ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۷۹۷۹

پیامدهای حمله ایالات متحده به ایران بر نظم امنیتی غرب آسیا

پیامدهای حمله ایالات متحده به ایران بر نظم امنیتی غرب آسیا

نظم امنیتی جدید در غرب آسیا، نظمی چندقطبی، پیچیده و سرشار از عدم قطعیت است که در آن آمریکا دیگر معمار بی‌چون‌وچرای امنیت منطقه نیست.

حمله نظامی گسترده ایالات متحده و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶ را باید نقطه عطفی در تاریخ غرب آسیا به شمار آورد. این درگیری که با امضای یک تفاهم نامه در ژوئن ۲۰۲۶ به مرحله تنش‌زدایی شکننده‌ای وارد شد، نظم امنیتی سنتی منطقه را که برای دهه‌ها بر پایه نقش مسلط آمریکا استوار بود، به طور بنیادین دگرگون کرد. پیامدهای این رویداد را می‌توان در سه سطح کلان تحلیل کرد: افول هژمونی آمریکا، ظهور نظمی چندقطبی و تغییر در ماهیت امنیت و اتحادها.

۱. افول هژمونی و پایان «چتر امنیتی» بی‌چون‌وچرای آمریکا:

 شاید مهم‌ترین پیامد این جنگ، آشکار شدن محدودیت‌های قدرت آمریکا در منطقه باشد. هدف اعلام‌شده واشنگتن، تضعیف یا سرنگونی نظام ایران بود، اما پس از ماه‌ها درگیری، نه تنها این هدف محقق نشد، بلکه ایران توانست با اتکا به موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز و نمایش توان نظامی، به عنوان بازیگری غیرقابل‌حذف باقی بماند . این واقعیت تلخ برای متحدان منطقه‌ای آمریکا، به ویژه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، آشکار شد که «چتر امنیتی» چندین میلیارد دلاری آمریکا نتوانست از آنها در برابر موشک‌های ایرانی محافظت کند و حتی آنها را در معرض تلافی‌جویی قرار داد . به گفته تحلیلگران، آمریکا بیش از هر بازیگر دیگری در این جنگ متحمل شکست راهبردی شد و اعتماد متحدانش را از دست داد .

۲. استقلال‌طلبی امنیتی و ظهور نظمی چندقطبی:

 نتیجه طبیعی این افول اعتماد، حرکت کشورهای منطقه به سمت ساختن نظمی امنیتی مستقل و چندقطبی بود. این تغییر به وضوح در شکل‌گیری اتحادهای جدید بدون مشارکت آمریکا نمایان شد. مهم‌ترین نمونه، امضای توافقنامه دفاعی مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان در اوت ۲۰۲۶ (پیمان «ناتوی اسلامی») است که نشان‌دهنده عزم این کشورها برای مدیریت امنیت خود به دور از واشنگتن است .

 به موازات آن، دیپلماسی منطقه‌ای جایگزین وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای شد. نقش میانجی‌گری پاکستان در پایان دادن به جنگ، شاهدی بر این مدعاست که کشورهای منطقه می‌توانند نقش‌آفرینی مؤثرتری داشته باشند . این تحولات نشان می‌دهد که دوران نظم تک‌قطبی و اتحادهای صرفاً حول محور آمریکا پایان یافته و جای خود را به نظمی انعطاف‌پذیر و مبتنی بر ائتلاف‌های موقت و مسئله‌محور داده است

۳. دگرگونی در ماهیت امنیت و تهدیدات:

 جنگ اخیر همچنین ماهیت تهدیدات و امنیت در منطقه را دگرگون کرد:

 بازیگران غیردولتی: نقش و توانایی گروه‌های نیابتی مانند حوثی‌ها و حزب‌الله در باز کردن جبهه‌های جدید و تهدید زیرساخت‌های حیاتی، به یک واقعیت دائمی در معادلات امنیتی تبدیل شده است.

  امنیت اقتصادی: جنگ ثابت کرد که امنیت نظامی از امنیت اقتصادی قابل‌تفکیک نیست. تهدید تنگه هرمز که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، لرزه‌ای بر بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی انداخت و نشان داد که درگیری‌های آینده می‌تواند هزینه‌های اقتصادی گزافی برای کل جهان داشته باشد . این امر باعث شد تا کشورها به دنبال راه‌های جدیدی برای تضمین امنیت انرژی و زنجیره‌های تأمین خود باشند.

جمع‌بندی: آینده‌ای مبهم و شکننده

 نظم امنیتی جدید در غرب آسیا، نظمی چندقطبی، پیچیده و سرشار از عدم قطعیت است که در آن آمریکا دیگر معمار بی‌چون‌وچرای امنیت منطقه نیست. کشورهای منطقه در حال آزمایش الگوهای جدیدی از همکاری‌های امنیتی و اقتصادی هستند تا در این فضای پرنوسان دوام آورند. با این حال، این نظم نوپا بسیار شکننده است. پیمان‌های تازه، مانند توافق «ناتوی اسلامی»، بیشتر از آنکه نشانه ثبات باشند، نشانه ناامیدی از نظام امنیتی پیشین و تلاشی برای تطبیق با شرایط جدید هستند. با توجه به تداوم اختلافات عمیق و بازیگران متعدد مسلح، منطقه در حال ورود به دوره‌ای از «بازدارندگی متوازن» قرار دارد که در آن، صلحی پایدار وجود ندارد و هر لحظه ممکن است هرگونه محاسبه اشتباهی، بار دیگر منطقه را به لبه پرتگاه جنگ بکشاند .

نویسنده : ایمان مالی
ارسال نظرات
خط داغ