ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۵۴۸۲

مذاکره یا مقاومت؟ از پیچیدگی تا تمایز

مذاکره یا مقاومت؟ از پیچیدگی تا تمایز

دوگانه‌ها هم لازم‌اند و هم ناکافی؛مذاکره یا مقاومت می‌تواند واقعیتی پیچیده را برای ارتباط سیاسی ساده کند، مرزهای هویتی بسازد و به اختلاف معنا بدهد؛ اما به‌ تنهایی نمی‌تواند تمام واقعیت منافع، قدرت، امنیت، تجربه تاریخی و ملاحظات راهبردی را توضیح دهد.

چرا یک تصمیم واحد برای گروهی «عزت» و برای طیفی دیگر عقب‌نشینی است؟

در دنیای سیاست، پیش از آنکه درباره یک اقدام قضاوت کنیم، معمولاً آن را درون یک دوگانه قرار می‌دهیم: مذاکره یا مقاومت؟، عزت یا ذلت؟، استقلال یا وابستگی؟، امنیت یا مخاطره؟. این دوگانه‌ها کمک می‌کنند جهان پیچیده را سریع‌تر بفهمیم؛ اما گاهی خودشان به بخشی از مسئله تبدیل می‌شوند.

این گزاره بیان می‌نماید که سیستم‌های پیچیده اجتماعی چگونه واقعیت‌های چندلایه را از طریق چنین تمایزهایی قابل فهم و قابل ارتباط می‌کنند و چرا نباید خودِ دوگانه را با تمام واقعیت اشتباه گرفت.

انسان با ضد ادراک می‌کند تصور کنید وارد یک رستوران می‌شوید. با انبوهی از اطلاعات روبه‌رو هستید، اما ذهن شما خیلی سریع آنها را دسته‌بندی می‌کند: غذا، نوشیدنی، پیش‌غذا، دسر و... . ذهن برای فهم جهان، به صورت مداوم تمایز ایجاد می‌کند. یکی از صورت‌های مهم این تمایز، ساختن ضدهاست: گرم/سرد، خوب/بد، خودی/غیرخودی.

کلود لوی‌استروس نشان می‌داد که فرهنگ‌ها نیز برای معنا دادن به جهان از همین دوگانه‌ها استفاده می‌کنند. سیاست هم از این قاعده جدا نیست؛ مقاومت/سازش، استقلال/وابستگی، عزت/ذلت.

این دوگانه‌ها لزوماً تمام واقعیت را توصیف نمی‌کنند؛ اما جهان پیچیده را برای ارتباط و تصمیم‌گیری، ساده‌تر و قابل فهم‌تر می‌کنند.

سیستم اجتماعی چگونه پیچیدگی را قابل مشاهده می‌کند؟

در نظریه سیستم‌های اجتماعی نیکلاس لومان، جامعه مجموعه‌ای از ارتباطات است و هر سیستم اجتماعی برای ادامه ارتباط، ناچار است از میان پیچیدگی بی‌پایان محیط، تفاوت‌هایی را برجسته کند. در سیاست نیز تمایزهایی مانند حکومت/اپوزیسیون می‌توانند نقش مهمی در سازمان‌دهی ارتباطات سیاسی داشته باشند. اقتصاد، با سود/زیان، حقوق، با قانونی/غیرقانونی و علم، با درست/نادرست، بخشی از جهان را برای خود قابل مشاهده می‌کنند. بنابراین، یک واقعیت واحد می‌تواند در سیستم‌های مختلف، معناهای متفاوتی پیدا کند. همان توافقی که از نگاه یک جریان عقب‌نشینی است، ممکن است از نگاه جریان دیگر مدیریت یک تهدید تلقی شود.

دعوای مذاکره و مقاومت در ایران امروز

در مناقشه مذاکره یا مقاومت، مجموعه‌ای از دوگانه‌ها به یکدیگر متصل می‌شوند؛ عزت/ذلت، استقلال/وابستگی، امنیت/مخاطره و مقاومت/سازش.هر دو طیف، معمولاً به مفاهیم مورد قبول خود معنای مثبت و به سوی دیگر معنایی منفی می‌دهند. در نتیجه، اختلاف بر سر یک سیاست مشخص، به تدریج به اختلاف بر سر معنای آن سیاست نیز تبدیل می‌شود.

اما نباید این نکته را نادیده گرفت که گروه‌های سیاسی یکدست نیستند و همه مخالفان مذاکره یا همه طرفداران آن، الزاماً انگیزه و تحلیل یکسانی ندارند.

وقتی دوگانه بزرگ در عمل فرو می‌ریزد

وقتی کمی دقیق‌تر شویم، می‌بینیم که اختلاف واقعی همیشه میان مذاکره و مقاومت نیست.ممکن است اختلاف بر سر زمان مذاکره، شرایط مذاکره، طرف مذاکره، موضوع مذاکره، هدف آن یا هزینه‌هایش باشد. در اینجا دوگانه بزرگ، بخشی از پیچیدگی واقعیت را پنهان می‌کند. مهم‌تر اینکه مذاکره و مقاومت فقط دو برچسب معنایی نیستند؛ پشت این مفاهیم ممکن است اختلاف‌های واقعی درباره منافع، قدرت، امنیت، هزینه‌ها، تجربه‌های تاریخی و راهبرد وجود داشته باشد.

بنابراین، تحلیل دوگانه‌ها نباید جایگزین تحلیل واقعیت‌های پشت آنها شود بلکه باید نشان دهد چگونه اختلاف‌های پیچیده، در فرایند ارتباط سیاسی، به تمایزهای ساده‌تر و قابل انتقال تبدیل می‌شوند.

بازیگران غایب را نباید فراموش کرد

این مناقشه در خلأ اتفاق نمی‌افتد. نهادهای نظامی و مذهبی، رسانه‌ها، افکار عمومی، شرایط اقتصادی و همچنین بازیگران خارجی، همگی بخشی از محیطی هستند که سیاست در تعامل با آن شکل می‌گیرد.بنابراین، اگر فقط به دو طرف یک مناقشه نگاه کنیم، ممکن است بخش مهمی از سازوکار تولید و تغییر معنا را نبینیم.

چرا این تعارض پایان نمی‌یابد؟

از منظر سیستم‌های پیچیده، تعارض فقط یک مانع ارتباط نیست؛ گاهی خود تعارض به شکلی از ارتباط سیاسی تبدیل می‌شود و می‌تواند به بازتولید مرزهای سیاسی کمک کند.اما بازآفرینی تعارض به معنای آن نیست که سیستم یا بازیگران، آگاهانه خواهان ادامه تعارض‌اند. ممکن است ساختار ارتباط سیاسی به گونه‌ای عمل کند که حتی بدون چنین قصدی، اختلاف دوباره تولید و بازتعریف شود.به همین دلیل، ممکن است بحث از مذاکره یا مقاومت پس از مدتی به بحث درباره زمان، شرایط، اهداف و هزینه‌های هر یک منتقل شود؛ یعنی دوگانه اولیه از بین نرود، اما معنای آن تغییر کند.

جمع‌بندی

این مقاله ما را به به سوی این مفهوم سوق می‌دهد که معنا در تمایز ساخته می‌شود؛سیستم‌های پیچیده برای اینکه بتوانند جهان را بفهمند و درباره آن ارتباط برقرار کنند، ناچار به ایجاد تمایزند. دوگانه‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای این کار هستند.اما دوگانه‌ها هم لازم‌اند و هم ناکافی؛مذاکره یا مقاومت می‌تواند واقعیتی پیچیده را برای ارتباط سیاسی ساده کند، مرزهای هویتی بسازد و به اختلاف معنا بدهد؛ اما به‌ تنهایی نمی‌تواند تمام واقعیت منافع، قدرت، امنیت، تجربه تاریخی و ملاحظات راهبردی را توضیح دهد. قرار نیست تحلیل سیستم‌های پیچیده ما را از دوگانه‌ها خلاص کند؛ بلکه باید کمک کند هم دوگانه‌ها را ببینیم و هم آنچه را که دوگانه‌ها از دید ما پنهان می‌کنند.واقعیت پیچیده را نه با حذف دوگانه‌ها، بلکه با دیدن همزمانِ دوگانه‌ها، کارکرد آنها و محدودیت‌هایشان بهتر می‌توان فهمید.

نویسنده : سلیمان گل‌پور
ارسال نظرات
خط داغ