آگاه
کد خبر: ۱۰۱۴۵۶۵

آینده ترامپیسم در هاله‌ای از ابهام

پس‌لرزه‌های شکست جمهوری‌خواهان

پس‌لرزه‌های شکست جمهوری‌خواهان

این تحلیل، نتایج اولیه انتخابات میان‌دوره‌ای را نشانه تضعیف جمهوری‌خواهان و تغییر موازنه قدرت در کنگره می‌داند. نارضایتی از سیاست‌های مهاجرتی، تعرفه‌های تجاری و مشکلات کشاورزان از عوامل تغییر رأی‌دهندگان معرفی شده است. شکست انتخاباتی همچنین اختلافات درون حزب جمهوری‌خواه و پرسش درباره آینده جنبش ماگا و جانشینی ترامپ را تشدید می‌کند. با وجود افزایش قدرت نظارتی دموکرات‌ها، تغییر اکثریت کنگره به‌تنهایی اختیارات ترامپ در سیاست خارجی و پرونده‌هایی مانند ایران و اوکراین را از بین نمی‌برد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- نتایج اولیه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا از پیروزی گسترده دموکرات‌ها و تغییر موازنه قدرت در کنگره حکایت دارد؛ تحولی که می‌تواند معادلات سیاست داخلی ایالات متحده را دگرگون کند و بر روابط واشنگتن با متحدان و رقبای بین‌المللی نیز تأثیر بگذارد.

به گزارش فرارو، بر اساس آماری که در رسانه های بین المللی اعلام شد، دموکرات‌ها ۲۵۲ کرسی مجلس نمایندگان را به دست آورده بودند، در حالی که شمار کرسی‌های جمهوری‌خواهان ۱۸۳ کرسی اعلام شده بود. در مجلس سنا نیز دموکرات‌ها با ۵۱ کرسی در برابر ۳۹ کرسی جمهوری‌خواهان پیشتاز بودند. پیشتازی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان تا حد زیادی قابل پیش‌بینی بود، اما افزایش احتمال پیروزی آنان در سنا و شکست جمهوری‌خواهان در برخی حوزه‌هایی که پیش‌تر از پایگاه‌های انتخاباتی دونالد ترامپ به شمار می‌رفتند، اهمیت این انتخابات را دوچندان کرد.

شکست انتخاباتی؛ فراتر از تغییر چند کرسی

برخی تحلیلگران مسائل آمریکا معتقدند نتیجه این انتخابات را نباید صرفاً جابه‌جایی چند کرسی در کنگره دانست؛ چراکه این تحول از تغییراتی عمیق‌تر در فضای سیاسی و اجتماعی ایالات متحده حکایت دارد. به باور آنان، پیامدهای این شکست می‌تواند فراتر از مرزهای آمریکا گسترش یابد و روابط واشنگتن با متحدان سنتی خود در اروپا، همسایگانی مانند کانادا و کشورهای خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد.

در این میان، نحوه مواجهه دونالد ترامپ با نتیجه انتخابات نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. سابقه سیاسی او نشان داده است که پذیرش شکست انتخاباتی همواره با چالش همراه بوده است؛ نمونه بارز آن واکنش به شکست در برابر جو بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۰ بود که با ادعاهایی درباره تقلب و سرقت انتخابات همراه شد.

با این حال، واکنش ترامپ به انتخابات میان‌دوره‌ای متفاوت بود. او نتیجه را پذیرفت و از آمادگی برای همکاری با دموکرات‌ها سخن گفت. برخی ناظران معتقدند گستردگی شکست جمهوری‌خواهان باعث شده است که اعتراض به نتایج یا طرح ادعای تقلب، هزینه سیاسی سنگینی برای این حزب داشته باشد و حتی به اعتبار آن آسیب بیشتری وارد کند.

شکست در پایگاه‌های سنتی جمهوری‌خواهان

یکی از نشانه‌های مهم تغییر فضای انتخاباتی، عملکرد دموکرات‌ها در مناطقی بود که در انتخابات ریاست‌جمهوری پیشین با اختلاف قابل توجهی به ترامپ رأی داده بودند. برخی ناظران با اشاره به نتایج اولیه در فلوریدا، این ایالت را نمونه‌ای از تغییر فضای رقابت می‌دانند. فلوریدا معمولاً یکی از پایگاه‌های مهم جمهوری‌خواهان محسوب می‌شود، اما نزدیک بودن رقابت در برخی حوزه‌های آن از همان ساعات ابتدایی شمارش آرا نشان داد که حزب حاکم با شبی دشوار روبه‌رو خواهد بود.

پیروزی نامزدهای دموکرات در برخی حوزه‌های اوهایو و کنتاکی نیز از دیگر نشانه‌های این تغییر بود. در مناطقی که ترامپ در انتخابات گذشته عملکرد قدرتمندی داشت، نامزدهای دموکرات توانستند نتایجی متفاوت رقم بزنند. برای نمونه، در حوزه سوم ایالت کنتاکی، نامزد دموکرات موفق شد در شرایطی پیروز شود که ترامپ در انتخابات پیشین با اختلافی بیش از ۲۰ واحد درصد از کامالا هریس پیش افتاده بود. این نتیجه از نگاه برخی تحلیلگران، نشانه‌ای از تغییر قابل توجه در رفتار بخشی از رأی‌دهندگان بود. اهمیت این تحولات در آن است که شکست جمهوری‌خواهان تنها به حوزه‌های رقابتی محدود نماند و مناطقی را نیز دربر گرفت که پیش‌تر از حمایت گسترده‌تری از ترامپ برخوردار بودند.

مهاجرت، تعرفه‌ها و کشاورزی؛ سه عامل مؤثر در تغییر رأی‌دهندگان

برای توضیح دلایل این تحول انتخاباتی، برخی تحلیلگران به مجموعه‌ای از عوامل داخلی و اقتصادی اشاره می‌کنند که بر رفتار رأی‌دهندگان تأثیر گذاشته‌اند. نخستین عامل، تغییرات نسلی در هر دو حزب است. حزب دموکرات توانسته است شماری از چهره‌ها و رهبران جدید را به عرصه سیاسی معرفی کند؛ روندی که می‌تواند به بازسازی این حزب پس از ناکامی در انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته کمک کند.

عامل دوم به سیاست‌های مهاجرتی دولت ترامپ مربوط می‌شود. بخشی از رأی‌دهندگان لاتین‌تبار در ایالت‌های جنوبی در ابتدا به دلیل وعده‌های ترامپ درباره مقابله با مهاجرت غیرقانونی از او حمایت کرده بودند، اما شیوه اجرای این سیاست‌ها و برخوردهای سخت‌گیرانه نیروهای اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، موسوم به «آیس»، به نارضایتی در میان بخشی از این جامعه منجر شد.

در شمال آمریکا، مسئله متفاوتی بر رفتار رأی‌دهندگان تأثیر گذاشت: تنش‌های تجاری با کانادا و پیامدهای اقتصادی آن. برخی ناظران معتقدند وابستگی شماری از ایالت‌ها به واردات و زنجیره‌های تولید مرتبط با کانادا باعث شد سیاست‌های تعرفه‌ای دولت ترامپ به افزایش هزینه‌ها و فشار بر فعالیت‌های اقتصادی منجر شود.

سومین عامل، وضعیت ایالت‌های کشاورزی بود. این مناطق بخش مهمی از محصولات خود از جمله سویا و ذرت را به چین صادر می‌کنند. با این حال، برخی تحلیلگران بر این باورند که توافق‌ها و مذاکرات تجاری دولت ترامپ با پکن نتوانسته‌اند بازار صادراتی مطلوبی برای کشاورزان آمریکایی فراهم کنند و همین مسئله نارضایتی بخشی از رأی‌دهندگان را افزایش داده است. این تحولات نشان می‌دهد سیاست‌هایی که با هدف تقویت موقعیت آمریکا در عرصه بین‌المللی دنبال می‌شوند، می‌توانند پیامدهای اقتصادی و انتخاباتی مستقیمی در داخل این کشور داشته باشند.

شکاف در حزب جمهوری‌خواه و پرسش درباره آینده جنبش ماگا

شکست انتخاباتی می‌تواند بحران رهبری در حزب جمهوری‌خواه را نیز آشکارتر کند. برخی تحلیلگران معتقدند این حزب با پرسشی اساسی روبه‌روست: پس از ترامپ چه کسی می‌تواند رهبری آن را بر عهده بگیرد و کدام بخش از میراث سیاسی رئیس‌جمهور کنونی در ساختار آینده حزب باقی خواهد ماند؟

جریان «ماگا» نیز از اختلاف‌های داخلی در امان نمانده است. اختلاف‌نظر درباره جنگ ایران، مواضع چهره‌های رسانه‌ای مانند تاکر کارلسون و همچنین مسائل مذهبی و مطالبات جریان انجیلی از جمله موضوعاتی هستند که انسجام این جریان را با چالش مواجه کرده‌اند. برخی ناظران همچنین به نارضایتی شماری از جمهوری‌خواهان از تصمیم‌های مرتبط با قطع ارتباط ماهواره‌ای استارلینک در اوکراین اشاره می‌کنند. به باور آنان، بخشی از نمایندگان این حزب ممکن است در موضوع حمایت از اوکراین به مواضعی نزدیک‌تر به دموکرات‌ها برسند و در برخی مسائل سیاست خارجی با حزب رقیب همکاری کنند.

از این منظر، حزب جمهوری‌خواه وارد مرحله‌ای از بازنگری و بازسازی شده است؛ مرحله‌ای که در آن باید هم درباره آینده جنبش ماگا تصمیم بگیرد و هم برای دوران پس از ترامپ و انتخابات ریاست‌جمهوری آینده آماده شود. این وضعیت از برخی جهات با شرایط حزب دموکرات پس از شکست کامالا هریس قابل مقایسه است؛ حزبی که برای بازیابی موقعیت خود به سمت معرفی نسل تازه‌ای از رهبران و بازتعریف رابطه میان جناح میانه‌رو و جریان چپ حرکت کرد.

آیا دموکرات‌ها می‌توانند سیاست خارجی ترامپ را تغییر دهند؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها پس از تغییر ترکیب کنگره، تأثیر این تحول بر سیاست خارجی آمریکا است؛ به‌ویژه در پرونده‌های اوکراین و ایران که دولت ترامپ در آن‌ها مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک مشخصی را دنبال می‌کند. برخی تحلیلگران تأکید می‌کنند که حتی با تغییر اکثریت کنگره، سیاست خارجی آمریکا به‌طور کامل از کنترل رئیس‌جمهور خارج نخواهد شد. قانون اساسی این کشور اختیارات قابل توجهی در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح در اختیار رئیس‌جمهور قرار داده است.

بنابراین، پیروزی دموکرات‌ها در کنگره لزوماً به معنای توقف فوری رویکردهای دولت ترامپ در پرونده‌های بین‌المللی نیست. با این حال، تغییر موازنه سیاسی می‌تواند فضای تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر کند و زمینه افزایش فشارهای پارلمانی بر دولت را فراهم آورد.

در پرونده اوکراین، مواضع بخشی از جمهوری‌خواهان که نسبت به برخی تصمیم‌های دولت ترامپ انتقاد دارند، ممکن است زمینه همکاری موردی آنان با دموکرات‌ها را ایجاد کند. در نتیجه، ترکیب تازه کنگره می‌تواند بر میزان حمایت سیاسی و مالی از سیاست‌های مرتبط با جنگ اوکراین تأثیر بگذارد. در موضوع ایران نیز تغییر ترکیب کنگره به‌تنهایی مسیر سیاست خارجی آمریکا را تعیین نمی‌کند، اما می‌تواند بر فضای سیاسی پیرامون تصمیم‌های دولت، میزان نظارت بر عملکرد آن و حمایت یا مخالفت با ابتکارهای دیپلماتیک و امنیتی تأثیرگذار باشد.

نتایج اعلام‌شده در جریان این برنامه از شکست قابل توجه جمهوری‌خواهان و تضعیف موقعیت انتخاباتی ترامپ حکایت داشت. این شکست، در کنار تغییر رفتار رأی‌دهندگان در برخی پایگاه‌های سنتی جمهوری‌خواهان، فشارها برای بازنگری در سیاست‌های داخلی دولت را افزایش می‌دهد. در حزب جمهوری‌خواه نیز پرسش درباره جانشینی ترامپ، آینده جنبش ماگا و امکان شکل‌گیری رهبری تازه جدی‌تر خواهد شد. در مقابل، دموکرات‌ها فرصتی پیدا می‌کنند تا با تکیه بر نسل جدید رهبران و تمرکز بر مسائل اقتصادی و اجتماعی، جایگاه خود را برای رقابت‌های آینده تقویت کنند.

با این همه، تغییر اکثریت کنگره به معنای پایان اختیارات ترامپ در سیاست خارجی نیست. رئیس‌جمهور همچنان از اختیارات قانونی خود برخوردار خواهد بود، اما ناچار است در فضای سیاسی متفاوتی عمل کند؛ فضایی که در آن نظارت کنگره، اختلاف‌های درون‌حزبی و فشار افکار عمومی می‌توانند هزینه تصمیم‌گیری را افزایش دهند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات

نظرات بینندگان

(۱ نظر)
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات