ترنج موبایل
کد خبر: ۱۲۷۲۷

مذاکره با ايران بهترين گزينه ماست

تحليل واشنگتن پست از نگراني ها درباره سياست اوباما

روزنامه ی واشینگتن پست در مقاله ای به بررسی تشدید تحریم ها علیه ایران و انجام مذاکره بر سر فعالیتهای هسته ای تهران و نیز پیامدهای آن پرداخته است.

گزارش را در زیر بخوانید:

وقتي بحث سياست نزديکي به ايران به ميان مي آيد، باراک اوباما زير سؤال مي رود. همان طور که انتظار مي رفت، ‏جان مک کين رقيب جمهوريخواه اوباما درخواست او براي انجام مذاکرات مستقيم با ايران را محکوم مي کند. در همين ‏حال رندي شونمان مشاور مک کين در امر سياست خارجي اين رويکرد را چيزي جز "تلاشي يک جانبه" نمي داند. ‏

عجيب تر اين که بنظر مي رسد برخي از اروپاييان نيز از تغيير پيشنهادي اوباما در سياست ايالات متحده نگرانند. ‏استدلال آنها اين است که جامعه بين الملل نبايد خط مشي رسمي خود را رها کند. بدين معنا که هيچگونه مذاکره اي با ‏ايران نبايد اتفاق بيفتد مگر اينکه تهران برنامه غني سازي اورانيوم خود را به حال تعليق درآورد. در ماه جاري مقامات ‏اروپايي خاطر نشان کردند که "به شدت به ادامه روند فعلي معتقدند" و حتي يک تحليلگر فرانسوي نيز اوباما را به ‏‏"حذف شروط شوراي امنيت" بطور يکجانبه متهم ساخت. ‏

هر دوي اين انتقادها نادرست هستند. در واقع، تمايل آمريکا براي مذاکره با ايران بدون پيش شرط در خصوص کليه ‏مسائل مورد اختلاف دو کشور، بهترين اميدواري براي نجات يک سياست شکست خورده است. اين اقدام باعث اتحاد ‏آمريکا و اروپا و نه جدايي آنها خواهد شد. ‏
استدلال مک کين در اين باره که مذاکره با ايران تنها اين کشور را جسور خواهد کرد، اين واقعيت را ناديده مي گيرد که ‏هفت سال و نيم امتناع از مذاکره، ايران را قوي تر و دسترسي آن را به بمب اتم نزديک تر کرده است. اين استدلال توأم ‏با ادعاي مک کين مبني بر اينکه "تنها يک چيز بدتر از اقدام نظامي بر عليه ايران است و آن هم ايران داراي سلاح ‏اتمي است، " نشان مي دهد که اگر سياست فعلي مؤثر نباشد، تنها گزينه بمباران ايران خواهد بود. اگرچه هيچ يک از ‏اروپاييان عملا ً از بمباران ايران حمايت نمي کنند، اما برخي از آنها تأکيد مي کنند که قبل از برگزاري مذاکرات، ايران ‏هدف آنها يعني تعليق غني سازي اورانيوم را بپذيرد. منشأ اين موضع گيري - ممانعت ايران از متعهد ماندن به ‏موافقتنامه قبلي با اروپا در خصوص تعليق غني سازي - قابل درک است، اما ديگر منطقي نيست. طبيعتا ً اين اهداف نه ‏پيش شرطي براي ايرانيان بلکه موضوع مذاکره هستند. بنابراين، دليلي براي تفاوت آنها وجود ندارد. ‏

در واقع، اروپاييان تاکنون، درباره همه اهداف و مقاصد خود، با ايران در حال مذاکره بوده اند. همه آنها مانند روس ها ‏و چيني ها روابط کامل ديپلماتيک با تهران دارند. اروپاييان - به همراه مسکو و پکن و از طرف واشنگتن - به کرات ‏ليست مشوق هايي را که ايران در صورت پذيرش تعليق غني سازي از آنها بهره مند خواهد شد، به تهران ارائه داده اند ‏و ساعت ها در خصوص اين طرح ها با ايرانيان مذاکره کرده اند.‏

در حال حاضر رويکرد درست، پايان دادن به عادت غلط مذاکره نکردن آمريکا ست. آيا کسي فکر مي کند که مذاکرات شش جانبه درباره کره شمالي بدون حضور آمريکا مي توانست ‏هيچگونه پيشرفتي داشته باشد يا اينکه ما قبل از قبول مذاکره بر تعطيلي کامل تأسيسات هسته اي کره شمالي، يونگ ‏بيون، تأکيد مي کرديم؟

اهداف اروپا و آمريکا در خصوص منع گسترش سلاح هاي اتمي توسط ايران يکسانند : يعني ايراني که نه سلاح ‏هاي اتمي و نه قابليت ساخت آنها را داشته باشد. آن چه که بنظر مي رسد منتقدان اوباما درک نمي کنند اين است که ‏مجازات واقعي ايران نه امتناع از مذاکره بلکه تحريم هاي مالي و اقتصادي است که حتي در صورت ادامه ‏مذاکرات نيز مي توان آنها را تشديد کرد. اين قبيل اظهارات که مذاکره با ايران نقض قطعنامه هاي شوراي امنيت ‏سازمان ملل است، محتواي واقعي اين قطعنامه ها را وارونه جلوه مي دهد. در اين قطعنامه ها آمده است که ايران بايد ‏بخاطر ممانعت از تعليق غني سازي مجازات شود، نه اينکه ما نمي توانيم قبل از تعليق با تهران مذاکره کنيم.‏

آمريکا بايد قبل از نزديکي به ايران اقدامات خود را از نزديک با اروپاييان، روس ها و چيني ها هماهنگ کند. اين ‏گفتگو بايد عزم ما را براي رسيدن به اهداف مشترک و اجماع بيشتر در خصوص زمان بندي دقيق مذاکرات، مجازات ‏ها و موافقتنامه هاي احتمالي با ايران تقويت نمايد.‏

موضوعي که پس از مذاکرات گسترده ماههاي اخير با مقامات بلندپايه اروپاي غربي، مسکو و پکن براي ما روشن ‏است، اين است که به رغم انتقادهاي برخي مقامات درباره پيش شرط، چشم انداز آمريکايي که مايل است با ايران ‏مذاکره کند، مورد استقبال گسترده قرار خواهد گرفت.‏

در واقع، برخي از مقامات عالي رتبه اروپايي به طور محرمانه به ما گفته اند که به عقلاني بودن شرط تعليق اعتقادي ‏ندارند. تغيير سياست آمريکا در کنار مشاوره نزديک با اروپاييان مي تواند بهانه حذف اين پيش شرط نامعقول را به ‏اروپاييان بدهد. ‏

برخي معتقدند، از آنجا که دولتمردان ايران مصمم به ساخت سلاح هاي اتمي هستند، مذاکره با ايران بي فايده است. ‏ممکن است اين موضوع صحت داشته باشد. در اينصورت آمريکا و متحدانش ناگزير خواهند بود سران و ملت ايران را ‏متقاعد کنند که سياست هسته اي تهران هزينه بسيار گزافي بدنبال خواهد داشت و باعث از دست رفتن فرصت هاي ‏بزرگ خواهد شد. ‏

ايران مدعي است که تنها بدنبال استفاده صلح آميز از انرژي اتمي و حق برخورداري از فناوري هسته اي و نه بمب ‏است. رويکرد جديد آمريکا مؤثرترين روش براي امتحان اين فرضيه است.‏

ارسال نظرات
خط داغ