ترنج

طنز سیاسی عینک دودی

۴۰ مطلب

  • نقل است که پدر دانشمندی به فرزندش گفت: «پسرم تو بزرگ شدی می‌خواهی شبیه چه کسی شوی؟» فرزند خواست پاچه پدر را بخاراند، گفت: «شبیه شما پدر.»

  • صبح برنامه برق من را چک کردی. امروز قطعی برق نداری و آدم خوشحال‌تری هستی. داری توی خیابان‌ها و اتوبان‌های شهر زیبایمان تهران رانندگی می‌کنی، یک هو می‌بینی بنری زدند به گندگی عرض اتوبان و فلان بازیگر دارد با سبیلش به تو اخم می‌کند. اول از خودت می‌پرسی که، عه؟! این سریال را کدام پلتفرم دارد پخش می‌کند؟

  • آقاحسین فکر می‌کند یک جبهه ضدآمریکایی وجود دارد که بریکس و شانگهای و روسیه و چین و جنوب جهانی همه در آن جمع شدند. همه هم پشت سر ایران شمشیر می‌زنند. خیر آقاجان! چنین جبهه‌ای وجود ندارد. گشتم نبود، نگرد نیست. چین دارد با آمریکا تجارت می‌کند، روس‌ها هم اگر لازم باشد، با آمریکا هم کنار می‌آیند و کار می‌کنند. آلاسکا هم می‌روند. آلاسکا هم می‌خورند.

  • کامران شاکی شد که چرا مسعود تنگه را نمی‌بندد. برای این موضوع جوابی ندارم. من هم نمی‌دانم چرا مسعود تنگه هرمز را نمی‌بندد! ببند آقا ببند!

  • در مورد موضوع قجری هم اگر منظورش این است که این دیپلمات‌های اتوکشیده مثل قجرها می‌روند چیزمیزهای ما را می‌دهند و می‌آیند، اندکی خطای تحلیلی در این منظور دکترجان‌مان وجود دارد. سیاست حساب و کتاب دارد. شما را ارجاع می‌دهم به آن قصه معروف قائم‌مقام فراهانی، سیاستمدار بزرگ دوره قاجار.

  • گفتی مذاکره نکنیم، چه کنیم! بسازیم دوباره می‌آیند و می‌زنند. مسعود از سر همه تقصیرات و حرف‌های قبلی تو بگذرم، از این یکی خبطت نمی‌گذرم.

  • گزینش شده‌ای؟ چه معنی دارد اسم خواننده طاغوتی روی وزیر دولت باشد؟ یادت باشد بعداً در این مورد با هم حرف بزنیم مهندس جان.

  • این علم یتیم یا آن طور که فرنگی‌ها می‌گویند orphan science مثل هر رشته دیگری برای خودش دارای اصول و چارچوب است. با توجه به این که من شناخته‌شده‌ترین دانشمند علوم سیاسی و روابط بین‌الملل جهان هستم، چند نکته از مبانی این حوزه را برای شما فهرست می‌کنم که به کارتان خواهد آمد. چه بخواهید در تاکسی به تحلیل بپردازید و چه از بد روزگار و بخت این ملت، سیاستمدار شده باشید.

  • هر وقت لازم شد آژیر قرمز و فرمان رفتن به پناهگاه می‌زنند. البته چون پناهگاه نداریم صرفاً می‌دانیم که دشمن دارد می‌آید. مواقعی که آژیر نداریم، موسیقی پخش می‌کنیم. منتهی هر شرایط و هر منطقه‌ای از پایتخت، ملزومات خود را دارد. به همین دلیل تِرَک‌های پیشنهادی با هم فرق می‌کند.

  • اصولاً نه جعفر شما که هیچ کدام از جعفرها در ایران ول نمی‌کنند. چون یکی از معدود راه‌های پیشرفت در کشور زیبا، عزیز، چهارفصل و خواستنی ما شباهت با جعفر است. هر چه جعفرتر، مقرب‌تر و موفق‌تر. سال‌هاست که اگر کسی سعی کند مثل جعفر نباشد، در ساختار اداری ما پیشرفت نمی‌کند. این که مدیرهای کشور جعفر دوست دارند هم در رشد و نموی آن‌ها بی‌تاثیر نیست.