دیدگاههای رایج در نگاه به موضوع هستهای
در باب موضوع هسته ای و مذاکرات مربوطه، دیدگاههای مختلفی در ایران وجود دارد. در این یادداشت سعی داریم به بررسی دیدگاههای رایج در این باره (و نه همه دیدگاهها) بپردازیم؛ چراکه مسلما در این باره برخی دیدگاههای شاذ نیز وجود دارد که موضوع این یادداشت نیست.
اساسا در باب موضوع هسته ای (و در بعدی کلان تر، رابطه ایران و آمریکا) سه دیدگاه رایج وجود دارد.
دیدگاه اول را می توان بر اساس "نظریه خیر و شر" توضیح داد که معتقد است یک طرف حق و طرف مقابل باطل است. لذا طرفداران این دیدگاه معتقدند نگرانی و مخالفت آمریکا درباره موضوع هسته ای ایران صرفا یک بهانه جویی برای مخالفت با نظام جمهوری اسلامی است.
اینها در بیان استدلال خود عنوان می کنند بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا برای مخالفت با ایران در هر دوره موضوعی را مستمسک قرار داده است. در دهه 60 حمایت ایران از گروههایی که از سوی غرب تروریست خوانده می شوند، در دهه 70 نقض حقوق بشر در ایران و از دهه 80 موضوع هسته ای را بهانه مخالفت با جمهوری اسلامی قرار داده است.
بنابراین از نظر طرفداران این دیدگاه مذاکره ایران با آمریکا اساسا بی فایده است؛ چراکه دو کشور به لحاظ ماهیتی با یکدیگر اختلاف دارند. طبیعتا خروجی این دیدگاه در نهایت مبارزه خیر و شر و البته پیروزی خیر بر شر است.
البته این دیدگاه در آمریکا نیز وجود دارد و کسانی همچون جورج دبیلو بوش، رئیس جمهور پیشین آمریکا طرفدار آن هستند که ایران را محور شرارت خطاب کرد.
اما دیدگاه دوم که شاید شباهت های زیادی هم با دیدگاه اول داشته باشد را می توان در تقابل هویتی ایران و آمریکا تعریف کرد. طبق این نظریه، هویت تعریف شده ایران و آمریکا در مقابل یکدیگر قرار می گیرد و لذا تقابل این دو کشور اجتناب ناپذیر است.
هویت تعریف شده ایران به عنوان ام القری جهان اسلام حمایت از مستضعفان جهان و مبارزه با ظالمان و مستکبران است. طبق این دیدگاه گسترش عدل در دنیا و تغییر نظام جهانی از آرمان های نظام اسلامی است و به همین دلیل طرفداران این دیدگاه به برخی ساختارهای نظام بین الملل همچون شورای امنیت اعتراض دارند و خواستار تغییر آن هستند.
آنها همچنین خواستار مشارکت در مدیریت جهانی بوده و حل و فصل اختلافات خود با دیگران را منوط به حل و فصل معضلات بین المللی می کنند. (به طور مثال حل پرونده هسته ای را مشروط به خلع سلاح جهانی می دانند و شعار انرژی هسته ای برای همه و سلاح هسته ای برای هیچ کس را ترجیع بند صحبت خود قرار می دهند.) لذا تفاوت اساسی این دیدگاه با دیدگاه اول این است که طرفداران دیدگاه دوم موافق مذاکره هستند؛ اما مذاکراتی که در راستای اهداف آنها و برای حل مشکلات جهانی باشد.
اما از سوی دیگر بر اساس فرهنگ آمریکایی، نجات و هدایت بشریت به سوی خیر و نیکی هم از وظایف مردم آمریکا شمرده شده و لذا این کشور به عنوان حافظ نظم بین المللی در برابر هرگونه اراده تغییر (بالقوه یا بالفعل) در نظام بین الملل باید ایستادگی کند.
بنابراین طبق این دیدگاه تقابل ایران و آمریکا یک تقابل ایدئولوژیک است و کوتاهی از مواضع مجاز نیست.
اما دیدگاه سوم اساسا متفاوت از دو دیدگاه دیگر است و معتقد است امکان بازی برد - برد در موضوع هسته ای کاملا وجود دارد. طبق این دیدگاه تقابل ایران و آمریکا ناشی از بدبینی و بی اعتمادی طرفین نسبت به یکدیگر است که طی سال های مدید در ذهنیت آنها ایجاد شده است.
به عبارت دیگر این تقابل امری ذاتی و ماهوی نیست؛ بلکه در نتیجه برخی وقایع تاریخی ایجاد و به علت قطع روابط و استمرار فضای بدبینی و بی اعتمادی گسترش یافته است. بنابراین طرفداران این دیدگاه معتقدند با گفتگوی مستقیم و رو در رو می توان به فهم و شناخت صحیح از تصورات و ذهنیات طرف مقابل دست یافت و بدین وسیله سوءتفاهمات را رفع نمود. در یاداشت های بعدی دیدگاه سوم را بیشتر شرح خواهیم داد.