کشتیسازی، جبهه پنهان رقابت واشنگتن و پکن
چین در برابر آمریکا؛ چه کسی بر دریاها مسلط میشود؟
رقابت دریایی آمریکا و چین دیگر صرفاً به تعداد ناوهای جنگی محدود نیست و ظرفیت کشتیسازی، ناوگان تجاری، زنجیره تأمین، لجستیک و کنترل مسیرهای حیاتی تجارت را نیز دربرمیگیرد. کاهش شدید سهم آمریکا از صنعت کشتیسازی در برابر رشد چین، اکنون به مسئلهای امنیتی تبدیل شده است. از این منظر، واشنگتن برای حفظ قدرت اقتصادی و نظامی خود ناگزیر از بازسازی زیرساخت صنعتی دریایی است.
فرارو- رعنا فروهر، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در روزنامه واشنگتن پست.
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا بیش از آنچه به نظر میرسد به توانایی این کشور برای کنترل و استفاده از دریاها وابسته است. در حالی که بیش از ۸۰ درصد تجارت جهانی همچنان از طریق کشتی انجام میشود، آمریکا بخش بزرگی از توان کشتیسازی و ناوگان تجاری خود را از دست داده و چین به قدرت اصلی صنعت دریایی جهان تبدیل شده است. این وضعیت اکنون نهتنها یک مسئله اقتصادی، بلکه به یکی از نگرانیهای مهم امنیت ملی واشنگتن تبدیل شده است.
از قدرت دریایی آمریکا تا وابستگی به چین
در دهه ۱۹۷۰، آمریکا یکی از قدرتهای اصلی صنعت کشتیرانی جهان بود و حدود ۵ درصد از ظرفیت ناوگان جهانی را در اختیار داشت. امروز این سهم به حدود ۰.۲ درصد کاهش یافته است. در مقابل، چین طی دو دهه گذشته تولید کشتی خود را بهشدت افزایش داده و اکنون از نظر ظرفیت تولید و سهم بازار جهانی فاصله قابلتوجهی با آمریکا دارد.
این تغییر نتیجه چند تحول همزمان بوده است. در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان، سیاستگذاران آمریکایی حمایت از کشتیرانی تجاری را کاهش دادند و بخش مهمی از این صنعت به کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی منتقل شد. پس از پایان جنگ سرد نیز کاهش بودجه دفاعی در دهه ۱۹۹۰ به کوچکشدن بخش نظامی صنعت کشتیسازی آمریکا کمک کرد.
در همین دوره، چین مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. پکن کشتیسازی و صنایع دریایی را بهعنوان بخشهای راهبردی اقتصاد تعریف کرد و با حمایت گسترده دولتی، ظرفیت تولید خود را توسعه داد. صنعت کشتیسازی در سال ۲۰۰۶ در میان صنایع راهبردی چین قرار گرفت و در سال ۲۰۱۵ نیز یکی از بخشهای اولویتدار برای افزایش نقش چین در تجارت جهانی معرفی شد.
«معامله بزرگ» آمریکا و هزینهای که اکنون آشکار شده است
گسترش زنجیرههای تولید جهانی باعث شد سرمایه آمریکایی به سمت چین حرکت کند و مصرفکنندگان آمریکایی از کالاهای ارزانتر بهرهمند شوند. اما در کنار مزایای این مدل، بخشی از ظرفیت صنعتی آمریکا، فرصتهای شغلی و تابآوری زنجیره تأمین نیز کاهش یافت.
این مسئله در صنعت دریایی بیش از بسیاری از بخشهای دیگر خود را نشان میدهد. آمریکا امروز کمتر از ۲۰۰ کشتی اقیانوسپیما دارد، در حالی که چین حدود ۵۵۰۰ کشتی در اختیار دارد. علاوه بر این، ناوگان تجاری چین بسیار بزرگتر از ناوگان آمریکا است.
اهمیت این موضوع فقط به تجارت محدود نمیشود. ارتش آمریکا برای انتقال بخش بزرگی از تجهیزات و تدارکات خود در زمان جنگ نیز به ناوگان تجاری متکی است. بنابراین هرگونه اختلال گسترده در فعالیت کشتیهای تجاری چین میتواند پیامدهایی برای اقتصاد و توان لجستیکی آمریکا داشته باشد.
هرمز، سوئز و پاناما؛ تنگههایی که به ابزار فشار تبدیل شدهاند
اختلالات دریایی در سالهای اخیر نشان دادهاند که مسیرهای اصلی تجارت جهانی تا چه اندازه آسیبپذیر هستند. تنگه هرمز و کانالهای سوئز و پاناما اکنون بیش از گذشته به نقاط حساس ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند؛ مناطقی که هرگونه درگیری یا محدودیت در آنها میتواند زنجیرههای تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، کشورهایی مانند چین و روسیه به دنبال توسعه مسیرهای جایگزین هستند. یکی از مهمترین نمونهها، مسیر دریایی قطب شمال است که با کاهش یخهای منطقه، امکان استفاده تجاری بیشتری پیدا کرده است. یک شرکت چینی نیز اخیراً مسیر هفتگی کشتیرانی در قطب شمال راهاندازی کرده که میتواند حدود ۴۰ روز از زمان سفر در مقایسه با مسیرهای معمولی کم کند.
تغییرات اقلیمی، دسترسی به منابع طبیعی و افزایش اهمیت راهبردی قطب شمال، رقابت بر سر این منطقه را نیز تشدید کرده است. روسیه بار دیگر در حال تقویت حضور نظامی خود در مسیر دریای شمال است و کشورهای مختلف برای شناسایی منابع گاز و مواد معدنی منطقه تلاش میکنند.
یخشکنها؛ بخش دیگری از رقابت دریایی
توانایی فعالیت در قطب شمال به ناوگان یخشکن وابسته است. روسیه و چین در مجموع حدود ۶۰ یخشکن دارند، در حالی که آمریکا تنها سه یخشکن در قطب شمال دارد. به همین دلیل، دولت آمریکا طی سالهای اخیر به دنبال افزایش ظرفیت خود در این حوزه بوده است. همکاری با فنلاند برای ساخت یخشکنهای جدید از جمله اقداماتی است که در دوره دولت بایدن پایهگذاری شد و در دولت دوم ترامپ به توافق ساخت ۱۱ یخشکن رسید. این روند نشان میدهد که احیای صنعت کشتیسازی در آمریکا به تدریج از یک موضوع اقتصادی به یک اولویت صنعتی و امنیتی تبدیل شده است.
«کشتیها، تراشههای جدید هستند»
در دولت بایدن، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی وقت آمریکا، کشتیها را به «تراشههای جدید» تشبیه کرده بود؛ عبارتی که نشاندهنده اهمیت فزاینده صنعت دریایی در رقابت قدرتهای بزرگ است. اگرچه آمریکا همچنان در برخی حوزههای پیشرفته، از جمله زیردریاییهای هستهای و تجهیزات دریایی بسیار پیشرفته، توانمندیهای قابلتوجهی دارد، ضعف در تولید کشتیهای ارزانتر و سریعتر میتواند در یک جنگ طولانی یا بحران زنجیره تأمین به یک محدودیت تبدیل شود. در این شرایط، ناوگان تجاری دیگر صرفاً یک ابزار اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت قدرت ملی محسوب میشود.
تلاش کنگره برای بازسازی صنعت دریایی
در داخل آمریکا نیز حمایت دوحزبی از تقویت صنعت کشتیسازی در حال افزایش است. در آوریل ۲۰۲۵، سناتورهای جمهوریخواه و دموکرات، تاد یانگ و مارک کلی، از طرح «کشتیها برای آمریکا» حمایت کردند؛ طرحی که هدف آن احیای کشتیسازی، افزایش آموزش نیروی کار و ایجاد یک صندوق پایدار برای امنیت دریایی است.
با این حال، روند تصویب چنین سیاستهایی ممکن است تحت تأثیر انتخابات میاندورهای قرار گیرد. ایالتهایی مانند ویسکانسین، میشیگان و پنسیلوانیا نیز از مراکز مهم صنایع دریایی آمریکا هستند و احیای این بخش میتواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی داخلی داشته باشد.
از سوی دیگر، دولت ترامپ از ایجاد یک «ناوگان طلایی» سخن گفته، اما همزمان اجرای برخی اقدامات تجاری علیه قدرت چین در صنعت کشتیسازی را به تعویق انداخته است. این تعارض نشان میدهد که میان شعارهای مربوط به رقابت با چین و سیاستهای اقتصادی عملی واشنگتن همچنان فاصله وجود دارد.
مسئله اصلی در رقابت دریایی آمریکا و چین صرفاً تعداد ناوهای جنگی نیست. توانایی ساخت کشتی، حفظ زنجیره تأمین، انتقال کالا و تجهیزات، دسترسی به مسیرهای دریایی و کنترل نقاط گلوگاهی همگی بخشی از قدرت ملی هستند. در جهانی که جنگها و رقابتهای ژئوپلیتیکی بیش از گذشته زنجیرههای تأمین را هدف قرار میدهند، وابستگی شدید به ظرفیتهای خارجی میتواند برای هر قدرت بزرگی هزینهزا باشد. برای آمریکا، بازسازی صنعت کشتیسازی فرایندی سریع نخواهد بود؛ اما بحث اصلی در واشنگتن دیگر فقط درباره افزایش تعداد کشتیهای جنگی نیست، بلکه درباره بازسازی زیرساخت صنعتی لازم برای حفظ قدرت اقتصادی و نظامی در دریاهاست.