مارک اصلا بهکار تیمی و تقویت روحیه تیمی بین کارکنان اعتقادی نداشت و معتقد بود کارها باید بر اساس وظایف کاری دیکتهشده و بدون، چون و چرا انجام شوند و نوآوری و خلاقیت در کار برای او بیمعنی و تا حدی یاغیگری محسوب میشد. در نتیجه طی چند ماه که از دوران مدیریت مارک بر شرکت گذشت اکثر کارکنان شرکت از جمله خود من به این نتیجه رسیدیم که دیگر نباید در آن محیط کاری نامطلوب و ناراحتکننده باقی بمانیم.