توانند بگويند چه کشوري به آنها حمله کرده است.

کلارک معتقد است آمريکا، چين و ديگران پيش از اين، سامانه هاي ملي مهم يکديگر را هک کرده اند، «بمب هاي منطقي» و حملات نرم افزاري ديگري را نیز براي زماني که به آنها نياز دارند آماده کرده اند، اوضاعي که وي آن را با مسابقه تسليحاتي و ساز و کاري مقايسه مي کند که در جنگ جهاني اول رخ داد.

آنچه که مسئله را حاد می کند این است که، کشوري که تحت حمله سايبري قرار مي گيرد حمله نظامي آشکار يا مخفيانه اي را عليه کساني به راه بياندازد که تصور مي کند مسئول اين حمله سايبري بوده اند.

اغلب صحبت از امکان حمله سایبری از چین یا روسیه یا امریکا در میان است. اما استفاده از سلاح سایبری می‌تواند به عنوان وسیله‌ای ارزان برای کشورهای به لحاظ نظامی ضعیف‌تر و گروه‌های تروریستی هم جذابیت داشته باشد.

علاوه بر این، کارشناسان مي گويند اکثر کشورها از توانمندي هاي سايبري براي هک کردن و جاسوسي به دلائل تجاري يا براي مقابله با تروريسم استفاده مي کنند. کشورهاي قدرت طلب نوظهور نظير چين و روسيه بارها به استفاده از جاسوسان دولتي براي کمک به بازرگاني هاي مرتبط با دولت متهم شده اند و بسياري تحليلگران گمان مي کنند اتهامات مشابه به کشورهاي غربي نيز وارد است.

تمهیدات کشورها برای مقابله با تهدیدات سایبری
در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا که در سال 2010 منتشر شد تهديدات امنيت سايبري يك از جدي‌ترين چالش‌هاي امنيت ملي این کشور ذکر شده است. در بخشی از این سند تأکید شده: «فناوري‌هايي كه موجب رهبري و برتري مي‌شوند در عين حال باعث تقويت موضوعاتي مي‌شوند كه زمینه تخريب و نابودي را فراهم مي‌آورند. آنها برتري نظامي ما را ميسر مي سازند اما شبكه‌هاي محرمانه دولتي ما نيز بطور مرتب از سوي مهاجمان مورد هجوم و تجسس قرار مي‌گيرند. زندگي روزمره و امنيت عمومي ما به شبكه‌هاي الكترونيكي بستگي دارد اما دشمنان احتمالي مي‌توانند از نقاط آسيب‌پذير سايبري استفاده كنند تا در حد وسيعي اين شبكه‌ها را برهم بزنند».

مهمترین اقدام امریکایی ها در این راستا، تأسیس فرماندهی جدیدی به نام فرماندهي سايبري معروف به «سايبركام»، به دستور اوباما، در پنتاگون است که در 21 مي 2010 آغاز به کار کرد.

تیم سایبری وزارت دفاع امریکا سال گذشته در جریان یک حمله سایبری به سرورهای تروریستی شهرت یافت، حادثه زمانی مشخص شد که روزنامه واشنگتن پست در گزارشی جزئیات یکی از درگیری‌‌های مجازی را فاش کرد.

یک سایت که به‌ صورت طعمه و تله توسط نیروهای امنیتی سیا و عربستان سعودی طراحی شده بود عامل اصلی این عملیات بود. وزارت دفاع آمریکا به این نتیجه رسیده بود که شبه نظامیان از این سایت برای هماهنگی عملیات خود در عراق استفاده می‌کنند. در این عملیات 300 سرور در عربستان سعودی، آلمان و تگزاس هدف حمله بخش سایبری پنتاگون قرار گرفت.

بریتانیا نیز اقدام به تاسیس «اداره امنیت سایبری» نموده است. همچنین این دولت سال گذشته 650 میلیون پوند را به این حوزه اختصاص داد که در بحران اقتصادی انگلیس رقم قابل توجهی است و حکایت از جدی بودن این تهدید دارد.

برای مقابله با عواقب وخیم این تهدید جدید، روسیه (که خود متهم به دست داشتن در چنین حملاتی است) پیشنهاد عقد یک پیمان چندجانبه شبیه منشور ممنوعیت سلاح‌های شیمیائی را مطرح کرده است. این‌می‌تواند دست کم نقطه آغازی برای یک حرکت بین‌المللی باشد. در مقابل، ایالات متحده آمریکا با این پیشنهاد خویشتندارانه برخورد می‌کند. چرا که این کشور پیشنهاد روسیه را تلاشی برای محدود کردن برتری خود می‌دانند.

قرار است اروپائی‌ها نقش میانجی را در این حرکت به عهده بگیرند. آن‌ها بیشترین علاقمند محدود ساختن جنگ‌های سایبری اند. زیرا اروپا در حالی که به اندازه آمریکا به تکنولوژی اطلاعات وابسته است، تاکنون برای حفظ خود در برابر حملات دیجیتال کار چندانی نکرده است.

با وجود تلاش دولتها برای محافظت بیشتر، در آینده، جهان می تواند انتظار شگفتی های بیشتری را از این«تهدیدات سایبری» داشته باشد. تهدیداتی که قادرند مسیر تاریخ را تغییر دهند. این رخداد ها چنان بی صدا، نامرئی و فاقد رد پای اند که نمی توان پیش بینی کرد هدف بعدی کجاست.

ارسال نظرات
خط داغ