هزینه چند دههای جنگ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران
جنگ برای ایران، آثار بسیار دردناک و جبرانناپذیری بر جای گذاشته است؛ از جمله تلفات جانی ناشی از حملهای مرگبار به یک مدرسه ابتدایی و همچنین حملات دیگری بود که منجر به کشته یا زخمی شدن غیرنظامیان شد.
هزینههای جنگها بهندرت بهطور کامل محاسبه و اعلام میشوند و جنگ کنونی با ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. حتی اگر این درگیری همین فردا پایان یابد، هزینههای پس از جنگ متعددی وجود خواهد داشت که برخی از آنها در طول سالها و حتی دههها خود را نشان خواهند داد.
به گزارش فرارو به نقل از فوربس، وضعیت در مورد جنگ فعلی با ایران نیز چنین است؛ جنگی که آمریکا را کمرونقتر و ناامنتر کرده است، بیآنکه توضیحی روشن درباره علت آغاز آن وجود داشته باشد، یا مصوبهای از سوی کنگره برای آن صادر شده باشد، یا حتی برآوردی اجمالی از پیامدهای بودجهای و اقتصادی این درگیری صورت گرفته باشد.
افزایش قیمت سوخت و فشار بر اقتصاد آمریکا
هزینههای جنگ کنونی که بیشترین نگرانی را در داخل کشور برانگیختهاند، شامل افزایش قیمت بنزین و سوخت دیزل است که ناشی از کنترل ایران بر تنگه هرمز و آسیب دیدن زیرساختهای نفتی خاورمیانه است. افزایش قیمت بنزین به قدرت خرید آمریکاییهای عادی و در نتیجه، به میزان محبوبیت رئیسجمهور لطمه زده است.
با گذشت زمان، افزایش قیمت دیزل – که به بالاترین حد تاریخی خود رسیده است – ممکن است آسیبهای بیشتری به بار آورد؛ زیرا هزینههای فعالیت کشاورزان را افزایش داده و به رشد بیشتر قیمت مواد غذایی منجر میشود. حتی اگر توافقی حاصل شود که تنگه هرمز را از کنترل ایران خارج کند، بازسازی ظرفیت تولید نفت که در جریان درگیری آسیب دیده است، تأثیری ماندگار بر قیمتها، حتی پس از پایان جنگ، بر جای خواهد گذاشت.
خسارتهای انسانی و هزینه بازسازی زیرساختها
هزینههای این مناقشه بسیار فراتر از مسائل مالی و پولی است، هرچند آن مسائل نیز اهمیت خود را دارند. این جنگ پیامدهای انسانی سنگینی به همراه داشته است.
برای ایران، این درگیریها آثار بسیار دردناک و جبرانناپذیری بر جای گذاشته است؛ از جمله تلفات جانی ناشی از بمبارانها – که شامل حملهای مرگبار به یک مدرسه ابتدایی و همچنین حملات دیگری بود که منجر به کشته یا زخمی شدن غیرنظامیان شد. علاوه بر این، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده در ایران و سراسر منطقه هزینههای هنگفتی در پی خواهد داشت؛ هزینههایی که ممکن است بخشی از آنها توسط ایالات متحده یا دیگر قدرتهای خارجی تأمین شود یا نشود.
بیش از ۳۰۰ مورد آسیب زیستمحیطی
ماجرا به همینجا ختم نمیشود. «اشلی گیت» در مطلبی برای نشریه «اینترسپت» (The Intercept) به پژوهشی از «دیدبان درگیری و محیط زیست» (Conflict and Environment Observatory) اشاره کرده است که بیش از ۳۰۰ مورد آسیب زیستمحیطی را در ۱۲ کشور طی شش ماه نخست این مناقشه ثبت کرده است؛ مواردی که از آلودگی تنگه هرمز و سایر آبراهها تا استفاده گسترده از سوختهای فسیلی را در بر میگیرد.
خسارت به نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا
نیروها و تجهیزات نظامی ایالات متحده نیز متحمل ضربات سنگینی در این جنگ شدهاند. از زمان آغاز درگیریها در ۲۸ فوریه، دستکم ۱۸ نظامی آمریکایی جان باخته و بیش از ۷۵۰ نفر دیگر مجروح شدهاند.
افزون بر این فجایع انسانی جبرانناپذیر، پنتاگون باید خسارات وارده به مراکز ارتباطی و پایگاههای نظامی آمریکا بر اثر حملات پهپادی و موشکی ایران را ترمیم کند و در مشورت با کنگره، درباره میزان بودجه لازم برای جایگزینی مهمات مصرفشده در طول جنگ تصمیمگیری کند.
همچنین باید تصمیماتی درباره جایگزینی یا صرفاً تعمیر تجهیزات عمدهای که در جریان جنگ آسیب دیدهاند – از جمله هواپیماهای آمریکایی که سقوط کرده یا در حملات ایران منهدم شدهاند – اتخاذ شود.
شاید بتوان گفت که نیروی دریایی بیشترین آسیب و فرسایش را متحمل شده است؛ از جمله تأثیراتی که متوجه ناوشکنها و ناوهای هواپیمابری بوده که برای مدتی طولانیتر از حد معمول و بدون توقف در بنادر برای انجام تعمیرات و نگهداری، در منطقه مستقر بودهاند.
هزینههای بلندمدت برای کهنهسربازان
ماندگارترین هزینههای این جنگ، رسیدگی به وضعیت کهنهسربازان آن خواهد بود. اگرچه این درگیری پیامدهای ویرانگر یا آسیبهای ناشی از یک جنگ زمینی تمامعیار را به همراه نخواهد داشت، اما هزینههایی را نیز در پی خواهد داشت؛ برای مثال، کمک به ملوانان برای مقابله با پیامدهای جسمی و روانی مأموریتهای طولانیمدتی که لازمه این درگیری است.
این هزینهها شامل خدمات حمایتی پزشکی و روانشناختی در دوران خدمت نظامی و همچنین پرداخت مستمری و مزایای ازکارافتادگی از طریق «اداره امور کهنهسربازان» پس از پایان خدمت آنها خواهد بود.
تجربه جنگ عراق؛ فاصله چشمگیر برآورد و هزینه واقعی
دستکم گرفتن هزینههای جنگ موضوع تازهای نیست. در آستانه جنگ عراق، لارنس لیندزی، مشاور اقتصادی دولت بوش، برآورد کرده بود که هزینه این جنگ برای ایالات متحده «تنها» حدود ۱۰۰ میلیارد دلار خواهد بود.
اما تحلیلی که توسط پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون انجام شد، کل هزینه این جنگ را بیش از ۲ تریلیون دلار – یعنی بیش از ۲۰ برابر برآورد اولیه لیندزی – تخمین زد.
همچنین، همانطور که لیندا بیلمز از دانشکده کندی هاروارد اشاره کرده است، تأمین مالی این جنگ نه از طریق افزایش مالیات، بلکه از راه استقراض و ایجاد کسری بودجه صورت گرفت؛ بدهیهایی که بازپرداخت آنها طی سالهای متمادی و از طریق پرداخت بهرههای سنگینتر انجام خواهد شد.
هزینه امنیتی آمریکا سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر
تأمل در هزینههای کامل جنگ با ایران، پرسش بزرگتری را پیش میکشد: هزینه واقعی سیاستهای کنونی آمریکا در زمینه جنگهای خارجی، نظارتهای امنیتی و تشدید سختگیریها در اجرای قوانین مهاجرتی در داخل کشور چقدر است؟
گزارشی که توسط سازمان من، یعنی «پروژه نظارت بر عملکرد دولت» (POGO)، منتشر شده، برآورد میکند که هزینههای امنیتی خارج از بودجه پنتاگون – از مخارج سرسامآور اداره مهاجرت و گمرک (ICE) و گشتهای مرزی گرفته تا مزایا و خدمات کهنهسربازان، کمکهای نظامی گنجاندهشده در بودجه وزارت امور خارجه، و فعالیتهای مربوط به کلاهکهای هستهای در «اداره ملی امنیت هستهای» (NNSA) وابسته به وزارت انرژی – سالانه ۵۰۰ میلیارد دلار یا بیشتر به هزینههای بودجه پنتاگون میافزاید؛ بودجهای که دولت قصد دارد آن را به سطح بیسابقه ۱.۵ تریلیون دلار، بالاترین میزان از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، برساند.
جنگ چگونه بودجه فدرال را تحت تأثیر قرار میدهد؟
درس این ماجرا آن است که جنگ و تدارکات جنگی، هزینههای پنهانی به همراه دارند که بهندرت مورد توجه قرار میگیرند؛ هزینههایی که عملاً مانع از سرمایهگذاری بودجه فدرال در حوزههای دیگر – از بهداشت عمومی و حفاظت از محیط زیست گرفته تا برنامههای کمکرسانی تغذیهای یا تلاش برای مهار نابرابریهای فزاینده در ثروت و درآمد – میشوند.
یکی از راههای محدود کردن هزینههای جنگهای آتی، وضع مالیاتی ویژه برای تأمین مخارج درگیریهاست، بهجای آنکه برای پرداخت این هزینهها به کسری بودجه متوسل شویم. دستکم این کار ممکن است پیش از ورود به جنگ، بحث و تبادلنظر بیشتری را برانگیزد و هزینههای اضافی ناشی از بهره بدهیها را – که حاصل تأمین مالی جنگ بهصورت نسیه است – حذف کند.
ضرورت بررسی دقیقتر تصمیم برای ورود به جنگ
راهکار دیگر برای مقابله با هزینههای سنگین جنگ، بررسی دقیقتر این مسئله است که آیا اصلاً ورود به جنگ ضروری است و چه زمانی باید چنین تصمیمی گرفته شود.
این تصمیمی است که نباید تنها در انحصار گروه کوچکی از مقامات کاخ سفید و پنتاگون باشد، بلکه باید – آنگونه که قانون اساسی مقرر کرده است – نظرات کنگره را نیز در بر گیرد.
همچنین با توجه به هزینههای هنگفت و نامحدودی که جنگها اغلب به بار میآورند، ارائه توضیحات شفاف و در نظر گرفتن دیدگاههای عموم مردم، که مالیاتدهندگان اصلی هستند، نیز باید مدنظر قرار گیرد.
شاید ماجرای پرهزینه و ناموفق ایران، راه را برای بحثهای جدیتر و عمیقتر پیش از هرگونه تصمیمگیری برای آغاز جنگی در خارج از مرزها هموار کند؛ بهجای آنکه بحث و گفتوگو درباره آن به زمانی پس از آغاز درگیری موکول شود.