بابالمندب؛ خط قرمز تازه جنگ یمن
ائتلاف جدید ریاض برای حوثیها چه پیامی دارد؟
درگیری عربستان و حوثیها با تقویت همکاری دفاعی ریاض، ترکیه و پاکستان وارد مرحلهای تازه شده است. نشست رؤسای ستاد ارتش سه کشور، بیش از آنکه نشانه ورود قطعی آنها به جنگ باشد، بیانگر افزایش هماهنگی و ظرفیت بازدارندگی است. همزمان، حمایت برخی کشورهای اروپایی و نگرانی درباره بابالمندب، مناقشه یمن را از بحران داخلی به رقابتی منطقهای با پیامدهای بینالمللی نزدیکتر کرده است.
فرارو- مثنی عبدالله، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در روزنامه القدس العربی
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، تشدید رویارویی میان عربستان سعودی و جنبش انصارالله یمن وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن ریاض تلاش میکند دامنه هماهنگیهای امنیتی و نظامی خود را فراتر از چارچوبهای پیشین گسترش دهد. برگزاری نشست رؤسای ستاد ارتش عربستان، ترکیه و پاکستان در ریاض، در چارچوب توافق دفاعی مکه نشان میدهد که تحولات یمن در حال پیدا کردن ابعاد منطقهای گستردهتری است. بر اساس این توافق، حمله به یکی از اعضا، تهدیدی علیه همه اعضای ائتلاف تلقی میشود و طرفهای دیگر موظفاند در صورت درخواست، برای دفاع از آن اقدام کنند.
ائتلاف سهجانبه و پیام مستقیم به حوثیها
نشست نظامی ریاض پس از دیدار سهجانبه وزرای خارجه عربستان، ترکیه و پاکستان در نیویورک برگزار شد؛ نشستی که در آن بر حق عربستان برای دفاع از امنیت خود تأکید شد. اهمیت نشست رؤسای ستاد ارتش سه کشور در سطح و شکل علنی آن است. این اقدام را میتوان پیامی مستقیم به حوثیها دانست که ادامه حملات علیه عربستان ممکن است با واکنش هماهنگ سه کشور مواجه شود.
با این حال، تشکیل این نشست به معنای تصمیم قطعی برای ورود نظامی ترکیه و پاکستان به جنگ یمن نیست. این اقدام بیشتر نشاندهنده آغاز مرحلهای تازه در همکاریهای دفاعی سه کشور است؛ مرحلهای که میزان عملیاتی شدن آن به تحولات میدانی و درخواستهای مشخص عربستان بستگی خواهد داشت. بنابراین، میان اعلام آمادگی سیاسی و آغاز عملیات نظامی فاصله قابل توجهی وجود دارد.
گزینههای نظامی روی میز؛ از اطلاعات تا عملیات مستقیم
مفاد توافق دفاعی سهجانبه، در صورت تهدید یکی از اعضا، دامنه نسبتاً گستردهای از اقدامات را امکانپذیر میکند. از افزایش تبادل اطلاعات و هماهنگیهای امنیتی گرفته تا ارتقای سطح آمادگی نظامی و در صورت درخواست ریاض، حتی اعزام نیرو یا مشارکت مستقیم در عملیات، همگی میتوانند در چارچوب این همکاری مورد توجه قرار گیرند.
با این حال، در شرایط فعلی، عربستان درخواست اعزام نیرو یا ورود مستقیم ترکیه و پاکستان به میدان جنگ را مطرح نکرده است. از همین رو، گزینه مداخله مستقیم در مقطع کنونی بیشتر یک ظرفیت بالقوه است تا تصمیم عملیاتی قطعی. به نظر میرسد ریاض در مرحله نخست در پی ایجاد بازدارندگی و افزایش ظرفیت هماهنگی نظامی با دو شریک جدید خود است.
تجربه ترکیه و پاکستان در جنگ با گروههای مسلح
یکی از عوامل مهم در همکاری عربستان با آنکارا و اسلامآباد، تجربه دو کشور در مقابله با گروههای مسلح غیردولتی است. پاکستان طی دو دهه گذشته در مناطق مرزی خود با گروههای مسلح درگیر بوده و ترکیه نیز در چارچوب رویارویی با حزب کارگران کردستان تجربه گستردهای در عملیات علیه گروههای مسلح به دست آورده است.
از این منظر، کمک ترکیه و پاکستان به عربستان الزاماً به معنای اعزام سرباز و هواپیما به یمن نیست. انتقال تجربه عملیاتی، همکاری اطلاعاتی، آموزش، پشتیبانی لجستیکی و هماهنگی در زمینه تجهیزات و سامانههای دفاعی میتواند بخشی از تعهدات دو کشور باشد. همین مسئله امکان ایفای نقش فعالتر آنکارا و اسلامآباد را بدون ورود فوری آنها به جنگ زمینی فراهم میکند.
تهدیدهای متقابل و آزمون نخست ائتلاف
اظهارات تهدیدآمیز حوثیها مبنی بر واکنش شدید در صورت ورود ترکیه و پاکستان به جنگ، خود به آزمونی برای ائتلاف سهجانبه تبدیل شده است. چنین تهدیدهایی میتواند ریاض، آنکارا و اسلامآباد را به سمت هماهنگی بیشتر و ارسال پیامهای بازدارندهتر سوق دهد.
در عین حال، واکنش حوثیها نشان میدهد که گسترش دامنه ائتلاف میتواند خود به عاملی برای افزایش سطح تنش تبدیل شود. هرگونه اقدام مستقیم نیروهای خارجی در یمن ممکن است محاسبات گروههای درگیر را تغییر دهد و احتمال گسترش جغرافیایی درگیری را افزایش دهد. از همین رو، به نظر میرسد مداخله مستقیم همچنان بهعنوان گزینه نهایی در نظر گرفته میشود.
نبرد یمن؛ از جنگ داخلی تا رقابت منطقهای
در سطح داخلی، مناقشه یمن همچنان ریشه در رویارویی میان گروههای مختلف یمنی دارد. نیروهای وابسته به دولت یمن در برابر حوثیها قرار دارند و عربستان از بخشی از این نیروها حمایت میکند. حوثیها نیز با حملات موشکی و پهپادی به اهداف داخل عربستان تلاش کردهاند فشار جنگ را از داخل یمن به خاک عربستان منتقل کنند.
همزمان، تلاش برای نزدیک شدن به بابالمندب، بُعد دیگری به این درگیری داده است. در صورت گسترش عملیات به این مسیر دریایی، مناقشه یمن میتواند مستقیماً با امنیت کشتیرانی و تجارت جهانی پیوند بخورد. همین موضوع سبب شده است که تحولات یمن دیگر صرفاً یک بحران داخلی یا حتی یک مناقشه دوجانبه میان عربستان و حوثیها تلقی نشود.
ورود تدریجی قدرتهای اروپایی
همزمان با تقویت همکاری عربستان با ترکیه و پاکستان، نشانههایی از افزایش حمایت برخی کشورهای اروپایی از ریاض نیز مشاهده میشود. در مقاله حاضر، به اعلام امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، درباره اعزام نیرو برای حفاظت از بندر ینبع اشاره شده است؛ اقدامی که بنا بر این روایت با هدف حفاظت از یک موقعیت راهبردی انجام میشود نه مشارکت مستقیم در جنگ.
بریتانیا نیز بر اساس همین گزارش، از ارائه پشتیبانی لجستیکی نظامی به عربستان، از جمله اعزام هواپیما برای سوخترسانی هوایی به جنگندههای سعودی خبر داده است. همچنین هشدار ۸۰ کشور درباره پیامدهای پیشروی حوثیها به سمت بابالمندب نشان میدهد که نگرانی درباره امنیت تجارت و کشتیرانی بینالمللی در حال تبدیل شدن به یکی از محورهای اصلی واکنشهای خارجی به جنگ یمن است.
بابالمندب؛ خط قرمز جدید در جنگ یمن
در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد که جنگ یمن در حال ورود به مرحلهای است که در آن مرز میان جنگ داخلی، رقابت منطقهای و امنیت بینالمللی بیش از گذشته درهم تنیده شده است. عربستان با ایجاد هماهنگی نظامی با ترکیه و پاکستان تلاش میکند ظرفیت بازدارندگی خود را افزایش دهد، در حالی که حمایتهای خارجی از ریاض و نگرانی درباره امنیت بابالمندب میتواند دامنه بازیگران درگیر را گستردهتر کند.
با وجود این، هنوز نمیتوان از ورود قطعی ترکیه یا پاکستان به جنگ زمینی علیه حوثیها سخن گفت. آنچه در حال شکلگیری است، پیش از هر چیز افزایش هماهنگی دفاعی، ارتقای آمادگی و ایجاد یک چارچوب مشترک برای واکنش احتمالی است. در صورتی که حملات گسترش یابد یا بابالمندب مستقیماً در معرض تهدید قرار گیرد، محاسبات همه طرفها میتواند تغییر کند. در چنین شرایطی، آینده جنگ نهتنها به تحولات داخلی یمن و روابط عربستان و حوثیها، بلکه به میزان ورود قدرتهای منطقهای و بینالمللی به این مناقشه نیز وابسته خواهد بود.