ترک برداشتن امپراتوری سیاسی ترامپ
وقتی ماری آنتوانت سرگرم شیرینیهای طلاییاش است
این تحلیل پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای را نشانه تضعیف جایگاه سیاسی ترامپ و آغاز دورهای دشوار برای دولت او میداند. کنترل سنا و مجلس نمایندگان، قدرت دموکراتها برای نظارت بر دولت و جلوگیری از انتصابهای موردنظر ترامپ را افزایش میدهد. نارضایتی اقتصادی، افزایش قیمت سوخت و پیامدهای جنگ ایران نیز از عوامل شکست جمهوریخواهان معرفی شدهاند.
فرارو– موئیرا دانگن ستوننویس بخش آمریکای روزنامه گاردین
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، پیروزی قاطع دموکراتها در انتخابات میاندورهای، نهتنها کنترل سنا را به این حزب بازگرداند، بلکه نشانهای از فروپاشی اقتدار سیاسی دونالد ترامپ و آغاز دورهای دشوار برای کاخ سفید است. گاهی پایین بودن انتظارات به خودی خود نوعی آزادی عمل ایجاد میکند.
پیش از انتخابات میاندورهای روز سهشنبه، پیشبینیها درباره وضعیت جمهوریخواهان چنان تیره بود که ناظران انتخابات با نوعی شوخی معنادار میگفتند نتایج یا به معنای پایان دوران ترامپ خواهد بود یا پایان اعتبار حرفه نظرسنجیها.
در چنین فضایی، هر پیروزی جمهوریخواهان میتوانست معجزهای کوچک تلقی شود. انتظار عمومی این بود که دموکراتها با اختلافی چشمگیر پیروز شوند و جمهوریخواهان بتوانند ادعا کنند عملکردشان بهتر از پیشبینیها بوده است. اما نتایج انتخابات جایی برای چنین روایتسازیهایی باقی نگذاشت. رأیدهندگان پیام روشنی از نارضایتی خود نسبت به دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ فرستادند و قاطعانه به محدود کردن قدرت او رأی دادند.
سنا؛ سنگر تازه مخالفان ترامپ
اکنون که دموکراتها کنترل سنا را به دست آوردهاند، ابزارهای مهمی برای مقابله با دولت در اختیار خواهند داشت. آنها میتوانند درباره عملکرد رئیسجمهور و اعضای کابینه تحقیق کنند، توجه افکار عمومی را به اولویتهای سیاسی خود جلب کنند، از اختیارات قانونی کنگره دفاع کنند و مانع تأیید نامزدهای جمهوریخواهان برای مناصب قضایی شوند.
این تغییر، توازن قدرت در واشنگتن را به شکل محسوسی دگرگون میکند. ترامپ در روزها و هفتههای آینده احتمالاً گاهی شکست جمهوریخواهان را ساختگی و حاصل توطئهای مبهم از سوی دموکراتها و مهاجران غیرقانونی معرفی خواهد کرد و گاهی نیز نتیجه را واقعی خواهد دانست، اما مسئولیت آن را به گردن دیگران خواهد انداخت.
دولت او در هفتههای گذشته نشانههایی از احتمال تلاش برای به چالش کشیدن تأیید نتایج برخی رقابتهای بسیار نزدیک سنا بهویژه در آلاسکا بروز داده بود. با این حال، به نظر میرسد فعلاً از نیروی این تلاش کاسته شده است. ترامپ شامگاه سهشنبه در گفتوگو با روزنامه نیویورکتایمز اعلام کرد که نتایج انتخابات میاندورهای را خواهد پذیرفت؛ هرچند اعتبار این اظهارنظر چندان روشن نیست.
آنچه تقریباً قطعی به نظر میرسد، ادامه اعتراضهای او در سخنرانیها و شبکههای اجتماعی است. اما بعید است این اعتراضها بتوانند مسیر سیاسی تازهای را که رأیدهندگان ترسیم کردهاند، تغییر دهند.
دو سال آینده؛ متفاوت از گذشته
دو سال آینده بهاحتمال زیاد شباهت چندانی به دو سال گذشته نخواهد داشت. در ماههای نخست پس از بازگشت ترامپ به قدرت، زمانی که جمهوریخواهان دولت یکپارچهای در اختیار داشتند، به نظر میرسید او میتواند از نارضایتیهای فرهنگی و مخالفت با جریان موسوم به «وُک» برای تثبیت نوعی حکومت اقتدارگرا بهره ببرد.
ترامپ ساختار اداری دولت فدرال را دستخوش تغییر کرد، صدها موقعیت شغلی را حذف کرد و هزاران جایگاه دیگر را به وفاداران و نزدیکان کمصلاحیت خود سپرد. او همچنین تلاش کرد دستور کار اجتماعی و سیاسیاش را به نهادهای غیردولتی، از شرکتهای بزرگ فناوری تا دانشگاههای معتبر تحمیل کند. بسیاری از این نهادها نیز تا حدی از بیم واکنش تلافیجویانه دولت قدرتمند او با خواستههایش همراه شدند. او حتی اختیارات مالی کنگره را نادیده گرفت و منابع عمومی را مطابق تشخیص خود جابهجا کرد.
چنین اقداماتی تا حد زیادی به این دلیل امکانپذیر بود که ترامپ قدرتمند به نظر میرسید و مخالفانش ضعیف. او در سال نخست دوره دوم خود بر این تصور تکیه داشت که میتواند مردم و نهادها را با تهدید به مجازات وادار به اطاعت کند؛ زیرا دموکراتها توانایی چندانی برای تحمیل هزینه به همراهیکنندگان با دولت نداشتند. اکنون این معادله تغییر کرده است.
اقتصاد؛ نقطه آسیبپذیر جمهوریخواهان
پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ اکنون کمتر به یک تغییر گسترده فرهنگی شباهت دارد و بیشتر میتوان آن را نتیجه عوامل اقتصادی بهویژه تورم دانست. همان عوامل مادی حالا به پاشنه آشیل جمهوریخواهان تبدیل شدهاند. افزایش شدید قیمت بنزین، کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان، تداوم بیکاری و نابرابری آشکار اقتصادی، خشم رأیدهندگان را برانگیخته است. در همین حال، ترامپ نسبت به این نگرانیها بیاعتنا به نظر رسیده و در مواردی حتی سیاستهایش به تشدید آنها کمک کرده است. جنگ بیفایده و بیمحابای او علیه ایران تا حد زیادی مسئول افزایش قیمت سوخت شناخته میشود.
در حالی که مردم با فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکردند، ترامپ سرگرم نصب بنرهای بزرگ تصویر خود بر ساختمانهای فدرال، بازسازی کاخ سفید با تزئینات طلایی و طرح اظهارات عجیب در گردهماییهای انتخاباتی بود. این رفتارها نشانه بیخبری و فاصله گرفتن رئیسجمهور از دغدغههای جامعه است؛ تصویری که او را به ماری آنتوانت البته با ظاهری نامتعارف تشبیه میکند.
شکاف در ائتلاف جمهوریخواهان
ترامپ در سال ۲۰۲۷ با کنگرهای مخالف، کاهش محسوس محبوبیت، افت توان جسمی و شناختی و محدودیت دوره ریاستجمهوری روبهرو خواهد شد. علاوه بر این، ائتلاف سیاسی او نیز ترک برداشته است. تصمیم برای ورود به جنگ با ایران، حلقه نزدیکانش را دچار اختلاف کرده و اعتبار او را نزد بخشی از بدنه جمهوریخواهان تضعیف کرده است؛ همان رأیدهندگانی که وعده «جنگهای جدید نه» در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۱۶ را نشانه فاصله گرفتن او از جریان مداخلهگر محافظهکار میدانستند.
در چنین شرایطی، جمهوریخواهان بلندپرواز، بهویژه نسل جوانتر این حزب ممکن است فرصت را برای فاصله گرفتن از ترامپ مناسب ببینند و در تلاش برای حفظ آینده سیاسی خود، به مخالفت با او روی بیاورند. ترامپ نیز احتمالاً این رفتار را خیانت تلقی خواهد کرد و برای مقابله با منتقدان، پایگاه هوادارانش را بسیج میکند؛ اما توان او برای انتقامجویی و تحمیل وفاداری ممکن است بهشدت کاهش یافته باشد.
قدرت اصلی ترامپ همواره در نفوذی بود که به نظر میرسید بر پایگاه رأی جمهوریخواهان دارد؛ نفوذی که میتوانست رأیدهندگان را وادار کند در هر شرایطی از او پیروی کنند. با این حال، اگر اختلاف چشمگیر نتایج انتخابات سهشنبه نشانهای از تغییر رفتار رأیدهندگان باشد، به نظر میرسد بخش مهمی از آنها دیگر حاضر نیستند به دنبال او حرکت کنند.