قبولی در دانشگاه، به شرط توان مالی
دانشجویی که برای ماندن باید کار کند!
بخشی از داوطلبان تا روز اعلام نتایج برای رسیدن به دانشگاه جنگیدهاند اما حالا باید ببینند توان پرداخت هزینه ماندن در دانشگاه را هم دارند یا نه.
فرارو- از میان یک میلیون و ۷۰ هزار داوطلب آزمون سراسری ۱۴۰۵، معدود داوطلبی پیدا میشود که رویای تحصیل در یکی از دانشگاههای برتر تهران را در سر نپرورانده باشد. حالا با اعلام نتایج ابتدایی مشخص شده است که از ۴۰ نفر رتبه برتر کنکور، ۲۱ نفر ساکن تهران هستند و مابقی از شهرهایی مانند قائمشهر، تبریز، کرمانشاه و همدان. اما این ۱۹ نفر، تمام افراد نیستند. هزاران دانشجو امسال راهی تهران و دیگر کلانشهرها میشوند تا در دانشگاهی خارج از محل سکونتشان تحصیل کنند.
به گزارش فرارو، مسئله اما اینجاست که در ترم جدید، قبولی در دانشگاه دیگر پایان رقابت کنکور نیست. برای بخشی از دانشجویان، تازه رقابت اصلی شروع میشود. رقابت برای اینکه بتوانند هزینه ماندن در شهر محل تحصیل را تامین کنند.
مساله سختتر برای آنان زمانی آغاز میشود که راهی تهران شوند. یک احساس متناقض. در حالی که برای قبولی در دانشگاههای برتر در پوست خود نمیگنجند به این فکر هستند که چگونه باید در پایتخت روزشان را به شب برسانند. درواقع فشار معیشتی حالا خودش را از پشت درهای دانشگاه به داخل کلاس، سلف، خوابگاه، کتابخانه و حتی کارگاههای دانشگاه رسانده است.
قبولی در دانشگاه، به شرط توان مالی
سال گذشته بهنام، داوطلب کنکور با رتبه زیر ۱۰۰۰، میتوانست بهراحتی در دانشگاه شریف پذیرفته شود. اما در بانه ماند و ترجیح داد دانشگاه فرهنگیان را انتخاب کند. بهنام میگوید انتخابش بیشتر از آنکه انتخاب میان دو دانشگاه باشد، انتخاب میان دو شیوه زندگی بوده است. او میگوید: «دوست داشتم برای ارشد گرایش رمز بخواند، رویایی که با ورود به دانشگاه فرهنگیان برای همیشه تبدیل به افسانه شد.»
او با وجود از دست دادن رویایش، حالا معتقد است انتخابش با شرایط اقتصادی خانواده بهترین تصمیمی بوده که میتوانسته بگیرد. این روایت، یک تغییر مهم را در انتخاب رشته امسال نشان میدهد. پیش از این، نام دانشگاه، رشته و رتبه علمی معمولا در صدر تصمیم داوطلب قرار داشت اما حالا بخشی از داوطلبان باید پیش از انتخاب دانشگاه یک حساب و کتاب دیگر هم داشته باشند. آن این است که خانواده من توان تامین چهار سال زندگی در این شهر را دارد؟
در ماههای گذشته نیز خبرهای مربوط به کمبود ظرفیت خوابگاه و افزایش هزینههای زندگی دانشجویی، این نگرانی را جدیتر کرده است. هزینه خوابگاه، حتی در شکل یارانهای، تنها بخشی از مخارج است و دانشجویی که نتواند از خوابگاه دانشگاه استفاده کند، با بازار بسیار گرانتر پانسیون و اجاره مسکن روبهرو میشود.
طاها، دانشجوی دانشگاه علامه که شبانه قبول شده، میگوید: «ترمی 2 میلیون و 800 شهریه خوابگاه کمترین هزینهای است که پس از آمدن به تهران دارم. کاش همه چیز به همین جا ختم میشد.»
دانشجویی که برای ماندن باید کار کند
پدیده دوم اما شاید از افزایش مستقیم هزینهها مهمتر باشد. بخشی از دانشجویان حالا ناچارند زمان بیشتری را به کار اختصاص دهند. یعنی هزینه زندگی فقط از جیب خانواده پرداخت نمیشود. بخشی از آن از زمان تحصیل دانشجو برداشته خواهد شد.
علی، دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، میگوید: «اگر پیشتر یک شیفت کار میکردم الان باید دو شیفت کار کنم. پروژه بیشتری بگیرم و زمانی که باید به درس خواندن اختصاص میدادم را به کار کردن بگذرانم تا ابتدا بقایم را حفظ کنم.»
امیر عرشیا، دانشجوی رشته زبان دانشگاه آزاد نیز از افزایش شهریه میگوید: «شهریه دانشگاه به قدری زیاد شده که باور کردنی نیست. اگر ترم پیش به جز شهریه ثابت حدود 8 میلیون تومان شهریه متغیر پرداخت میکردم، الان حدود 12 تا 20 میلیون تومان خواهد بود. این مساله باعث شده مجبور باشم روزهای بیشتری کار کنم.»
او در دیجیکالا کار میکند و میتواند بر اساس تعداد روزهای حضورش در انبار، حدود ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان دریافتی داشته باشد. به این ترتیب، دانشگاه برای این دانشجو دیگر صرفا محل تحصیل نیست؛ بخشی از هفته نیز به محل تامین هزینه تحصیل تبدیل شده است.
سلف، کتاب و کارگاه؛ هزینههایی که دیده نمیشد
اما سومین تغییر را باید در جزئیات زندگی دانشجویی جستوجو کرد. افزایش هزینهها دیگر فقط به خوابگاه و شهریه محدود نیست. غذا، کتاب، جزوه و تجهیزات آموزشی نیز به فهرست هزینههایی اضافه شدهاند که دانشجو ناچار است برای آنها چاره پیدا کند.
مریم، دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی، میگوید: «نسبت به ترمهای گذشته کمتر غذا رزرو میکنم، به نام رژیم غذایی شبها شام نمیخورم و به جای غذای کامل برخی از وعدهها را با نان و پنیر سر میکنم.»
جودکی، یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه علامه، میگوید: «فقط روزهایی که در دانشگاه هستم غذا رزرو میکنم. اگر در خوابگاه غذایی دست و پا کنم بسیار به صرفهتر از غذای سلف درخواهد آمد.»
دانشجویان روزانه برای هر وعده غذا حدود ۳۵ تا ۵۰ هزار تومان پرداخت میکنند، اما دانشجویان شبانه با هزینههایی بالای ۱۰۰ هزار تومان مواجهاند. مصطفی، دانشجوی یکی از دانشگاههای دولتی، میگوید تا ترم گذشته تنها جمعهها غذا ارائه نمیشد اما حالا پنجشنبه شب نیز غذا حذف شده است: «تنها محبتی که کردهاند این است که هزینه صبحانه را زیاد نکردهاند.»
کتاب و تجهیزات نیز وضعیت جالبی ندارد. علی، دانشجوی دانشگاه شریف، میگوید: «برای یکی از کتابهای تخصصی تمام خیابان انقلاب را متر کردم، نبود که نبود. گفتند در میان کتابهای دست دوم به دنبال آن بگردم چرا که کاغذ گران شده و چاپ کتاب دیگر به صرفه نیست.»
رویا، دانشجوی رشته پزشکی، نیز میگوید: «بیشتر کتابفروشیها میگویند به سراغ سال بالاییها برویم و کتابهای آنان را بگیریم. حالا برو و بگرد و پیدا کن پرتغال فروش را. نکته این است که برای کتاب دست دوم امسال باید دو برابر کتاب نوی سال گذشته را بپردازیم.»
برای دانشجویان رشتههای عملی، مسئله جدیتر است. سارا، دانشجوی نقاشی دانشگاه سوره، میگوید: «همان موادی که پیشتر با 1 میلیون تومان خریداری میکردم الان با 7 میلیون تومان میخرم. این یعنی اتود زدن پر!»
در چنین شرایطی، حتی دانشجویی که بتواند هزینه غذا و خوابگاه را هم مدیریت کند، با هزینههای دیگری روبهروست که مستقیما به کیفیت تحصیل مربوط میشوند.
پونه، داوطلب رشته انسانی، حالا در آستانه ورود به دانشگاه با واقعیتی مواجه شده که پیش از این کمتر به آن فکر کرده بود: «ما حدود 1 سال سرمان در کتاب بود و کمتر خبر از بیرون داشتیم. به شخصه بر درس خواندن متمرکز بودم. حالا از غار بیرون آمدهایم و با حقیقتهای زندگی مواجه شدهایم.»
شاید همین جمله، تصویر دقیقتری از مسئله امسال دانشگاهها بدهد. بخشی از داوطلبان تا روز اعلام نتایج برای رسیدن به دانشگاه جنگیدهاند اما حالا باید ببینند توان پرداخت هزینه ماندن در دانشگاه را هم دارند یا نه. یکی از داوطلبان رشته تجربی نیز میگوید: «به طور کلی دانشگاه آزاد و پردیس برای طبقه متوسطی که حذف شده نیست. قشر خاصی توان این را دارند که با هر رتبهای دانشجو شوند.»
بنابراین در ترم جدید، مسئله فقط این نیست که چه کسی در دانشگاه قبول میشود. مسئله این است که چه کسی میتواند در آن بماند، درس بخواند و هزینه ماندنش را بپردازد و این دو، لزوما یک گروه نیستند.