یادداشت فرید زکریا: چرا جنگ علیه ایران، تبدیل به یک کلاس درس برای دنیا شده؟
زکریا جنگ ایران را نمونهای روشن از نحوه از دست رفتن اعتبار میداند. به گفته او، عربستان سعودی و قطر تنها یک سال پیش از ترامپ تعهدات امنیتی دریافت کرده بودند.
فرید زکریا، تحلیلگر و ستوننویس واشنگتنپست، در یادداشتی نوشت: یک «زمینلرزه کوچک ژئوپلیتیکی» در منطقه رخ داده است؛ جایی که عربستان سعودی و ترکیه، پس از سالها رقابت و خصومت، به همراه پاکستان توافقی دفاعی امضا کردهاند که بر اساس آن حمله به یکی از اعضا، حمله به همه تلقی خواهد شد.
به گزارش فرارو، به نوشته زکریا، این توافق که با عنوان «توافق دفاعی مشترک مکه» شناخته میشود، در ساختاری شبیه به ناتو شکل گرفته و نشانهای از تغییرات عمیق در محاسبات امنیتی کشورهای منطقه است.
از رقیب منطقهای تا شریک امنیتی
روابط امنیتی پاکستان و عربستان سعودی سابقهای طولانی دارد، اما رابطه ریاض و آنکارا داستان متفاوتی داشته است. دو کشور طی سالهای گذشته بر سر موضوعاتی مانند قطر، مصر، اخوانالمسلمین و بهویژه قتل جمال خاشقجی در کنسولگری عربستان در استانبول با یکدیگر اختلافات جدی داشتند.
زکریا معتقد است پرسش اصلی این است که چه عاملی توانسته چنین رقبایی را به یکدیگر نزدیک کند.
پاسخ او کوتاه است: دونالد ترامپ؛ یا دقیقتر، کاهش اعتماد ریاض و آنکارا به ترامپ و وعدههای او.
جنگ ایران و فرسایش اعتبار آمریکا
زکریا جنگ ایران را نمونهای روشن از نحوه از دست رفتن اعتبار میداند. به گفته او، عربستان سعودی و قطر تنها یک سال پیش از ترامپ تعهدات امنیتی دریافت کرده بودند، اما رفتار رئیسجمهور آمریکا باعث شده متحدان واشنگتن درباره دوام و اعتبار این تعهدات تردید کنند.
او به اظهارات مکرر ترامپ درباره نزدیک بودن توافق با ایران اشاره میکند و مینویسد که تا اواسط ژوئن، دستکم ۳۸ اظهارنظر از رئیسجمهور آمریکا ثبت شده بود که در آنها از نزدیک بودن توافق یا تمایل شدید تهران برای دستیابی به توافق سخن گفته بود. با این حال، یک مقام ایرانی به رویترز گفته بود مذاکرات «مطلقاً هیچ پیشرفتی» نداشته است.
از نگاه زکریا، تکرار چنین تناقضهایی باعث شده دولتهای خارجی اظهارات ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال را ترکیبی از واقعیت و خیال تلقی کنند.
اروپا هم دیگر مطمئن نیست
این وضعیت، به اعتقاد زکریا، تنها محدود به خاورمیانه نیست و نشانههای آن در اروپا نیز دیده میشود.
او به تغییرات مکرر در سیاست نظامی آمریکا در قبال اروپا اشاره میکند؛ از اعلام خروج هزاران نیروی آمریکایی از آلمان گرفته تا لغو یک استقرار برنامهریزیشده نیرو در لهستان و سپس اعلام اعزام نیروهای بیشتر به این کشور.
به نوشته زکریا، ترامپ گاهی میگوید آمریکا در صورت تهدید روسیه از اروپا دفاع نخواهد کرد و گاهی موضعی کاملاً متفاوت میگیرد.
او میپرسد: اگر وزیر دفاع یک کشور اروپایی باشید، چگونه میتوانید بر اساس چنین سیاستی یک برنامه نظامی ۱۰ساله طراحی کنید؟
مسئله فقط لفاظی نیست؛ بحث بر سر قدرت آمریکاست
زکریا تأکید میکند که موضوع فراتر از سبک شخصی ریاستجمهوری ترامپ یا اظهارات جنجالی اوست و مستقیماً به یکی از مهمترین عناصر قدرت آمریکا مربوط میشود: اعتبار.
ایالات متحده طی هشت دهه، علاوه بر ناوهای هواپیمابر، جنگندههای پیشرفته و توان نظامی گسترده، نوعی سرمایه ناملموس ایجاد کرده بود: این باور که تعهدات آمریکا قابل اتکا هستند.
متحدان واشنگتن تصور میکردند تعهدات امنیتی آمریکا با تغییر دولتها از بین نمیرود و دشمنان نیز میدانستند تهدیدهای آمریکا، حتی در صورت اغراق، از وزن و اعتبار واقعی برخوردار است.
زکریا میپذیرد که این سیستم هیچگاه بینقص نبوده و آمریکا نیز وعدههایی را نقض کرده و مرتکب اشتباه شده است؛ اما یک فرض اساسی وجود داشت: آمریکا بازیگری قابل پیشبینی است و حرف رئیسجمهور آمریکا اهمیت دارد.
وقتی متحدان به دنبال گزینه جایگزین میروند
به نوشته زکریا، ترامپ با وعدهها و تهدیدها بهگونهای رفتار میکند که گویی در حال انجام یک بازی بزرگ بلوفزنی است. اما به گفته او، غیرقابل پیشبینی بودن در یک ائتلاف نظامی با غیرقابل پیشبینی بودن در یک معامله تجاری یا ملکی تفاوت اساسی دارد.
اگر متحدان آمریکا ندانند نیروهای آمریکایی اعزام میشوند یا خارج خواهند شد، تعرفهها افزایش پیدا میکنند یا کاهش مییابند و توافقهای امضاشده تا چه زمانی معتبر خواهند بود، نتیجه الزاماً افزایش تبعیت آنها از واشنگتن نیست.
نتیجه میتواند برعکس باشد: حرکت به سمت استقلال بیشتر. کشورها در چنین شرایطی شروع به ساختن «بیمه» برای خود میکنند.
زکریا به چند نمونه اشاره میکند: دانمارک به جای سامانه آمریکایی پاتریوت، سامانه پدافند هوایی SAMP/T فرانسوی-ایتالیایی را انتخاب کرده، کانادا درباره خرید جنگندههای F-35 تجدیدنظر کرده و کشورهای اروپایی سرمایهگذاری بیشتری در صنایع دفاعی خود انجام دادهاند.
کره جنوبی نیز به یکی از صادرکنندگان مهم تسلیحات به کشورهای اروپایی عضو ناتو تبدیل شده و در تأمین سامانههای پدافند هوایی کشورهای خلیج فارس نیز نقش پیدا کرده است.
در حوزه فناوری نیز برخی کشورهای اروپایی در تلاشند وابستگی خود به زیرساختها و شرکتهای آمریکایی را کاهش دهند.
و اکنون، به نوشته زکریا، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان نیز در حال شکل دادن به یک معماری امنیتی مستقلتر هستند.
یک تغییر تدریجی، نه یک گسست ناگهانی
زکریا تأکید میکند که هیچیک از این اقدامات بهتنهایی به معنای قطع رابطه با واشنگتن نیست. اما وقتی همه این تحولات در کنار یکدیگر قرار میگیرند، تصویری از کاهش تدریجی اعتماد به تعهدات آمریکا شکل میگیرد.
همین مسئله درباره تهدیدهای اقتصادی آمریکا نیز صدق میکند. اگر واشنگتن بارها تهدید به اعمال تعرفه کند، امتیاز بگیرد و سپس دوباره تهدید به تعرفههای بیشتر کند، دولتها ممکن است به این نتیجه برسند که سازش با آمریکا لزوماً امنیت یا ثبات بیشتری برایشان ایجاد نمیکند.
در چنین شرایطی، راهبرد منطقی ایجاد گزینههای جایگزین است.
حتی اسرائیل هم محتاطتر شده است
زکریا در ادامه مینویسد که حتی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز در برابر پیشنهادهای ترامپ با احتیاط بیشتری برخورد میکند.
او به رد سریع طرح ۱۵مادهای ترامپ درباره غزه اشاره میکند و یادآور میشود که نتانیاهو طی سالهای گذشته شاهد طرحها و پیشنهادهای متعددی از سوی ترامپ بوده که با تبلیغات فراوان مطرح شدهاند اما مدت کوتاهی بعد کنار گذاشته شدهاند.
زکریا نمونه «ریویِرای غزه» را نیز در همین چارچوب یادآوری میکند.
قدرتهای بزرگ چگونه افول میکنند؟
به اعتقاد زکریا، افول قدرتهای بزرگ الزاماً با یک شکست نظامی بزرگ و تاریخی اتفاق نمیافتد. گاهی روند افول از جایی آغاز میشود که کشورهای دیگر بهتدریج دست از سازماندهی جهان خود حول آن قدرت برمیدارند.
او تأکید میکند که آمریکا همچنان قدرتی عظیم است؛ دارای قدرتمندترین ارتش جهان، فناوریهای پیشرفته، بازارهای سرمایه گسترده، ائتلافهای مهم و دلار بهعنوان ارز مسلط جهانی.
اما در کنار همه اینها، اعتبار نیز یک دارایی است. داراییای که طی نسلها ساخته شده و میتواند در مدت کوتاهی از بین برود.
درسی از بحران موشکی کوبا
زکریا در پایان به یکی از نمادینترین لحظات تاریخ جنگ سرد اشاره میکند. در جریان بحران موشکی کوبا، جان اف. کندی، رئیسجمهور وقت آمریکا، دین آچسون، وزیر خارجه پیشین، را نزد شارل دوگل، رئیسجمهور فرانسه، فرستاد تا او را از کشف موشکهای هستهای شوروی در کوبا مطلع کند. آچسون تصاویر شناسایی هوایی را نیز برای اثبات این موضوع همراه داشت. اما دوگل، که هرگز خود را تابع آمریکا نمیدانست، تصاویر را کنار گذاشت و گفت نیازی به دیدن مدرک ندارد. او به حرف رئیسجمهور آمریکا اعتماد داشت.
زکریا معتقد است تصور چنین صحنهای در جهان امروز بسیار دشوار است؛ و همین، شاید بهترین تصویر از هزینهای باشد که یک قدرت بزرگ برای از دست دادن اعتبار خود میپردازد.