ولی نصر: نظم خاورمیانه دیگر بر مهار ایران بنا نخواهد شد
استاد دانشگاه جانز هاپکینز، در تحلیلی تازه بیان کرد که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، برخلاف اهداف اولیه واشنگتن و تلآویو، به تضعیف جایگاه منطقهای تهران منجر نشده است.
ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور ارشد غیرمقیم برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، در یادداشتی تازه به بررسی پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و تغییرات احتمالی در نظم امنیتی خاورمیانه پرداخته است.
به گزارش فرارو، نصر در یادداشت خود که در وبسایت CSIS منتشر شده، با اشاره به جملهای از آنتونیو گرامشی درباره دوران گذار مینویسد جنگ سال ۲۰۲۶ میتواند آغازگر دورهای باشد که در آن ساختار امنیتی پیشین خاورمیانه دچار تغییر جدی شود.
نصر معتقد است آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ انتظار داشتند حکومت ایران سرنگون شود و در صورت شکست این سناریو، دستکم توانمندیهای هستهای و نظامی تهران بهشدت کاهش یابد. به نوشته او، اما روند جنگ مطابق این محاسبات پیش نرفت و ایران توانست توانایی خود برای ادامه جنگ و اعمال فشار منطقهای را حفظ کند.
یکی از محورهای اصلی تحلیل ولی نصر، وضعیت پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس است. او مدعی است حملات ایران به پایگاههای آمریکا و تأسیسات نظامی کشورهای عربی، آسیبپذیری ساختار امنیتی تحت رهبری واشنگتن را آشکار کرد.
نصر مینویسد ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل، پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار داد و حملات بعداً به برخی زیرساختهای انرژی نیز کشیده شد. به نوشته او، این وضعیت باعث شد درباره توانایی آمریکا برای دفاع از پایگاههای خود و کشورهای میزبان تردیدهایی شکل بگیرد.
او همچنین نوشت که تا ماههای بعدی جنگ، آمریکا بخشی از داراییها و عملیات خود را از پایگاههای نزدیک به ایران به مناطقی مانند اسرائیل، اردن و سوریه منتقل کرد.
هرمز؛ مهمترین اهرم تهران
بخش مهم دیگری از تحلیل نصر به تنگه هرمز اختصاص دارد. او معتقد است ایران با بستن این آبراه در جریان جنگ، نشان داد که میتواند از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان یک اهرم راهبردی استفاده کند.
نصر در تحلیل خود مینویسد واشنگتن نتوانست بهسادگی کنترل تنگه را از ایران پس بگیرد و همین موضوع، اهمیت هرمز را در محاسبات امنیتی و اقتصادی آینده منطقه افزایش داده است.
او پیشتر نیز در گفتوگویی با فارن افرز گفته بود ایران برای بستن هرمز از مدتها قبل آماده شده بود و به جای تکیه بر نیروی دریایی متعارف، از روشهای نامتقارن مبتنی بر موشک و پهپاد استفاده کرد.
خلیج فارس؛ از نقطه قوت به نقطه آسیبپذیر
به نوشته نصر، دومین هدف ایران از فشار بر کشورهای خلیج فارس، تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی بوده است. او معتقد است بسته شدن هرمز و آسیب دیدن زیرساختهای منطقه، نشان داد وابستگی اقتصاد جهانی به خلیج فارس میتواند به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود.
در تحلیل او، افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیرههای تأمین میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد و به اقتصاد آمریکا و سایر کشورهای جهان فشار وارد کند.
نصر همچنین معتقد است کشورهای عربی منطقه پس از تجربه جنگ، ممکن است در محاسبات امنیتی خود بیش از گذشته به دنبال گزینههای متنوعی غیر از اتکا به آمریکا باشند.
اسرائیل و محدود شدن راهبرد نظامی
نصر در بخش دیگری از یادداشت خود استدلال میکند که جنگ میتواند محاسبات امنیتی اسرائیل را نیز تغییر دهد. به نوشته او، راهبردی که در سالهای اخیر بر برتری نظامی و استفاده از قدرت نظامی برای تغییر موازنه منطقهای تکیه داشته، پس از جنگ با ایران با محدودیتهایی مواجه شده است.
او مدعی است در صورتی که احتمال جنگ دوباره کاهش یابد، فضای مانور نظامی اسرائیل نیز محدودتر خواهد شد و کشورهای عربی ناچار خواهند بود همزمان تهدیدهای ناشی از ایران و نگرانیهای خود درباره اسرائیل را در محاسبات امنیتیشان لحاظ کنند.
چین و روسیه در نظم جدید
ولی نصر در ادامه تحلیل خود پیشبینی میکند کاهش نقش آمریکا میتواند فضای بیشتری برای حضور قدرتهای دیگر در خاورمیانه ایجاد کند.
به نوشته او، چین ممکن است نقش اقتصادی و دیپلماتیک خود در منطقه را افزایش دهد و حتی در حوزه امنیت دریایی حضور بیشتری پیدا کند. نصر همچنین از پاکستان و اروپا به عنوان بازیگرانی نام میبرد که ممکن است در ساختار امنیتی آینده منطقه نقش پررنگتری پیدا کنند.
در نهایت، نصر نتیجه میگیرد که خاورمیانه آینده الزاماً بر پایه یک ائتلاف واحد به رهبری آمریکا شکل نخواهد گرفت و ممکن است شاهد رقابت و همکاری همزمان میان مجموعهای از قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای باشد. او این وضعیت را دورهای از خلأ و تحول میداند که در آن ایران فرصت بیشتری برای مانور منطقهای پیدا خواهد کرد.