این آقاسعید چیست و کیست که کلید همه مشکلاتمان در جیب کت جادویی اوست؟ احتمالاً فقط خدا میداند. ولی یک چیز مشخص است. آقاسعید را خوب میشناسیم و صابون خودش، داداشش، مشاورانش، اعوان و انصارش و دولت سایهاش به تن این مملکت خورده. همین الان هم میخورد.
۳۸ مطلب
این آقاسعید چیست و کیست که کلید همه مشکلاتمان در جیب کت جادویی اوست؟ احتمالاً فقط خدا میداند. ولی یک چیز مشخص است. آقاسعید را خوب میشناسیم و صابون خودش، داداشش، مشاورانش، اعوان و انصارش و دولت سایهاش به تن این مملکت خورده. همین الان هم میخورد.
آقا ممدجواد ظریف یکی از ملسترین فحشخورهای عالم را دارد. میزان فحشهایی که به او میدهند و کسانی که به او فحش میدهند، متنوعند. کمتر پیش میآید فردی یا چیزی باشد که از «همه» فحش بخورد. حرف بزند، فحش میدهند. حرف نزند، فحش میدهند. کاری کند، فحش میدهند. کاری نکند، فحش میدهند.
ما در تحریریه عینک دودی تصمیم گرفتیم جوابهای انقلابی مورد پسند این جماعت را استخراج و با جوابهای منفعلانه، غیرانقلابی و خاکبرسرانه آقا مسعود جایگزین کنیم. باشد که اینها راضی شوند و از ما و دیگران خروج کنند.
من نفهمیدم این که نتوانستهاند دزدها را بگیرد، به اینترنت ما چه ربطی دارد. بعد این که یک نفر آگهیهای استخدام جاسوس اسرائیل در فیلترشکنها را یواش نشان آقاجواد بدهد تا دستگلشان را از نزدیک ببینند.
تا خواستم از این اتفاق تعجب کنم، یاد نکاتی افتادم و از این که خواستم تعجب کنم، بیشتر از قبل تعجب کردم. اولش خواستم بنویسم «یارو را توی ده راه نمیدادند، سراغ خانه کدخدا را میگرفت.» بعد به خودم گفتم مرد مومن کجای کاری؟ آن کسی که میخواهد برود توی آن ده و کدخدا را ببیند و حتی کدخدا بشود، باید اول از زیر سایه آقاسعید رد شده باشد.
کلمه مردم جایی استفاده میشود که کسی بخواهد دستاویزی برای به کرسی نشاندن حرفش پیدا کند. هر کاری دلمان بخواهد انجام میدهیم و نتیجهاش مهم نیست؛ چون مدعی هستیم که مردم از ما انتظار دارند.
گفتم: «خودتی!! ضمناً، چیزایی که تو بهشت آزاده اینجا ممنوعه.»
از رزیدانس به سمت محل مذاکرات میرفتیم و فقط من و عباس توی ماشین بودیم. این مکالمه هم قرار بود بین خودمان باشد اما چون من و شما ندار هستیم، با اجازه عباسجان متن آن را منتشر میکنم.