انقلاب پهپادها و پایان تدریجی مدل جنگ سرد
آیا عصر تسلیحات گرانقیمت در حال پایان است؟
جنگ اوکراین و تحولات خاورمیانه نشان دادهاند که مدل سنتی قدرت نظامی، مبتنی بر تسلیحات بسیار گرانقیمت، در حال تغییر است. بازدارندگی آینده به ترکیبی از فناوری پیشرفته، تولید انبوه تسلیحات ارزان، زیرساخت انعطافپذیر، سازگاری دیجیتال، نوآوری سریع و زنجیره تأمین مقاوم نیاز دارد. آمریکا و متحدانش برای حفظ برتری نظامی باید شبکهای دفاعی، یکپارچه و قابل جایگزینی ایجاد کنند.
فرارو- دن دریِسکول وزیر ارتش ایالات متحده آمریکا در سال های ۲۰۲۵ - ۲۰۲۶
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن افرز، تحولات جنگ اوکراین و درگیریهای خاورمیانه نشان داده است که قواعد قدرت نظامی در حال تغییر است. نقطه عطف این تحول، عملیات «تار عنکبوت» اوکراین در اول ژوئن ۲۰۲۵ بود؛ عملیاتی که در آن، فناوریهای نسبتاً ارزان و در دسترس برای انهدام بمبافکنهای راهبردی روسیه با ارزش میلیاردها دلار به کار گرفته شد. این تحول نشان داد که در جنگهای جدید، برخورداری از تجهیزات گرانقیمت و پیچیده بهتنهایی برای ایجاد بازدارندگی کافی نیست و توان تولید انبوه، سرعت جایگزینی تسلیحات و قابلیت اتصال سامانهها به یکدیگر اهمیت فزایندهای پیدا کرده است.
پایان تدریجی مدل دفاعی دوران جنگ سرد
ساختار دفاعی آمریکا و متحدانش همچنان تا حد زیادی بر الگویی استوار است که در دوران جنگ سرد شکل گرفت؛ الگویی که در آن شرکتهای بزرگ دفاعی، تعداد محدودی تجهیزات بسیار پیشرفته و گرانقیمت تولید میکنند و هر کشور نیز مجموعهای از سامانههای اختصاصی خود را در اختیار دارد. این سامانهها اغلب دارای نرمافزارهای بسته و معماریهای جداگانه هستند و بهسادگی نمیتوانند دادهها را با تجهیزات سایر کشورها مبادله کنند.
این مدل در دورهای از ثبات نسبی جهانی توانست نیازهای نظامی غرب را تأمین کند، اما تحولات فناوری و شکل جدید جنگ، محدودیتهای آن را آشکار کرده است. صنعت دفاعی آمریکا و بسیاری از متحدانش به سمت ساختاری انحصاری حرکت کردهاند که شرکتهای معدودی در آن بر بازار تسلط دارند. هزینه بالا، زمان طولانی تولید و موانع اداری نیز باعث شده جایگزینی تجهیزات در مقیاس گسترده دشوار باشد.
ترکیب تجهیزات پیشرفته با تولید انبوه
راهکار مطرحشده، کنار گذاشتن تجهیزات پیشرفته نیست، بلکه ایجاد تعادل میان فناوریهای گرانقیمت و تسلیحات ارزان و قابل تولید انبوه است. جنگندههای پنهانکار نسل پنجم، زیردریاییهای هستهای و دیگر تجهیزات پیچیده همچنان برای عملیاتهای خاص ضروری هستند، اما به دلیل هزینه و زمان طولانی تولید، نمیتوانند بهتنهایی نیازهای یک جنگ طولانی را تأمین کنند.
در درگیریهای فرسایشی، توان تولید مداوم پهپاد، مهمات و تجهیزات قابل جایگزینی اهمیت بیشتری پیدا میکند. بر همین اساس، «انبوهسازی» و قدرت هماهنگشده رزمی میتواند به یکی از مهمترین عناصر بازدارندگی تبدیل شود؛ زیرا طرف مقابل باید مطمئن باشد که رقیب توان ادامه جنگ و جایگزینی خسارات خود را دارد.
بازسازی سهلایه صنعت دفاعی
برای اصلاح این وضعیت، سه حوزه اصلی باید همزمان تغییر کند: زیرساخت فیزیکی و زنجیره تأمین، زیرساخت دیجیتال و چرخه نوآوری. در بخش نخست، وابستگی به منابع خارجی و فرسودگی زیرساختهای تولیدی، توان غرب برای افزایش سریع تولید نظامی را محدود کرده است. ارتش آمریکا نیز با انباشت بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار نیازهای برآوردهنشده زیرساختی مواجه است.
لایه دوم، ایجاد سازگاری دیجیتال میان تجهیزات مختلف است. تلاشهای قبلی برای اتصال صدها سامانه نظامی به دلیل محدودیتهای قراردادی و پیچیدگی فناوری با مشکلات جدی مواجه شده بود. ارتش آمریکا در دوره اخیر تلاش کرده با باز کردن دادههای محبوس در سامانههای اختصاصی، امکان انتقال آنها میان تجهیزات مختلف را افزایش دهد.
لایه سوم به سرعت نوآوری مربوط میشود. در مدل سنتی، طراحی و تولید تجهیزات نظامی ممکن است سالها طول بکشد و میلیاردها دلار هزینه داشته باشد؛ در حالی که فناوریهای تجاری میتوانند در مدت بسیار کوتاهتری تولید، آزمایش و اصلاح شوند.
شکلگیری بازار مشترک دفاعی میان متحدان
گام بعدی، ایجاد یک بازار دفاعی مشترک میان کشورهای متحد است؛ بازاری که در آن تجهیزات تولیدشده در یک کشور بتوانند بدون موانع فنی و سیاسی گسترده در اختیار دیگر اعضای ائتلاف قرار گیرند. شرط اصلی ورود محصولات به چنین بازاری، سازگاری آنها با معماری دیجیتال مشترک خواهد بود. ارتش آمریکا اخیراً بازارهایی برای سامانههای پهپادی و ضدپهپادی ایجاد کرده و بیش از ۲۵ کشور متحد به این برنامهها پیوستهاند. چنین مدلی میتواند شرکتهای بزرگ سنتی را در برابر شرکتهای کوچکتر و نوآور قرار دهد و همزمان هزینهها را کاهش دهد و قابلیت همکاری تجهیزات را افزایش دهد.
بر این اساس، تجربه جنگ اوکراین و تحولات خاورمیانه نشان میدهد معیارهای قدرت نظامی در حال تغییر است. توان دیجیتال، ظرفیت تولید، سرعت نوآوری، انعطافپذیری زنجیرههای تأمین و سازگاری میان تجهیزات کشورهای متحد، در کنار تسلیحات پیشرفته، به عناصر جدید قدرت تبدیل شدهاند. از این منظر، آینده بازدارندگی آمریکا دیگر تنها به قدرت ارتش این کشور وابسته نیست، بلکه به توانایی ایجاد یک شبکه دفاعی مشترک میان متحدان بستگی خواهد داشت؛ شبکهای که بتواند فناوری را سریعتر تولید، دادهها را سریعتر منتقل و خسارات میدان نبرد را سریعتر جبران کند.