زنگ خطرهایی که نباید نادیده گرفته شوند/ از تغییر رفتار تا حرف زدن از مرگ
شاید هیچکس نتواند از پشت پنجره ذهن دیگری، تمام آنچه را که بر او میگذرد ببیند اما میتوان نشانهها را جدی گرفت، پرسید، شنید و کنار او ماند. گاهی یک گفتوگوی ساده، یک تماس به موقع یا حضور یک آدم قابل اعتماد میتواند فاصله میان یک لحظه سخت و دریافت کمک تخصصی را کوتاهتر کند.
خودکشی و رفتارهای خودآسیبرسان از جمله مسائل پیچیده حوزه سلامت روان است که شناخت نشانههای هشدار، توجه به تغییرات ناگهانی رفتار، کاهش انگ و تابوی اختلالات روانی، گفتوگو با فرد در معرض خطر و دسترسی به موقع به خدمات تخصصی، مجموعهای از اقداماتی است که میتواند در پیشگیری از پیامدهای ناگوار نقش داشته باشد.
به گزارش ایرنا، گاه یک تغییر کوچک در رفتار اطرافیان، دوستان یا یکی از اعضای خانواده، داستان مفصلی در خود دارد. سکوتی که طولانیتر از همیشه میشود، فاصله گرفتن از جمع و به انزوا رفتن، بیعلاقه شدن به چیزهایی که روزی دوستشان داشتیم یا جملهای که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد اما از خستگی عمیقی خبر میدهد. همیشه آنچه در درون یک انسان میگذرد، در چهره و کلماتش آشکار نیست و گاهی نشانهها درست همان جایی پنهان میشوند که کمتر به آن توجه میکنیم.
افکار خودکشی نیز همیشه با یک هشدار آشکار و مستقیم همراه نیست. گاهی فرد آرامتر از همیشه به نظر میرسد، گاهی ناگهان از دوستان و خانواده فاصله میگیرد و گاهی از مرگ، نبودن یا پایان دادن به زندگی حرف میزند؛ نشانههایی که ممکن است در هیاهوی روزمره دیده نشوند یا به خستگی، عصبانیت و یک دوره سخت زندگی نسبت داده شوند.
شاید برای همین است که وقتی یکی دست به چنین اقدامی میزند، دوستان و اعضای خانوادهاش، تعجب میکنند و در بهت فرو میروند که او حالش خوب بود، چرا خودکشی کرد؟ درواقع او حالش خوب نبوده و فقط منتظر بوده تا کسی در ورای نقاب یک حال خوب، نشانههای هشدار را متوجه شود.
در چنین شرایطی، دیدن و شنیدن میتواند نخستین قدم برای نجات یک زندگی باشد. نه با قضاوت و سرزنش، بلکه با همدلی، گفتوگو و جدی گرفتن تغییراتی که در رفتار و حال یک فرد ایجاد شده است. شاید پشت یک جمله کوتاه، یک سکوت طولانی یا کنارهگیری ناگهانی، انسانی ایستاده باشد که بیش از هر چیز نیاز دارد کسی متوجه حالش شود و کنارش بماند.
در این گزارش، متخصصان سلامت روان درباره نشانههایی که نباید نادیده گرفته شوند، نحوه مواجهه با فرد در معرض خطر و اهمیت شکستن سکوت درباره خودکشی و خودآسیبرسانی توضیح میدهند.
تغییر ناگهانی رفتار؛ نخستین زنگ خطر
دکتر روحالله سیدمهدویاقدم، یک روانشناس، با تاکید بر اهمیت توجه به تغییرات ناگهانی رفتار، اظهار کرد: گوشهگیری ناگهانی، کاهش تمایل به برقراری ارتباط اجتماعی و فاصله گرفتن از دیگران میتواند یکی از نشانههایی باشد که نیاز به توجه اطرافیان دارد. برای نمونه اگر یکی از اعضای خانواده بدون دلیل مشخص شروع به بخشیدن وسایل شخصی خود کند یا نوجوانی به طور ناگهانی رفتارهایی مانند مصرف سیگار را آغاز کند، این تغییرات باید جدی گرفته شود؛ البته هیچیک از این نشانهها به تنهایی به معنای وجود افکار خودکشی نیست و برای ارزیابی وضعیت فرد باید مجموعه شرایط او در نظر گرفته شود.
وی، خلق پایین و کاهش لذت را از نشانههای مهم آسیب روانی دانست و گفت: فردی که پیش از این از سفر، حضور در جمع، ارتباط با دوستان یا فعالیتهای مورد علاقه خود لذت میبرده، اما به تدریج این لذت را از دست میدهد، نیازمند توجه است. هر تغییر ناگهانی در رفتار که موجب افت عملکرد قبلی فرد شود نیز اهمیت دارد؛ برای مثال کودکی که پیش از این به مدرسه میرفته و ناگهان از رفتن به مدرسه خودداری میکند، جوانی که علاقهمند به دانشگاه بوده و دیگر تمایلی به ادامه تحصیل ندارد یا فردی که ارتباط نزدیکی با دوستانش داشته و ناگهان از این روابط فاصله میگیرد.
وی اضافه کرد: افت عملکرد لزوما به معنای وجود افکار خودکشی نیست اما تغییر ناگهانی رفتار، به ویژه زمانی که با افت عملکرد اجتماعی، تحصیلی، شغلی یا ارتباطی همراه باشد، میتواند ضرورت ارزیابی وضعیت روانی فرد را مطرح کند.
خشم، گوشهگیری و رفتارهای تکانشی را هم جدی بگیریم
این روانشناس، حملات ناگهانی خشم و رفتارهای تکانشی را نیز از تغییرات قابل توجه دانست و ادامه داد: نوجوانی که به یکباره نسبت به صحبتهای اطرافیان واکنش شدید نشان میدهد، در مدرسه وارد درگیری میشود یا رفتارهای پرخاشگرانه در او افزایش پیدا میکند، به ویژه اگر این تغییر ناگهانی باشد، باید مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: اضطراب، تنشهای درونی، درگیریهای مداوم با اطرافیان، گوشهگیری، کاهش لذت و خلق پایین میتواند نمود بیرونی رنج روانی فرد باشد؛ با این حال نمیتوان بر اساس یک نشانه یا یک رفتار مشخص، درباره وجود افکار خودکشی نتیجهگیری کرد.
سیدمهدویاقدم تاکید کرد: برخی اقدامهای خودکشی نیز ممکن است به صورت تکانشی رخ دهد و فرد پیش از آن نشانههای واضح و طولانیمدتی نداشته باشد؛ بنابراین در ارزیابی باید زمینه و تجربههای زندگی فرد نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی، تجربههای از دست دادن مانند قطع ارتباط با دوست صمیمی، مهاجرت، از دست دادن یکی از اعضای خانواده، تجربه تصادف یا از دست دادن شغل را از جمله عوامل مهم در این زمینه عنوان کرد و گفت: سوءمصرف مواد نیز میتواند با افزایش رفتارهای پرخطر همراه باشد و به همین دلیل ارزیابی فرد باید جامع باشد.
صحبت مداوم از مرگ را نباید شوخی تلقی کرد
وی درباره فردی که به طور مداوم درباره مرگ صحبت میکند، اظهار کرد: این موضوع باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد، به ویژه اگر فرد سابقه بیماری روانی، افسردگی، رفتارهای تکانشی، مصرف مواد یا تجربههای آسیبزای قبلی داشته باشد. تجربه آسیبزا میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ برای مثال از دست دادن توانایی یا عملکرد در اثر یک حادثه، از دست دادن شغل، بازنشستگی یا بیکاری میتواند برای فرد تجربهای دشوار باشد. اگر فردی با چنین سابقهای به طور مداوم از مرگ صحبت میکند، این گفتهها باید جدی گرفته شود و فرد به صورت مستقیم مورد ارزیابی قرار گیرد.
این روانشناس، افسردگی را از مهمترین اختلالات روانی مرتبط با خودکشی دانست و اظهار کرد: به ویژه در موارد افسردگی شدید یا زمانی که فرد سابقه خانوادگی این اختلال را دارد، توجه به افکار خودکشی اهمیت بیشتری پیدا میکند. تجربههای از دست دادن از عوامل مهمی است که در نظریههای مختلف درباره شکلگیری افسردگی مورد توجه قرار گرفته و زمینههای زیستی و خانوادگی نیز میتواند در بروز این اختلال نقش داشته باشد.
وی تاکید کرد: به همین دلیل افکار خودکشی در فرد مبتلا به افسردگی باید هم از سوی خانواده و هم از سوی متخصصی که فرد برای درمان مراجعه کرده، جدی گرفته شود.
مستقیم درباره افکار خودکشی بپرسیم یا نه؟
وی درباره این باور که پرسش مستقیم درباره خودکشی ممکن است فرد را به سمت این رفتار سوق دهد، گفت: این تصور یک باور نادرست است و پرسیدن مستقیم درباره افکار خودکشی به خودی خود خطر خودکشی را افزایش نمیدهد.
وی افزود: خودکشی از موارد اورژانسی روانپزشکی است و در صورت وجود نشانههای هشدار باید وضعیت فرد به طور مستقیم ارزیابی شود؛ البته میتوان در روند ارزیابی از پرسشهای عمومیتر شروع کرد و به تدریج به سوالات مستقیمتر رسید.
سیدمهدویاقدم، همدلی را نخستین اصل در مواجهه با فرد دارای افکار خودکشی عنوان کرد و گفت: باید رنج روانی فرد را درک کرد، از دریچه نگاه او به مشکلاتش توجه داشت و اجازه داد درباره احساسات و مشکلات خود صحبت کند. نباید فرد را قضاوت کرد یا با جملاتی مانند «چرا چنین فکری میکنی؟»، «همه این مشکلات را دارند» یا «این چه فکرهایی است؟» احساس گناه و شرم او را افزایش داد.
وی ادامه داد: اگر فرد تمایل به گریه یا بیان هیجانهای خود دارد، باید در فضایی همدلانه فرصت بروز احساسات را داشته باشد و اطرافیان نیز از مقایسه او با دیگران پرهیز کنند.
وی تاکید کرد: در شرایط بحرانی، اگر فردی با دوست یا عضو خانواده خود تماس گرفت و گفت که افکار خودکشی دارد، نباید ارتباط با او قطع شود و باید تا زمان رسیدن کمک مناسب، ارتباط حفظ شود.
«مثبت فکر کن» همیشه راهحل نیست
این روانشناس گفت: جملههایی مانند «مثبت فکر کن» یا «همه این مشکلات را دارند» لزوما به فردی که در بحران و درگیر افکار خودکشی است کمک نمیکند. در مرحله نخست باید اجازه داد فرد درباره مشکل خود صحبت کند، حرفهایش شنیده شود و احساساتش اعتبار پیدا کند؛ سپس میتوان با او درباره راههای جایگزین برای مواجهه با مشکل گفتوگو کرد.
وی اظهار کرد: برخی افرادی که درگیر افکار خودکشی هستند ممکن است در حل مسئله با دشواری مواجه باشند و نتوانند مشکل خود را از زاویه دیگری ببینند؛ بنابراین ممکن است خودکشی را تنها راه پایان دادن به رنج خود تصور کنند.
وی، سه اصل اساسی در مواجهه با فرد دارای افکار خودکشی را «شنیده شدن فرد، درک و اعتبار بخشیدن به احساسات و عواطف او و وصل کردن فرد به شبکه حمایتی و کمک تخصصی» عنوان کرد و گفت: نباید از جملاتی مانند «خودکشی کار آدمهای ضعیف است»، «از خودت خجالت نمیکشی؟» یا «من اصلا از تو انتظار نداشتم» استفاده کرد چرا که چنین جملاتی میتواند احساس شرم و گناه فرد را افزایش دهد. در مقابل، میتوان گفت «من اینجا هستم تا به تو کمک کنم»، «بیا با هم صحبت کنیم» و «میخواهم بدانم چه چیزی باعث شده به این مرحله برسی».
سیدمهدویاقدم تاکید کرد: زمانی که خانواده یا اطرافیان متوجه وجود افکار خودکشی، برنامهریزی برای آن یا اقدام به خودکشی در فرد میشوند، باید هرچه سریعتر برای دریافت کمک تخصصی اقدام کنند.
خودکشی را با خودزنی اشتباه نگیریم
وی درباره تفاوت خودزنی و خودکشی، اظهار کرد: خودزنی با خودکشی متفاوت است، هرچند در مواردی ممکن است خودزنی نیز به آسیب جدی منجر شود. در خودکشی هدف فرد پایان دادن به زندگی و رهایی از رنج روانی است، اما در خودزنی لزوما چنین هدفی وجود ندارد و ممکن است فرد برای کاهش یا تخلیه هیجانهای شدید به خود آسیب بزند. با وجود تفاوت این دو رفتار، خودزنی نیز موضوعی جدی است و میتواند نشانه رنج روانی قابل توجه باشد و نیازمند ارزیابی تخصصی است.
انگ زدایی از اختلالات روانی، گام نخست در پیشگیری
دکتر اسماعیل جراحی، مدیر گروه سلامت روان مرکز بهداشت آذربایجان شرقی نیز با اشاره به اهمیت افزایش آگاهی در حوزه سلامت روان، اظهار کرد: رابطه مستقیمی میان دانش و آگاهی افراد با کیفیت زندگی و ارتقای سلامت روان جوامع وجود دارد.
وی با اشاره به دغدغه متخصصان حوزههای مختلف از جمله پزشکان، روانپزشکان، روانشناسان و جامعهشناسان نسبت به پدیده آسیب به خود، گفت: آسیب به خود تنها یک بحران فردی نیست، بلکه مسئلهای چندوجهی با ریشههای روانشناختی و اجتماعی است و به همین دلیل پیشگیری از خودکشی در اولویتهای نظام سلامت قرار دارد.
وی با تاکید بر ضرورت شکستن تابوهای موجود پیرامون سلامت روان، افزود: بزرگ ترین سد در مسیر پیشگیری، سکوت و پنهانکاری است و تغییر نگرش جامعه، گفتوگو درباره این موضوع حساس و مراجعه به مراکز سلامت میتواند به شناخت دقیق تر عوامل خطر و علائم هشداردهنده کمک کند. افزایش آگاهی و توجه به سلامت روان میتواند زمینه خودمراقبتی و حمایت افراد از یکدیگر را تقویت کند.
جراحی، آموزش خودمراقبتی، انگزدایی از اختلالات روانپزشکی و دسترسی به خدمات سلامت روان را از مهمترین اصول پیشگیری از رفتارهای خودآسیبرسان دانست و گفت: مسئولیت سلامت روان تنها بر عهده نظام سلامت نیست، بلکه دستگاهها، نهادها و سازمانهای دولتی و غیردولتی باید در قالب یک شبکه حمایتی برای ارتقای سلامت روان جامعه و حفظ کرامت انسانی در کنار یکدیگر فعالیت کنند.
وی ادامه داد: خانواده به عنوان نخستین نهاد رشد جسمی، روانی و اجتماعی میتواند با ایجاد فضای بانشاط، آموزش مهارتهای زندگی، تحکیم بنیان خانواده، تقویت حمایتهای اجتماعی و مدیریت اختلافات و تعارضات زناشویی، نقش مهمی در پیشگیری از رفتارهای خودآسیبرسان داشته باشد.
مسیرهای دریافت کمک
مدیر گروه سلامت روان مرکز بهداشت آذربایجان شرقی با اشاره به کاهش آمار رفتارهای خودآسیبرسان در سطح استان، اظهار کرد: نظام سلامت با تمام ظرفیت خود در کنار مردم است و علاوه بر کادر سلامت در مراکز خدمات جامع سلامت شهری و روستایی، روانشناسان بالینی و مشاوران، شبکهای از خدمات و خطوط ارتباطی برای پاسخگویی به شهروندان پیش بینی شده است.
وی افزود: شهروندان میتوانند برای دریافت کمک به پزشکان مراکز خدمات جامع سلامت شهری و روستایی، روانشناسان بالینی این مراکز، پزشکان و روانپزشکان مستقر در کلینیکها و بیمارستانها، مشاوران و مربیان بهداشت مدارس و مشاوران و روانشناسان سازمان بهزیستی مراجعه کنند.
جراحی همچنین شمارههای ۱۴۸۰ صدای مشاور، ۱۱۵ اورژانس، ۱۲۳ اورژانس اجتماعی و سامانههای ۱۹۰ و ۴۰۳۰ را از مسیرهای ارتباطی برای دریافت کمک و مشاوره عنوان کرد.
وی تاکید کرد: در مواجهه با افکار خودآسیبرسان، فرد نباید در سکوت و تنهایی با این افکار مواجه شود و صحبت کردن با یک فرد مورد اعتماد و دریافت کمک تخصصی میتواند نخستین گام برای عبور از بحران باشد.
شاید هیچکس نتواند از پشت پنجره ذهن دیگری، تمام آنچه را که بر او میگذرد ببیند اما میتوان نشانهها را جدی گرفت، پرسید، شنید و کنار او ماند. گاهی یک گفتوگوی ساده، یک تماس به موقع یا حضور یک آدم قابل اعتماد میتواند فاصله میان یک لحظه سخت و دریافت کمک تخصصی را کوتاهتر کند.
در بحث پیشگیری از خودکشی، خانواده، دوستان، مدرسه، محیط کار و جامعه هر کدام میتوانند در دیدن نشانهها و ایجاد فضایی امن برای حرف زدن نقش داشته باشند. شکستن سکوت، کنار گذاشتن قضاوت و مراجعه به موقع به متخصصان، گامهایی است که میتواند امید را به جایی برگرداند که شاید مدتی است کم رنگ شده است.
در نهایت، پشت هر نشانه، انسانی قرار دارد که پیش از هر چیز نیاز دارد دیده و شنیده شود؛ گاهی کافی است کسی بگوید: «من کنارت هستم، میخواهم بشنوم.»