ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۹۱۸۸

روایت آنا کلمن لد/ زنی که چهره سربازان جنگ جهانی اول را بازسازی می‌کرد

روایت آنا کلمن لد/ زنی که چهره سربازان جنگ جهانی اول را بازسازی می‌کرد

آنا کلمن لد مجسمه‌ساز نئوکلاسیک آمریکایی بود که برای سربازان مجروح جنگ جهانی اول پروتزهای صورت ساخت.

فرارو- پیشرفت‌های فناوری در اوایل قرن بیستم، ماهیت جنگ را به‌کلی دگرگون کرد. سربازان جنگ جهانی اول عمدتاً در سنگرها می‌جنگیدند؛ وضعیتی که به شمار حیرت‌انگیزی از آسیب‌های ناحیه سر و صورت منجر شد.

به گزارش فرارو به نقل از the collector، «آنا کلمن لاد»، مجسمه‌ساز آمریکایی، از جمله کسانی بود که مهارت هنری خود را برای کمک به سربازان جهت بازیابی چهره‌شان به کار گرفت. او ماسک‌های فلزی بسیار طبیعی و واقع‌گرایانه‌ای ساخت تا آسیب‌ها را بپوشاند و به کهنه‌سربازان کمک کند تا دوباره زندگی عادی خود را از سر گیرند. 

آنا کولدمن

نبرد در جنگ جهانی اول: ظهور ماسک‌های آنا کلمن لاد

جنگ جهانی اول نه تنها مقیاسی بی‌سابقه از دخالت انسان، بلکه پیشرفت‌های چشمگیری را در حوزه پیشرفت فنی نیز به همراه داشت، اگرچه «پیشرفت» بهترین کلمه برای توصیف ابزارهای مورد استفاده برای نابودی انسان نیست. سلاح‌های شیمیایی، هواپیماها، مسلسل‌ها و بمب‌ها، استراتژی و تاکتیک‌های نبرد را به طور اساسی تغییر دادند و ویرانی بی‌سابقه‌ای را به بار آوردند. علاوه بر این، خود جنگ نیز تغییر کرد - از فضاهای باز، نبرد به سنگرها منتقل شد. 

وحشتناک‌ترین محصول جنگ سنگری، تغییر ماهیت زخم‌های معمول نبرد بود. ترکش‌ها نه تنها گوشت را سوراخ می‌کردند، بلکه آن را تکه تکه و استخوان‌ها را خرد می‌کردند. جنگیدن در سنگرها همچنین به این معنی بوده است که سر و صورت انسان به قسمت‌هایی از بدن تبدیل شده است که بیشتر در معرض تیراندازی و انفجار قرار دارند. در نتیجه، تعداد آسیب‌های صورت سرسام‌آور شد و هیچ پزشکی آماده رسیدگی به آن در چنین مقیاسی نبود. سربازان، اگر اصلاً برمی‌گشتند، با تمام صورت‌هایشان، با چانه‌ها و بینی‌های تراشیده به خانه بازمی‌گشتند. 

آسیب‌های صورت سربازان آنقدر شدید و گسترده بود که آزمایش‌های جراحی به امری ضروری تبدیل شد و پزشکان به شدت تلاش می‌کردند تا چهره‌ها را از قطعات جدا کنند. مسائل زیبایی‌شناختی در درجه دوم اهمیت قرار داشتند: عملکرد و ایمنی در اولویت بودند. جراحی پلاستیک به سرعت توسعه یافت، اما نه به سرعت کافی. بسیاری از سربازان از دردهای خیالی رنج می‌بردند و بخش‌هایی از بدن و صورت خود را که دیگر وجود نداشتند، احساس می‌کردند. وضعیتی که در حال حاضر به آن اختلال بدشکلی بدن می‌گویند، شایع‌ترین و آسیب‌زای روانی بود. چهره‌های انسان، بخش‌هایی از بدن هستند که ما آن‌ها را در خود و دیگران بهتر می‌شناسیم و مستقیماً آن‌ها را با افراد و شخصیت‌ها مرتبط می‌کنیم. این سربازان نه تنها چهره خود، بلکه حس خود را نیز از دست دادند. 

جنبه اخلاقی این موضوع نیز به هیچ وجه متعادل و سالم نبود. بیمارستان‌های اروپایی که چنین آسیب‌هایی را درمان می‌کردند، به همراه بیمارستان‌های معمولی‌تر، برخی از نیمکت‌های محل را به عنوان صندلی‌های تعیین شده برای کسی با ظاهری ظاهراً نگران‌کننده رنگ‌آمیزی کردند. مراقبت از سلامت عاطفی افراد سالم، ناگزیر سلامت روان بیماران را در معرض خطری حتی بالاتر از آنچه که بود، قرار می‌دهد. بخش‌های جراحی صورت، استفاده از آینه‌ها و سایر سطوح بازتابنده را اکیداً ممنوع کردند تا سربازان زخمی، حداقل برای مدتی، چهره خود را نبینند. با این حال، آن‌ها اغلب مجبور بودند پس از اینکه کسی تصادفاً نگاهی اجمالی به جراحاتشان می‌انداخت، اختلالات روانی و شوک‌های ناگهانی را درمان کنند. خانواده‌های سربازان نیز اغلب به همان اندازه شوکه می‌شدند - برای مثال، کودکان از پدرانشان می‌ترسیدند. 

آنا کولدمن

آنا کولمن لاد قبل از جنگ

آنا کولمن لاد فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان مجسمه‌سازی با سبک سنتی و نسبتاً بااستعداد آغاز کرد. او که در سال ۱۸۷۸ در فیلادلفیا متولد شده بود، برای تحصیل در رشته مجسمه‌سازی به فرانسه و ایتالیا رفت. پس از بازگشت به وطن، با پزشکی ازدواج کرد و به عنوان هنرمندی حرفه‌ای به خلق پرتره‌هایی (چهره‌نگاری‌هایی) پرداخت که هم به صورت نقاشی و هم مجسمه بودند و طرفداران زیادی داشتند. آثار هنری کولمن لاد اگرچه به خودی خود شاهکار محسوب نمی‌شدند، اما نشان‌دهنده مهارت بالای او بودند. 

مجسمه‌های نیم‌تنه او فاقد آن جنبه‌های دراماتیک یا شخصیت‌پردازی‌های قدرتمندی بود که در آثار مجسمه‌سازان مشهورتر دیده می‌شد؛ اما همین ویژگی دقیقاً همان چیزی بود که او را برای حرفه آینده‌اش به گزینه‌ای ایده‌آل تبدیل می‌کرد. آنا کولمن لاد شناخت دقیقی از چهره‌های واقعی انسان داشت و می‌توانست به آسانی آن‌ها را با سنگ مرمر یا برنز بازآفرینی کند. با آغاز جنگ جهانی اول، همسر او مسئولیت اداره یک بیمارستان نظامی آمریکایی در فرانسه را بر عهده گرفت و بدین ترتیب، این زوج راهی اروپا شدند. لوئیس لیند، منتقد هنری بریتانیایی که با آثار کولمن لاد آشنایی داشت، با ارسال نامه‌ای ضمن اشاره به استعداد او در خلق چهره‌های طبیعی، فرصتی تازه برای کار و خدمت‌رسانی به او پیشنهاد کرد. 

آنا کولدمن

درون کارگاه آنا کولمن لاد

در دسامبر ۱۹۱۷، آنا کولمن لاد کارگاه ساخت پروتزهای صورت خود را در پاریس افتتاح کرد؛ پروژه‌ای که بخشی از بودجه آن توسط صلیب سرخ آمریکا تأمین می‌شد. او در ماه‌های پیش از آن، به بیمارستان‌های فرانسه سر می‌زد تا هم به جراحان آموزش دهد و هم نمونه کارهایش را به آن‌ها نشان دهد؛ جراحانی که بعدها بیمارانِ در حال بهبود را به او ارجاع می‌دادند. این مجسمه‌ساز تمام تلاش خود را می‌کرد تا تجربه سربازان تا حد امکان راحت و خوشایند باشد. کارگاه او بیشتر شبیه به یک سالن پذیرایی بود تا بخش بیمارستان؛ فضایی آراسته با کوسن‌های طرح‌دار، گل، پوستر و بساط چای. او کار خود را با قالب‌گیری از صورت آسیب‌دیده آغاز می‌کرد؛ البته زمانی که زخم‌ها تا حدی بهبود یافته بودند که قالب‌گیری درد شدیدی ایجاد نکند. 

او از روی آن قالب اولیه، یک نمونه گچی می‌ساخت. سپس نوبت به دشوارترین و در عین حال هیجان‌انگیزترین مرحله می‌رسید: بازسازی چهره واقعی. این هنرمند برای کار خود به عکس‌های پیش از آسیب‌دیدگی (در صورت موجود بودن) و همچنین اطلاعات دریافتی از اعضای خانواده فرد تکیه می‌کرد. اگر هیچ‌کدام از این موارد در دسترس نبود، از خودِ سرباز می‌خواست تا چهره‌اش را توصیف کند. شباهت چهره‌های ساخته‌شده معمولاً حیرت‌انگیز بود، به‌طوری که از فاصله دور، تشخیص تفاوت میان چهره جدید و چهره اصلی فرد غیرممکن به نظر می‌رسید. 

دست‌کم در یک مورد، همسر یکی از سربازان نامه‌ای برای آنا کولمن لاد فرستاد و درخواست کرد تغییری در ماسک ایجاد شود. شوهرش در میدان نبرد هر دو چشم خود را از دست داده بود و همسرش خواسته بود که رنگ چشم‌های مصنوعی ماسک را به همان رنگ قهوه‌ای تیره‌ای که او پیش‌تر داشت، تغییر دهند. گاهی ماسک تمام صورت را می‌پوشاند و گاهی تنها بخش آسیب‌دیده را؛ اما در هر دو حالت، ماسک‌ها معمولاً با استفاده از عینکی که دسته‌هایش پشت گوش قرار می‌گرفت، روی صورت ثابت می‌شدند. در موارد معدودتری، این هنرمند از بندهایی استفاده می‌کرد که پشت سر گره می‌خوردند. 

آنا کولدمن

فرانسیس درونت وود: یکی دیگر از پیشگامان حوزه پروتزهای صورت

آنا کولمن لاد تنها هنرمندی نبود که در آن دوران به متخصص ساخت پروتزهای صورت تبدیل شد. این ایده در ابتدا توسط مجسمه‌ساز بریتانیایی، فرانسیس درونت وود، مطرح شد؛ او بخشی را با عنوان «ساخت ماسک برای چهره‌های آسیب‌دیده» در یکی از بیمارستان‌های لندن راه‌اندازی کرد که سربازان آن را «فروشگاه بینی‌های حلبی» می‌نامیدند. درونت وود نخستین کسی بود که کولمن لاد برای آشنایی با اصول اولیه این کار، به او ارجاع داده شد. 

مهم‌ترین دستاورد فرانسیس درونت وود، ایده استفاده از مس گالوانیزه برای ساخت ماسک‌ها بود. پیش از او، برخی پزشکان تلاش کرده بودند از لاستیک استفاده کنند، اما این ماده سنگین و داغ بود و بوی نامطبوعی داشت؛ از این‌رو، استفاده از آن چندان راحت نبود. اختراع وود نازک و سبک بود و استفاده از آن آسودگی به همراه داشت. برخی سربازان حتی با همان ماسک‌ها می‌خوابیدند، چرا که یا فراموش می‌کردند آن‌ها را بردارند و یا تمایلی به درآوردنشان در شب نداشتند. وود برای شبیه‌سازی موهای صورت، قطعات نازک و برش‌خورده‌ای از فلز را به کار می‌برد. 

ساخت چهره‌ها

با این حال، آنا کولمن لاد در کار خود یک قدم فراتر رفت و از نظر کیفیت از همکارانش پیشی گرفت. در مقایسه با دیگر سازندگان ماسک، کار او نسبتاً کند بود و زمان بیشتری برد، اما نتیجه از همیشه قانع‌کننده‌تر بود. او با دقت رنگ رنگ را با رنگ پوست بیمار خود مطابقت داد و نحوه‌ی ظاهر آن را در نور طبیعی و مصنوعی مقایسه کرد. برای اینکه سطح فلزی مانند پوست واقعی به نظر برسد، او با اجزای رنگ آزمایش کرد. رنگ روغن خیلی کثیف و به راحتی لب‌پریده شد، بنابراین مجسمه‌ساز از مینای سخت قابل شستشو استفاده کرد. او از یک رنگ آبی برای کشیدن ته ریش روی گونه‌ها و چانه‌های ماسک‌ها استفاده کرد. او مژه‌ها، ابروها و حتی سبیل‌های ضخیم را از موی واقعی انسان ساخت. لب‌های ماسک‌ها معمولاً کمی از هم جدا می‌شدند تا بیمار بتواند از میان آن‌ها سیگار بکشد. 

گاهی اوقات، ماسک‌ها راه‌حل‌های موقتی بودند که به بیمار کمک می‌کردند تا بین جراحی‌هایی که در نهایت صورتش را ترمیم می‌کردند، عملکرد خود را حفظ کند. با این حال، در بیشتر موارد، این ماسک‌ها تا آخر عمر با صاحبانشان می‌ماندند. با این حال، ماسک‌ها به اندازه‌ای که صاحبانشان می‌خواستند بادوام نبودند و پس از دو یا سه سال، رنگ آن‌ها شروع به ترک خوردن کرد، در حالی که فلز نازک آن‌ها تغییر شکل می‌داد. با این حال، بسیاری از سربازان چنان به آن‌ها وابسته بودند که حتی برای سفارش ماسک جدید، آن‌ها را از صورت خود جدا نمی‌کردند. برخی از آن‌ها نامه‌هایی به آنا کولمن لاد فرستادند و از بازگرداندن زندگی عادی خود ابراز قدردانی کردند. با وجود معانی مثبت، این نامه‌ها کاملاً ویرانگر بودند، زیرا آن افراد معتقد بودند که پس از جراحاتشان دیگر در خانه‌هایشان مورد استقبال قرار نمی‌گیرند. 

با این حال، اگرچه ماسک‌ها آسایش حسی و بصری را برای سرباز و حلقه اجتماعی او فراهم می‌کردند، اما نمی‌توانستند جراحات وحشتناک را جبران کنند. بسیاری از آن‌ها قادر به خوردن، صحبت کردن یا دیدن نبودند. ماسک‌ها، اگرچه به اندازه کافی واقع‌گرایانه بودند، اما هنوز بی‌حرکت بودند و گاهی اوقات یک اثر دره وهم‌آلود ایجاد می‌کردند. با این وجود، سربازان زخمی معتقد بودند که آن‌ها بسیار بهتر از چهره واقعی خود هستند. 

آنا کولمن لاد در دوران پس از جنگ

با وجود تأثیر شگرفی که «آنا کولمن لاد» بر زندگی سربازان تحت درمان خود و همچنین بر کل حوزه درمان آسیب‌های پس از جنگ گذاشت، او مدت زیادی در پاریس نماند. تنها یک سال پس از راه‌اندازی کارگاهش، او به ایالات متحده بازگشت و مسئولیت تولید را به دو مجسمه‌ساز دیگر، «مری لوئیز برنت» و «جین پوپله»، سپرد. او در سال‌های بعد به فعالیت در زمینه مجسمه‌سازی ادامه داد و چندین بنای یادبود جنگی خلق کرد. شاید تأثیر روانی جنگ بر او عمیق‌تر از آن چیزی بود که خودش تصور می‌کرد؛ چرا که بسیاری از سردیس‌های ناتمامی که کولمن لاد پس از بازگشت از فرانسه ساخت، فاقد چهره هستند؛ درست مانند همان سربازانی که زمانی تحت درمان او بودند. 

در طول سال‌های فعالیت این کارگاه، کولمن لاد و دستیارانش حدود ۲۰۰ ماسک ساختند. با وجود شواهد و عکس‌های فراوانِ به‌جامانده از آن دوران، هیچ‌یک از آن چهره‌های مسیِ واقعی باقی نمانده‌اند؛ یا آن‌قدر فرسوده و تخریب شده‌اند که دیگر قابل مرمت نبودند، و یا صاحبانشان در حالی که آن ماسک‌ها همچنان از چهره‌شان محافظت می‌کرد، به خاک سپرده شدند.

ارسال نظرات
خط داغ