تحلیل عباس عبدی از امنيت پايدار
در جريان فعاليتهاي انتخاباتي و حتي دو ماه پيش از آن، هر كس كه از بنده ميپرسيد شعار محوري يك نامزد رياستجمهوري چه چيزي بايد باشد، تنها پاسخي كه ميدادم، شعار «امنيت پايدار» بود. تمامي دوستاني كه در اين فعاليتها همراه بودند، اين شعار را بارها از بنده شنيدند. شعارهايي مثل «دوباره براي ايران» يا «دوباره آمدهام» بيش از آنكه معرف مفهومي روشن باشد، حالت احساسي دارد. اينگونه شعارها ايراد ندارد، مگر آنكه در ذيل آن شعارهايي روشن و با مضمون مرتبط با جامعه و مسائل آن نيز بيان شود.
امنيت پايدار چيست؟ گرچه امنيت در يك جامعه مفهومي پويا و شناور و مثل امنيت در يك موجود زنده است، ولي براي تقريب به ذهن ميتوان امنيت پايدار را بهمثابه يك ميز در نظر گرفت كه روي چهارپايه قرار گرفته است. اين ميز وقتي داراي پايداري است كه هر چهارپايه آن محكم و مشابه باشند و بار بيش از حدي نيز روي ميز قرار نگيرد. آن بار هم به صورت متعادل روي ميز باشد. امنيت اين ميز در تحمل بار به اندازه قدرت ضعيفترين پايه آن است؛ مثل زنجير. يك زنجير چه باري را ميتواند تحمل كند؟ اگر دهها حلقه از یک زنجير هرکدام قدرت تحمل هزار كيلو بار را داشته باشند، ولي فقط يك حلقه آن ضعيف باشد و بيش از ١٠٠ كيلو را تحمل نكند، كل زنجير قادر به تحمل بيش از ١٠٠ كيلو بار نيست.
جامعه نيز داراي وجوه اقتصادي، سياسي، نظامي، اجتماعي و فرهنگي و شخصيتي، آموزشي و رسانهاي و... است. امنيت پايدار يك جامعه برآينده قدرت هركدام از اين وجوه به همراه باري است كه براي تحميل به آنها تعريف ميشود. اگر روي يك كاميون ١٠ تن، ١٢ تن بار بگذاريم، امنيت و پايداري آن كمتر از كاميون ٥ تني است كه فقط ٣ تن بار روي آن قرار گرفته است. بنابراین پایداری امنیت یک جامعه به اندازه امنیت ضعیفترین مولفه قدرت در آن جامعه است. همچنين جامعهاي كه به لحاظ سياسي ضعيف باشد، داراي امنيت نيست. انتخابات ايران و حضور ٧٥درصدي مردم پاي صندوقهاي رأي چنان پايه سياسي قدرتمندي را فراهم ميكند كه به اين سهولت نميتوان به آن جامعه ضربه زد.
جامعهاي كه از اقتصاد درونزا و برونگرا كه وابسته به نفت نباشد و ثبات نسبي سياست اقتصادي برخوردار باشد، بيكاري در آن كم و نرخ فعاليت بالا باشد، فقر بهطور نسبي كم و نابرابري قابل تحمل باشد، فساد استثنا و نه قاعده باشد، دستگاه قضائي آن قدرتمند و بيطرف و مستقل باشد، رسانههاي آن بهطور نسبي آزاد باشند، حقوق شهروندي رعايت شود و... چنين جامعهاي داراي امنيت پايدار است مشروط بر اينكه اهداف خود را نيز با توان اجزايش متعادل كند.
مسأله امروز ما ايجاد توازن ميان مولفههاي فوقالذكر قدرت جامعه ايران و نيز انتخاب اهدافي متناسب با اين قدرت است. اين دو مسأله معيار مناسبي براي تحقق امنيت پايدار است كه هر دولتي بايد خطمشي روشني در اينباره داشته باشد.