پشت پرده لغو نشست صلاله چه بود؟
عقبنشینی دقیقه نودی؛ معامله بزرگ بر سر شاهرگ نفت شکست خورد؟
در حالی که توافق موقت ایران و عمان برای عبور و مرور دریایی در آستانه نهاییشدن بود، کارشکنی متحدان منطقهای آمریکا مانع ثبت یک اجماع تاریخی شد. عقبنشینی بحرین و تردید ریاض در کمتر از ۲۴ ساعت، مذاکرات حیاتی برای بازگشایی امن تنگه هرمز را به بنبست کشاند.
فرارو– حسن نافعه، استاد علوم سیاسی دانشگاه قاهره
به گزارش فرارو به نقل از المیادین، اعلام وزارت امور خارجه ایران مبنی بر برگزاری نشستی با حضور عباس عراقچی و وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در شهر صلاله عمان، بسیاری از ناظران بینالمللی را غافلگیر کرد.
قرار بود این نشست روز دوشنبه، ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ (۲۳ شهریور ۱۴۰۵)، با محوریت ترتیبات دریانوردی در تنگه هرمز برگزار شود. همچنین وزیر امور خارجه عراق برای حضور در این مذاکرات دعوت شده بود؛ آن هم در مقطعی که روابط تهران با برخی کشورهای عربی منطقه در وضعیتی شکننده قرار داشت.
اما کمتر از دو روز بعد، بحرین از عدم تمایل خود برای شرکت در نشست خبر داد؛ تصمیمی که گمانهها درباره بیمیلی ریاض به پیشبرد این گفتگوها را تقویت کرد. در نهایت، کمتر از ۲۴ ساعت مانده به آغاز نشست، بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، از تعویق آن با هدف «حفظ توافق و اجماع» سخن گفت، بدون اینکه تاریخ تازهای معین کند. به این ترتیب، سرنوشت نشست صلاله در هالهای از ابهام ماند.
سیگنالهای منفی برای مهار بحران
دشواریهای مربوط به بازگشایی پایدار تنگه هرمز بدون توافق دوجانبه تهران و مسقط از یکسو، و هماهنگی واشگتن با کشورهای منطقه از سوی دیگر، پیامهای روشنی مخابره میکند. بسیاری از ناظران، تحولات اخیر را نشانه فراهم نبودن بسترهای لازم برای مهار پایدار تنشهای گسترده نظامی در منطقه میدانند.
بر پایه این برآورد، خاورمیانه طی هفتههای پیشرو به جای تنشزدایی ممکن است وارد فاز تشدید تدریجی اصطکاکها شود. در این میان، هرگونه مذاکره تعیینکننده احتمالا تا پایان کارزارهای انتخاباتی در پاییز به تعویق خواهد افتاد.
تلاشهای دیپلماتیک ایران و عمان برای رسیدن به چارچوب مدیریت مشترک تنگه هرمز، در راستای سازوکارهای مطرح در تفاهمنامه ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) بود؛ متنی که در آن بر برقراری ایمنی پایدار دریانوردی میان خلیج فارس و دریای عمان طی بازه ۶۰ روزه و رفع موانع فنی تأکید شده بود. طبق این سازوکار، مقرر بود تهران و مسقط با هماندیشی دیگر کشورهای ساحلی، ترتیبات نظارتی را منطبق با حقوق بینالملل تدوین کنند.
با این حال، فشارهای سیاسی داخلی در واشنگتن پس از امضای یادداشت تفاهم افزایش یافت و تلاشها برای تغییر در موازنههای دریانوردی در مجاورت عمان، مسیر اجرای تعهدات را مسدود کرد. با وجود تمامی فشارهای بیرونی، ایران ابتکار عمل و اقتدار خود را در تنگه هرمز تثبیت کرد و مسیر تبادل نظر میان تهران و مسقط متوقف نماند.
سه مانع اصلی در لغو مذاکرات صلاله
تحلیل شواهد نشان میدهد سه متغیر کلیدی مانع برگزاری نشست صلاله شدند:
نخست، محتوای توافق تهران و مسقط؛ این دو پایتخت در پی طراحی ترتیبات موقتی برای مدیریت و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز بودند. اما برخی دولتهای عربی حوزه خلیج فارس نگران بودند که تثبیت این الگو، به شناسایی رسمی و دائمی نقش محوری تهران در این گذرگاه راهبردی منجر شود.
دوم، تشتت آرای درونی شورای همکاری خلیج فارس در تنظیم سطح مناسبات مطلوب با تهران؛ بخشی از این کشورها، رسیدن به یک نقشه راه مشترک با تهران را ناممکن ساختند.
سوم، رخدادهای امنیتی میدانی همزمان با موعد نشست؛ کنترل نیروهای انصارالله بر بخشهایی از ساحل غربی یمن و انتشار اخباری درباره تهدید خطوط لوله انتقال نفت در سواحل غربی عربستان، فضای امنیتی را متشنج کرد. ریاض مایل نبود امتیازی ساختاری را بپذیرد و اصرار داشت تمامی پروندههای امنیتی بهصورت بستهای واحد بررسی شوند، نه منحصر به تنگه هرمز.
علاوه بر این، واشنگتن نیز انگیزهای برای شکلگیری نشست صلاله نداشت؛ زیرا از این نگران بود که خروجی آن مطالبه پایان مداخله نظامی بیگانگان در آبراههای منطقه را تقویت کند.
تهران و جهان عرب؛ فرصتی برای معماری نوین امنیت
اکنون فراتر از هر زمان، ضرورت مذاکرات مشترک در سطح وزیران خارجه ایران، عراق و اعضای شورای همکاری خلیج فارس ملموس است. چنین دیداری صرفاً در مسئله دریانوردی خلاصه نمیشود، بلکه سرآغازی است برای پیریزی روابطی متوازن و واقعبینانه.
مناسبات ایران و همسایگان عرب از تحولات گذشته، از جنگ تحمیلی گرفته تا اشغال عراق و بحران طولانیمدت سوریه، دستخوش دگرگونیهای ساختاری شده است. رویدادهای پس از عملیات «طوفان الاقصی» نیز ضرورت عبور از الگوهای کهنه تقابل را روشن ساخت.
چالشها و تهدیدهای امنیتی متقابل در جغرافیای پیرامونی، سرنوشت دو سوی خلیج فارس را به یکدیگر گره زده است. اگرچه اختلافات دهههای گذشته در کوتاهمدت ناپدید نمیشوند، اما تفکیک اولویتها و تکیه بر دیپلماسی نهادی و دور نگهداشتن منطقه از مداخله قدرتهای فرامنطقهای، تنها راهکار عملیاتی است؛ از همین رو، احیای ایده نشست صلاله همچنان مهمترین پرونده روی میز خواهد بود.