ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۴۸۸۸

زمانی که تنگه هرمز پولی بود!

هرمز؛ تنگه‌ای که پرتغال، بریتانیا و حالا ترامپ را وسوسه کرد!

هرمز؛ تنگه‌ای که پرتغال، بریتانیا و حالا ترامپ را وسوسه کرد!

در قرن نوزدهم تنگه هرمز هنوز جایگاه امروزی خود را در اقتصاد جهان نداشت. اهمیت آن بیش از هر چیز به تجارت منطقه‌ای و مسیرهای دریایی میان هند، خلیج فارس و سرزمین‌های اطراف مربوط می‌شد. این نفت بود که چند دهه بعد، همه چیز را تغییر داد و هرمز را بار دیگر از یک گذرگاه مهم منطقه‌ای به یکی از حساس‌ترین نقاط جهان تبدیل کرد که یک تنه بخش بزرگی از نوسانات بازار انرژی جهان را در دست دارد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- پست جدید ترامپ در تروث سوشال تنگه هرمز را قلمرو جدید آمریکا معرفی می‌کند. البته این ادعای تازه او نیست. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به تازگی در سخنرانی خود مدعی شده که می‌خواهد تنگه هرمز را به عنوان بخشی از قلمرو ایالات متحده اعلام کند. این اظهارنظر او به سرعت با واکنش مواجه شد؛ از تهران گرفته تا کاخ سفید. 

به گزارش فرارو، کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه، در پاسخ گفت: «تنگه هرمز را نمی‌توان با یک توییت، یک ناو هواپیمابر، یک فرمان یا یک سخنرانی انتخاباتی تصرف کرد.» کاخ سفید هم این اظهارات ترامپ را شوخی توصیف کرد. اما جدا از شدنی یا ناشدنی بودن سودای تصرف هرمز، نگاهی تاریخی به آن، فرود و فراز هرمز را پیش و پس از پیدایش نفت هویدا می‌کند.

پست ترامپ

پست ترامپ در تروث سوشال: تنگه هرمز؛ قلمرو جدید آمریکا

تنگه هرمز پیش از آنکه به یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انتقال انرژی جهان تبدیل شود و امروز در مرکز تنش‌های نظامی و سیاسی قرار بگیرد، تاریخی طولانی از تجارت، رقابت و اشغال داشته است.

قدرت‌های خارجی پیش از آمریکا نیز برای کنترل این گذرگاه تلاش کرده‌اند؛ از پرتغالی‌ها که بیش از یک قرن در هرمز حضور داشتند و هنوز ردپای آنان در بناهای تاریخی بخش‌های جنوبی ایران دیده می‌شود (به عنوان مثال قلعه پرتغالی‌ها) تا بریتانیا که بعدها نفوذ گسترده‌ای در خلیج فارس پیدا کرد.

با این حال، تاریخ هرمز نشان می‌دهد کنترل این آبراه و جزایر اطراف آن هیچ‌گاه صرفاً مسئله‌ی حضور چند کشتی جنگی نبوده است.

قلعه پرتغالی ها

قلعه پرتغالی‌ها در هرمز

هرمز؛ پیش از آنکه گلوگاه نفت جهان شود

امروز نام تنگه هرمز با نفتکش‌ها، ناوهای جنگی و امنیت انرژی گره خورده است؛ تا جایی که پس از جنگ‌های اخیر علیه ایران، به اهرم فشار تبدیل شد. اما نکته جالب اینجاست که اهمیت این منطقه قرن‌ها پیش از کشف نفت شکل گرفته بود. هرمز در قرون وسطی یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت در مسیر میان هند، خلیج فارس و سرزمین‌های دورتر بود.

مارکو پولو، جهانگرد مشهور ونیزی، در سفرنامه‌ی خود از هرمز به‌عنوان شهری تجاری یاد می‌کند که بازرگانانی از هند و مناطق مختلف جهان به آن رفت‌وآمد داشتند. به روایت او، ادویه، دارو، سنگ‌های قیمتی، مروارید، پارچه‌های زربفت، عاج و کالاهای دیگر به هرمز می‌رسید و از آنجا در مسیرهای تجاری دیگر توزیع می‌شد.

بنابراین به نظر می‌رسد در آن زمان هرمز تنها نقش یک بندر معمولی را ایفا نمی‌کرد، بلکه گرهی در شبکه‌ی تجارت جهانی آن روزگار بود. موقعیت جغرافیایی آن نیز به این شهر امکان داده بود بر بخش مهمی از رفت‌وآمد میان خلیج فارس و دریای عمان نظارت داشته باشد.

با این حال، زندگی در هرمز همیشه آسان نبود. مارکو پولو در نامه‌هایش از گرمای شدید منطقه نیز نوشته است؛ همان گرمایی که این روزها گاهی به بالای ۵۰ درجه می‌رسد. مارکو پولو بیان می‌کند که در آن دوران نیز این آب‌وهوا بخش‌هایی از سال زندگی روزمره را دشوار می‌کرد. با وجود این شرایط، ثروتی که از تجارت نصیب هرمز می‌شد، آن را به نقطه‌ای جذاب برای قدرت‌های منطقه‌ای و بعدها امپراتوری‌های دریایی اروپا تبدیل کرد.

ناگهان پرتغالی‌ها به هرمز رسیدند

در آغاز قرن شانزدهم، معادلات منطقه تغییر کرد. پرتغال که در حال گسترش امپراتوری دریایی خود بود، به خلیج فارس رسید. پرتغالی‌ها ابتدا در سال‌های ۱۵۰۷ و ۱۵۰۸ برای مدت کوتاهی هرمز را تصرف کردند و سپس از سال ۱۵۱۵ تا ۱۶۲۲ (۸۹۴ تا ۱۰۰۱ شمسی) حضور و نفوذ خود را در این منطقه تثبیت نمودند.

نکته قابل توجه این است که راز موفقیت پرتغال در آن زمان، علی‌رغم باور سطحی، تعداد نیروهایش نبود. پرتغالی‌ها از مزیتی برخوردار بودند که در معادلات دریایی آن روزگار اهمیت تعیین‌کننده‌ای داشت: کشتی‌های مستحکم اقیانوس‌پیما و توپخانه‌ی دریایی.

کشتی‌های بزرگ اروپایی که برای عبور از آب‌های خشن اقیانوس اطلس ساخته شده بودند، امکان حمل توپ‌های سنگین را فراهم می‌کردند. در مقابل، بسیاری از کشتی‌های محلی اقیانوس هند ساختار متفاوتی داشتند و برای چنین تسلیحاتی طراحی نشده بودند. این برتری نظامی به پرتغال اجازه داد در بخش‌هایی از اقیانوس هند، دریای عرب و خلیج فارس دست بالا را در دست داشته باشد.

با این همه، پرتغالی‌ها نیز در هرمز به‌طور کامل جایگزین ساختارهای محلی نشدند. آن‌ها در بخش مهمی از دوره‌ی حضور خود از طریق پادشاهان و ساختارهای وابسته به حکومت هرمز اعمال نفوذ می‌کردند.

به نوشته‌ی ویلم فلور، هرمز برای مدتی سیاست قدیمی پرداخت خراج سالانه به حاکمان سرزمین اصلی را ادامه داد تا رفت‌وآمد تجاری میان جزیره و ساحل با امنیت بیشتری انجام شود. به بیان دیگر، رابطه‌ی قدرت در این منطقه حتی در دوران اشغال پرتغالی‌ها نیز به سادگی مالک و مستعمره نبود و واقعیت‌های سیاسی و جغرافیایی سرزمین اصلی ایران همچنان در معادلات هرمز نقش تعیین‌کننده‌ای داشت.

در واقع بیش از ۵۰۰ سال پیش، ایران برای عبور از تنگه هرمز عوارض می‌گرفت؛ این تقریباً مشابه سیاستی است که برخی تحلیلگران برای امروز تنگه هرمز در نظر می‌گیرند.

پرتغالی_ها در جزیره هرمز از غذا لذت می_برند

پرتغالی‌ها در جزیره هرمز از غذا لذت می‌برند

شاه عباس و پایان یک قرن حضور پرتغال

کنترل پرتغالی‌ها بر هرمز بیش از یک قرن ادامه یافت، اما در نهایت کاسه دمر شد. در دوره شاه عباس صفوی، ایران پس از تثبیت قدرت خود و کاهش فشار رقبای زمینی، توانست توجه بیشتری به سواحل و جزایر جنوبی معطوف کند.

تهدیدهای اصلی ایران در دوره صفوی برای مدت‌ها از خشکی می‌آمدند. رقابت با عثمانی‌ها، مسائل آسیای مرکزی و تحولات مرزهای شرقی از جمله این تهدیدها بودند. بنابراین، ایجاد یک نیروی دریایی قدرتمند و ورود به نبردی پرهزینه با پرتغال، در اولویت نبود.

اما شاه عباس در نهایت تصمیم گرفت پرتغالی‌ها را از هرمز بیرون براند. این اقدام در سال ۱۶۲۲ و با همکاری انگلیسی‌ها و تا حدی در سایه رقابت قدرت‌های اروپایی با پرتغال انجام شد. پرتغال از هرمز بیرون رانده شد و یکی از مهم‌ترین فصل‌های حضور مستقیم این قدرت اروپایی در خلیج فارس پایان یافت.

پس از آن نیز تاریخ هرمز مسیر ثابتی نداشت. این منطقه در دوره‌های مختلف اهمیت و رونق متفاوتی را تجربه کرد و در دهه ۱۷۰۰ به دست سلطان‌نشین عمان افتاد. تغییر مسیرهای تجارت جهانی، ظهور قدرت‌های دریایی جدید و جابه‌جایی مسیرهای اصلی کشتیرانی باعث شد هرمز برای مدتی بخشی از اهمیت پیشین خود را از دست بدهد.

پرتغال رفت، بریتانیا آمد

اما این به معنای پایان رقابت قدرت‌های خارجی در خلیج فارس نبود. با افول پرتغال، بریتانیا به تدریج به یکی از بازیگران اصلی منطقه تبدیل شد. بریتانیایی‌ها که هند را به یکی از مهم‌ترین بخش‌های امپراتوری خود تبدیل کرده بودند، امنیت مسیرهای دریایی منتهی به این سرزمین را مسئله‌ای حیاتی می‌دانستند. خلیج فارس نیز در همین مسیر قرار داشت و به تدریج به یکی از حوزه‌های مهم نفوذ لندن تبدیل شد.

در قرن نوزدهم، بریتانیا نفوذ گسترده‌ای در سواحل و بنادر خلیج فارس پیدا کرد. با این حال، برخلاف پرتغالی‌ها که حضور مستقیم و نظامی آنان در هرمز به تصرف جزیره و استقرار در آن گره خورده بود، نفوذ بریتانیا بیشتر در قالب کنترل مسیرهای دریایی، حضور در بنادر منطقه و ایجاد شبکه‌ای از توافق‌ها و روابط سیاسی با شیخ‌نشین‌های ساحلی شکل گرفت.

خلیج فارس برای بریتانیا یکی از حلقه‌های مهم ارتباط با هند بود. در واقع، این پهنه بخشی از مسیر ارتباطی با هند محسوب می‌شد و هرگونه تهدید علیه کشتیرانی در آن می‌توانست منافع امپراتوری بریتانیا را تحت تاثیر قرار دهد؛ چراکه هند در آن زمان یکی از مهم‌ترین مستعمرات بریتانیا بود. به همین دلیل، لندن به مرور حضور خود را در این منطقه گسترش داد و به یکی از قدرت‌های اصلی دریایی خلیج فارس تبدیل شد.

با وجود این، در قرن نوزدهم تنگه هرمز هنوز جایگاه امروزی خود را در اقتصاد جهان نداشت. اهمیت آن بیش از هر چیز به تجارت منطقه‌ای و مسیرهای دریایی میان هند، خلیج فارس و سرزمین‌های اطراف مربوط می‌شد و قدرت پراکنی بریتانیا به چشم نمی‌آمد. این نفت بود که چند دهه بعد، همه چیز را تغییر داد و هرمز را بار دیگر از یک گذرگاه مهم منطقه‌ای به یکی از حساس‌ترین نقاط جهان تبدیل کرد که یک تنه بخش بزرگی از نوسانات بازار انرژی جهان را در دست دارد.

نفت، هرمز را دوباره به مرکز جهان بازگرداند

بازگشت هرمز به مرکز توجه جهانی بیش از هر چیز با نفت ارتباط داشت. با کشف نفت در مسجدسلیمان در سال ۱۹۰۸ و گسترش تدریجی صنعت نفت در ایران و سپس سراسر منطقه، ورق برای هرمز هم برگشت.

در آن نقطه از تاریخ هرمز به گذرگاهی برای انتقال یکی از مهم‌ترین منابع انرژی جهان تبدیل شد. نفتکش‌های عظیم برای عبور از خلیج فارس و رسیدن به دریای عمان باید از این مسیر عبور می‌کردند و همین مسئله به تدریج تنگه هرمز را به یک گلوگاه استراتژیک در اقتصاد جهانی تبدیل کرد.

امروز نیز هرگونه تنش درباره این تنگه، تنها مسئله‌ای ایزوله میان ایران و آمریکا یا کشورهای منطقه نیست. امنیت انرژی، بازارهای جهانی و مسیر تجارت دریایی به آن گره خورده است. شاید از همین روست که بار دیگر سودای تصرف آن، حتی به طنز، بر زبان سیاستمداران می‌نشیند. چه‌بسا اهمیت امروز تنگه هرمز، با توجه به نقش آن در انتقال انرژی جهان، از دوران اوج خود در زمان هجوم پرتغالی‌ها نیز بیشتر شده باشد.

تبلیغات
نویسنده : طناز سادات حسینی فر
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات