تحلیل شخصیتهای سریال فرندز؛ چرا ۶ کاراکتر محبوب Friends سمی هستند؟
اگر شوخیهای خندهدار و موقعیتهای کمیک را حذف کنیم، با شخصیتهایی روبرو میشویم که هر کدام از رفتارهایشان میتواند در دنیای واقعی یک رابطه عاطفی یا حتی دوستانه را به آتش بکشد. واقعا چرا این همه سال راس و جویی و چندلر، مونیکا و فیبی و ریچل را دوست داشتیم
فرارو- قسمت اول سریال فرندز دقیقا در ۳۱ شهریور سال ۱۳۷۳ پخش شد و از آن موقع تا بهحال به لطف و مرحمت طرفدارانش در هالهای تقدسگونه فرو رفته است.
به گزارش فرارو؛ با این حال اگر موقعیتهای کمیک، شوخیهای کلامی و قالب کمدی را از این اثر جدا کنیم و فقط رفتار کاراکترها را با معیارهای روابط سالم در دنیای واقعی بسنجیم، تصویری کاملا متفاوت پیش رو خواهیم داشت. شخصیتهای سریال فرندز هرکدام به نوعی درگیر اختلالات رفتاری، مکانیسمهای دفاعی سمی و اشکالی از خودشیفتگی هستند که در دنیای واقعی میتوانند هر رابطه عاطفی و دوستانهای را به مرز فروپاشی بکشانند. باور نمیکنید؟
چندلر بینگ؛ سوءاستفاده از مکانیسم دفاعی شوخی در سریال فرندز
مردی که تقریبا همیشه برای فرار از موقعیتهای جدی یک شوخی آماده دارد. چندلر در ظاهر اعتمادبهنفس بالایی دارد اما پشت این شوخیها مردی ناامن و عاطفی پنهان شده که از صمیمیت و تعهد میترسد. بخش زیادی از رفتار او را میتوان تلاشی برای پنهان کردن آسیبپذیری و فرار از مواجهه مستقیم با احساساتش دانست.
تحلیل روانشناختی شخصیت چندلر بینگ
- استفاده از شوخی بهعنوان مکانیسم دفاعی: چندلر از شوخی برای پنهان کردن احساسات واقعی خود استفاده میکند و در این مسیر آنقدر پیش میرود که هروقت با یک موضوع جدی یا عاطفی روبرو میشود، به خودش حق میدهد با مسخره کردن طرف مقابل، او را تحقیر میکند.
- فراری از تعهد: او بارها رابطهاش با جنیس را به هممیزند؛ هر وقت تنهاست به او پناه میبرد و به محض اینکه احساس امنیت میکند او را با بیرحمی و حتی دروغهای عجیب (مثل ادعای نقل مکان به یمن) رها میکند.
- ناامنی شدید و خودکمبینی: تحقیر مداوم خودش و دیگران و برخورد ناعادلانهاش با هویت پدرش و شغل پرحاشیه مادرش نشاندهنده ترومای حلنشده کودکی است که آن را روی اطرافیانش خالی میکند.
راس گلر؛ نماد خودشیفتگی بیش از اندازه
دانشمندی که معمولا خودش را آدمی منطقی و برتر از دیگران میداند اما در روابط عاطفی بارها اسیر حسادت و ناامنی میشود. راس معمولا میخواهد همهچیز را با منطق خودش توضیح دهد و همین ویژگی باعث میشود گاهی به جای پذیرفتن مسئولیت رفتارهایش، برای آنها توجیه پیدا کند. در رابطهاش با ریچل، رفتارهای احساسی و کنترلگرانه به اوج میرسند.
چرا رفتار راس گلر در سریال فرندز سمی است؟
- خودشیفتگی بیاندازه: خودش را فردی منطقی، باهوش و آگاه میداند اما معمولا رفتاری خودمحور و خودشیفته دارد. تصور میکند استدلال خودش از دیگران منطقیتر است و وقتی از رفتارش انتقاد میکنند تلاش میکند آن را توجیه کند.
- فرار از مسئولیت: بعید است جمله معروف «ما تو رابطه نبودیم» (We were on a break) را فراموش کرده باشید. راس تلاش داشت به این بهانه از زیر بار مسئولیت اشتباهی که مرتکب شده بود شانه خالی کند و از همه بدتر اینکه همیشه سعی میکرد ریچل را مقصر جلوه بدهد.
- استاندارد دوگانه در روابط: راس به ریچل علاقه دارد اما بهمحض اینکه سر میچرخانیم با یک نفر جدید وارد رابطه میشود، ازدواج میکند و طلاق میگیرد. انگار خودش هم به احساسات خودش پایبند نیست.
فیبی بوفی؛ رکگویی سمی و صداقت بیش از اندازه
دختری که گذشتهای تلخ و غیرمعمول داشته و به همین دلیل قواعد معمول زندگی را جدی نمیگیرد. فیبی در نگاه اول مهربانترین و بیآزارترین عضو گروه به نظر میرسد اما رکگویی، بیملاحظگی و رفتارهای گاهی متناقضش باعث میشود چهره دیگری هم از او ببینیم. برخلاف دوستانش چندان نگران قضاوت دیگران نیست و همین ویژگی گاهی از او شخصیتی دوستداشتنی و گاهی فردی آزاردهنده میسازد.
رفتارها و تناقضهای اخلاقی شخصیت فیبی بوفی
- بیملاحظه در صداقت و رکگویی: فیبی تقریبا در تمام طول سریال به اسم «صداقت»، «سادگی» یا «عجیب بودن» مشغول لودادن رازهای دوستانش است. اغلب مواقع ادعای رکگویی دارد اما معمولا از تضاد میان چهره معصومانه و رفتارهای تند و تیز سود میبرد.
- سوءاستفاده آگاهانه از تروما: او هر زمان که اشتباهی مرتکب میشود یا رفتاری زننده نشان میدهد با یادآوری خودکشی مادرش یا آوارگی و خانهبهدوشی خودش در گذشته، برای بقیه حس گناه ایجاد کند.
- استانداردهای اخلاقی متناقض: او مدام دم از گیاهخواری، حمایت از محیط زیست و مخالفت با کمپانیهای بزرگ میزند اما خودش مبلمان شرکت Pottery Barn را میخرد، لباس دوخته شده از پوست حیوانات میپوشد و وقتی پایش بیفتد تمام اصولش را زیر پا میگذارد.
- حماقت کلافهکننده: فیبی گاهی از سادهدلی دوستداشتنی فاصله میگیرد و به اقیانوسی از حماقت کلافهکننده شیرجه میزند. مثلا واقعا باور داشته آلبرت اینشتین پدربزرگش بوده! اصرار نویسندهها بر این ویژگی باعث میشود گاهی سادگی فیبی دیگر معصومانه به نظر نرسد.
شخصیتهای سریال فرندز هرکدام به نوعی درگیر اختلالات رفتاری، مکانیسمهای دفاعی سمی و اشکالی از خودشیفتگی حاد هستند
مانیکا گلر؛ وسواس و کمالگرایی در سریال فرندز
زنی که تقریبا همیشه میخواهد اوضاع را تحت کنترل داشته باشد و در گروه نقش مادر را بازی میکند. مانیکا از کودکی در رقابت با راس بزرگ شده و نیاز شدیدی به موفقیت، نظم و تایید دیگران دارد. همین ویژگیها که در ابتدا مانیکا را فردی قابل اتکا نشان میدهد گاهی به کنترلگری، وسواس و رقابتطلبی افراطی تبدیل میشود و تحمل شکست یا از دست دادن کنترل را برایش دشوار میکند.
اختلالات رفتاری و کمالگرایی بیمارگونه مانیکا گلر
- اختلال کنترلگری و کمالگرایی: مانیکا اگر اوضاع باب میلش پیش نرود رسما دیوانه میشود، داد و فریاد راه میاندازد و به رفتارهای تحقیرآمیز دست میزند. او حتی به دیگران اجازه نمیدهد در خانه خودشان طبق خواسته خودشان رفتار کنند.
- رقابتطلبی افراطی: مانیکا برای برنده شدن در یک بازی ساده حاضر است به دوستانش آسیب بزند یا تحقیرشان کند. او هیجانی منطقی ندارد و مفهوم «باخت» را برابر با نابودی شخصیتش میداند.
- نیاز شدید به تایید: بخشی از رفتار مانیکا را میتوان در رقابت دائمی با راس و تلاش برای جلب رضایت والدینش فهمید. تصویری که سریال از دوران نوجوانی او ارائه میدهد، دختری است که خودش را در سایه برادر موفقترش میبیند و به همین دلیل نیاز شدیدی به اثبات خودش دارد.
- دخالت به جای مراقبت: مانیکا معمولا از سر دلسوزی وارد زندگی دوستانش میشود اما مشکل اینجاست که خیلی زود «کمک کردن» را با «تصمیم گرفتن به جای دیگران» اشتباه میگیرد. همین ویژگی در رابطه او با چندلر و همچنین در مدیریت خانه مشترک با ریچل بارها دیده میشود.
ریچل گرین؛ سمبل خودمحوری و دستکاری عاطفی در سریال فرندز
نماد زیبایی، سمبل محبوبیت و کاملا ماهر در روابط اجتماعی است. هر چند در ابتدا نقش دختری لوس و وابسته را بازی میکند که در طول قصه نبردی سخت را برای رسیدن به استقلال و موفقیت طی میکند. ریچل در ظاهر اعتمادبهنفس بالایی دارد اما نیازش به توجه و تایید دیگران گاهی او را حسود، خودخواه و کنترلگر نشان میدهد. رابطهاش با راس بارها این وجه از شخصیت او را آشکار میکند؛ جایی که ترس از دست دادن رابطه میتواند بر منطق و انصافش غلبه کند.
بررسی رفتارهای سمی و استانداردهای دوگانه ریچل گرین
- خودمحوری لوسمابانه: ریچل در روز عروسی با بری فرار کرد، بدون اجازه به خانه مانیکا رفت، و هروقت برای پیشرفت کاری محتاج گانتر بود (یا مثلا وقتی میخواست دیگران را از دور و بر تگ دور کند) بهسادگی مرزهای حرفهای و اخلاقی را زیر پا گذاشت.
- دستکاری عاطفی دیگران برای رسیدن به خواسته شخصی: هربار که راس قصد داشت وارد یک رابطه عاطفی شود (از جولی و بانی گرفته تا امیلی)، ریچل وارد عمل میشد تا رابطه آنها را خراب کند. متقاعد کردن بانی به تراشیدن موهای سرش یا سفر ناگهانی به لندن برای خراب کردن عروسی راس فقط نمونهای از رفتارهای عجیب ریچل گرین است.
- استاندارد دوگانه در رابطه: او وقتی باردار بود راس را از قرار گذاشتن منع کرد اما بلافاصله پیشنهاد ازدواج جویی را پذیرفت. او همچنین از موقعیت شغلی خودش سوءاستفاده کرد و درباره تگ شایعات ناشی از حسادت ساخت تا مانع ارتباطش با دیگران شود.
- تضاد میان رشد شخصیتی و رفتارهای گذشته: ریچل در طول ده فصل واقعا رشد میکند اما بخشی از رفتارهای اولیه و حتی بعضی رفتارهای اواخر سریال نشان میدهند که موفقیت اجتماعی و شغلی لزوما به معنای بلوغ عاطفی نیست.
جویی تریبیانی؛ نماد رفتارهای جنسیتزده در فرندز
مردی که بیشتر به خاطر حماقتهای بامزه و رفتارهای کودکانهاش شناخته میشود. سریال مصرانه میخواند بگوید چون جویی معمولا نیت بدی ندارد، مخاطب باید بسیاری از اشتباهاتش را بهراحتی ببخشد. با این حال بیمسئولیتی، نگاه ابزاری به زنان و روابط عاطفی در نهایت میتواند آزاردهنده باشد؛ ویژگیهایی که نباید پشت شخصیت بامزه و معصوم او پنهان بمانند.
چرا رفتارهای جویی تریبیانی در سریال فرندز امروزه غیرقابل قبول است؟
- رفتارهای جنسیتزده با زنان: تکیهکلام معروف او یعنی «?How you doin» و رفتارهایش با زنان، طبق معیارهای اخلاقی و روانشناسی امروز، مصداق آزار جنسی/کلامی (Harassment) بهحساب میآید. او مدام دنبال سوءاستفاده از زنان است، آنها را برای رابطههای کوتاهمدت میخواهد و به دروغگوییها و رفتارهای جنسیتزدهاش افتخار میکند. شاید در آن سالها چنین کاری بامزه بود اما الان نه! قطعا اگر سریال امروز ساخته میشد نویسندهها جرات نمیکردند چنین شخصیتی را خلق کنند.
- بیمبالاتی اجتماعی و وابستگی مالی: جویی سالها بار مالی زندگی، اجارهخانه و هزینههای شخصی خود را روی دوش چندلر (و بقیه) انداخت بدون اینکه برای جبران آن دست به تلاش جدی بزند یا حاضر شود مسئولیت مالی خودش را بپذیرد. مسئله اصلا در مورد فقیر بودن او نیست چون در اکثر این موقعیتها آگاهانه مسئولیتهایش را روی دوش دیگران میاندازد.
- بیتوجهی به مرام و معرفت در رفاقت: جویی بارها با افرادی که قبلا در زندگی دوستانش حضور داشتهاند وارد رابطه میشود (از راس گرفته تا فیبی) تقریبا در کل سریال وفاداری او به دوستانش در برابر میل عاطفی و دیگر تمایلات غریزی بازنده است.