ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۰۴۸۷

جنگ ابدی یا پایان جنگ؟

جنگ ابدی یا پایان جنگ؟

رجوع به نظر مردم، نفی‌کننده اصل دفاع از وطن نیست. آنچه در یک سال و چند ماه گذشته تجربه کردیم، مرحله‌ای دیگر از یک روند حدوداً دو دهه‌ای است که مراحل مختلفی از فشار اقتصادی، ترور، خرابکاری، جاسوسی و ... را در خود جا داده و در نهایت به جنگ مستقیم رسیده است.

فرارو- محسن صالحی‌خواه؛ در ماه‌های گذشته هر کس از لزوم پایان عزتمندانه جنگ صحبت می‌کند، با برچسب‌های مختلفی از سوی جریان تندروی داخلی مواجه می‌شود. نکته جالب توجه این است که اگر بخواهیم حامیان پایان و ادامه جنگ را در میان مسئولین و جریان‌های سیاسی دسته‌بندی کنیم، آن‌هایی که مسئولیت‌های اجرایی، تقنینی و قضایی برای اداره کشور دارند، ضمن تأکید بر اصل دفاع از خود، به شکل‌های مختلف بر لزوم پایان دادن به جنگ نیز تأکید می‌کنند.

اما در نقطه مقابل، افرادی هستند که نه مسئولیتی درباره مردم دارند، نه احساس مسئولیت می‌کنند؛ فضای درهم‌پیچیده کنونی را با فضای انتخاباتی اشتباه گرفته و در مسیری موازی حرکت می‌کنند.

در حال حاضر حسن روحانی زیر ضربه جریان رادیکال داخلی قرار دارد به این دلیل که گفت اگر قرار است ۲۰ سال دیگر هم با قدرت‌ها بجنگیم، در این باره به نظر مردم رجوع شود. موضوعی که برخلاف برداشت تندروها، بسیار ریشه‌ای و کلیدی‌تر از برگزاری رفراندوم، آن هم در موضوعی مانند جنگ و صلح است. ادامه جنگ با قدرت‌های بزرگ جهانی برای ۲۰ سال دیگر، الزاماً به معنی درگیری مستقیم نظامی و امنیتی نیست؛ به این معناست که آیا سیاست‌های تقابل همه‌جانبه را بدون توجه به امکانات، ظرفیت‌ها و آسیب‌هایی که به کشور وارد شده، باید ادامه دهیم، یا نه. سؤال کلیدی‌تر نیز این است که آیا این وضعیت در تعلیق امکان ادامه دارد، یا نه؟

به حسن روحانی نیز مانند تمام رؤسای دولت‌های پس از انقلاب، انتقاداتی جدی وارد است. از جمله به عملکرد دولت او در بحران بنزینی سال ۱۳۹۸ و رخداد اعتراضی دی‌ماه ۱۳۹۶. در حال حاضر نیز جریان تندرو تلاش می‌کند با تأکید بر عملکرد شخصی روحانی، اصل طرح این مطالبه را زیر سؤال ببرد. در حالی که رجوع به نظر مردم، به‌خصوص در چنین شرایطی، یک مطالبه صحیح است. در فضای حکمرانی، هیچ قانون یا سیاستی نیست که قابلیت تغییر نداشته باشد. در قانون اساسی ایران، شرایط برگزاری همه‌پرسی چند ماده تصریح شده و قانونی نیز در سال ۱۳۶۸ برای امور اجرایی برگزاری رفراندوم به تصویب رسید و مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفت.

موضوعی که از سوی جریان رادیکال به‌درستی مطرح می‌شود، این است که آیا جنگ و صلح به رفراندوم گذاشته می‌شود؟ احتمالاً حق با آنان است. اما رجوع به فضای سیاسی و رسانه‌ای کشورهای آزاد به ما نشان می‌دهد که شاید همه‌پرسی برای اصل جنگ و صلح برگزار نشود؛ اما در یک جامعه پویا، ابزار مختلفی برای تحلیل و بررسی جنگ، ابعاد مختلف آن، اظهارنظرهای متفاوت و حتی جنبش‌های ضدجنگ وجود دارد. حتی ابزار غیرمستقیمی برای کنترل چنین موضوعی نیز در کشورها دیده می‌شود.

امروز جمهوری‌خواهان نگران از دست رفتن اکثریت خود در مجموعه کنگره دو مجلسی آمریکا هستند. علت اصلی آن نیز جنگی است که آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند علیه ایران آغاز کردند. مخالفت با برخی سیاست‌ها، می‌تواند خود را از طریق آثار انتخابات نیز نشان دهد. نظرات جامعه درباره یک موضوع خاص، می‌تواند در قالب افکارسنجی‌ها انعکاس پیدا کند. مثلاً امروز حسین طائب در اظهاراتی گفت ۶۰ درصد مردم آمریکا معتقدند راه‌انداختن جنگ علیه ایران ارزشی نداشت و با این اقدام مخالفند. در ایران چند درصد مردم چنین نظری درباره ادامه جنگ دارند یا حتی معتقدند باید این جنگ ادامه پیدا کند؟ تقریباً هیچ‌کدام از این ابزارها در ایران، در اختیار ما قرار ندارد.

رجوع به نظر مردم، نفی‌کننده اصل دفاع از وطن نیست. آنچه در یک سال و چند ماه گذشته تجربه کردیم، مرحله‌ای دیگر از یک روند حدوداً دو دهه‌ای است که مراحل مختلفی از فشار اقتصادی، ترور، خرابکاری، جاسوسی و ... را در خود جا داده و در نهایت به جنگ مستقیم رسیده است. نکته آن است که ما از وطن دفاع کردیم و به این نقطه رسیدیم. جنگ همه‌جانبه نیز به گواه بسیاری تحلیل‌گران، در بهترین زمان ممکن به پایان رسید. اما بعد از آن باید چه کنیم؟ راهبردمان باید چه باشد؟ ایران می‌تواند درگیر یک جنگ ابدی با قدرت‌هایی اتمی شود؟ یا می‌تواند با در پیش گرفتن سیاست تغییر یا اصلاح پارادایم در سیاست خارجی، از این مرحله گذر کند؟ به طور قطعی، امکان رخ دادن یک جنگ دیگر نیز وجود دارد و حتی اگر طرفدار و خواهان پایان این وضعیت باشیم، از این درگیری گریزی نیست. اما تأکید بر دفاع از وطن، احیای بازدارندگی و ...، به معنی هواداری از جنگ ابدی نیست.

نظرخواهی از مردم، چه در قالب همه‌پرسی برای تعیین تکلیف مسیر آینده یا انجام نظرسنجی‌های حرفه‌ای و انتشار نتایج آن‌ها برای آگاهی از آنچه جامعه می‌خواهد، می‌تواند به تصمیم‌گیران، تصمیم‌سازان و تحلیلگران درباره راهبرد پیش رو را نشان دهد. تا مشخص شود دقیقاً می‌خواهیم پس از این جنگ چه کنیم. به صورت داوطلبانه در مسیر ویرانی برویم یا از امکان تغییر و نجات احتمالی، استفاده کنیم؟

نویسنده : محسن صالحی‌خواه
ارسال نظرات
خط داغ