ترنج

بنیامین نتانیاهو

۱۱۷۷ مطلب

  • آتش‌بس شکننده ایران و آمریکا پایان جنگ نیست، بلکه آغاز بحرانی پیچیده‌تر با سه پیامد است: اثر تورمی طولانی‌مدت بر انرژی و کالاهای جهانی، بی‌ثباتی بیشتر در خلیج فارس با حفظ توانایی ایران در کنترل تنگه هرمز، و تغییر در روابط دفاعی آمریکا و اسرائیل. با وجود شکست‌های آمریکا، کشورهای حاشیه خلیج همچنان به واشنگتن وابسته‌اند. اقتصاد اسرائیل پررونق است، اما وجهه جهانی آن به دلیل تلفات غیرنظامیان و نقش نتانیاهو آسیب دیده و آینده کمک‌های آمریکا زیر سوال رفته است.

  • با نفس‌های آخر آتش‌بس، تهران و واشنگتن برای دور جدید مذاکرات در اسلام‌آباد (پنجشنبه آینده) توافق اولیه کرده‌اند. با این حال، شکاف ۱۵ ساله بر سر مدت توقف غنی‌سازی (آمریکا ۲۰ سال، ایران حداکثر ۵ سال) و سرنوشت ذخایر اورانیوم، مذاکرات را به بن‌بست کشانده است. نشریه فارن افرز می‌گوید فشار نظامی شکست خورده و دیپلماسی تنها راه است. ایران با سلاح راهبردی تنگه هرمز، موضع خود را تقویت کرده است.

  • زیدآبادی نوشت: هیچ انسان منصفی نمی‌پذیرد که آدم‌کشانی مانند نتانیاهو، کاتز، اسموتریچ و بن‌گویر واقعاً از صمیم قلب ماتم‌زده‌ی جان باختن میلیون‌ها یهودی بی‌گناه در اردوگاه‌های کار اجباری رژیم هیتلری باشند!

  • گزارش بلومبرگ می‌گوید تهدیدهای ترامپ برای تشدید فشار و محدودسازی تنگه هرمز ممکن است به‌جای عقب‌نشینی ایران، به درگیری عمیق‌تر و پرهزینه‌تر برای آمریکا منجر شود. محاصره انرژی به‌عنوان اقدامی جنگی با عدم قطعیت بالا و ریسک اختلال جهانی انرژی توصیف شده است. در حالی که تهران از اهرم ژئوپلیتیک هرمز بهره می‌برد، واشنگتن با بن‌بست راهبردی میان فشار حداکثری و مذاکره مواجه است و نشانه‌هایی از آمادگی دیپلماتیک نیز دیده می‌شود.

  • گزارش از تشدید بحران میان آمریکا، ایران و اسرائیل هم‌زمان با اجرای محاصره دریایی و جهش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار خبر می‌دهد. تنگه هرمز در مرکز تنش‌های نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک قرار گرفته و بازارهای جهانی در بی‌ثباتی هستند. اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای ایران همچنان حل‌نشده باقی مانده و مذاکرات با وجود میانجی‌گری‌ها در وضعیت شکننده است. تحلیل‌ها از احتمال درگیری، شکست دیپلماسی و اثرات پرهزینه محاصره بر اقتصاد جهانی و زنجیره انرژی حکایت دارند.

  • شکست مذاکرات اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا در فضایی از بی‌اعتمادی و اختلافات بنیادین رخ داد که در گزارش با مفهوم «جرم بحرانی» توصیف شده است. اختلاف اصلی بر سر برنامه هسته‌ای ایران، غنی‌سازی اورانیوم، تنگه هرمز و مطالبات مالی و غرامت‌ها بود. آمریکا بر توقف کامل ظرفیت هسته‌ای تأکید داشت و ایران خواستار رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌ها بود. تحلیل‌ها این روند را مرتبط با ملاحظات اسرائیل دانسته و هشدار می‌دهند که حرکت به سمت محاصره دریایی می‌تواند بحران و بی‌ثباتی جهانی را تشدید کند.

  • گزارش به جنگ فرسایشی آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌پردازد و آن را فاقد دستاورد راهبردی روشن می‌داند. ایران همچنان توان صادرات نفت، کنترل تنگه هرمز و ثبات سیاسی خود را حفظ کرده است. در مقابل، واشنگتن و تل‌آویو با انتقادات داخلی و بین‌المللی و ابهام در اهداف جنگ مواجه‌اند. تحلیلگران، جنگ را ادامه منطق مداخلات پیش‌دستانه مانند عراق ۲۰۰۳ می‌دانند و بر نقش عوامل هویتی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی در تداوم تنش ایران و غرب تأکید دارند.

  • نخست‌وزیر اسرائیل با اعلام حمایت از موضع آمریکا برای اعمال محاصره دریایی بر ایران، مدعی شد که جنگ با ایران ادامه دارد.

  • مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد بدون توافق پایان یافت. جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، گفت ایران «شرایط واشنگتن را نپذیرفته» و نیاز به تضمین‌های قوی درباره عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای دارد. در مقابل، محمدباقر قالیباف تأکید کرد ایران ابتکاراتی ارائه داده، اما آمریکا نتوانسته اعتماد تهران را جلب کند. اختلاف اصلی بر سر برنامه هسته‌ای و وضعیت تنگه هرمز بود. تحلیلگران می‌گویند مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده، اما آتش‌بس شکننده است.

  • منتقدان، جنگ شش‌هفته‌ای ترامپ علیه ایران را نسنجیده و فاقد مجوز کنگره و ائتلاف بین‌المللی می‌دانند. او از تهدید «نابودی تمدن ایران» به آتش‌بسی شتاب‌زده رسید که چهار مانع بر منافع آمریکا تحمیل کرد: تسلط راهبردی ایران بر تنگه هرمز، تحلیل رفتن یک‌چهارم ذخیره تاماهاوک در برابر پهپادهای ارزان، فرسایش اعتماد متحدانی مثل ژاپن و عربستان، و تضعیف اعتبار اخلاقی آمریکا با ادبیات خشن. این وضعیت به نفع چین و روسیه تمام شده و کنگره را ناگزیر به مداخله فعال کرده است.

تبلیغات