ترنج موبایل
کد خبر: ۱۷۷۹۶

پشنهاد نيوزويك به اوباما:

مهار ایران به وسیله کشورهای منطقه


فرارو-
مجله آمریكایی نیوزویك در تحلیلی به معضلات امریکا در منطقه خاورمیانه پرداخته است.

به گزارش سرویس بین الملل فرارو، این نشریه با اشاره به این که ایالات متحده در خاورمیانه با مشكلات عمیق مواجه است؛ نوشته است که با وجودی كه باراك اوباما قول داده كه از عراق عقب نشینی كند، فاجعه در آنجا هیچ نشانی از پایان یافتن به این زودی ندارد. حماس در غزه حكومت می كند؛ ایران به سرعت به سوی كسب قدرت بازدارندگی هسته ای پیش می رود. ما به یك راهبرد به شدت متفاوت برای منطقه نیاز داریم.

خوشبختانه راهبردی وجود دارد كه ثابت كرده است در گذشته مؤثر بوده و می تواند امروز نیز دوباره مورد استفاده قرار گیرد: طرح بزرگ رییس جمهور بوش برای اشاعه مردم سالاری در سراسر خاورمیانه، ولی بسیار بهتر است كه به حفاظت از منافع واقعی ایالات متحده پرداخت.

آمریكا نیروهای خود را در خارج از منطقه مستقر خواهد كرد. و "ایجاد تعادل" به معنای متكی بودن بر قدرت های منطقه ای مانند ایران، عراق و عربستان سعودی برای كنترل یكدیگر خواهد بود. واشنگتن به تعامل دیپلماتیكی ادامه می دهد و وقتی لازم باشد در یك مناقشه به طرف ضعیف تر كمك خواهد كرد. همچنین از قدرت هوایی و دریایی خود استفاده خواهد كرد تا به سرعت به تهدیدهای غیر منتظره پاسخ دهد. ولی آمریكا تنها در صورتی وارد عمل می شود كه توازن منطقه ای قدرت به طور جدی به هم ریخته شود و یك كشور تهدید كند دیگران را تحت تسلط قرار دهد.

این رویكرد شاید از نگاه بعضی مضحك به نظر آید. به شكوفایی مردم سالاری یا ترفیع حقوق بشر كمك كمی خواهد كرد. ولی بوش در هر صورت نمی تواند به آن قول ها عمل كند، و كاملا به هر یك از كشورها بستگی دارد كه نظام های سیاسی خود را تعیین كنند. قرار دادن راهبرد آمریكا بر اساس یك ارزیابی واقع بینانه از منافع آمریكا و یك احساس روشن از كارهایی كه آمریكا می تواند و نمی تواند انجام دهد، مضحك نیست.

ایجاد تعادل برون مرزی چیز جدیدی نیست: ایالات متحده در طول اكثر سال های جنگ سرد راهبردی را در خاورمیانه به كار گرفت كه كاملا موفق بود. آمریكا به عراق كمك كرد تا ایران انقلابی را در دهه 1980 مهار كند. سپس، وقتی فتح كویت توسط عراق در سال 1990 این تهدید را ایجاد كرد كه همه چیز به نفع عراق تمام شود، ایالات متحده یك ائتلاف چند ملیتی برای سركوب ماشین نظامی صدام حسین به وجود آورد.

این راهبرد سه خصلت به ویژه خوب دارد. اول این كه به مقداری زیاد شانس درگیری ما را در یك جنگ خونین و پر هزینه دیگر مانند عراق كم می كند. آمریكا به كنترل خاورمیانه با نیروهای خودش نیازی ندارد؛ صرفا نیاز دارد كه تضمین كند هیچ كشور دیگری چنین كاری را نمی كند.

دوم این كه ایجاد توازن برون مرزی، برای مشكل تروریسم آمریكا چاره اندیشی می كند. اشغالگران خارجی موجب بروز نفرت می شوند. نگاه داشتن نیروهای نظامی آمریكا به دور از چشم ، موجب كاهش خشمی می شود كه بر اثر استقرار آنها در خاك اعراب ایجاد شده است.

سوم این كه ایجاد توازن برون مرزی این وحشت را در ایران و سوریه كم می كند كه هدف ایالات متحده حمله به آنها و از بین بردن رژیم آنها است - یك دلیل اصلی كه این كشورها در حال حاضر در جستجوی سلاح های تخریب جمعی هستند. وادار كردن تهران به ترك برنامه هسته ای، واشنگتن را ملزم می كند كه به نگرانی های امنیتی مشروع ایران بپردازد و از تهدیدهای آشكار بپرهیزد.

در آخر این كه دلیل قانع كننده برای اتخاذ این رویكرد این است كه هیچ راه دیگری موفق نبوده است. دولت كلینتون بعد از جنگ خلیج (فارس) یك راهبرد "مهار دوگانه" را دنبال كرد: ایالات متحده به جای استفاده از عراق و ایران برای كنترل یكدیگر، شروع به تلاش برای مهار هر دو آنها كرد. در نتیجه، هر دو به این نتیجه رسیدند كه ایالات متحده دشمن قسم خورده آنها است. برای اجرای این سیاست همچنین لازم بود كه ایالات متحده تعداد زیادی نیرو به كویت و عربستان سعودی اعزام دارد كه به ترعیب اسامه بن لادن در اعلام جنگ علیه آمریكا كمك كرد.

ایحاد تعادل برون مرزی همه مشكلاتی را كه در خاورمیانه با آنها روبرو هستیم از بین نخواهد برد. ولی به طور قابل ملاحظه ای از جنبه انسانی و مالی كم هزینه تر خواهد بود. یك راهبرد به دور از خطا و شكست نیست ولی احتمالا بهترین راهبردی است كه می توانیم داشته باشیم.

ارسال نظرات
خط داغ