ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۳۶۷۲

احمد بخشایش اردستانی در گفتگو با فرارو تحلیل کرد

سناریوهای آمریکا در برابر ایران چیست؟

سناریوهای آمریکا در برابر ایران چیست؟

یک نماینده مجلس گفت ایالات متحده فهمیده از مسیر نظامی به اهدافش نمی‌رسد و حالا بازگشت به میز مذاکره برایش سودآورتر است؛ اما کنترل شاهراه هرمز، همچنان قدرتمندترین برگ برنده تهران در این جنگ اقتصادی خواهد بود.

فرارو- گزارش‌های اخیر رسانه‌های غربی حاکی از چرخش معنادار در رویکرد دولت دونالد ترامپ است. به نظر می‌رسد واشنگتن اکنون استراتژی خود را تغییر داده است. 

به گزارش فرارو، بر اساس گزارش‌های منتشر شده، مشاوران کاخ سفید با ارائه آمار و ارقامی از آثار تحریم‌ها، رئیس‌جمهوری آمریکا را به تشدید فشارهای اقتصادی و مسدودسازی مسیرهای تجاری ترغیب کرده‌اند. اما پرسش اساسی اینجاست که آیا محاصره دریایی و اعمال فشارهای فلج‌کننده اقتصادی می‌تواند جایگزین مناسبی برای گزینه ناکام نظامی باشد؟؟

احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با فرارو تأکید می‌کند که تداوم فشارهای اقتصادی لزوماً به معنای برتری و دستِ بالای آمریکا در این مناقشه نیست. وی بر این باور است که تا زمانی که کنترل و امنیت تنگه هرمز در اختیار جمهوری اسلامی ایران باشد، تهران همچنان قدرتمندترین اهرم بازدارنده را برای مقابله با تحریم‌ها و محاصره دریایی ایالات متحده در اختیار خواهد داشت.

آیا ترامپ از گزینه نظامی ناامید شده است؟

احمد بخشایش اردستانی در خصوص میزان اثربخشی تشدید اهرم فشار آمریکا علیه ایران اظهار داشت: «تا پیش از تحولات و درگیری‌های اخیر در تنگه هرمز، شاید تهدید ایران به اعمال فشارهای گسترده اقتصادی، می‌توانست نگران‌کننده به نظر برسد. طبیعتاً اگر کنترل تنگه هرمز از دست ایران خارج می‌شد، کشور به لحاظ اقتصادی در تنگنای بسیار شدیدی قرار می‌گرفت. با توجه به اینکه مبادلات مالی ما بر پایه دلار استوار است، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا (OFAC) به عنوان بازوی اجرایی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در نظارت و اعمال تحریم‌ها، منابع ارزی ایران را به شدت کنترل کرده و معمولاً مانع از دسترسی ما به این پول‌ها می‌شود.»

وی در ادامه با اشاره به روند تأمین کالاهای اساسی افزود: «حتی واردات برخی محصولات کشاورزی از آمریکا با واسطه که در دولت شهید رئیسی آغاز شد و در دولت فعلی نیز ادامه دارد، در همین چارچوب تحریمی صورت می‌گیرد. اما تا زمانی که تسلط بر تنگه هرمز در دست ایران باشد، حتی در صورت محدودیت شدید درآمدهای ارزی، این گذرگاه راهبردی به عنوان یک اهرم فشار قدرتمند در اختیار ما خواهد بود.»

این نماینده مجلس تصریح کرد: «در واقع، قدرت بازدارندگی ایران در این نهفته است که اجازه ندهد کشتی‌های متعلق به کشورهای تحریم‌کننده به راحتی در این آبراه عبور و مرور داشته باشند، یا اینکه می‌تواند برای تردد آن‌ها تعرفه‌های سنگین‌تری وضع نماید. از این رو، تصور نمی‌کنم فشارهای اقتصادی در دوره جدید بتواند مانند سال‌های گذشته به عنوان یک اهرم بلامنازع برای واشنگتن عمل کند.»

وی تأکید کرد: «شاید این محاصره و فشارها در کوتاه‌مدت آزاردهنده باشد، اما در بلندمدت با اتکا به مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز کاملاً قابل کنترل است. حتی در صورت اصرار آمریکا بر تداوم فشارها، بعید است متحدان واشنگتن با این سیاست همراهی کامل داشته باشند؛ چرا که آن‌ها به هیچ‌وجه تمایلی ندارند در موازنه تحریم‌ها، قربانی ابزارهای فشار متقابل ایران شوند.»

آمریکا در جنگ به هدفش نرسید؛ چرا مذاکره دوباره جدی شده است؟

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی با اشاره به مطرح شدن مجدد گزینه گفتگو و مذاکره گفت: «ترامپ به خوبی دریافته است که بنا به دلایل متعدد، نمی‌تواند ایران را صرفاً از طریق گزینه نظامی به زانو درآورد. آمریکا با حملات متعدد به محدوده هرمز، بندرعباس و قشم تلاش کرد بانک‌های اطلاعاتی خود را تکمیل کند و حتی به زعم خویش، شهرهای موشکی و سامانه‌های پدافندی ما را هدف قرار داد؛ اما با وجود تمام این تحرکات، ایران کنترل تنگه هرمز را از دست نداد. بنابراین، ایالات متحده به لحاظ نظامی در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است.»

وی ادامه داد: «البته اسرائیل تمایل شدیدی دارد که درگیری نظامی میان ایران و آمریکا تداوم یابد تا ایران تضعیف شود، اما استراتژی کلی آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها علاقه‌ای به درگیر شدن در یک جنگ فرسایشی و طولانی‌مدت ندارند. درس‌هایی که واشنگتن از جنگ‌های کره و ویتنام آموخته، آن‌ها را به این نتیجه رسانده که جنگ‌های برق‌آسا و سریع‌السیر برایشان مطلوب‌تر است.»

بخشایش اردستانی با یادآوری سوابق درگیری‌ها افزود: «درگیری‌های نظامی اخیر آمریکا با ایران شامل نبردهای ۱۲ روزه، ۱۳ روزه و ۴۰ روزه بوده است. این نشان می‌دهد که ما تقابل‌های کلاسیک طولانی‌مدت نداشته‌ایم، هرچند که درگیر جنگی فرسایشی بوده‌ایم. از آنجا که ایالات متحده نتوانسته از مسیر نظامی به خواسته‌های خود دست یابد، بازگشت به میز مذاکره و تبادل امتیازات می‌تواند برای آن‌ها گزینه‌ای به مراتب سودآورتر باشد.»

تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران در جنگ اقتصادی؟

بخشایش اردستانی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: «حتی اگر آمریکا با اعمال محاصره دریایی، فشارهای اقتصادی را تشدید کند، جمهوری اسلامی ایران همچنان ابزارهای قدرتمندی برای تقابل در اختیار دارد که مهم‌ترینِ آن‌ها تنگه هرمز است. تا زمانی که کنترل این گذرگاه حیاتی و راهبردی در دستان ایران باشد، رویای آمریکا برای تبدیل فشارهای اقتصادی به یک محاصره کامل، هرگز به سادگی محقق نخواهد شد.»

وی افزود: «حتی در سخت‌ترین شرایط تحریمی و محدودیت‌های مالی، تنگه هرمز قابلیت آن را دارد که به عنوان یک اهرم فشار متقابل مورد استفاده قرار گیرد؛ اهرمی که پیامدهای آن تنها محدود به ایران نخواهد ماند و می‌تواند اقتصاد جهانی و حتی متحدان ایالات متحده را نیز تحت تأثیر جدی قرار دهد.»

این تحلیلگر مسائل سیاسی درباره تأثیر فشارهای اقتصادی بر جامعه خاطرنشان کرد: «طبیعتاً نمی‌توانیم آثار و تبعات فشار اقتصادی بر زندگی مردم را نادیده بگیریم. با این حال، ما اکنون در یک وضعیت جنگی قرار داریم و تجربه تاریخی ثابت کرده است که ملت ایران در زمان درگیری کشور با یک قدرت خارجی، هرگز دست به اقداماتی علیه حاکمیت نمی‌زنند. عموماً مردم مطالبات و اعتراضات خود را به دوران پس از جنگ موکول می‌کنند؛ اما این امر به معنای آن نیست که می‌توانیم خواسته‌های برحق مردم را نادیده بگیریم.»

وی در پایان هشدار داد: «حقیقت این است که احتمال بروز اعتراضات مردمی پس از پایان درگیری‌ها، یک سناریوی کاملاً جدی است. این اعتراضات معمولاً در بستری مسالمت‌آمیز آغاز می‌شوند، اما چنانچه جامعه احساس کند که صدای اعتراضات مسالمت‌آمیزش شنیده نمی‌شود، ممکن است به سمت خشونت کشیده شود. اگر حتی صلح پایدار برقرار شود و توافقنامه‌های جدی به امضا برسد، اما در عمل سفره‌های مردم کوچک‌تر شده، گرانی‌ها تشدید گردد و اقشار آسیب‌پذیر مورد حمایت قرار نگیرند، شرایط داخلی می‌تواند به شدت ملتهب و شکننده باشد.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
خط داغ