ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۱۵۹۷

صابر گل‌عنبری تحلیل کرد:

دور تند اتفاقات در منطقه: به سمت توافق می‌رویم یا جنگی بزرگ‌تر؟

دور تند اتفاقات در منطقه: به سمت توافق می‌رویم یا جنگی بزرگ‌تر؟

یک کارشناس بین‌الملل معتقد است: «ایران و آمریکا تا پیش از رسیدن به نقطه انفجار یا توافق، برای وادار کردن رقیب به عقب‌نشینی، گام‌های عملی بیشتری در روزها و هفته‌های آتی بردارند که باعث تشدید تنش می‌شود.»

صابر گل‌عنبری، کارشناس روابط بین‌الملل، در کانال تلگرامی خود در یادداشتی با عنوان «تحولاتی در مسیر یک تحول!» نوشت: در روزهای اخیر، تحولاتی بسیار مهم، تا حدی ناهمگون ولی در عین حال هم‌راستا در منطقه و در پیوند با ایران رخ داده است؛ تحولاتی که با وجود این ویژگی‌ها، از حیث اثرگذاری متقابل به مثابه حلقه‌های پیوسته یک زنجیرند و برخی به سود و برخی علیه ایران عمل می‌کنند.

از یک‌سو، تعمیق نفوذ و سیطره اسرائیل در جنوب لبنان، تحولات جدید پیرامون تپه راهبردی «علی‌طاهر»، ارجاع مجدد پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت و انسداد چند گذرگاه مرزی زمینی عراق با ایران؛ و از سوی دیگر، تسلط کامل انصارالله یمن بر آبراه راهبردی باب‌المندب، افزایش بهای نفت، هدف قرار گرفتن خطوط لوله استراتژیک انتقال نفت عربستان، تشدید حملات به کشتی‌ها در تنگه هرمز و در نهایت، برگزاری نشست مشترک میان ایران، عراق و شش کشور همسایه در حوزه خلیج فارس در مسقط. 

این موارد، سرفصل‌های اصلی تحولات جاری تنش میان ایران و ایالات متحده را تشکیل می‌دهند که هر یک نیازمند بررسی و تحلیلی جداگانه و مبسوط است. با این حال، به طور خلاصه می‌توان گفت برآیند این تحولات از دو سناریو خارج نیست: یا دستیابی به توافقی شبیه به تفاهم اخیر که نتیجه آن تقویت و ارتقای موقعیت ژئوپلیتیک و منطقه‌ای ایران خواهد بود، یا ورود به یک جنگ و رویارویی نظامی به‌مراتب شدیدتر از گذشته. 

دلیل طرح سناریوی نخست با چنین مختصاتی این است که با شناخت کنونی، بعید به نظر می‌رسد حکومت ایران با کمتر از تفاهم‌نامه قبلی موافقت کند؛ به‌ویژه که متعاقب تسلط انصارالله بر تنگه باب‌المندب و حمله به خطوط انتقال نفت عربستان (که عملاً ابزاری برای دور زدن تنگه هرمز بود)، اگر هم سقف مطالبات و توان چانه‌زنی خود را در مذاکرات احتمالی بالا نبرد، فعلا آن را کاهش نخواهد داد. 

در مقابل، هزینه‌های سنگینِ پذیرش چنین توافقی برای منافع حال و آینده آمریکا، اسرائیل و در مجموع جهان غرب در خاورمیانه، می‌تواند در جایگاه مانعی اساسی عمل کرده و از تحقق آن جلوگیری کند؛ چرا که شکل‌گیری چنین توافقی عملاً به معنای افول حضور سخت‌افزاری و نرم‌افزاری واشنگتن در منطقه و آغاز یک نظم نوین در خاورمیانه خواهد بود. 

در این فضا، دیگر مدیریت تنش به الگوی سنتی «نه جنگ و نه صلح» کارآمد به نظر نمی‌رسد؛ زیرا شتاب تحولات سهمگین با پیامدهای سنگین بسیار بالاست؛ به نحوی که طرف‌های درگیر را تحت الزاماتی بیش از هر زمان دیگری به تعیین تکلیف وضعیت جاری در بازه زمانی چهار ماه پیش‌رو وا می‌دارد: 

از یک سو، با توجه به بحران‌های اقتصادی پیچیده و چندلایه و تبعات احتمالی آن، بعید است ایران بخواهد یا بتواند بدون دست زدن به اقدامی عملی با محاصره فعلی کنار بیاید. 

از سوی دیگر، طرف مقابل نیز احتمالاً بر این باور است که تداوم رویکرد صبر و انتظار برای فروپاشی ثبات اجتماعی در ایران بر اثر محاصره و جنگ اقتصادی همه‌جانبه، ممکن است به بهای تثبیت نهایی نفوذ و موقعیت ایران در باب‌المندب و سایر نقاط تمام شود. علاوه بر این، افزایش بهای جهانی نفت بر اثر رشد تقاضای چین و ناامنی در تنگه هرمز و ریسک‌های موجود برای مسیرهای جایگزین (مانند خطوط انتقال عربستان و امارات) نیز به عنوان عاملی مضاعف عمل می‌کند. 

ترکیب این متغیرها موجب می‌شود طرفین تا پیش از رسیدن به نقطه انفجار یا توافق، برای وادار کردن رقیب به عقب‌نشینی، گام‌های عملی بیشتری در روزها و هفته‌های آتی بردارند که باعث تشدید تنش می‌شود. بر همین اساس، هفته‌های آینده تا پیش از انتخابات اسرائیل و هفته‌های متعاقب انتخابات آمریکا، مقطعی به‌شدت حساس و تعیین‌کننده خواهد بود.

 

ارسال نظرات
خط داغ