آگاه
کد خبر: ۱۰۱۴۶۱۸

آمریکا در تله رقابت با چین

چین چگونه پیش چشم آمریکا بازی را برد؟

چین چگونه پیش چشم آمریکا بازی را برد؟

رویکرد متناقض ترامپ در قبال چین، اعتماد متحدان آمریکا را کاهش داده و به پکن فرصت داده است خود را شریکی باثبات‌تر معرفی کند. بااین‌حال، بازگشت به تقابل حداکثری، تحریم و محدودیت‌های گسترده نیز لزوماً مانع پیشرفت چین نمی‌شود.

فرارو– رایان هاس مدیر مرکز چین در اندیشکده بروکینگز

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز، دونالد ترامپ با رویکرد غیرمنسجم خود در قبال چین، بخشی از نفوذ آمریکا را تضعیف کرده و متحدان واشنگتن را به بازنگری در روابطشان با این کشور سوق داده است. با این حال، بازگشت به سیاست تقابل حداکثری و تشدید فشارها بر پکن نیز راه‌حل مناسبی نیست. واشنگتن برای مدیریت رقابت با چین، بیش از نمایش قدرت به دیپلماسی منضبط، احیای اعتماد متحدان و تقویت توان اقتصادی داخلی نیاز دارد.

نزدیک به نیمه دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، سیاست‌های او نه‌تنها توان آمریکا برای حفاظت از منافعش در برابر چین را کاهش داده، بلکه نقش واشنگتن در آسیا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. ترامپ به‌جای تمرکز بر اختلافات راهبردی دو کشور، بیشتر به ایجاد رابطه شخصی با شی جین‌پینگ، رهبر چین توجه کرده و بسیاری از منابع دیرپای تنش میان دو طرف را نادیده گرفته است.

هم‌زمان، حملات مداوم او به متحدان و شرکای آمریکا باعث شده این کشورها برای کاهش وابستگی به واشنگتن، روابط خود با پکن را تقویت کنند. چین نیز توانسته است خود را به‌عنوان وزنه‌ای باثبات در برابر آمریکای غیرقابل پیش‌بینی معرفی کند. در نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در بهار ۲۰۲۶، در ۲۵ کشور از مجموع ۳۶ کشور بررسی‌شده، از جمله استرالیا، کانادا، فرانسه، آلمان و مکزیک، دیدگاه مثبت‌تری نسبت به چین در مقایسه با آمریکا وجود داشت.

وسوسه بازگشت به سیاست تقابل

ناکامی‌های سیاست ترامپ ممکن است پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، دموکرات‌ها و حتی جمهوری‌خواهان میانه‌رو را به اتخاذ مواضع سخت‌گیرانه‌تر در برابر چین سوق دهد. نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ نیز ممکن است برای نشان دادن تفاوت خود با ترامپ، از محدود کردن تماس‌های دیپلماتیک سطح بالا یا تشدید محدودیت‌های فناوری علیه پکن حمایت کنند.

اما بازگشت به سیاست پیش از دوره دوم ترامپ، یا حتی تشدید آن برای نمایش قدرت، می‌تواند اشتباه باشد. تلاش نزدیک به یک دهه آمریکا برای کند کردن پیشرفت فناوری چین از طریق تحریم، تعرفه و محدودیت صادراتی با دشواری روبه‌رو شده است. شرکت‌های چینی در حوزه هوش مصنوعی راه‌هایی برای دور زدن این محدودیت‌ها پیدا کرده‌اند و توانایی‌های خود را هم‌زمان با رقبای آمریکایی توسعه می‌دهند.

از سوی دیگر، چین در صنایعی مانند خودروهای برقی، ربات‌های پیشرفته و علوم زیستی در حال گسترش برتری خود است. ایجاد دیواری فناورانه پیرامون آمریکا لزوماً به بازگشت رقابت‌پذیری این کشور منجر نمی‌شود. واشنگتن باید میان کاهش خطرات امنیتی ناشی از سرمایه‌گذاری و همکاری با چین و بهره‌گیری از مزایای اقتصادی و فناوری آن تعادل برقرار کند. برای نمونه، شرکت‌های آمریکایی می‌توانند از تجربه رقبای چینی در تولید باتری استفاده کنند و همکاری آزمایشگاه‌های دو کشور نیز می‌تواند به پیشرفت تحقیقات پزشکی و یافتن درمان بیماری‌هایی مانند سرطان کمک کند.

متحدانی که دیگر به واشنگتن اطمینان ندارند

مسئله فقط اصلاح رفتار ترامپ نیست. متحدان آمریکا دیگر نمی‌توانند سیاست خارجی این کشور را صرفاً یک انحراف موقت تلقی کنند. ترامپ پس از شکست در انتخابات ۲۰۲۰، بار دیگر به قدرت رسید و این بار با نتیجه‌ای قاطع‌تر از سال ۲۰۱۶ پیروز شد. بنابراین، حتی اگر دولت بعدی آمریکا رویکرد چندجانبه‌گرایانه‌تری اتخاذ کند، متحدان همچنان احتمال بازگشت سیاست‌های یک‌جانبه را در نظر خواهند گرفت. برای بازسازی اعتماد، صرفاً کنار گذاشتن رفتارهای تهاجمی ترامپ کافی نیست. دولت آینده باید از تبدیل متحدان به ابزار رقابت راهبردی با چین نیز خودداری کند.

با این حال، سیاست ترامپ فضای تازه‌ای برای بازنگری در روابط با پکن ایجاد کرده است. پیش‌تر، حامیان گفت‌وگوی مستمر با چین اغلب به ساده‌انگاری متهم می‌شدند و سرمایه‌گذاری چینی در آمریکا به‌عنوان تهدیدی پنهان تلقی می‌شد. اکنون حتی شماری از سیاستمداران و مقام‌های آمریکایی به ضرورت حفظ کانال‌های ارتباطی اذعان دارند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا که در دوران حضور در سنا از چهره‌های سرسخت در برابر چین بود، در سپتامبر گفت اجتناب مقام‌های ارشد دو کشور از دیدار با یکدیگر اقدامی غیرقابل قبول خواهد بود.

افکار عمومی نیز الزاماً خواهان تقابل دائمی نیست. نظرسنجی شورای شیکاگو در ژوئیه ۲۰۲۵ نشان داد ۵۳ درصد آمریکایی‌ها خواهان همکاری دوستانه و تعامل با چین هستند. در میان جوانان نیز تمایل به بهبود روابط بیشتر دیده می‌شود؛ به‌طوری که نظرسنجی مؤسسه سرچ‌لایت در مارس ۲۰۲۶ نشان داد ۶۲ درصد افراد ۱۸ تا ۳۴ ساله از همکاری و بهبود روابط دو کشور حمایت می‌کنند.

رقابت منضبط به‌جای نمایش قدرت

سیاست آینده آمریکا باید بر این واقعیت استوار باشد که چین رقیبی پایدار، اما دارای محدودیت است. این کشور با مشکلاتی مانند کاهش بهره‌وری، سالمندی جمعیت و افزایش بدهی دولت مواجه است، اما در زنجیره‌های تأمین کالاهای حیاتی و بازار عناصر کمیاب جایگاه قدرتمندی دارد؛ موادی که صنعت خودروسازی و بخش دفاعی آمریکا به آنها وابسته‌اند.

هیچ‌یک از دو قدرت نمی‌تواند بدون وارد کردن خسارت جدی به خود، ضربه‌ای تعیین‌کننده به دیگری وارد کند. بنابراین، رقابت آنها ناگزیر در کنار وابستگی متقابل ادامه خواهد یافت. هدف سیاست خارجی آمریکا باید مدیریت این رقابت و جلوگیری از تبدیل آن به رویارویی فاجعه‌بار باشد. برای این منظور، واشنگتن باید اعتماد متحدان آسیایی خود را بازسازی کند و هم‌زمان به پکن نشان دهد که برای کاهش خطر حوادث نظامی از جمله برخوردهای تصادفی هواپیماها و کشتی‌های جنگی، آماده همکاری متقابل است.

هوش مصنوعی نیز اهمیت این همکاری را افزایش داده است. جلوگیری از سوءاستفاده از این فناوری و مدیریت خطرهای ناشی از توسعه مدل‌های پیشرفته، به هماهنگی دو کشور نیاز دارد. در نشست سپتامبر ترامپ و شی، دو طرف با ایجاد سامانه هشدار درباره حوادث موافقت کردند و شماری از نمایندگان کنگره نیز از همکاری گسترده‌تر برای جلوگیری از بحران‌های امنیتی مرتبط با هوش مصنوعی حمایت کرده‌اند.

در نهایت، قدرت رقابتی آمریکا در خارج از مرزهایش به توان اقتصادی و اجتماعی آن در داخل وابسته است. واشنگتن به‌جای بازگشت به سیاست تقابل حداکثری یا نمایش قدرت، باید راهبردی منسجم بر پایه رقابت مدیریت‌شده، دیپلماسی مستمر، همکاری با متحدان و تقویت اقتصاد داخلی تدوین کند. هدف، پیروزی نمایشی بر چین نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که دو قدرت بتوانند رقابت کنند، بدون آنکه این رقابت به بحرانی غیرقابل‌کنترل تبدیل شود.

نویسنده : رایان هاس
ارسال نظرات
خط داغ