سمیرامیس، ملکه ای در تاریخ
غالب آشوری ها برخلاف سنت فرهنگی شان که حکومت زنان را برنمی تافت، حاکمیت یک زن را پذیرفتند چرا که او بخش های وسیعی از خاورمیانه و منطقه شام را فتح کرد و پس از یک جنگ داخلی شدید، ثبات و قدرت امپراتوری را احیا و تقویت نمود.
با اینکه نام شامیرام و همچنین مشتق آن یعنی نام سمیرا در برخی فرهنگ ها همچنان به عنوان نام دختر جایگاه خاصی داشته و انتخاب می شود ولی ریشه تاریخی آن چندان مشهور و شناخته شده نیست. طبق برخی اسناد این اسم برگرفته از نام یک ملکه تاریخی به نام سمیرامیس است؛ کسی پس از مرگ شوهرش نینوس بر تخت پادشاهی آشور نشست.
او پیش از آنکه پسرش به سن بلوغ برسد زمام امور را به دست گرفت و به مدت پنج سال به عنوان نایب السلطنه بر امپراتوری نو آشور حکمرانی کرد. هر چند دوران فرمانروایی او هم زمان با شرایط سیاسی بی ثباتی بود ولی او توانست منشا تاثیرات و قدرت متفاوتی باشد و دید آشوریان را تغییر داد.
غالب آشوری ها برخلاف سنت فرهنگی شان که حکومت زنان را برنمی تافت، حاکمیت یک زن را پذیرفتند چرا که او بخش های وسیعی از خاورمیانه و منطقه شام را فتح کرد و پس از یک جنگ داخلی شدید، ثبات و قدرت امپراتوری را احیا و تقویت نمود. در حقیقت موفقیت او در مقام یک حاکمِ زن، موجب شد تا آشوری ها با احترامی ویژه از او یاد کنند و دستاوردهایش نسل به نسل بازگو شد تا حتی به تدریج به شخصیتی افسانه ای مبدل شد.
گفتنی است نام سمیرامیس به بناهای گوناگونی در غرب آسیا و آناتولی که البته خاستگاه شان فراموش یا ناشناخته مانده بود اطلاق می شد تا بدانجا که حتی در کتیبه بیستونِ، هرودوت ساخت خاکریزهای مصنوعیِ مهار کننده رود فرات را به او نسبت می دهد؛ این نام بر یکی از دروازه های بابل نیز حک شده بود. امپراتوری که سمیرامیس ایجاد کرد از کوه های قفقاز در شمال تا شبه جزیره عربستان در جنوب و از غرب ایران در شرق تا قبرس در غرب امتداد داشت.
او که شخصیت بی باکی داشت در یکی از جنگ ها و پس از کشته شدن فرمانده، خود را به هیئت پسرش درآورد تا ارتش از دستورات او پیروی کند چرا که سپاهیان گمان میکردند این فرامین از سوی حاکم جدیدشان صادر می شود. سمیرامیس حدود ۴۲ سال فرمانروایی کرد؛ او همچنین بابل باستان را بازسازی کرد و با دیواری آجری و بلند که گرداگرد شهر را کاملا در بر می گرفت آن را ایمن ساخت. سمیرامیس چندین کاخ نیز در ایران ساخت که از جمله آنها کاخی در اکباتان بود.
شگردهای جنگی او نیز در نوع خود خاص بود و هنگامی که قصد جنگ با هند داشت برای فریب هندیان و القای این تصور که صاحب فیل های واقعی شده است به صنعتگران خود دستور داد تا با پوشاندن شترها با پوست های تغییر شکل یافته بوفالوهای تیره رنگ، ارتشی از ماکت های نظامی به شکل فیل بسازند. هر چند این ترفند در ابتدا کارگر افتاد اما آنها در این جنگ پیروز نشدند.