پنج عدد علیه روایت پیروزی ترامپ
ترامپ در برزخ
شش ماه پس از آغاز جنگ ایران، ترامپ برخلاف وعده پیروزی سریع، در جنگی فرسایشی و بدون دستاورد نهایی گرفتار شده است. کاهش حمایت افکار عمومی، افزایش قیمت بنزین، اختلال در تردد تنگه هرمز، تلفات نظامیان آمریکایی و کاهش ذخایر موشکهای رهگیر، هزینههای جنگ را آشکار کردهاند. منتقدان آن را تکرار تجربه عراق میدانند و معتقدند ایران از نظر راهبردی سود برده است؛ در مقابل، حامیان جنگ بر تضعیف تهران و ضرورت ادامه فشار تأکید دارند. در نهایت، سرنوشت جنگ همچنان نامعلوم است.
فراروـ پیتر بیکر، خبرنگار ارشد کاخ سفید در روزنامه نیویورک تایمز؛ دونالد ترامپ چند روز پیش تصویری حماسی از خود منتشر کرد؛ تصویری که در پسزمینه آن یک ناو هواپیمابر، چند جنگنده و پرچمهای آمریکا دیده میشد. در گوشه پایینِ سمت چپ تصویر، جورج دبلیو. بوش، رئیسجمهور پیشین آمریکا، قرار داشت و در کنار او تابلویی با این عبارت دیده میشد: «مأموریت انجام نشد؛ ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱». در سوی دیگر نیز تابلویی با اشاره مستقیم به دونالد ترامپ قرار داشت که روی آن نوشته شده بود: «مأموریت انجام شد؛ ۲۰۲۶».
به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، اما واقعیت با این تصویرسازی فاصله زیادی دارد. جنگ ترامپ در ایران که روز جمعه وارد ششمین ماه خود شد، نهتنها به پیروزی نهایی نرسیده، بلکه اساساً چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد. پس از شش ماه، این جنگ به باتلاقی تبدیل شده است که خود دونالد ترامپ آن را ایجاد کرده؛ باتلاقی بدون اهداف مشخص، بدون راهبردی روشن و بدون مسیر خروج.
ترامپ که با انتقاد از «جنگهای بیپایان» دوران بوش وارد کاخ سفید شد، اکنون ریاستجمهوری خود را بر نسخهای از همان رویکرد بنا کرده است.
ترامپ در برزخ جنگ و صلح با ایران
برای دونالد ترامپ، وضعیت کنونی شاید بدترین حالت ممکن باشد؛ نه جنگی تمامعیار که بتواند از آن پیروزی قاطعی به دست آورد و نه صلحی واقعی که بتواند بهعنوان دستاوردی سیاسی ثبتش کند. او در برزخی آزاردهنده میان این دو گرفتار شده است.
با وجود تهدیدهای تند و مکرر، ترامپ تمایلی به ازسرگیری بمباران گسترده ندارد، اما در عین حال نتوانسته توافقی برای پایان جنگ بر اساس شرایط مطلوب آمریکا به دست آورد. در نتیجه، نه پیروزی مشخصی برای عرضه به افکار عمومی دارد و نه از هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ در امان مانده است؛ هزینههایی که میتواند بر اقتصاد آمریکا و شانس جمهوریخواهان در انتخابات پاییز اثر بگذارد.
این وضعیت، دستکم از نظر تئوریک، میتواند مدتها ادامه یابد؛ شرایطی که فاصله زیادی با جنگ برقآسای چهار تا شش هفتهای دارد که ترامپ هنگام آغاز «عملیات خشم حماسی» در پایان فوریه پیشبینی کرده بود. اکنون که گشایش مشخصی در افق دیده نمیشود، تهران و واشنگتن در حال سنجش میزان تحمل و توان یکدیگر برای ادامه این وضعیت هستند.
ترامپ روز پنجشنبه تلاش کرد تصویری عادی از اوضاع ارائه دهد. او در پاسخ به خبرنگاران گفت: «چیز زیادی برای صحبتکردن وجود ندارد» و تأکید کرد آمریکا نه خواهان مذاکره با ایران است و نه به دنبال دیدار با مقامهای این کشور. به گفته او، «تنگه باز است» و روزانه «میلیونها و میلیونها بشکه نفت» از آن عبور میکند.
اما واقعیت با این روایت فاصله دارد. تنگه هرمز هنوز مسیری عادی و باثبات برای کشتیرانی نیست و تنها بخش کوچکی از حجم تردد پیش از جنگ از آن عبور میکند؛ مسئلهای که همچنان بازار نفت را تحت فشار و نوسان نگه داشته است.
قمار بزرگ ترامپ در جنگی بیپایان
ریچارد هاس، که هنگام حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مدیر برنامهریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا بود، وضعیت کنونی را «یک افتضاح» توصیف میکند و میگوید این، واقعیت تلخ ماجراست.
به گفته او، دونالد ترامپ میتواند اعلام کند «مأموریت انجام شد» و حتی بکوشد این روایت را به افکار عمومی بقبولاند؛ همانگونه که بارها با تکرار یک ادعا تلاش کرده آن را به واقعیت تبدیل کند. با این حال، فروش چنین روایتی بسیار دشوار خواهد بود، زیرا «هیچ چیزی وجود ندارد» که بتوان با استناد به آن گفت آمریکا اکنون در موقعیت بهتری قرار دارد یا جنگ ارزش هزینههایش را داشته است.
در مقابل، حامیان جنگ خواستار صبر و خویشتنداری هستند. آنها استدلال میکنند دونالد ترامپ توانسته ایران را، که از نگاه آنان کشوری رادیکال و خطرناک است، تا حد قابل توجهی تضعیف کند. از دیدگاه آنان، ادامه این مسیر میتواند در نهایت تهران را از راه فشار نظامی یا اقتصادی به عقبنشینی وادار کند و در بلندمدت امنیت آمریکا را افزایش دهد.
فارغ از آنکه سرنوشت این جنگ در نهایت به کجا برسد، جنگ ایران را میتوان بزرگترین قمار دوران ریاستجمهوری ترامپ دانست؛ جنگی که در عین حال، تفاوت چشمگیر میان رویکرد او در دوره دوم ریاستجمهوری و دوره نخست را آشکار میکند.
چهار سال نخست ریاستجمهوری ترامپ عمدتاً با سیاستی درونگرا و مبتنی بر شعار «اول آمریکا» شناخته میشد؛ رویکردی که تا حد زیادی واکنشی به مداخلات خارجی دوران جورج دبلیو. بوش بود. اما ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید در سال گذشته، آمادگی بیشتری برای استفاده از قدرت آمریکا در خارج از مرزها نشان داده و به نظر میرسد عزم بیشتری برای بازآرایی جهان مطابق با خواست خود پیدا کرده است.
برکناری رهبری ونزوئلا، تهدیدهای او درباره تصرف گرینلند، کانال پاناما و کوبا و حتی پیشنهاد تغییر نام دریاچه انتاریو به «دریاچه آمریکا» در همین هفته، همگی تصویری از رئیسجمهوری ارائه میدهند که بیش از گذشته به میراث تاریخی خود میاندیشد و میکوشد آثار سیاست خارجیاش را فراتر از مرزهای آمریکا به جا بگذارد.
با این حال، امید به تبدیل جنگ ایران به پیروزیای سریع و قاطع مدتهاست رنگ باخته است. اکنون مسئله اصلی برای ترامپ، یافتن راهی برای پایاندادن به جنگ است؛ راهی که بتواند آن را به شکلی بهعنوان یک پیروزی معرفی کند.
ویکتور دیویس هنسون، پژوهشگر ارشد مؤسسه هوور در دانشگاه استنفورد، معتقد است دونالد ترامپ در حال دنبالکردن چیزی است که او «راهبرد جنگ داخلی آناکوندا» مینامد؛ راهبردی که به باور او در نهایت نتیجه خواهد داد.
هنسون این هفته در پادکست «دیلی سیگنال» گفت: «او تا جایی که بتواند آنها را تحت فشار قرار خواهد داد و وقتی آنها شروع به فروپاشی کنند، از ناوگان باقیمانده خود موشک یا پهپاد شلیک خواهند کرد و او نیز ضربه سختی به آنها خواهد زد. او امیدوار است این روند ادامه پیدا کند و مهار ایران تا انتخابات میاندورهای ادامه داشته باشد.»
شش ماه جنگ؛ پنج عدد علیه روایت پیروزی ترامپ
اگر هزینههای مالی را کنار بگذاریم، میتوان روایت جنگ ترامپ در ایران طی شش ماه نخست را در پنج عدد خلاصه کرد: ۶۳، ۱۲، ۴.۰۹، ۱۸ و ۷۵۹.
عدد نخست، میزان مخالفت افکار عمومی با جنگ را نشان میدهد. بر اساس تازهترین نظرسنجی مؤسسه ایپسوس، تنها ۳۱ درصد از آمریکاییها از جنگ حمایت میکنند، در حالی که ۶۳ درصد با آن مخالفاند؛ آماری که یادآور تاریکترین روزهای جنگ ویتنام است.
عدد دوم، تعداد کشتیهایی را نشان میدهد که روزانه از تنگه هرمز عبور میکنند؛ بهطور میانگین حدود ۱۲ کشتی، در مقایسه با ۱۳۰ کشتی پیش از جنگ.
عدد سوم، میانگین قیمت بنزین در آمریکا را نشان میدهد که اکنون حدود ۴.۰۹ دلار به ازای هر گالن است. عدد چهارم، ۱۸ نیروی نظامی آمریکایی است که تاکنون در این جنگ کشته شدهاند.
عدد پنجم نیز برآورد تعداد موشکهای رهگیر پاتریوت باقیمانده در زرادخانه آمریکا است که طبق ارزیابی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، طی یک ماه گذشته از ۲ هزار و ۳۳۰ فروند به تنها ۷۵۹ فروند کاهش یافته است.
سناتور جک رید از ایالت رودآیلند، عضو ارشد دموکرات کمیته نیروهای مسلح سنا، روز جمعه گفت: «رئیسجمهور ترامپ آمریکا را درگیر یک شکست سیاست خارجی با پیامدهای تاریخی کرده است. شش ماه گذشته و حتی یک هدف نیز محقق نشده است. در واقع، او جایگاه ما را در خاورمیانه و جهان بهشدت تضعیف کرده است.»
ریچارد هاس، از منتقدان طرح حمله به عراق در دولت بوش که بعدها شکست آن جنگ را در کتاب «جنگ ضروری، جنگ انتخابی» بررسی کرد، میگوید نتیجه متناقض هر دو جنگ عراق و جنگ ترامپ، قدرتمندترشدن ایران بوده است.
به گفته او، سقوط صدام حسین زمینه را برای تبدیلشدن ایران به نیروی مسلط در کشور همسایه و رقیب دیرینهاش فراهم کرد. اکنون نیز تهران با مختلکردن کشتیرانی در تنگه هرمز، نشان داده است که همچنان میتواند بازارهای انرژی جهان را با آشفتگی مواجه کند. هاس تأکید کرد: «ایران از نظر راهبردی، از هر دو جنگ سود برده است.»
اما دونالد ترامپ احتمالاً با چنین برداشتی موافق نیست. او بارها مدعی شده که جنگ را از پیش برده است. ترامپ در هفتم مارس، کمتر از یک هفته پس از آغاز جنگ، گفت: «ما همین حالا هم پیروز شدهایم.» او در ۲۵ آوریل اعلام کرد: «ما همهچیز را بردهایم؛ همه کارتها دست ماست.» در ششم مه گفت: «ما همین حالا جنگ را بردهایم» و در ۱۱ ژوئن حتی اعلام کرد: «نمیدانم شنیدهاید یا نه، اما امروز جنگ با ایران را پایان دادیم.»
در همین چارچوب، انتشار پست «مأموریت انجام شد» از سوی ترامپ در شبکههای اجتماعی در این هفته، یادآور صحنهای جنجالی از دوران جورج دبلیو. بوش بود. بوش در سال ۲۰۰۳، تنها چند هفته پس از حمله اولیه به عراق، در حالی سخنرانی کرد که پشت سر او روی ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» بنری با عبارت «مأموریت انجام شد» نصب شده بود.
آن اعلام پیروزی بعدها به نمادی از اعلام زودهنگام موفقیت تبدیل شد. ترامپ، اگر هم متوجه طنز و تناقض استفاده دوباره از این عبارت بود، نشانی از آن بروز نداد؛ اما این تناقض برای بسیاری دیگر کاملاً آشکار بود.
برت اچ. مکگرک، مشاور باسابقه چهار رئیسجمهور آمریکا از هر دو حزب در امور خاورمیانه، معتقد است ادعای ترامپ درباره پیروزی آمریکا آشکارا با واقعیت فاصله دارد. به گفته مکگرک، تنها شمار محدودی از اهدافی که آمریکا اعلام کرده بود، محقق شدهاند؛ با این حال، او تأکید دارد که ایران نیز پیروز جنگ نیست.
مکگرک که در دوره دوم ریاستجمهوری بوش از معماران اصلی افزایش نیروهای نظامی و تغییر راهبرد آمریکا در عراق بود؛ اقدامی که به تغییر مسیر جنگ کمک کرد، میگوید تجربه آن زمان نشان داد حتی رئیسجمهوری که تنها دو سال از دورهاش باقی مانده، همچنان میتواند بر روند تحولات اثر بگذارد.
او در عین حال گفت ترامپ ظاهراً بیش از آنچه بسیاری انتظار داشتند، برای ادامه جنگ ایران مصمم است. به گفته مکگرک، «شش ماه در خاورمیانه یک چشمبرهمزدن است.»
او معتقد است این جنگ، مانند بسیاری از جنگها، پایان روشن و مشخصی نخواهد داشت و تنها برتری و مزیت را در جریان رقابتی مستمر میان طرفین جابهجا خواهد کرد. از همین رو، به باور او، هنوز برای قضاوت درباره اینکه توازن نهایی قدرت به کدام سو خواهد رفت، بسیار زود است.