از تهدید نظامی تا جنگ تمامعیار؛ محاسبات پرهزینه اسرائیل در برابر ایران
احتمال حمله پیشدستانه ایران / پشت پرده گزارش جنجالی معاریو
گزارشهای رسانههای اسرائیلی از احتمال تشویق نتانیاهو به حمله مستقل علیه ایران پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا حکایت دارند، اما صحت این ادعاها و احتمال وقوع جنگ همچنان محل تردید است. وابستگی اسرائیل به حمایت نظامی و اطلاعاتی واشنگتن، هزینههای اقتصادی و امنیتی درگیری و خطر واکنش متقابل تهران، محاسبات دو کشور را پیچیده کرده است. در این میان، ملاحظات انتخاباتی و خطر محاسبه اشتباه بر آینده تنشها سایه انداختهاند.
فرارو- همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره احتمال ازسرگیری حملات علیه ایران، گزارشهایی در رسانههای اسرائیلی از تشویق بنیامین نتانیاهو به انجام حملهای مستقل علیه تهران پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا حکایت دارند؛ ادعاهایی که در کنار گزارشهای مربوط به آمادگی نظامی اسرائیل، پرسشهایی درباره پیوند میان محاسبات امنیت ملی و منافع انتخاباتی رهبران دو کشور ایجاد کردهاند.
به گزارش فرارو، با این حال، تحلیلگران درباره احتمال وقوع جنگی مستقل از سوی اسرائیل اختلاف نظر دارند و برخی معتقدند بدون حمایت مستقیم آمریکا، چنین عملیاتی با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد بود.
جنگ یا تنش کنترلشده؛ محاسبات متفاوت واشنگتن و تلآویو
گزارشهای منتشرشده در رسانههای اسرائیلی مدعیاند دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بنیامین نتانیاهو را به بررسی امکان حملهای مستقل علیه ایران تشویق کرده است؛ در حالی که واشنگتن همزمان نسبت به آغاز یک رویارویی گسترده پیش از انتخابات میاندورهای کنگره در سوم نوامبر احتیاط نشان میدهد.
با این حال، برخی تحلیلگران نسبت به صحت و معنای این گزارشها تردید دارند. از نگاه آنان، انتشار اطلاعات منتسب به منابع ناشناس در آستانه انتخابات میتواند بخشی از رقابت سیاسی، عملیات روانی یا تلاش برای تأثیرگذاری بر محاسبات طرف مقابل باشد. بنابراین، نمیتوان صرف انتشار این گزارشها را نشانه تصمیم قطعی آمریکا برای آغاز جنگ یا چراغ سبز نهایی به اسرائیل دانست.
در ارزیابی دیگری، میان تمایل به افزایش تنش و تصمیم به آغاز جنگ تفاوت گذاشته میشود. بر اساس این دیدگاه، نتانیاهو ممکن است از تداوم فضای تهدید و آمادهباش نظامی برای تقویت انسجام جریان راست اسرائیل یا به تعویق انداختن برخی فشارهای سیاسی داخلی بهره ببرد، اما ورود به جنگی گسترده با ایران الزاماً دستاورد انتخاباتی برای او به همراه نخواهد داشت.
این تمایز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ایجاد فضای امنیتی و نمایش آمادگی نظامی، لزوماً به معنای تمایل به تحمل هزینههای یک جنگ تمامعیار نیست.
چرا اسرائیل برای جنگ با ایران به آمریکا نیاز دارد؟
برخی تحلیلگران معتقدند رویارویی مستقیم میان تهران و تلآویو، به دلیل گستردگی جغرافیایی، پیچیدگی اهداف نظامی و احتمال واکنش متقابل، بدون حمایت آمریکا با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد شد. بر اساس این ارزیابی، درگیریهای پیشین نیز نشان دادهاند که همکاری نظامی واشنگتن و تلآویو نقش مهمی در شکلگیری عملیاتها داشته است. از این رو، حتی اگر اسرائیل بهتنهایی آغازگر حملهای محدود باشد، جلوگیری از گسترش درگیری و مدیریت پیامدهای آن میتواند به حمایت سیاسی، اطلاعاتی و نظامی آمریکا وابسته شود.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران اسرائیلی معتقدند جنگ با ایران دیگر ابزاری نیست که نتانیاهو بتواند بهآسانی از آن برای عبور از بحرانهای داخلی استفاده کند. گسترش درگیری ممکن است اقتصاد اسرائیل را مختل کند، زندگی روزمره شهروندان را تحت تأثیر قرار دهد و فشار بیشتری بر زیرساختهای دفاعی این کشور وارد کند.
از سوی دیگر، هرگونه حمله مستقل اسرائیل به ایران میتواند واشنگتن را در موقعیتی قرار دهد که ناچار شود درباره سطح حمایت از متحد خود و نحوه مدیریت پاسخ احتمالی تهران تصمیمگیری کند. همین مسئله یکی از عوامل مهم در محاسبات آمریکا درباره آغاز یا جلوگیری از جنگی تازه است.
نزدیک شدن انتخابات در آمریکا و اسرائیل، توجهها را به این پرسش جلب کرده است که رهبران دو کشور تا چه اندازه تصمیمهای امنیتی خود را با ملاحظات سیاسی داخلی هماهنگ میکنند. در آمریکا، افزایش هزینههای جنگ، وضعیت بازار انرژی و نگرانی از گسترش درگیری میتواند بر فضای سیاسی اثر بگذارد.
برخی تحلیلگران معتقدند دولت ترامپ برای جلوگیری از تحمل هزینههای بیشتر، ممکن است ترجیح دهد فشار اقتصادی و تهدید نظامی را ادامه دهد، اما از آغاز جنگی جدید در آستانه انتخابات خودداری کند.
در اسرائیل نیز نتانیاهو با فشارهای سیاسی و اختلافات داخلی مواجه است. به اعتقاد برخی تحلیلگران، ادامه تنشهای امنیتی میتواند به او امکان دهد بر موضوعات نظامی و تهدیدهای خارجی تمرکز کند؛ با این حال، جنگ گسترده ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و ضعفهای عملیاتی یا هزینههای تصمیمهای دولت را برجسته کند. به همین دلیل، نمیتوان فرض کرد که انتخابات بهتنهایی عامل تعیینکننده در تصمیم برای جنگ یا صلح است.
احتمال حمله پیشدستانه ایران؛ سناریویی مورد اختلاف
برخی تحلیلگران اسرائیلی نیز معتقدند افکار عمومی این کشور تمایل چندانی به ازسرگیری جنگی گسترده ندارد. در چنین شرایطی، تهدیدهای نظامی ممکن است بیشتر کارکرد بازدارنده یا سیاسی داشته باشند تا آنکه مقدمهای قطعی برای آغاز درگیری باشند. با وجود این اختلاف نظرها، خطر محاسبه اشتباه همچنان باقی است. اگر هر یک از طرفین اقدامات دفاعی یا بازدارنده طرف مقابل را نشانه آمادگی برای حمله تلقی کند، امکان تشدید ناخواسته تنش افزایش مییابد.
یکی دیگر از موضوعات مهم، احتمال مشارکت کشورهای عربی در هرگونه رویارویی آینده با ایران است. برخی تحلیلگران حامی فشار بیشتر بر تهران معتقدند کشورهای منطقه باید در برابر تهدیدهای امنیتی هماهنگی بیشتری داشته باشند. در مقابل، شکلگیری یک ائتلاف نظامی گسترده علیه ایران با موانع سیاسی و امنیتی متعددی روبهرو است.
کشورهای منطقه ممکن است در برخی زمینهها با آمریکا همکاری کنند، اما این امر الزاماً به معنای موافقت با مشارکت مستقیم در جنگ نیست. نگرانی از حملات تلافیجویانه، آسیب به تأسیسات انرژی، اختلال در تجارت و گسترش بیثباتی میتواند محاسبات این کشورها را پیچیده کند.
بنابراین، هرگونه ادعا درباره شکلگیری یک ائتلاف منطقهای باید با شواهد مشخص درباره تعهدات و تصمیمهای رسمی کشورها سنجیده شود. همکاریهای نظامی و امنیتی، بهتنهایی، تأییدکننده تصمیم برای مشارکت در یک جنگ جدید نیستند.