ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۳۵۸۰

«کور خوانده‌اید»؛ قرار بود صدا و سیما دانشگاه باشد حتی برای نابینایان!

«کور خوانده‌اید»؛ قرار بود صدا و سیما دانشگاه باشد حتی برای نابینایان!

وقتی رئیس رسانه‌ای که داعیه‌دار «دانشگاه بودن» است، در برابر کوچک‌ترین نقدها، آرایش تهاجمی به خود می‌گیرد، باید پرسید: آیا این لحن، در شأن نهادی است که قرار است «صدای ملت» باشد و نه «تریبون خشم»؟

تبلیغات
تبلیغات

سید رحیم معارفی در یادداشتی نوشت: موعد اتمام دوره ۵ساله ریاست پیمان جبلی بر صدا و سیما نزدیک است و او که به جای تلاش برای جلب رضایت همگان بنا را بر این گذاشته که ادبیات خود را با تندترین لایه‌ها هماهنگ و با ترسیم موقعیت یک دژ مقاومت جایگاه خود را تثبیت کند گفته است: «کور خوانده‌اید که فکر می‌کنید با این فشارها، صداوسیما از مسیرش کوتاه بیاید.» 

بدیهی است که وجهه سیاسی او آن هم با خوانش رادیکال بر سویه‌های فرهنگی و رسانه‌ای می‌چربد اما این ادبیات فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی که زنگ خطری است برای «فرهنگ گفت‌وگو» و اخلاق حکم‌رانی در کشور و شاید بتوان آن را به زبان عامه این گونه هم تفسیر کرد: چشم‌تان کور! همین است که هست… (البته تفسیر و گرنه هنوز به این درجه از صراحت نرسیده‌اند). 

نکته تأمل‌برانگیز اینجاست که این رویکردِ تقابلی، در حالی اتخاذ می‌شود که در ماه‌های اخیر، رؤسای قوای مجریه و مقننه و جمعی از دلسوزان و نخبگان کشور نیز نسبت به رویه‌های جاری در این سازمان، انتقادات جدی و خیرخواهانه‌ای را مطرح کرده‌اند. آیا ادبیات «کور خوانده‌اید»، پاسخی به این سطح از نقدهاست؟ اگر چنین است، باید پرسید این آرایش تهاجمی در برابرِ نهادهای بالادستی و چهره‌های تأثیرگذار نظام، با کدام منطق رسانه‌ای و کدام سیاستِ «جذب حداکثری» همخوانی دارد؟ به نظر می‌رسد این لحن، نه‌تنها فاصله‌ی میان رسانه و مخاطب، بلکه شکاف میان رسانه و ساختار حکمرانی را نیز عمیق‌تر می‌کند. 

صداوسیما فراتر از یک سازمان اداری، متولی سنگین «الگوسازی فرهنگی» است. در چنین دستگاهی، ادبیات مدیر ارشد، بازتاب مستقیم «فرهنگ سازمانی» است؛ فرهنگی که قرار است الگوی کنشگری در فضای عمومی باشد. وقتی رئیس رسانه‌ای که داعیه‌دار «دانشگاه بودن» است، در برابر کوچک‌ترین نقدها، این‌چنین آرایش تهاجمی به خود می‌گیرد، باید پرسید: آیا این لحن، در شأن نهادی است که قرار است «صدای ملت» باشد و نه «تریبون خشم»؟ 

از منظرِ اصول حرفه‌ای ارتباطات، رسانه قرار نیست بلندگوی یک گروهِ خاص یا ابزار تصفیه حساب* باشد؛ بلکه رسانه باید صدایِ متن جامعه باشد. الفبای اخلاقِ رسانه‌ای حکم می‌کند که حتی در اوجِ اختلافات دیدگاهی، «حرمت مخاطب» حفظ شود و نقدپذیری، نه یک ضعف، که از ارکان اصلی هویت یک رسانه‌ی مقتدر و مورد اعتماد باشد. اکنون با شنیدن چنین عباراتی، این پرسشِ بنیادین مطرح می‌شود که آن اصول کلاسیک حرفه‌ای، کجای راهبردهای امروز صداوسیما قرار دارند؟ 

به آقای جبلی باید یادآور شد منتقد، الزاماً دشمن نیست. گاهی منتقد، همان مخاطبی است که هنوز به رسانه ملی تعلق‌خاطر دارد، اما از فاصله‌ی عمیقی که میانِ دغدغه‌هایش و خروجی آن رسانه ایجاد شده، گلایه‌مند است. وقتی میلیون‌ها نفر از مردم، به دلایل متعدد، ترجیح می‌دهند مخاطب سایرِ تریبون‌ها باشند، آیا پاسخِ «کور خوانده‌اید» راهکاری برای ترمیم این شکاف است؟ 

رسانه‌ای که خود را «دانشگاه» می‌نامد، بیش از هر نهاد دیگری ملزم به رعایتِ ادب گفت‌وگو و اخلاق مدنی است. قرار نیست صداوسیما از اصولِ بنیادینِ خود دست بکشد؛ اما شنیدن صدای مردم و مسئولان، به معنای «عقب‌نشینی» نیست؛ اصلاح روش‌ها، به معنایِ «شکست» نیست. قدرت یک رسانه در این است که نقد را بشنود، حتی زمانی که آن نقد، خوشایند مزاج مدیریتی نباشد. 

این سطور از سرِ دلسوزی برای مرجعیت رسانه‌ای کشور نوشته می‌شود؛ ما به رسانه‌ای نیاز داریم که صدای «همه» مردم باشد، نه صدایِ یک بخشِ خاص؛ رسانه‌ای که به جای ادبیات تقابلی، بگوید: «نقدتان را شنیدیم؛ حالا اجازه بدهید درباره‌اش گفت‌وگو کنیم.» 

سخن پایانی اینکه، بسیار تلخ است اگر «دانشگاهی» که قرار بود فرهنگ گفت‌وگو را آموزش دهد، خود در برابر یک پرسش انتقادی، این‌چنین خشمگین شود. مسئله فقط یک جمله نیست؛ مسئله، فرهنگی است که پشت این ادبیات ایستاده است؛ تا زمانی که این نگاه «غضب‌محور» حاکم باشد، شکاف میانِ رسانه و مخاطب، روز به روز عمیق‌تر خواهد شد. 

* کلمه تصفیه حساب به معنی صاف کردن حساب‌ها درست است و تسویه به معنی مساوی کردن که در سال‌های اخیر جای‌گزین تصفیه شده (با تصور نادرستی آن برای غیر اموری مانند آب و هوا) اصطلاحی است در حساب‌داری.

تبلیغات
منبع : عصر ایران
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات