بازگشت شبح کارتر پس از ۴۶ سال
ترامپ چهارم ژوئن، زمانی که توضیح میداد چرا دستور اجرای عملیات نیروهای ویژه برای تصرف مواد هستهای ایران از تأسیسات زیرزمینی را صادر نکرده است، گفت: «نمیخواستم جیمی کارتر باشم. میدانید، دلم نمیخواست جیمی کارتر باشم.»
فرارو- ۴۶ سال قبل، یک رئیسجمهور دموکرات بهخاطر شکست در حل بحرانی مرتبط با ایران، در انتخابات به جمهوریخواهان باخت و صندلی کاخ سفید را واگذار کرد. امروز، با گذشت ۴۶ سال از آن انتخابات، رئیسجمهور جمهوریخواه آمریکا به دلیلی مشابه، انتخابات میاندورهای کنگره را به دموکراتها واگذار کرد.
به گزارش فرارو، دونالد ترامپ و جمهوریخواهان، اکثریت هر دو مجلس قانونگذاری آمریکا (مجلس نمایندگان و سنا) را از دست دادند. ابعاد شکست انتخاباتی جمهوریخواهان بهقدری وسیع بود که حتی در چهار ایالت همیشه قرمز (جمهوریخواه) آیووا، تگزاس، اوهایو و کانزاس نیز دموکراتها در انتخابات سنا برنده شدند. تحلیلگران میگویند افزایش هزینههای زندگی در آمریکا، بهدلیل تبعات جنگ ایران و جنگ تعرفهای ترامپ با کشورهای دیگر، علت اصلی این شکست است.
مشکل «کارتری» ترامپ
۱۳ آبان ۱۳۵۸، سفارت آمریکا در تهران مورد هجوم دانشجویان پیرو خط امام قرار گرفت و بحرانی ۴۴۴ روزه آغاز شد که در ایران با عنوان تسخیر لانه جاسوسی و در آمریکا با عنوان بحران گروگانگیری شناخته میشود. جیمی کارتر نتوانست پیش از انتخابات، موضوع دیپلماتهای آمریکایی را که در ایران نگهداری میشدند، حل کند. اقدام نظامی او که با ماجرای طوفان شن و طبس گره خورده است نیز فاجعهبار بود. در نهایت، کارتر انتخابات را به رونالد ریگان جمهوریخواه باخت و کاخ سفید را ترک کرد. پس از آن، کارتر بهعنوان یکی از معدود رؤسایجمهور تکدورهای آمریکا شناخته شد.
نگاهی به تحلیلهای رسانهای نشان میدهد که از چندی پیش این موضوع در مرکز توجه قرار گرفته بود که ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای کنگره، با مشکلی کارتری در قبال ایران و تبعات این بحران روبهرو شده است.
سایت CNN در مردادماه، طی گزارشی در این مورد نوشت:
«در سال ۱۹۸۰، ایران با نگه داشتن ۵۲ آمریکایی در تهران، در جریان بحرانی که در نهایت ۴۴۴ روز طول کشید، بر انتخابات ریاستجمهوری آمریکا تأثیر گذاشت. ۴۶ سال بعد، دیگر این انسانها نیستند که در گروگان قرار دارند، بلکه مسیر صادرات نفت از تنگه هرمز به اهرم فشار ایران تبدیل شده است. این مسئله به جمهوری اسلامی امکان میدهد در آستانه انتخابات آمریکا، همانند دوران کارتر، از طریق تأثیرگذاری بر وضعیت اقتصادی، فشار سیاسی بر رئیسجمهور این کشور را افزایش دهد.
نکته طنزآمیز ماجرا این است که ترامپ ظاهراً بهخوبی از تأثیر بحران گروگانگیری ایران بر کارتر آگاه بوده است. بسیاری از مورخان معتقدند این بحران نقش مهمی در شکست رئیسجمهور دموکرات آمریکا در انتخابات ۱۹۸۰ و پیروزی رونالد ریگان، نامزد جمهوریخواه، پس از یک دوره ریاستجمهوری کارتر داشت.
ترامپ چهارم ژوئن، زمانی که توضیح میداد چرا دستور اجرای عملیات نیروهای ویژه برای تصرف مواد هستهای ایران از تأسیسات زیرزمینی را صادر نکرده است، گفت: نمیخواستم جیمی کارتر باشم. میدانید، دلم نمیخواست جیمی کارتر باشم.
اشاره ترامپ به عملیات فاجعهبار «پنجه عقاب» در سال ۱۹۸۰ بود؛ عملیاتی که با هدف آزادسازی گروگانهای آمریکایی انجام شد. این مأموریت بهدلیل شرایط نامساعد جوی متوقف شد و در نهایت، برخورد یک بالگرد به هواپیمای سی-۱۳۰ در صحرای ایران، به کشته شدن هر هشت نظامی حاضر در آن انجامید. گروگانها نیز تا ۲۰ دقیقه پس از مراسم تحلیف رونالد ریگان در ژانویه ۱۹۸۱، همچنان در اختیار ایران باقی ماندند.
اقتصاد آمریکا در مقایسه با سال ۱۹۸۰ انعطافپذیری بیشتری از خود نشان داده است، اما جنگ همچنان بر آن تأثیر میگذارد.»
بر اساس تحلیل CNN و گفتوگو با کارشناسان و مقامات سابق کاخ سفید، در حال حاضر فشار اقتصادی، از بین رفتن شغلها، افزایش هزینههای زندگی و قیمت سوخت، هسته اصلی نارضایتی از ترامپ و جمهوریخواهان را تشکیل میدهد و تبعات جنگ ایران در مرکز این نارضایتی قرار دارد.
چرا رؤسایجمهور پیشین آمریکا به ایران حمله نکردند؟
نگاهی به اخبار و اظهارات مقامهای پیشین نشان میدهد که دستکم سه رئیسجمهور آمریکا، شامل جورج بوش، باراک اوباما و جو بایدن، در برابر تلاشهای مقامهای اسرائیلی برای حمله به تأسیسات هستهای ایران مقاومت کردند.
هر کدام از این سه ساکن کاخ سفید، با توجه به بازه زمانی مورد نظر، دلیل متفاوتی برای مخالفت با حمله به ایران داشتند، اما محور مخالفت همه آنها، پرهزینه بودن حمله به تأسیسات هستهای در مقایسه با نتایج آن، خطر آغاز جنگ منطقهای و تردید درباره تأثیر چنین حملهای بر برنامه هستهای ایران بود. با این حال، هیچکدام از این رؤسایجمهور آمریکا با اقدامات امنیتی و خرابکارانه علیه تأسیسات هستهای ایران مخالفت نداشتند، بلکه این برنامه در دورههای مختلف همواره گسترش مییافت.
بر اساس گزارشی که گاردین در سال ۲۰۰۸ منتشر کرد، جورج بوش زمانی با ایده اولمرت مخالفت کرد که نیروهای آمریکایی بهطور گسترده در عراق و افغانستان حضور داشتند و رئیسجمهور وقت آمریکا نگران بود نیروهای آمریکایی در این دو کشور مورد حمله قرار بگیرند. او همچنین نگران اختلال در کشتیرانی خلیج فارس و تأثیر جنگ بر قیمت نفت و بازار انرژی بود. این طرح از سوی نتانیاهو نیز به جورج بوش ارائه شده بود.
در ژانویه ۲۰۰۹، واشنگتنپست گزارش دیگری در این زمینه منتشر کرد و نوشت: «اسرائیل از آمریکا بمبهای سنگرشکن پیشرفته و اجازه عبور از حریم هوایی عراق را خواسته بود. دولت بوش هر دو درخواست را رد کرد.»
اوج بحران هستهای ایران به دوران اوباما بازمیگشت و نگاهی به سوابق نشان میدهد که رئیسجمهور اسبق آمریکا بر فرصت دادن به دیپلماسی، همراه با حفظ اجماع جهانی علیه ایران و استفاده از تأثیر تحریمها، تأکید داشت. اوباما با نتانیاهو درباره ارزیابی میزان تهدید هستهای ادعایی ایران اختلاف داشت و از وقوع جنگ منطقهای نیز اجتناب میکرد. بهطور مشخص، گزارشی که واشنگتنپست در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد، اختلافات نتانیاهو و اوباما در برخورد با ایران را برجسته کرده بود. جو بایدن نیز در جریان آغاز درگیریهای اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۴، با دلایلی مشابه، با طرح اسرائیل علیه ایران مخالفت کرد.
پس از آتشبس با ایران در آوریل ۲۰۲۶، جان کری در مصاحبهای به این موضوع پرداخت و گفت: «نتانیاهو طرحهایی برای حمله به ایران به سه رئیسجمهور آمریکا، جورج دبلیو بوش، باراک اوباما و جو بایدن، ارائه کرده بود، اما هر سه با آن مخالفت کردند. سرانجام دونالد ترامپ، رئیسجمهور کنونی آمریکا، با این پیشنهاد موافقت کرد.» در نهایت، دونالد ترامپ دست به اقدامی زد که پیشینیان او از آن اجتناب میکردند.